خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین زکی ، کارشناس ارشد فقه و معارف اسلامی و مسئول موسسه نوید فردا در گفتگو با شفقنا، تعلیم و تربیه را از موضوعات مهم دین اسلام و مذهب تشیع عنوان کرده و گفت: تربیت از جایگاه مهمی در اسلام و مذهب تشیع برخوردار است و مذهب تشیع یکی از پربارترین وغنی ترین مذاهب در رابطه با مسائل تربیتی انسانها است.
*به طور کلی تربیت صحیح فرزندان از سوی والدین چه جایگاهی در دین اسلام و مذهب تشیع دارد؟
اسلام دین جامع و در عین حال با مبانی روشن و اصول صحیح از طرف خدای متعال به واسطه پیامبر گرامی اسلام(ص) به عنوان آخرین دین و تنها دینی که تحریف نشده ، به دست ما رسیده است. ما معتقدیم که برنامه های این دین جامع بوده و تا دامنه قیامت همچنان زنده هست و تمام ساحات اجتماعی ، فرهنگی ، خصوصی ، شخصی ، اقتصادی، سیاسی و همه ی ابعاد زندگی انسان را پوشش میدهد.
در رابطه با مسئله تربیت باید بگویم که تربیت و تعلیم یکی از ارکان دین ماست و خدای متعال نیز هدف از بعثت پیامبر گرامی اسلام(ص) و ارسال رسل در گذشته را نیز همین مسئله عنوان می نماید؛ آن جایی که می فرماید:« ما پیامبر را برای دو هدف تعلیم و تزکیه فرستادیم » که تزکیه در واقع دریچه ای است برای ورود به مسئله تربیت.
لازم است که در ابتدای بحث تعریفی از تربیت داشته باشیم زیرا در غیراین صورت بحث ما کمی مجمل خواهد بود؛ تربیت یک معنای لغوی دارد و یک معنای اصطلاحی؛ معنای لغوی تربیت از ربو یا از رببه گرفته شده و به هر صورت به معنای بلندی و برآمدگی هست اما در اصطلاح تعاریف گوناگی از تربیت وجود دارد اما تعریفی که از نظر بنده جامع تر به نظر می رسد این است که “تربیت در حقیقت برداشتن موانع و آماده کردن مقتضیات برای رشد و شکوفا نمودن استعداد ذاتی ای که خدا برای انسان قرار داده است.”
چون هر انسان دارای یک استعدادی است و این استعداد باید تحت تربیت قرار بگیرد و رشد یابد و اتفاقا یکی از امتیازاتی که انسان از سایر حیوانات دارد همین مسئله تربیت پذیری اوست، هرچند که بعضی حیوانات هم تربیت پذیرمی باشند اما نمی توان آنها را همانند انسان دانست زیرا خداوند به انسان یک خلاقیتی عطا فرموده که با آن می تواند قله های رفیعی از کمال و معنویت را بپیماید و به مرحله بالایی نائل گردد.
با توجه به تعریف و مطالبی که ذکر شد، اگر انسان می خواهد رشد و شکوفایی داشته باشد لذا برداشتن موانع و ایجاد مقتضی برای فرزند و برای یک نوجوان لازم است و در این زمینه خصوصا پدر و مادر (والدین) نقش اساسی و مهم دارند و در مرحله بعد هم مدرسه و ارگان های آموزشی هستند که این موانع را برطرف کرده و ایجاد مقتضی می نمایند تا انسان به آن حدی که اسلام و مذهب تشیع انتظار دارد، دست یابد.
نتیجتا می توانم عرض کنم که تربیت از جایگاه مهمی در اسلام و مذهب حقه تشیع برخوردار است و مذهب تشیع یکی از پربارترین و غنی ترین مذاهبی است که در رابطه با مسائل تربیتی انسانها برنامه دارد. وقتی سرنوشت ائمه خودمان را از همان کودکی بررسی می کنیم، می بینیم که در رابطه با تربیت سخنان و سفارشات بسیار جالبی دارند.
