شفقناافغانستان-۸ صبح نوشت: امروز امریکا و گروه طالبان به احتمال زیاد موافقتنامهای را امضا میکنند که نه تنها به جنگ میان آنان پایان میدهد، بلکه این گروه را تا سرحد متحد واشنگتن ارتقا میدهد.
پیشنویس موافقتنامهای که قرار است امضا شود، نزد هیچیک از بلندپایهگان حکومت افغانستان نیست.
حتا برخی از اعضای کنگره امریکا میگویند که موافقتنامهای را که طالبان و واشنگتن قرار است امروز امضا کنند، تا حال ندیدهاند.
به نظر میرسد که طالبان، امریکا و قطر مشروح مسایلی را که روی آن به توافق رسیدهاند، مخفی نگهداشتهاند.
برخی از رسانههای امریکایی به نقل از منابعشان نوشتهاند که موافقتنامهای که گروه طالبان و امریکا امضا میکنند، ضمایم محرمانه هم دارد که تا مدت طولانی فاش نخواهد شد.
به نظر میرسد که شورای رهبری طالبان نمیخواهد که ضمایم محرمانهی سندی که قرار است با ایالات متحده امضا میکنند، روشن شود.
موافقتنامهای که گروه طالبان و امریکا امضا میکنند، این باور را در ذهن جنگجویان طالبان تقویت خواهد کرد که آنان جنگ را از ایالات متحده بردهاند.
به احتمال زیاد پس از امضای این موافقتنامه جنگجویان طالب سرشک پیروزی خواهند ریخت.
پخش زندهی مراسم امضای این موافقتنامه برای بسیاری از نظامیان و جنرالان ایالات متحده که در افغانستان خدمت کردهاند نیز ناگوار تمام خواهد شد.
جنرالانی که در افغانستان خدمت کرده بودند، تمام تلاششان را به خرج دادند تا شورشگری طالبان را با استفاده از نیروی نظامی مهار کنند، اما انتظار آنان برآورده نشد.
برخی از جنرالهای بازنشستهی ایالات متحده از جمله جنرال دیوید پترایوس که در جامعهی امنیتی و نظامی امریکا نظامی توانا و کارکشته شناخته میشود، مخالف امضای موافقتنامهی پایان جنگ با گروه طالباناند.
در امریکا حتا خروج نظامیان امریکایی از افغانستان بدون امضای موافقتنامهی پایان جنگ با گروه طالبان هم طرفدار دارد. ولی به رغم این واقعیتها حکومت ترمپ تصمیم گرفت که موافقتنامهی پایان جنگ و خروج نظامیان امریکایی از افغانستان را با گروه طالبان مذاکره کند.
در موافقتنامهای که امروز امضا میشود گروه طالبان جدول زمانی خروج تدریجی نیروهای امریکایی از افغانستان را به دست آورده است. در مقابل گروه طالبان به ایالات متحده ضمانت مبارزه با جهادیسم جهانی و انفصال از آن را داده است. گزارشهایی هم وجود دارد که امریکا و طالبان به توافق رسیدهاند که به صورت مشترک با دشمنان امریکا مبارزه کنند.
سفیر خلیلزاد که از جانب امریکا موافقتنامهی پایان جنگ و خروج نیروهای امریکایی را مذاکره کرده است، به احتمال زیاد پس از امضای این موافقتنامه صاحب اعتبار و وجههی بیشتر در امریکا میشود.
خلیلزاد با امضای این توافق با گروه طالبان نه تنها برای ترمپ پوششی برای کاهش نیروها در افغانستان فراهم کرد، بلکه از گروه طالبان تعهد گرفت تا با دشمنان امریکا بجنگند.
خلیلزاد در مقالهای که در سال ۱۹۹۶ پس از اشغال کابل توسط طالبان برای واشنگتنپست نوشته بود، نیز آورده بود که امریکا و طالبان در اخراج بنلادن از افغانستان و مبارزه با جهادیسم جهانی منافع مشترک دارند.
در آن زمان چنین توافقی با گروه طالبان حاصل نشد. طالبان با اشغال کابل و جلالآباد دست همکاری و اتحاد به بنلادن دادند. بنلادن که از رهبران تنظیمها که دوستان سابق او بودند، دلخور بود، به رهبر و بنیانگذار طالبان بیعت کرد.
