شفقنا افغانستان- آمریکا می خواهد جنگ بیست ساله افغانستان را به هر شکل ممکن پایان دهد، پایان یافتن جنگ اگر به بهای گفتگو و مصالحه با طالبان هم باشد، آنها ابایی ازین موضوع ندارند.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان؛ توافقنامه صلح افغانستان در تاریخ 10 حوت 1398 در دوحه قطر میان زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه ایالات متحده آمریکا و ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان و پس از چند دوره فشرده مذاکره به امضا رسید.
چهار ماه پس از امضای این توافقنامه شورای امنیت ملی افغانستان در گزارشی از شدت گرفتن حملات طالبان در ولایات مختلف با انجام بیش از 420 عملیات تروریستی و کشته شدن 291 نیروی امنیتی خبر داده است.
داکتر سردارمحمد رحیمی، استاد دانشگاه و عضو گروه سیاسی آینده افغانستان، دلایل عمده ناامنی های اخیر پس از امضای توافقنامه صلح آمریکا و طالبان را ناشی از انگیزه های گروه طالبان برای بدست گرفتن دوباره قدرت در افغانستان می داند.
رحیمی می گوید: امتناع ورزیدن طالبان از مذاکره با دولت افغانستان پس از موافقتنامه صلح و تاکید آنها بر مذاکره با گروههای سیاسی افغانستان نشان دهنده این مساله است که طالبان در کلیتی به نام افغانستان، خود را مسلط و در جایگاه قدرت برتر می بینند.
وی همچنین با اشاره به اینکه ایالات متحده آمریکا در سال 2001 و پس از حوادث یازده سپتامبر، طالبان را از قدرت به زیر کشید، می گوید: حالا پس از گذشت بیست سال، طالبان دوباره خود را در همان موقعیت سال 2001 می بیند، طالبان معتقدند که پس از صلح با آمریکا به جغرافیای افغانستان دست خواهند یافت و نظام سیاسی گذشته خود را دوباره اعمار خواهند کرد و فعلا مانعی که پیش روی خود می بینند، دولت کنونی افغانستان است.
عضو گروه سیاسی آینده افغانستان اظهار می دارد: تصور طالبان اینست که اگر حمایت آمریکا از دولت برداشته شود، دولت دیگر تاب مقاومت در برابر طالبان را ندارد و آنها می توانند به راحتی بر تمام افغانستان مسلط شوند. ازین منظر طبیعی است که بعد از امضای توافقنامه صلح، ناامنی تداوم پیدا کند و حتی بیشتر هم شود. طالبان پس از توافقنامه صلح در صدد هستند که در سه حوزه اقتصادی، سیاسی و جغرافیایی گسترده تر عمل کنند.
رحیمی با اشاره به فعالیتهای اخیر گروه طالبان می افزاید: در حوزه سیاسی طالبان در حال گفتگو با کشورهای همسایه و ایالات متحده آمریکا هستند(باتوجه به چراغ سبز آمریکاییها)، در حوزه نظامی بدنبال تصرف ولسوالیهای بیشتر و گسترش حوزه نفوذ جغرافیایی خود و در حوزه اقتصادی نیز بدنبال جلب و جذب منابع اقتصادی بیشتر برای ادامه حیات خود هستند. همه این عوامل در کنار یکدیگر باعث تداوم و گسترش جنگ و ناامنی پس از توافقنامه صلح میان آمریکا و طالبان می شود.
شفقنا: افغانستان پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی چه سرنوشتی خواهد داشت؟
رحیمی در ادامه بیان داشت: اینکه به چه میزان حکومت فعلی می تواند در تعامل با مردم افغانستان در مقابل نیروهای طالبان مقاومت بکند، در سرنوشت افغانستان موثر است. تا سال 2024 با توجه به اینکه تعهدات مالی از طرف تمویل کننده های بین المللی وجود دارد، حتی اگر حکومت افغانستان آمادگی صلح با طالبان را نداشته باشد، امکان مقاومت و مقابله وجود دارد، اما پس از 2024 باید دید که چه تحولاتی در سیاست خارجی آمریکا و کشورهای کمک کننده به افغانستان بوجود خواهد آمد. اگر این تعهدات مالی وجود داشته باشد و تداوم یابد و نیروهای اردو و پلیس افغانستان تمویل شوند، اینگونه احساس می شود که کماکان دوام حکومت ممکن خواهد بود، البته در کنار اینکه جنگ و ناامنی نیز تداوم خواهد داشت.