*تربیت دینی و پرورش اعتقادات مذهبی کودکان و نوجوانان از چه راه هایی تحقق می یابد؟
به عقیده بنده اولین و مهمترین راهی که در جهت تربیت دینی باید آن را به کار بست ، رجوع به برنامه های اسلام است. وقتی میان ادیان مقایسه ای کنیم، درخواهیم یافت که اسلام تنها دین جامع و تحریف نشده است و در ساحه های مختلف، آموزه های تربیتی را ارائه کرده است ؛ همانطوری که حضرت امام خمینی(ره)، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می فرماید«برنامه دین در حقیقت برنامه ای است که از گهواره تا گور زندگی انسانها را پوشش می دهد.»
در اسلام در رابطه جزئی ترین کارهای روزانه ما توصیه و تاکیدات اخلاقی وجود دارد. درباره آداب نشستن، غذا خوردن، نشست و برخاست با دیگران و… و به طور کلی در ساحه های مختلف فردی و اجتماعی اسلام برنامه دارد. به عبارتی دیگر خدای متعال که خالق ماست بر کلیه حالات روحی، عاطفی و روانی ما آگاه است و مبعوث کردن پیامبر اسلام(ص) و نزول قرآن کریم در حقیقت به عنوان وسائل راهنمایی بشر و آگاهی اوست لذا ما باید از قرآن به عنوان بزرگترین و مهمترین سند راهنمای بشری در زمینه های گوناگون به خصوص مسائل تربیتی استفاده بیشتری نماییم.
اما مورد دوم، یکسری برنامه هایی هستند که خود حکومت، نهاد خانواده و مدرسه در عین حال به عهده دارند و در این باره مسئول هستند. همانطوری که در کشورهای مختلف وزارت آموزش و پرورش وجود دارد، آموزش به معنای یاد دادن و پرورش در حقیقت معادل تربیت است وهدف پرورش دادن حالات معنوی انسانهاست زیرا در اسلام تنها آموزش معیار نیست بلکه آموزشی که همراه با تربیت و تزکیه باشد، مورد توجه می باشد و این نوع آموزش در جامعه بسیار موثرتر و اثرگذارتر است.
بنابر این در عین حالی که در زمینه های تربیتی باید از برنامه های جامع دین اسلام استفاده نمود، والدین ، متولیان امور تربیتی و فرهنگی و… هم باید زمینه را اماده کنند .
لازم میدانم توصیه ای داشته باشم به خانواده ها مخصوصا هم وطنان عزیزم و آن این است که در حدیثی پیامبر می فرمایند «وای بر پدران فرزندان امت های آخرالزمان ما؛ زیرا به دلیل مسائل اقتصادی می خواهند فرزندانشان را از تعلیم و مکتب باز بدارند.» ؛ بنابر این خانواده های گرامی توجه داشته باشند که به هر طریقی که برایشان امکان دارد فرزندانشان را از متاع دنیوی قلیل باز بدارند و آنها را به سوی تعلیم و تربیت سوق دهند و از کانون ها و مراکز آموزشی و پرورشی موجود مانند کانون های فرهنگی، دارالقرآن ها و مراکز مذهبی و… نهایت استفاده را نمایند تا به طور کامل استعدادهای فرزندان عزیزشان به رشد و شکوفایی برسد.
*تاثیر دینی و مذهبی بارآوردن فرزندان بر نظام خانواده و در کل جامعه چه خواهد بود؟
قطعا تربیت دینی فرزندان بر نظام خانواده و کل جامعه تاثیر به سزایی خواهد داشت. جامعه ،خانواده و افراد با هم یک پیوند عمیق و ناگسستنی دارند و در حقیقت یک جامعه متشکل از افراد است؛ این مسئله که جامعه فرد را می سازد یا فرد جامعه را ، بحث عمیقی است که همواره مطرح بوده و علما و دانشمندان راجع به آن نظریات خود را مطرح ساخته اند و دیدگاههای متفاوتی در این باره وجود دارد: برخی می گویند که انسان در دامن جامعه رشد می کند و هر فرهنگی که بر جامعه غالب بود ، انسان هم مانند ان به بار می آید ، برخی دیگر معتقدند که فرد تاثیر گذار است و ما انسانهایی را داشتیم که تاریخ را عوض کردند مانند پیامبر اسلام(ص) که آمدند و جامعه جاهلیت آن روز را دگرگون کرده و یک دین جدیدی را آوردند که مسیر جامعه را عوض کرد.