یک روایت این است که بنلادن پس از این که برنامهریزی هستههای هامبورگ و کولالامپور القاعده را منظور کرد و به آن اجازه داد حملهی ۱۱ سپتامبر را انجام دهند، ملامحمد عمر را اغفال کرد و او را در جریان تمام آنچه که انجام دادهاست، قرار نداد. اگر این روایت درست باشد، ملامحمد عمر به رغم فریبی که خورده بود، تا آخر در کنار بنلادن ایستاد و حتا حکومتش را فدای سر او کرد.
ولی امروز سفیر خلیلزاد از همان طالبانی که خودشان را پیرو ملامحمد عمر میدانند تعهد گرفته است که با القاعده/ پیروان بنلادن به کمک امریکا بجنگند و آنان را از صفوفشان برانند.
سالها قبل ویلیام دایرامپل تاریخشناس معروف بریتانیایی پیشبینی کرده بود که چهارمین مداخلهی نظامی غرب در افغانستان نیز با بنبست نظامی روبهرو میشود و دیپلماتهای غربی با به دستآوردن یک امتیاز سیاسی، به مداخلهی نظامی به نحوی پایان میدهند.
تعهد طالبان به مبارزه با القاعده و جدایی از صفوف جهادیسم جهانی، امتیازی است که خلیلزاد در مذاکره با گروه طالبان به آن دست یافته است.
اگر پنتاگون نتوانست شورش طالبان را مهار کند، دستگاه دیپلماسی ایالات متحده ظاهراً توانسته است که آنان را از صف جهادیسم جهانی بیرون کند.
ایالات متحده مذاکرهی طالبان با جمهوری اسلامی افغانستان را که در آن یک نقشهی راه برای رسیدن به یک افغانستان مسالمتآمیز به دست بیاید، هدف مهم سیاست خارجیاش قرار داده است.
سفیر خلیلزاد بارها گفته بود که ماموریت او در کنار گرفتن تضمین مبارزه با تروریسم از طالبان، تسهیل گفتوگوهای میانافغانی نیز هست تا در آن روی نقشهی راه و مکانیزمی توافق شود که بر اساس آن طالبان هم سیاسی شوند و در ادارهی کشور و جامعه سهم بگیرند.
تا هنوز روشن نیست که نقشهی راه و مکانیزم پیشنهادی طالبان چیست ولی چیزی که واضح است این است که مذاکرهی میانافغانی مثل نشست بن سال ۲۰۰۱ ساده نخواهد بود.
در نشست بن حکومت طالبان سقوط کرده بود و تلاش همه بر این امر متمرکز بود که افغانستان بدل به یک دموکراسی انتخاباتی شود. همهی آنانی که در نشست بن حضور داشتند، رسیدن به یک دموکراسی انتخاباتی را در تیوری پذیرفته بودند. ولی مذاکرات بینالافغانیای که قرار است تا ۱۰ روز دیگر در ناروی آغاز شود، گفتوگوی جمهوری اسلامی افغانستان و امارت اسلامی طالبان خواهد بود.
نوع نظام سیاسی یکی از ابعاد منازعهی طالبان و دولت افغانستان است. افغانستان در تیوری یک دموکراسی انتخاباتی تعریف میشود، اما طالبان خودشان را امارت اسلامی میخوانند. امارت اسلامی در سادهترین تعریف یک حکومت غیر انتخابی است که ادعا میکند، مشروعیت دینی دارد.
موضوع نظام سیاسی آینده و مکانیزم شریک شدن طالبان در ادارهی کشور تا رسیدن به یک توافق نهایی روی نوع نظام در مذاکرات میانافغانی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
اگر طالبان در مذاکرات میانافغانی خواستار تشکیل یک ادارهی موقت شوند، روشن است که رییسجمهور کنونی افغانستان که حال وثیقهی پیروزی در انتخابات را نیز به دست دارد، آن را نمیپذیرد، به همین دلیل است که مذاکرهی میانافغانی بسیار پیچیده خواهد بود و کسی نمیتواند پایان آن را پیشبینی کند. اگر طالبان در همان آغاز به برگشت امارت و بیعت به امیرالمومنینشان اصرار کنند، مذاکره شکست میخورد.
