خروج نیروهای خارجی و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری با توجه به معیار های دموکراتیک و شفاف و از همه مهمتر تامین امنیت در افغانستان با توجه به فشارهای روزافزون از ناحیه طالبان و مشکلات معیشتی و اقتصادی که مردم افغانستان با آن درگیرند، باعث نگرانی بسیاری شده است.
چالشهای پیش رو ضرورت هم اندیشی نخبگان کشور را می طلبد که با ارائه راهکاری مناسب جلوی بسیاری از نابسامانی های پیش رو را بگیرند.
دکتر محمد تقی مناقبی، نویسنده و پژوهشگر در زمینه حقوق و علوم سیاسی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شیعیان افغانستان (شفقنا افغانستان) اظهار داشت: امنیت ملی به خصوص در افغانستان بحث خیلی پیچیده ای است که در آن عناصر داخلی و خارجی (کشورهای همسایه و قدرتهای بزرگ) تاثیر گذار هستند. بدون تردید با خروج نیروهای خارجی یک وقفه یا سکته در افغانستان ایجاد خواهد شد. حداقل آسیب با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، تاثیر روانی (ثبات تعریف شده) که بخاطر وجود این نیروها در افغانستان حاکم بود از بین می رود. منتهی بیش از خروج نیروهای آمریکایی دو عامل دیگر در امنیت افغانستان بسیار تاثیر گذار است: 1- انتخابات پیش رو که اگر به آرامی و درستی برگزار شود در حفظ ثبات و امنیت افغانستان بسیار موثر است . 2-تغییر سیاست های دولت فعلی و برخوردی که با موافقان و ناقضان صلح و امنیت دارد. سیاست های دولت حاضر نه تنها کمکی به ایجاد صلح و امنیت ندارد بلکه . عین باج دهی به ناقضان صلح و امنیت تلقی می شود و اگر این سیاست ادامه پیدا کند، بدون شک کشور را با چالش های جدی مواجه خواهد کرد .
وی در باره ی موضوع وظیفه ی دولت و ملت پس از خروج نیروهای آمریکایی با ابراز تاسف گفت: در افغانستان هنوز ملتی شکل نگرفته است و ما در ابتدای راه بسوی یکپارچگی و تشکیل ملت واحد هستیم . برای مثال: ارزش ها و اصول دموکراتیک که در قانون اساسی وجود دارد اگر به درستی اجرا شود، قدم های آغازین راه بسوی شکلگیری ملت واحد است. متاسفانه با بیباوری به عدالت و برابری که در حاکمیت کنونی افغانستان وجود دارد و طبقه بندی کردن مردم افغانستان تا حال مانع تشکیل ملت واحد شده است. ملت شدن به معنای برابری است، به معنای همان چیزی که در قانون اساسی ذکر شده و اگر قانون در عمل هم در حوزه های مختلف از قبیل: برخورداری از منابع، آموزش، انکشاف و توسعه، اقتصاد و … اجرا شود، زودتر به سطح یک ملت واحد خواهیم رسید؛ اما در رابطه به بحث وظیفه دولت و ملت باید گفت: با توجه به وجود سالیان دراز جنگ در افغانستان، مردم خسته شده اند و برای حفظ صلح و امنیت می کوشند. در واقع درگیری ها مربوط به گروه های خاصی می باشد که در نا امنی به دنبال منافع شخصی و باندی خود می گردند. مردم افغانستان بدون تردید می توانند با هوشیاری و حساسیت بیشتر خود این گونه اشخاص و گروه ها را در درون خود جای ندهند و طرد نمایند. در قسمت سربازگیری با آنها همکاری نکنند. مردم با آگاهی دادن به نوجوانان و جوانان نگذارند این گروه ها بر روی آنان تاثیر گذار باشند و در گام بعدی باید به ارتش، پلیس و اردوی ملی افغانستان اعتماد کنند و موارد مشکوک را به آنها گزارش دهند و در همه ی موارد دیگر برای بهبود امنیت همکاری لازم را به عمل آورند. این ها وظیفه ی مردم نسبت به برقراری صلح و ایجاد امنیت در افغانستان است؛ اما حکومت (دولت) افغانستان برای ایجاد و حفظ امنیت مهمترین کاری که می تواند انجام دهد این است که : 1)حوزه ی کشف و اطلاعات را قوی کند و گرو ه هایی را که علت نا امنی و جنگ هستند، شناسایی کنند و سرکوب نمایند. 