شفقناافغانستان-گاهی پیدا کردن یک وقت مناسب برای گوش دادن به حرفهای کودک مشکل است، ولی اگر به برقراری یک ارتباط خوب میاندیشید و میخواهید در موقع لزوم پیوندهای ارتباطی خوبی داشته باشید، انجام این کار برای شما ضروری است.
این وقت برای کودک هم ضروری است تا شخصاً فرصت صحبت کردن با هریک از والدین را پیدا کند؛ بهخصوص در کودکانی که والدین آنها از هم جدا شدهاند و یا ناپدری یا نامادری دارند. با فرارسیدن دوره بلوغ، آغاز چنین ارتباطی ممکن است قدری سخت باشد، ولی اگر شما این روند را در سنین پایینتر آغاز کنید، مسیر را در دوره بلوغ هموارتر میسازید. باید به کودکان اجازه داده شود تا در رخدادهای روزانه زندگی و احساساتشان را با شما در میان بگذارند و در بیان جزییات حوادث اتفاق افتاده، احساس آزادی بیشتری بکنند.
یک گفتگوی گرم و صمیمی، ولی بدون تداوم کافی نیست. ارتباط افزون برکیفیت دارای بْعد کۤمی نیز میباشد. این یک نکته بسیار مهم است و چیزی است که ما نمیتوانیم به اندازهی کافی روی آن تاکید کنیم. یک مکالمه طولانی نمیتواند جای سالها سکوت را پر کند. مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودک خود دستیابید.
بهطور مرتب با آنها گفتگو کنید، وقتی را به این کار اختصاص دهید، حتی اگر این وقت پنج دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت کردن میتواند متغییر باشد، اما جای آن باید در برنامه روزانهی شما مشخص باشد.
برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک میخواهد با شما صحبت کند، یا بهطور غیرشفاهی اشاره میکند که چیزی او را آزار میدهد، در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید؛ به خصوص برای کودکان خردسال. بهترین وقت همان موقع است. این گفتگو اغلب فقط چند دقیقه وقت میگیرد و این زمان به کودک اجازه میدهد تا چیزهایی را که گفتن آنها برای شما مهم است، با شما در میان بگذارد. اگر مجبورید وقت گفتگو را به تاخیر بیاندازید، وقت خاصی را مشخص کنید. بعد از تعیین قرار بدقولی نکنید.
تمام توجهتان را به او جلب کنید، به بقیه افراد خانواده بگویید که مزاحم شما نشوند. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که گویا تا آخر میخواهید گوش کنید. همانقدر که برای دوستانتان وقت میگذارید، برای کودک خود نیز وقت بگذارید.
سرصحبت را باز کنید. گاهی شروع صحبت برای کودکان مشکل است. پس سرصحبت را با جملاتی نظیری «چه شد؟»، یا «از چه ناراحتی» باز کنید ولی هرچه این جملات اختصاصیتر باشد موثرتر است. برای مثال ممکن است بگویید: «وقتی امروز از مکتب خانه آمدی به نظر ناراحت بودی، میخواهی راجع آن حرف بزنی؟» اگر کودک نشان داد که چیزی در مکتب اتفاق افتاده است، اما او نمیخواهد حالا در بارهاش صحبت کند، به او تفهیم کنید که آزاد است و میتواند در فرصت دیگری این کار را انجام بدهد. اگر فرزندتان اغلب با اصرار شما حاضر به صحبت میشود، به آرامی او را مجبور کنید سعی کنید داستان کتابی را که خواندهاید برایش تعریف کنید و گاهی همین که کنارش بنشینید و دستتان را دور گردنش حلقه کنید و در سکوت منتظر صحبت کردنش شوید، بهترین روش است.
به کودک اجازه صحبت کردن بدهید. وقتی صحبت را آغاز کردید از مهارتهای خود استفاده کنید تا مکالمه را زنده نگهدارید. افراد بالغ معمولاً تمایل دارند راهحلهایی پیشنهاد دهند و حتی برای کودکان بیان کنند، در برابر این وسوسهها مقاومت کنید. بسیاری از کودکان به ما میگویند که قادر به برقراری ارتباط با والدینشان نیستند، زیرا هربار که اقدام به این کار میکنند، منجر به یک نطق طولانی میشود. پس فقط گوش کنید و از پرسشها برای اعتماد کودک و حرف کشیدن از او استفاده کنید. از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما را میرساند. سعی کنید حرفهای کودک را به خودش برگردانید تا شما را با بخش بیشتری از احساساتاش شریک کند. این روش را چندین سال پیش دکتر «کارل راجرز» برای روانشناسانی که با افراد بالغ کار میکردند، طراحی کرده است. بعدها این روش برای کودکان نیز مورد استفاده قرار گرفت. در کتاب دکتر «توماس گوردون» آموزش موثر بودن برای والدین، از این روش به عنوان «گوش کردن فعال» نام برده شده است. گوش کردن فعال عبارت است از تکرار یا تفسیری آنچه که کودک به شما گفته است. اگر کودک میگوید: «احمد مرا سیلی زد»، شما پاسخ میدهید: «سیلی زد؟» سپس برای برانگیختن احساسات عمیقتر، میتوانید چنین بگویید: «احمد بهترین دوست توست، مطمینم که با این کارش تو را خیلی ناراحت کرده است.» باوجود اینکه ممکن است حدستان غلط باشد، حتی یک تفسیر نادرست هم در اغلب موارد در پیشرفت روند ارتباط اثر فزایندهی دارد. با پاسخهای کودک پیش بروید و بیشتر یک دوست دانا باشید تا یک پولیس کنجکاو. درنظر داشته باشید که شما در حال مشاهده دنیا از دید کودک هستید، نه لزوماً واقعیتی که اتفاق افتاده است. از این روش یا هر روش دیگر زیاد استفاده نکنید. اگر همهی جملات کودک را تکرار کنید یا مطالب زیادی از او بپرسید ممکن است خسته و آزردهخاطر شود.
بگذارید کودک حس کند شما از درد دل کردن با او خوشحال هستید. وقتی در مورد مشکلات زندگیاش با شما صحبت میکند، بگذارید حس کند که شما حس خوبی نسبت به این کار دارید. بتوانید به سادگی بگویید: «تشکر که درباره این موضوع با من صحبت کردی.» یا شاید میدانم صحبت کردن درباره این مساله چقدر برایت سخت بود و برای همدردی او را در آغوش بگرید.
