شفقنا افغانستان- وزارت خارجه آمریکا با اعلام امار دروغین جمعیت هزاره ها به دنبال به چالش کشاندن ، وضعیت کشور است، کشوری که با صد ها چالش و بحران رو برو می باشد، مانند چالش و بحران صلح با طالبان، با چنین آمار های می خواهد، کشور را به سمت یک بحران دیگر سوق دهد، و هژمون قومی غالب را همچنان اکثریت قرار دهد و حق و حقوق دیگر اقوام را نادیده بگیرد؛ و با نگاه علمی بستر سازی ناعادلانه را گسترش نماید، در این زمینه محمد مهدی افضلی در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری شفقناافغانستان قرار داده است به ابعاد مختلف این خیانت بزرگ پرداخته که مشروح آن به شرح زیر می باشد:
محمد مهدی افضلی در این یادداشت هدف آمریکایی ها را از این گزارش دروغین در نکات زیر بیان کرده است:
یکم: در جوامعیکه عدالت اجتماعی، مبنای تسهیم قدرت و توزیع ثروت و فرصت است، هویتها، در دسترسی افراد به حقوقشان دخالت چندانی ندارد. هر شهروند/عضوی از امت، از تمام فرصتها و امکانات به صورت عادلانه بهرهمند خواهد شد. اما در جوامعیکه تبعیض وجود دارد یا توزیع امکانات و فرصتها بر مبنای مولفههای هویت شکل میگیرد، تقلیل/ تکثیر نفوس، بیعدالتی را دامن میزند.
دوم: آمار و روشهای آماری در دایرهی وسیعی از علوم انسانی کاربرد دارد و در جمعیتشناسی و به تبع اقتصاد و سیاست نقش موثر ایفا میکند. ادعا این است که علم، ایدئولوژی نیست و بر همین اساس، طرفداران این نگاه، بومیسازی علوم انسانی یا دینیسازی علوم به طور کلی و حتی جهتگیری ارزشی یافتن تکنولوژیرا ریشخند میکنند.
سوم: در کشوری مثل افغانستان به دلیل شکل نگرفتن احزاب مقتدر گفتمان محور، توزیع فرصتها و امکانات، برمبنای تمایزهای نژادی و قومی است. آنچه از کنفرانس بن به بعد، به یک رویه بدل شد، اکنون معیار تعامل در حقوق شهروندی و تقسیم قدرت و فرصتهاست.
چهارم: مغربزمین، پس از فروپاشی بلوک شرق و نظام سوسیالیستی، در تئوری و عمل، اسلامرا یکی از رقیبان سرسخت خود تلقی میکند. از جنگتمدنهایـهانتینگتون که اسلام و کنفوسیوس را در تقابل با تمدن غربی تلقی کرد تا آنچه در جهتگیریها و خطمشیهای غرب، به ویژه ایالات متحده رخ نمود، اسلام سیاسی به تعبیر غربیان و به تعبیر درستتر جنبشاحیاگرانه/تمدنگرایانهی اسلامی، رقیب اصلی لیبرالیسم به شمار میرود.
پنجم: در سدهی اخیر، اخوانالمسلمین در مصر و نظامسیاسی مبتنی بر ولایت فقیه در ایران و اسلام اجتماعی با رویکرد رقیق سیاسی در ترکیه، همواره مورد هجمهی چند وجهی غرب بوده و خواهد بود. در ترکیه با کودتاییکه علیه نجمالدین اربکان صورت پذیرفت، در همین مسیر قابل تعریف است. حتی با سیطرهی شاگردان وی، جهتگیریها و اهداف، تفاوت چندانی با غرب نداشت. در مصر، طی چندین مرحله، ضمن حمایت از کودتای نظامی توسط مبارک و سیسی، اخوانیها زندانی، اعدام و سرکوب شدند. انقلاب اسلامی ایران با داعیهی مردمسالاری دینی، هنوز در برابر غرب، با وجودکاستیها و ناملایمات درونی و موانع درونی و بیرونی، اما اقتدار خویشرا تثبیت کرده است.
ششم: نگارنده، ضمن برائت از نگاه فرقهگرایانه و اعتقاد و التزام به اتحاد، انسجام، عزت و اقتدار اسلامی، در تحلیلها به این نتیجه رهنمون شده است که فعلا یکی از کانونهای اقتدار اسلامیرا شکلگیری مردمسالاری دینی در ایران، با تمام کاستیهای آن، قوام میبخشد.
هفتم: امریکاییها چنین برداشت دارند که شیعه در هرکجا حضور داشته باشد، به عنوان عمق استراتیژیک ایران عمل میکند. به همین دلیل، چند راهبرد عمده را در دستور کار خویش قرار دادهاند. یکی بسترسازی برای جدایی عاطفی، احساسی، تاریخی و هویتی میان همه مسلمانها است که بر اساس آن، از جمله، ایرانهراسی و شیعههراسی در میان اهلسنت در کل جهان اسلام دنبال میشود و دیگری با استفاده از تفاوتهای فکری میان متفکران و صاحبنظران شیعی، برجستهسازی آنرا پی میگیرد و سوم، با سوء استفاده از زخمهای عاطفی و احساسی ناشی از مهاجرت همسایگان به ایران، توسط امپراطوری رسانهای خود، به پوشش رسانهای وقایع ناگوار اهتمام میورزد تا به تشکیل جبهههای مشترک در راستای اهداف خود و تضعیف کانونهای اقتدار تشکیل دهندهی احیاگری/تمدنگرایی اسلامی، همت گمارد.
هشتم: در آستانهی عملیاتیشدن مذاکرات صلح بینالافغانی، با کنار زدن نقاب نگاه علمی، علم آمار نیز ایدئولوژیک میشود. هدف اصلی اعلان میزان جمعیت، به زعم آنها، در راستای به حاشیه راندن تشیع و هزارهها از کانون قدرت است. جلوهی از تئوری جنگ تمدنها، تضعیف کانونهای اقتدار تمدنهای مقابل تمدن غربی، از مجرای نشانه رفتن عمق استراتیژیک یکی از کانونهای اقتدار اسلامی است.
نهم: لیبرالیسم غربی بدون نقاب، در سیاست داخلی از طریق زانوـبرـگلو به نمایش گذاشته میشود و در عرصهی بینالملل از طریق اعمال زور از یکسو و اختلاف افکنی از سوی دیگر در حال پیگیری است، مسیر خنثیسازی آن در افغانستان، از یکطرف با سرشماریـدقیقـنفوس از یکسو و عبورـازـاحساسات و عواطف از سوی دیگر و توجه به اهداف کلان امت اسلامی، یعنی عدالت، کرامت و عزت انسانی و پیگیری تمدنـنوینـاسلامی است. لیبرالیسم بدون نقاب، جز تنازع بقا و داروینیسم اجتماعی، اندیشهی دیگری را دنبال نمیکند. چنین نباشد که نیروی فعالان مسلمان صرف تضعیف خودشان شود و لندغرسالاری در جهان تحکیم یابد.