2)شیوه ی باج دهی فعلی به تروریسم را کنار بگذارد و با جنایتکاران و اخلالگران با قدرت برخورد نماید. چون در حوزه ی سیاست یک اصل است که دولت باید از حوزه ی اقتدار با اموری مثل گرو هایی که ایجاد ناامنی می کنند و … برخورد نماید. اگر دولت مثل یک کدخدا با ریش سفیدی، باج دهی و التماس بخواهد امنیت را برقرار کند، کاری از پیش نخواهد برد. بنابر این وظیفه ی دولت این است که حوزه ی کشف و اطلاع رسانی و هم حوزه ی نظامی را تقویت کند. شایان ذکر است که سال گذشته حدود 4000 هزار نیروی ارتش و پلیس برای حفظ و ایجاد امنیت کشته و زخمی شدند این در حالی است که تروریست ها و اشخاص متهم به انتحاری یکی پس از دیگری از زندان ها آزاد می شوند. در این صورت اولا: سربازی که سعی در گرفتن متهمان و تروریست ها دارند،تضعیف روحیه می شوند. دوما: آن تروریست یا متهم بعد از آزادی بیشتر ترغیب به ادامه جنایت ها و ایجاد ناامنی در کشور می شود. آیا با چنین سیاست ها و حاکمیتی می توان امیدوار بود که نیروهای ارتش، پلیس و اردوی ملی با تلاش و کوشش وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهند؟ به طور مثال: اخیرا جسد ملا عبدالرقیب از فرماندهان طالبان با تشریفات فراوان با بالگرد ارتش افغانستان از پاکستان به ولایت تخار افغانستان انتقال یافت، در حالیکه این اقدامات برای کشتههای خود ارتش اعمال نمیشود. آیا اینها خیانت به مردم افغانستان نیست ؟
بنابراین دولت باید هر چه زودتر این سیاست ها را قطع و راهکار اصولی که معمولا حکومت های دیگر در مقابل گروه های دهشت افکن و کسانی که باعث ایجاد رعب و وحشت مردم می شوند، اعمال مینمایند.
دکتر مناقبی در رابطه با موضوع آسیب های ناشی از خروج نیروهای آمریکایی گفت: با صرف نظر از مشکلات خاص حضور نیروهای خارجی در دراز مدت، بدون شک در کوتاه مدت، با خروج ناگهانی نیروهای آمریکایی در حوزه های مختلف دچار مشکلات فراوانی خواهیم شد. از جنبه اقتصادی مثلا از لحاظ جابجایی (نقل و انتقال )، تهیه مواد مصرفی (خوراک و …)، مکان اسکان و … از بازارهای افغانستان استفاده میکنند. از لحاظ نظامی: در قسمت کشف و اطلاعات نیروهای خارجی خیلی بهتر نسبت به نیروهای داخلی عمل می کنند. در قسمت کنترل طیارات بدون سرنشین و بمباران های هوایی نیز نیروهای خارجی، موفق بوده اند و اگر با خروج نیروهای آمریکایی این نوع همکاری های نظامی قطع شود، کاستی بزرگی متوجه ارتش و پلیس افغانستان خواهد کرد. در حوزه ی حکومت داری خوب و تربیت کادرهای فنی و مسلکی: مستشارانی از نیروهای خارجی وجود دارد و این اشخاص برای مردم افغانستان در حوزه های مختلف کمک می کنند. اگر با خروج نیروهای آمریکایی این مستشاران نیز از کشور خارج شوند، در این حوزهها نیز خلاء ایجاد میشود. در ادارات و ارگانهای حکومتی ما کادرهای فنی و مسلکی بسیار کم است و حضور همکاران خارجی سوای برخی مشکلات، مفید میباشد. حال، دولت افغانستان می تواند با اتخاذ تدابیر درست و پیدا کردن راهحلها و جایگزین مناسب داخلی به صورت تدریجی تا حد امکان این آسیب ها را به حداقل برسانند.
ایشان در ادامه افزود: بدون تردید خلاء ایجاد شده برای کوتاه مدت به نظر میرسد که قابل جبران نباشد به خصوص در بخش حمایت و پشتیبانی لوژستیکی و هوایی از نیروهای رزمی افغانستان که این مشکل نیز به تدریج با مدیریت صحیح و گذشت زمان برطرف خواهد شد. نکته قابل توجه این است که مهمتر از جنگ نظامی وجود جنگ روانی در داخل افغانستان است. به عنوان مثال: مخالفان دولت سنگر مشخصی ندارند که دولت بداند از کدام منطقه حمله صورت می گیرد، مخالفان با ایجاد نا امنی و ایجاد رعب و وحشت و تبلیغات رسانه های داخلی و متاسفانه تبلیغات نامناسب از داخل حلقه های مدیریتی افغانستان باعث شده است که مخالفان مانند یک ببر کاغذی بزرگ نمایانده شوند. مخالفان دولت افغانستان بسیار قوی نیستند و با وجود امکانات فعلی و مدیریت قوی نیز قابل کنترل می باشند و در نهایت باید با کشورهای تروریست پرور که به کشور ما صادرات جنگ و انتحاری دارند، تلاش کنیم به تفاهم برسیم. دولت باید به نکاتی چون متقاضیان ورود به پلیس و اردوی ملی سخت گیری های لازم را در نظر داشته باشند تا نیروهای دشمن (جاسوس) وارد نظام نشود. در عین حال باید از نیروهایی که در تأمین امنیت و مبارزه با دهشت افکنی نقش اساسی دارند، تقدیر صورتگیرد.
