شفقنا افغانستان- از زمان شروع همهگیری کرونا تقریبا تمام کشورهای جهان مرزهای خود را بستهاند. در این مدت بیش از ۶۵۰۰۰ دستورالعمل ممنوعیت و محدودیت عبور و مرور صادر شده. این یعنی کاهش محسوس و ملموس مهاجرت؛ و حتی در این میان گفته میشود این روند ادامهدار خواهد بود و به عبارت بهتر حتی در صورت حل بحران کرونا و کشف واکسن هم بسیاری از کشورها به دلایل مختلف ممکن است تمایل کمتری به پذیرش بیگانگان و مهاجران داشته باشند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از اکونومیست؛ این نشریه در مقالهای درباره وضعیت مهاجران در عصر کووید ۱۹ نوشته که گفته میشود کرونا و هراسهای حاصل از آن روند مهاجرت را کند کرده و این اصلا به نفع دنیا نیست. از نظر نویسنده اکونومیست دلیل کاهش مهاجرت ترس مردمان کشورهای مهاجرپذیر است: «مردم ترسیدهاند: نه تنها به خاطر این بیماری بلکه به دلیل تبعاتی که گفته میشود کرونا خواهد داشت. کووید ۱۹ باعث بیکاری گسترده شده و بسیاری از رأیدهندگان معتقدند که مهاجران مشاغل مربوط به افراد محلی و بومی را از دست آنها درمیآورند و بنابراین احتمال میرود که حتی پس از رفع محدودیتهای سفر نیز مهاجرت حداقل تا مدت زمانی نه چندان کوتاه محدود بماند».
مقاله اکونومیست چنین آغاز میشود: با شروع همهگیری کرونا تقریبا تمام کشورهای جهان مرزهای خود را بستند. در این مدت بیش از ۶۵۰۰۰ دستورالعمل ممنوعیت و محدودیت عبور و مرور صادر شده. برای برخی از مناطق از جمله برخی از جزایر بستن و کنترل مرزها توانست زمان باارزشی برای آماده سازی جهت مقابله با کووید ۱۹ در اختیارشان قرار دهد. اما هزینههای این سکون و بیتحرکی جهانی بسیار زیاد است (نمودار را ببینید). میلیاردها مسافرت لغو شده به معنای میلیونها شغل از بین رفته، میلیونها زندگیهای متلاشی شده و بیشمار رویاهای معوق مانده است. به عنوان مثال، لغو و توقف پروازهای بانکداران و گردشگران به امارات متحده عربی باعث اخراج مهاجرانی شد که در صنعت هتلداری و گردشگری و رستورانداری فعالیت میکردند. خارجیهای بیکار باید خلیج فارس را ترک میکردند، اما تعداد زیادی از آنها نتوانستند، که آن هم خود به دلیل توقف و لغو پروازها بود. در کل میتوان گفت که در سطح جهان، دهها میلیون نفر از مهاجران در اثر کرونا متضرر شدند و یا پساندازهایی را که امیدوار بودند خانوادههایشان را از فقر نجات خواهد داد و فرزندانشان را به مدرسه خواهد فرستاد، از دست دادند. حتی کار بعضی از مهاجران به گدایی هم کشید و از آنجا که این عمل در امارات متحده عربی جرم محسوب میشود، چندین نفر هم در این کشور دستگیر شدند.