وی درادامه تصریح کرد: از سوی دیگر اگر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان به معنی کاهش کمکهای مالی و نزدیکی بیشتر آمریکا با طالبان باشد، افغانستان بسمت این می رود که جزایر قدرت مجددا در مناطق مختلف شکل بگیرد(مثل تجاربی که در گذشته داشته ایم) و البته اینبار به شکل جدیدتری جزیره های فدرالی ایجاد شود و قطعا این مساله موج جدیدی از ناامنی و بی ثباتی را در کشور و منطقه بوجود خواهد آورد که می تواند تکرار وضعیت گذشته در فرمی جدید باشد.
رحیمی با اشاره به تغییرات محسوس در سیاست خارجی آمریکا نسبت به افغانستان، اظهار داشت: آنچه واضح است اینست که ایالات متحده آمریکا می خواهد جنگ بیست ساله افغانستان را به هر شکل ممکن پایان دهد، پایان یافتن جنگ اگر به بهای گفتگو و مصالحه با طالبان هم باشد، آنها ابایی ازین موضوع ندارند!
این پژوهشگر و استاد دانشگاه گفت: نوعیت نظام سیاسی افغانستان، وضعیت اقلیتها، مساله حقوق زنان، متاسفانه در سیاست خارجی آمریکا جزء اولویت های اول نیست، اولویت اول آنها تثبیت موقعیت آمریکا در منطقه آسیای جنوبی با بازیگرانی مثل هند و پاکستان و برخی کشورهای دیگر است. ازین منظر مساله افغانستان بطور خاص برای آنها موضوعیت اساسی ندارد، بنابراین اگر حکومتی در افغانستان، چه طالبان چه هر نوع حکومت مشارکتی دیگری با حضور طالبان که منافع استراتژیک آمریکا در منطقه را با چالش مواجه نکند، برای دولت آمریکا مطلوب خواهد بود.
وی همچنین تصریح کرد: اما این وضعیت طبعا برای مردم افغانستان نگران کننده و نامطلوب است، خصوصا برای گروههای قومی و اقلیتها که می توانند ازین جهت آسیب پذیر باشند، آمریکایی ها بیشتر تلاش خواهند که بر اساس موافقتنامه ای که امضا کرده اند، تعاملات خود را با طالبان پیش ببرند و دولت افغانستان را متقاعد بکنند که به طالبان سهم اساسی در یک حکومت ائتلافی بدهند تا از این طریق بتوانند افغانستان را مدیریت کنند.
رحیمی با اشاره به انتخابات پیش روی آمریکا، بیان داشت: تداوم دولت آقای ترامپ و پیروز شدنش در انتخابات پیش روی آمریکا و یا آمدن دموکراتها به قدرت تا حدی می تواند مساله صلح افغانستان را تعدیل یا به شکل افراطی تر پیش ببرد.
شفقنا: چشم اندازه صلح در افغانستان را چه گونه می بینید؟
داکتر سردارمحمد رحیمی، با بیان اینکه پروسه صلح در افغانستان بیشتر به یک چانه زنی سیاسی و یک تغییر آرایش نیروها در افغانستان تبدیل شده، عنوان کرد: در عمل پروسه صلح به معنی آمادگی جدید نیروهای سیاسی مثل گروههای قومی تاجیکها، هزاره ها، ازبک ها و پشتونهای دموکرات به یک شکل جدید برای مقابله است.
وی تصریح کرد: ما از سویی بسمت صلح و از سوی دیگر بسمت جنگی جدید با آرایشی جدید در حرکت هستیم. صلح عملا ظاهر مساله است، ما شاهد یک آرایش جدید برای مقابله و منازعه جدید هستیم.
عضو گروه آینده افغانستان با اشاره به عوامل درونی و بیرونی صلح در افغانستان گفت: در لایه بیرونی مسایل مختلفی مثل قدرتهای منطقه ای و جهانی مانند آمریکا، چین، روسیه، هند، ایران و پاکستان در این قضیه دخلیند.
وی گفت: فاکتورهای داخلی و خارجی دخیل در مساله صلح افغانستان در صورت تشکیل یک دولت ائتلافی یا شکل گیری مجدد جزایر قدرت در افغانستان، بدنبال منافع خود هستند، ازین جهت ما شاهد رقابت جدیدی که ابعاد منطقه ای نیز دارد، هستیم.
رحیمی در پایان تصریح کرد: حکومت افغانستان که فعلا مشروعیت نسبی دارد، می تواند نقش تعیین کننده ای در چشم اندازه آینده صلح داشته باشد، اینکه فضایی داشته باشیم که بسمت صلح باشد یا اینکه افغانستان بسوی تجربه جدیدی از جزایر قدرت برود.
تهیه و تنطیم: ابراهیم کریمی