دسته ای دیگر همچون استاد شهید مطهری(ره) معتقدند که این دو با هم تاثیرگذارند؛ فرد در جامعه و جامعه در فرد یعنی نمی شود که تنها اصالت را به فرد نسبت داد یا به تنهایی جامعه را تاثیر گذار دانست و به عقیده من نظر درستی است.
همانطوری که امام علی (ع) انسانها را به سه دسته تقسیم کردند و فرمودند که انسانها سه دسته هستند : عالم ربانی یعنی کسانی که با آن مبانی پخته دینی رشد پیدا کرده و محکم شده و با هیچ بادی نمی لرزند. دوم ،انسانهایی که عالم ربانی نیستند ولی دنبال نجات هستند یعنی خودش به ان مرحله پختگی که الگوی دیگران باشد نرسیده اما دنبال راه نجات است. و دسته سوم همانند مگسانی هستند که دنبال هر صدایی حرکت می کنند و هر بادی از هر طرف بوزد وی را به طرف مقابل می برد.
بنده معتقدم انسانهای تاریخ ساز عالمان ربانی هستند پس فرد اصالت پیدا کرد اینجا؛ اما نسبت به انسانهایی که دنبال راه نجات اند یا انسانهایی که باد هر طرف بوزد به طرف دیگر می روند، جامعه روی آنها تاثیر گذار است. بسیاری از انسانها وقتی در جامعه رشد می کنند، فرهنگ آن جامعه را می پذیرند و از خود چیزی و مبانی ای ندارند پس هر چور جامعه خواست او را بار می آورد مثلا بعضی از جوانها را می بینیم که می گویند ما را رفیق بد گمراه کرد؛ رقیق بد انسانهایی را گمراه می کند که از خود چیزی و مبانی ای ندارد.
بنابر این من معتقدم تربیت تاثیر به سزایی دارد و اگر ما انسانهای شایسته تحصیلگرده و خوبی داشته باشیم جامعه هم جامعه ای پویا خواهد بود.
* در شرایط کنونی که تهاجم فرهنگی در جامعه اسلامی به خصوص افغانستان به چشم می خورد، راه های مقابله با دین گریزی جوانان چیست؟
بله امروز شکل جامعه سنتی از هم پاشیده و جامعه به اصطلاح مدرن شده است. پیشرفت های گسترده دانش بشری، ارتباطات وسیع و آسان، آمدن اینترنت در زندگی انسانها ، آمدن ماهواره ها در محیط خانه ها و مواردی از این قبیل ، زمینه ای را فراهم آورده که فرهنگ های غالب از این طریق بتوانند در جوامع و خانواده ها نفوذ کنند.
جامعه کاملا شکل و ساختار سنتی اش به هم ریخته و دیگر آن تاثیرات خاصی را که قبلا یک جوان و فرزند از پدر،مادر و اطرافیانش داشت ، وجود ندارد و به عبارتی جامعه تبدیل به یک جامعه پیشرفته با مقتضیات خاص خود شده است
اینجا ضرورت پیدا می کند که ما راهکارهایی درباره مقابله با تهاجم فرهنگی و در عین حال حفظ فرهنگ دینی خودمان داشته باشیم، مبارزه با تهاجم فرهنگی هم بر عهده دولت و حکومت هست و هم بر عهده نهادهای فرهنگی ، کسانی که دغدغه دینی دارند به خصوص علما که رسالت بسیار خطیری در این زمینه متوجه آنان است و همچنین وظیفه والدین و خانواده هاست.