سیاستهای مهاجرتی در حال حاضر در اولویت برنامههای هیچ کشوری نیست و مادام که کرونا شیوع دارد، بازگشت به حالت عادی تا مدتها غیرممکن خواهد بود. اما دولتها دیر یا زود باید با این سؤال مهم دست و پنجه نرم کنند که آیا همانقدر که با آغوش باز از گردشگران و مسافران تجاری استقبال میکنند، پذیرای مهاجرین نیز خواهند شد؟
یک سری دلایل عاطفی وجود دارد که چرا کرونا ممکن است باعث شود بیشتر کشورها حتی پس از کشف واکسن و سرکوب همهگیری نیز کمتر تمایل به پذیرش خارجیها داشته باشند. مردم میترسند: نه فقط از این بیماری همهگیر، بلکه در مورد روزهای بعد از آن. بسیاری از افراد بیگانگان را با بیماری مربوط میدانند (اخبار دراماتیک مانند عبور یک قایق پر از مهاجران آلوده به کرونا از دریای مدیترانه میتواند شعله این احساس را بیشتر کند). ظن به بیگانگان از تبعات این نوع طرز فکر است و اصلا به همین دلیل است که افرادی که ظاهرشان به چینیها شبیه است، در بسیاری از کشورها مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند و نیز افرادی که ظاهرشان به آفریقاییها میخورد، در چین مورد آزار و اذیت قرار گرفتهاند. اصلا در راستای این طرز فکر است که رئیسجمهور دونالد ترامپ به ممنوعیت ورود مسافرین چینی به داخل آمریکا حکم داده یا اینکه یکی از اولین اقدامات دولت آفریقای جنوبی برای مهار کووید -۱۹ ساختن حصار در مرز با زیمبابوه بوده است (گرچه ویروس در حال حاضر در آفریقای جنوبی گسترش بیشتری دارد).
علاوه بر آن، کرونا باعث بروز بیکاری گستردهای شده است. بسیاری از رایدهندگان باور دارند که مهاجران مشاغلی را که باید به کارکنان بومی و محلی اختصاص یابد اشغال میکنند و این طرز فکر ممکن است حتی پس از شل شدن ممنوعیتها و محدودیتهای مهاجرتی نیز روند مهاجرت را کند نگه دارد. ترامپ یکی از سیاستمدارانی است که در رواج این نوع نگاه نقش داشته. در دستوری که او در ماه ژوئن برای تعلیق صدور ویزای کار صادر کرد، از خارجیها به عنوان خطراتی برای بازار کار آمریکا نام برده بود.
هر دوی این ترسها هراسهای قدرتمندی هستند، اما هیچکدام بنیادی نیستند. گردشگران و مسافرین تجاری بسیار بسیار بیشتر از مهاجران هستند. به عنوان مثال، در انگلیس، سال گذشته تعداد کل ورودیها ۶۰ برابر بیشتر از تعداد مهاجرانی بود که ثبت نام کرده بودند. هنگامی که امکان باز کردن مرزها برای مسافرتهای کوتاه مدت وجود دارد، باز کردن مرز برای مهاجران نیز ممکن است. بر خلاف گردشگران، افرادی که میخواهند سالها در کشوری بمانند، بیتردید اعتراضی به دو هفته قرنطینه هنگام ورود نخواهند داشت. موارد احتیاطی و پیشگیریکننده چون فاصله اجتماعی، ردیابی تماس با مبتلایان و ناقلان، شستن دست و آزمایش و مسایلی از این دست هم ربطی به ملیت ندارد.
این ایده که مهاجرتهای بیشتر به معنای کمبود شغل برای افراد محلی و بومی خواهد بود، نمونهای از نوعی مغالطه اقتصادی است که میپندارد در اقتصاد تعداد کارها و مشاغل ثابت است. این در حالی است که مهاجران علاوه بر صرف دستمزد خود در جامعه هدف، که مشاغل جدید ایجاد میکند، تنوع بیشتری از مهارتها را وارد بازار کار کرده و آن را کارآمدتر میکنند. در این میان اگر چه در شرایط فعلی و در کوتاه مدت شاید کشورهای ثروتمند به تعداد زیادی از کارگران هتل یا هواپیمایی احتیاج نداشته باشند، اما سیاستگذاران میتوانند با تعیین معیارهای پذیرش با هدف براورده کردن نیازهای محلی از پس این مشکل برایند.
این درست برعکس رویکرد بستن درهاست که ترامپ دنبال میکند. او تصمیم گرفته درها را به روی کارگران ماهر، انتقالات داخلی شرکتها و حتی دانشجویان خارجی که قرار است دورههایشان در روزهای آینده به صورت آنلاین برگزار شود، ببندد. چنین دستورالعملی مناسب یک آمریکای فقیر و منزوی است؛ جایی که کمپانیهای داخلیاش نمیتوانند بهترینها را استخدام کنند، سرمایهگذاران خارجی تمایلی برای سرمایهگذاری و به تبع آن رفع انسدادها و تنگناهایش ندارند و جوانان باهوشاش تصمیم به تحصیل و سکونت در کانادا میگیرند.