دکتر مناقبی مکانیزم قانونی افغانستان برای محدود کردن داوطلبان کاندید ریاست جمهوری به تعداد کاندیداهای واقعی را جالب دانست و گفت: هر شخصی که نامزد در پست ریاست جمهوری باشد باید در مرحله ی اول مبلغ معتنابهی پول به حساب دولت واریز نماید و در صورت عدم انتخاب و کسر آراء قابل بازگشت نخواهد بود. مرحله ی دوم هر کاندید باید حداقل کپی 10000 هزار کارت رأی دهی در همان موقع ثبت نام ریاست جمهوری داشته باشد تا مشخص شود که در میان مردم طرفدار دارد. بنابراین این دو عامل می تواند کاندیداهای غیر جدی را از شرکت در انتخابات حذف کند. ولی به نظر میرسد تا یک هفته مانده به انتخابات تعدادی از این کاندیداهای یازده گانهی کنونی با توجه به شانس برنده شدن یا نشدن با کاندیدی که با اهداف آن در یک راستا قرار دارد و احتمال برنده شدن بیشتری دارد، به نفع آن کناره گیری کند و در نهایت در روز انتخابات 3 الی 4 کاندید بیشتر حضور نخواهند داشت و مردم می تواند به کاندید مورد نظر رای دهند.
استاد موسسه تحصیلات عالی خواجه عبدا… انصاری، نقش احزاب را در گرم کردن تنور انتخابات مهم عنوان کرد و افزود: احزاب در افغانستان گرچه از مجاری قانونی وارد شده اند اما فاقد بسترهای مدنی و سیاسی طبیعی هستند. در افغانستان در دوره ی جهاد و نیز بعد از 11 سپتامبر 2001 که تحولات زیادی پیش آمد حدود 100 حزب در وزارت عدلیه افغانستان به ثبت رسید. اما این احزاب بیشتر تامین کننده ی نیازها و منافع باندها و گروه های خاصی بودند و به منافع عموم مردم کمتر توجهی داشتند. احزاب در افغانستان بستر قومی و منطقه ای دارند و بستر ملی ندارند. در عین حال نقش بسیار مهمی در گرم کردن تنور انتخابات دارند، زیرا اغلب احزاب در افغانستان دارای رسانه دیداری، شنیداری می باشد و خوشبختانه در رسانه های افغانستان آزادی بیان وجود دارد و احزاب می تواند از طریق ابزارهایی که در اختیارشان هست نسبت به کاندید مورد نظرشان تبلیغات و فعالیت داشته باشند. بدون تردید وقتی سخن از دموکراسی به میان می آید دو کلمه آزادی و احزاب در ذهن ها تجسم می یابند. اگر حزب در یک جامعه دموکراتیک وجود نداشته باشد آن دموکراسی ناقص است. چون واقعا حزب در خیلی از موارد می تواند به عنوان اهرم های فشار قانونی برای کنترل و تعدیل دولت تاثیرگذار باشد، به خصوص در افغانستان که با وجود نظام متمرکز که متاسفانه قدرت بلوکه شده و در اختیار یک شخص (رئیس جمهور) است. در چنین حالتی وجود احزاب باتمام کاستیها، آب حیات است. با تمام نواقصی که احزاب در افغانستان دارد این احزاب می توانند نماینده های بخشی از مردم افغانستان و بخشی از تفکرات و اندیشه های مردم افغانستان باشند و اینها بدون تردید هم در حوزه ی گرم کردن تنور انتخابات و هم در مطرح کردن مطالبات عمومی مردم نقش بسزایی دارند. مثلا در افغانستان حدود 60 کانال تلویزیونی فعال می باشد و اکثر اینها از مجاری حزبی تغذیه می شوند و سخن احزاب را می گویند و خواسته و ناخواسته مجبورند در برنامه های خود بخشی از مطالبات مردم را به زبان آورند.
