شفقناافغانستان-به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، آزادی آخرین گروه از زندانیان طالبان توسط دولت افغانستان، به معنای برداشته شدن آخرین موانع صلح در کشور افغانستان می باشد. موانعی که بیش از پیش شرایط این کشور را پیچیده کرده و منجر به قتل، جراحت و یا آوارگی تعداد کثیری از مردم افغانستان شده است. اما آیا این اقدام منجر به صلح طولانی مدت و پایدار در افغانستان می شود و یا به تداوم بحران ها و ناامنی ها دامن خواهد زد؟
آزادی تمام زندانیان طالبان و تداوم ناامنی و بی ثباتی ها با آزادی آخرین دسته از زندانیان گروه طالبان که در زندان های دولت افغانستان بسر می بردند، در ظاهر تمامی موانع صلح برداشته شده است ولیکن در میدان عمل ایجاد شرایط صلح آمیز و فراهم سازی ثبات نسبی و پایدار در افغانستان تا حدودی دور از انتظار به نظر می رسد.
در ابتدا لازم به توضیح است که شرایط کنونی افغانستان، بسیار پرتنش ارزیابی می شود و بازیگران موجود در این کشور، پیش زمینه های لازم برای ایجاد صلح پایدار و طولانی مدت را فراهم نکرده اند. به گونه ای که آمار خشونت ها علیه غیرنظامیان همچنان بالا ارزیابی می شود و بر طبق گزارش یوناما در نیمه نخست سال ۲۰۲۰، مجموعا ۳۴۵۸ نفر از غیر نظامیان کشته و یا زخمی شده اند. بنابراین نهال صلح در این شرایط هیچگاه رشد نخواهد کرد و شرایط همچنان پرچالش و پیچیده باقی خواهد ماند. در این شرایط گروه طالبان علاوه بر آنکه همچنان از حملات نظامی برای افزایش فشار به دولت افغانستان سود می برد، به گفته نهادهای امنیتی افغانستان، اخیرا از تاکتیک “حمله و انکار” استفاده می کند تا ضمن آنکه با انکار حملات، چهره ای موجه و مثبت از خود نشان دهد، اهرم فشار خود علیه دولت افغانستان را تداوم بخشیده و حفظ کند. نتیجتا در این شرایط مبهم و پرتنش، آزادی آخرین دسته از زندانیان طالبان، تنها اهرم چانه زنی دولت افغانستان را خواهد گرفت و در واقع امتیازی برای گروه طالبان محسوب می شود. در این میان، دولت افغانستان هیچ اهرمی را برای فشار و چانه زنی بر طرف مقابل در اختیار نخواهد داشت و نه تنها درهای صلح به روی افغانستان باز نخواهد شد بلکه شرایط بسیار پیچیده تر و پرتنش تر از قبل خواهد بود و در واقع گفتگوهای صلح در یک شرایط نابرابر میان دو طرف پیش خواهد رفت.
از سوی دیگر گروه طالبان هرچند صحبت از گفتگوهای بین الافغانی می کند ولیکن همچنان مشروعیت دولت افغانستان را زیرسوال می برد و در عمل از مرام و مسلک خود حمایت می کند. در واقع میان دو بازیگر درگیر، هیچ ایده و اندیشه مشترکی به منظور اجماع و فراهم سازی شرایط صلح آمیز شکل نگرفته است. مسئله اصلی، پاسخ به این پرسش اساسی است که اصولا در دور مذاکرات بین الافغانی بر چه ایده ی مشترکی گفتگو می شود درحالی که دو طرف همچنان بر تمایزات ایدئولوژیک و از سوی دیگر به درک متفاوت از شرایط مختلف و گوناگون پافشاری می کنند. برای مثال در پیام اخیر رهبر طالبان به مناسبت عید قربان، رهبری این گروه هرچند به ضرورت زندگی مسالمت آمیز در افغانستان اشاره می کند ولیکن هدف طالبان را استقلال کشور و “حاکمیت نظام خالص اسلامی” عنوان می کند. در حالی که همچنان میان دو بازیگر اختلافات و شکاف های گسترده ای از فهم و درک مفاهیم گوناگون وجود دارد و در عمل مشروعیت یکدیگر را زیر سوال می برند و به حذف یکدیگر می اندیشند،ایجاد شرایط صلح آمیز کمی دور از انتظار و بعید به نظر می رسد.
از سوی دیگر حتی اگر شرایط صلح در افغانستان فراهم باشد، دخالت ایالات متحده امریکا به بحرانی شدن اوضاع و پیچیده تر شدن شرایط می انجامد. امروزه دولت افغانستان در حالی که تا چند ماه پیش مخالف آزادی زندانیان طالبان بود، امروزه تحت فشار ایالات متحده امریکا، تن به آزادی آخرین دسته از زندانیان گروه طالبان می دهد و تحت فشار این کشور از شرایط پیش آمده استقبال می کند. در واقع گفتگوهای طالبان و دولت افغانستان زیر سایه فشارهای ایالات متحده، حتی اگر به نتیجه بیانجامد، موقت، کوتاه و شکننده خواهد بود و به سرعت شرایط را به پیش از تفاهم بازخواهد گرداند.
در پایان ذکر این نکته پر اهمیت است که تا زمانی که گفتگوهای بین الافغانی جامع و همه شمول نباشد و نقش مردم افغانستان در آن کمرنگ ارزیابی شود، از مقبولیت و نتیجه بخشی لازم برخوردار نخواهد بود و به بهبود اوضاع و فراهم سازی شرایط صلح آمیز در کشور افغانستان کمکی نخواهد کرد.