البته آمریکا تنها جایی نیست که در اثر این بیماری همهگیر ملیگرایان و طرفداران بومیگراییاش احساس نگرانی میکنند و فکر میکنند که مهاجران موجب عقبماندگی بومیها میشوند. ایتالیا هم نگران آفریقاییهایی است که از دریای مدیترانه عبور میکنند. و البته مالزی هم اخیرا چند قایق پناهندگان روهینگیایی را به آبهای بینالمللی بازگردانده است. رئیس ارتش مالدیو کارگران مهاجر را تهدید امنیتی نامیده که باعث بیکاری افراد محلی میشوند. آفریقای جنوبی هم در واکنش به این معضل اخیرا مغازههای مهاجران را در شهرها بسته و مشتریان مجبورند برای دسترسی به فروشگاههای مواد غذایی متعلق به بومیها چند کیلومتر پیادهروی کنند- که این خود ویروس را گسترش میدهد.
با این حال، کرونا با این که جهان را دچار سکون و بیحرکتی کرده، اما در عین حال برخی از مردم را نیز متوجه مزایای مهاجرت و جابجایی کرده است. مثلا بسیاری از رأیدهندگان در کشورهای ثروتمند متوجه شدهاند که بیشتر پزشکان شاغل در این کشورها اغلب از مهاجرین هستند. مثلا ۵۳٪ پزشکان استرالیا و ۲۹٪ پزشکان آمریکا از مهاجرین هستند. این مسئله در مورد پرستاران و کادر درمان که در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا هستند، نیز صادق است. یعنی هنگامی که مردم به احترام کادر درمان کلاه از سر برمیدارند، در واقع دارند بسیاری از خارجیها را تحسین میکنند.
مهاجران همچنین با حضور در مشاغل مرتبط با برداشت و پروسس مواد غذایی، تحویل غذا و بستههای پستی و البته رفع اشکالات نرمافزاری، امکان انجام کارامد بسیاری از کارها را در خانه (با خیال راحت) برای بسیاری از افراد ایجاد میکنند. آنها البته تنها در چنین مشاغلی فعال نیستند و در نوآوریهای علمی و تکنولوژی نیز نقش پررنگ فزایندهای دارند. حدود ۴۰٪ از دانشمندان علوم پزشکی و رشتههای مهم دیگر در آمریکا خارج از این کشور به دنیا آمدهاند. تحقیقات واکسن به تیمهای بزرگی از استعدادهای مختلف سراسر جهان وابسته است. نیمی از شرکتهای بزرگ فناوری آمریکایی توسط مهاجرین نسل اول یا دوم تأسیس شدهاند. و اگر بنیانگذار زوم هرگز چین را ترک نکرده بود، متخصصان در روزهای قرنطینه نمیتوانستند با همکارانشان در خانههاشان ارتباط داشته باشند.
پس در و پنجرهها را باز کنید!
برخی از کشورها ممکن است پس از همهگیری حتی نسبت به گذشتهشان نیز بیشتر سیاست درهای باز را دنبال کنند. ژاپن به “کارآموزان” خارجی، که آنها را کارگران مهاجر مینامد، اجازه فعالیت در مشاغل گوناگونی را میدهد. انگلیس با این که به دلیل برگزیت کمتر از اتحادیه اروپا پذیرای مهاجران خواهد بود، اما با این حال اعلام کرده به ۳ میلیون هنگکنگی اقامت بی قیدوشرط میدهد.
در واقع مهاجرت منافع و محاسنی دارد که چشم بستن بر آن عاقلانه و منطقی نیست. و پس از محو شدن کرونا و ترسهایش باز هم مهاجرت همانی خواهد بود که قبلاً نیز بود: ابزاری قدرتمند که میتواند بر فقر فقرا فایق آید، کشورهای ثروتمند را جوان کند و ایدههای جدیدی را در سراسر جهان پخدیدهش کند. همهگیری کرونا دلیلی برای گذشتن از این همه محاسن نیست».