ایشان در پاسخ به سوالی در باره تاریخچه و پیشینه دموکراسی در افغانستان تصریح کرد: سیر دموکراسی در افغانستان تاریخچه ی غمباری دارد. اولین دولت مدرن در افغانستان زمان امان ا… خان در سال 1920 م تاسیس شد و اولین قانون اساسی نوشته شد و عملا تا حدودی کوشش شد که دولت قانونمند شکل بگیرد. تلاش های وی در سال 1928 م با شورشهای مشکوک که در افغانستان صورت گرفت، ناکام ماند. بعد از مدت ها در سال (1343 ه ش) قانون دموکراتیک تازه ای توسط ظاهر خان بوجود آمد که در آن بحث تفکیک قوا مطرح شد، اختیارات شاه محدود شد و عنوان شد که صدر اعظم و کابینه نباید از بستگان خاندان سلطنتی باشد. مطبوعات تا حدودی آزاد شد و این گام های نخست دموکراسی در افغانستان بود. در سال( 1352 ه ش) کودتای محمد داوود خان صورت گرفت و حکومت جمهوری اعلام شد که به غیر از اسم جمهوری همه کارهای حکومت دیکتاتوری مطلق بود و نه تنها عاملی برای پیشرفت کشور نبود بلکه افغانستان را به 50 سال عقب تر برگرداند. شاخصهای دموکراسی از قبیل رای مردم، پارلمان، و تفکیک قوا از میان رفت و قوه قضاییه تحت اداره وزارت عدلیه در آمد و شخص رئیس جمهور همزمان چهار وزارت کلیدی دیگر را شخصا اداره میکرد! در ادامه بعد از کودتای کمونیست ها در سال( 1357 ه ش) ، یک حزب کمونیست با دو شاخه خلق و پرچم کشور را اداره می کرد و بعد هم دوره ی مجاهدین و طالبان که مشخص است در دهه اخیر که دموکراسی نوپا مبتنی بر قانون اساسی جدید و عمدتا برگرفته از قانون اساسی دوره ظاهر شاه (سال 1343 ه ش)بنیان گذاری شده است. بنابراین، گذشته دموکراسی در افغانستان گذشته قابل ذکری نیست با این وجود، در دهه اخیر در همه حوزه ها فعالیت های خوبی صورت گرفته است.
مناقبی خاطر نشان کرد : متاسفانه در 150 سال اخیر سیاست های حاکمیتها فراتر از قومیتی بلکه فاشیستی بوده و از ابزار قومیت، مذهب و زبان برای جدا کردن اقوام و راحت حکومت کردن بر مردم استفاده شده است. مثلا نادر خان در اقدام علیه هزاره ها، تاجیک ها و ازبکها از ارتش کمتر استفاده میکرد؛ بلکه با تامین نیازهای نظامی و وعده های غنیمت از جنگ یک قوم یا منطقه را بر علیه قومی دیگر تحریک می کرد. این مسئله باعث شد که تفرقه بین اقوام افغانستان ایجاد شود. در دوران جهاد مردم در کمال برادری و نیکی با یکدیگر همکاری داشتند البته این به معنای وحدت ملی نبود. مشکل درحال حاضر اینست که در حاکمیت بین اقوام مختلف تبعیض وجود دارد و ارزش ها و مقررات دموکراتیک به صورت صحیح در جامعه اجرا نمی شود. دلیل دیگر عدم وجود همبستگی بین مردم است. راه حل هم این است که همانطور که ذکر شد اگر حاکمیت اصلاح شود، تفکیک قوا به درستی صورت گیرد و ارزش های قانون اساسی به صورت برابر بین همه مردم افغانستان رعایت شود و از همه مهمتر عدالت اجتماعی به طور یکسان بین همه شهروندان وجود داشته باشد، همبستگی ایجاد می شود. خواسته های اقوام و احزاب مختلف در افغانستان از دولت شبیه یکدیگر هستند و تفاوت آنچنانی ندارند. خواسته هایی از قبیل: تامین عدالت، تامین امنیت، از بین بردن فساد اداری، دست کشیدن از اعمال تبعیض، از بین رفتن نابرابری ها و … است. شایان ذکر است در افغانستان هیچ قوم یا گروهی صحبت از تجزیه به میان نمی آورد.
وی در پایان اظهار داشت: در عرصه ی بین المللی چشم جهان به این انتخابات افغانستان دوخته شده است چون در سال جاری هم بحث خروج نیروهای خارجی و هم مسئله انتقال حاکمیت و انتخابات مطرح است لذا از پیچیدگی خاصی برخوردار است و جهان با نگرانی و جدیت چشم به فرجام انتخابات افغانستان دوختهاند.
* دکتر محمد تقی مناقبی؛متولد 1356 ولایت دایکندی و استاد موسسه تحصیلات عالی خواجه عبدالله انصاری و نویسنده و مترجم چندین جلد کتاب و بیش از 50 مقاله علمی، حقوقی، فقهی و سیاسی می باشد.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