وظیفه دولت و نهادهای ذیربط مانند آموزش و پرورش ، تحصیلات عالی و … این است که یکسری کلاس های تربیتی را راه اندازی کنند؛ متاسفانه امروز ما در افغانستان یک گسست فرهنگی داریم و فرهنگ های بیگانه از کشورهای همسایه به کشور هجوم آورده است. البته این فرهنگ های وارداتی بعضا نقاط مثبتی را هم دارا هستند که اینجا برنامه ریزی دولت باید طوری باشد که آن مثبت ها را جذب کرده و بعدهای منفی را طرد نماید اما متاسفانه در افغانستان چنین حالتی وجود ندارد.
نهادهای فرهنگی و علما باید فعال باشند، فعالیت های رسانه ای علما در افغانستان در حال حاضر خوب و مناسب است و آنها از طریق کانال های تلویزیونی موجود، رادیو و مجلات و… بیانات و سخنان خود را به گوش جامعه می رسانند اما اگر علما در فضای مجازی بیشتر ظاهر شوند و کار کنند و برنامه ارائه دهند، سایت و وبلاگ داشته باشند و به شبهات مختلف افراد پاسخ بدهند با چنین روش هایی می توانند بیشتر تاثیر گذار باشند.
و وظیفه خانواده ها که باید فرزندان خود را کنترل کنند، مثلا در زمینه استفاده از ماهواره، استفاده از اینترنت و … تا بتوانند از این طریق یک جامعه خوب و فرزندان خوبی داشته باشیم که فرزندان اینده سازان مملکت و جامعه هستند.
*ارزیابی شما از سیر حرکتی نظام خانواده بر مبنای تربیت دینی کودکان و نوجوانان در افغانستان چیست؟
یک مثلی هست که می گوید کسی را که نان خوردن ندارد، دنبال کارهای مهم و اساسی دیگر نمی تواند برود.یکی از مشکلاتی که امروزه جامعه افغانستان دارد فقر است، فقر واقعا در کشور بیداد می کند.
با این حال من معتقدم که هنوز هم جامعه افغانستان خصوصا جامعه تشیع به مبانی دینی معتقد است و حرف علما را می پذیرد. اگر عالمی دلسوز بوده و راهکار خوبی ارائه کند با توجه به اینکه متولی امور دینی جامعه هم علما هستند ، مردم می پذیرند و زمینه وجود دارد.
منتهی فقر یکی از عوامل مهم و اساسی است که بنیان خانواده را از هم فرو می ریزد و کارهای مهم و اساسی نمی توان روی دست داشت؛ از طرفی دیگر نظارت خاصی در رابطه با رسانه ها در افغانستان وجود ندارد و این مسئله می تواند تاثیر بدی در خانواده داشته باشد از جمله در رابطه با پخش فیلم های دوبله شده ترکیه ای ، هندی و … از رسانه ها، باید در نظر گرفته شود که که کدام اینها با توجه به اینکه یک کشور اسلامی هستیم با مبانی دینی ما سازگاری دارد، مناسب ها پخش شود و هر کدام که با این مبانی منافات دارند که از پخششان جلوگیری شود.
یک همچین نظارتی وجود ندارد، در اینترنت هم نظارتی نیست لذا از این جهت یعنی سیر حرکتی نظام خانواده بر مبنای تربیت دینی یک خلا وجود دارد و بنده معتقدم که اگر دولت یک مقدار توجه بیشتر نموده و علما هم تلاش بیشتری داشته باشند و به مسائل فرهنگی در افغانستان نظام بهتری داده شود، بسیار موثر خواهد بود و ما می توانیم عمده مشکلات فرهنگی و تربیتی را از بین ببریم.
در افغانستان علوم تربیتی به عنوان یک رشته تحصیلی و ضروری هنوز پذیرفته نشده است در حالیکه یکی از مهمترین گرایشاتی است که جامعه به آن نیاز دارد و در این باره نیز باید تلاش هایی صورت گیرد که این مضامین جا افتاده و نیازهای جامعه را از نظر علمی و آموزشی این حوزه برطرف سازد.
نتیجتا اینک ه در افغانستان کار نشده و می طلبد تا علما ، فرهنگیان و متولیان امور تربیتی و فرهنگی تلاش بیشتری داشته باشند تا سیر صعودی و رو به کمالی در نظام خانواده در کشور داشته باشیم.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
