آموزش عمومی و تحصیلات آکادمی برای همه اقشار جامعه از شاخصه های توسعه و وحدت ملی در افغانستان محسوب می شود که از بروز بسیاری از اختلافات می کاهد و کشور را به سوی همگرایی سوق می دهد.
دکتر علی اکبر فیاض در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان) در این ارتباط گفت: اختلافات داخلی بین اقوام افغانستان و نبود وحدت در بین اقشار مختلف جامعه دلایل گوناگونی دارد که در اینجا به برخی از این دلایل می پردازیم. یکی از عواملی که موجب درگیری و اختلاف بین مردم در کشور ما می باشد سطح پایین باسوادی بین اقشار مختلف می باشد و از نظر سطح فکری بسیار رشد نکردند و در عین حال هنر و تکنیک خاصی نیز که موجب کارآفرینی باشد، ندارند . بنابراین به چیزهای خیلی سطحی و به فیزیک خود روی می آورند و هر کس که خصوصیات فیزیکی شبیه به آنان را نداشت در مقابل و تضاد خود می بینند. شایان ذکر است که در افغانستان شرایط اشتغال برای چنین افرادی خیلی کم است یعنی درصد تقاضا بالا و عرضه کم است.کشاورزی در حال نابود شدن است، صنعت و تولید وجود ندارد. لذا یکی از درگیری ها برای به دست آوردن شغل است. این شغل می تواند، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و … باشد. به نظر من(دکتر فیاض) نجات، مذهب و قومیت همه بهانه است اگر یک قوم هم باشد، باز هم درگیری و اختلاف وجود دارد. اگر در افغانستان تولید و اکتشاف زیاد شود و با میزان تقاضا مطابقت داشته باشد امکان دارد ناهماهنگی ها و تضادها از بین بروند.
وی در ادامه افزود: اختلافات در داخل افغانستان مذهبی نیست چون هنوز مردم افغانستان مذهب را به صورت فنی نشناخته اند و فقط می گویند ما متعلق به فلان مذهب هستیم. مردم هر یک از مذاهب شناخت کامل از مذهبشان را ندارند و حتی مبانی های مذهبی و دینی خود را دقیق نمی دانند و از روی ظواهر عمل می کنند. عامل دیگری که باعث درگیری و اختلاف می شود بعضی از جریان های بیرونی است مثلا تقابل های سیاسی از سال 1357 به بعد، عرب های پولدار تسویه حساب های سیاسی خود را در افغانستان انجام می دهند، بلوک قدرتمند غرب هم همینطور .در قرن 18 که دو ابرقدرت انگلیس و روسیه (شوروی) با هم در نبرد بودند نمی خواستند رو به رو مقابله کنند و به دنبال یک منطقه حائل بودند و آن منطقه افغانستان بود .
فیاض تصریح کرد: قسمت دیگر از تضادها، تضادهای فرهنگی است. بدون در نظر گرفتن اعتقادات هر یک از مذاهب، فرهنگ آنها نیز با هم متفاوت است مثال؛ زبان، باورها، آئین ها و … .در حال حاضر نیز فرهنگ ها به سوی یکی شدن و جهانی شدن پیش می رود و به نفع همه ملت ها است. رسانه ها در جهان امروز می تواند نقش موثری در ایجاد وحدت ایجاد کند. رسانه ها در داخل افغانستان به دو گروه دولتی و خصوصی طبقه بندی شده اند. رسانه دولتی (ملی) که تا حدودی به ترویج فرهنگ مشترک و وحدت می پردازد در دهه اخیر که نیروهای بین المللی در افغانستان تسلط دارد وضعیت وحدت درونی بهتر شده است و مردم به دنبال تفاوت های یکدیگر نیستند به طور مثال در دهه اخیر قانون احوال شخصیه شیعیان تصویب شد و مذهب شیعه به رسمیت شناخته شد. مقابل رسانه های خصوصی خود به دو گروه تقسیم شده اند، رسانه های تجارتی _تبلیغی که مصرف گرایی را ترویج می دهد مثل فرهنگ جدید، علاقه های جدید، گویش جدید و … . جامعه شناسان معتقدند که برای فروش تولیدات شرکت های مختلف جهانی این رسانه ها نقش موثری دارند. یکی از این رسانه ها، رسانه طلوع می باشد. گروه دوم رسانه های خصوصی، رسانه های سیاسی است که مخاطبان خاص خود را دارند.
دکتر فیاض در مورد نقش رهبران مذاهب در ایجاد وحدت و یکپارچگی عنوان کرد: رهبران در حال تغییر هستند و نمی توان گفت که تاثیر آنان بر ایجاد وحدت چه میزان است اما ما رهبران جهادی داریم که برخی از آنان هنوز هم هستند و تاثیر خود را بر روی نسل خاص خود می گذارند. این در حالی است که تغییرات شیمیایی ذهنی در نسل های جوان به وجود آمده است و این رهبران نقش اساسی و تاثیر بسزایی بر روی این نسل ندارند. نسل نو (جوان) به طرف همگرایی تمایل بیشتری دارند، رهبری نسل جوان به صورت نرم افزاری است. البته برخی از افراد در نسل جوان هم هستند که هنوز تمایل به جنگ و خونریزی دارند به نظر من این افراد، افرادی کم سواد هستند مثلا در جبهه طالبان جوانانی هستند که هنوز به رشد فکری نرسیده اند و اگر در یک مناظره فکری – مذهبی قرار بگیرند هیچ پاسخی ندارند یا جوانانی که در روستاها دور از سواد و علم قرار دارند. رهبران جهادی در جایی که تقابل فیزیکی بین دو منطقه صورت می گیرد نقش بسیار موثری دارند. رهبران می توانند درگیری را سرکوب کند یا آن را بیش از پیش شاخ و برگ دهد و گسترش دهد.
وی در رابطه با بحران هویت گریزی اتباع افغان در ایران گفت : وجه اشتراک زبان بین اتباع ایران و افغان که هر دو به زبان فارسی صحبت می کنند یکی از دلایلی است که هویت گریزی را تقویت می کند. در هر منطقه ای که دو گروه وجود داشته باشند و زبان های آنها یکسان باشد و فقط گویش ها متفاوت باشد، یقینا هر دو گویش یکدیگر را نمی پسندند و در این صورت هر کدام غالب باشد دیگری را مغلوب می کند. اتباع افغان که در ایران هستند چون اقلیت محسوب می شوند سعی می کنند گویش خود را تغییر دهند. دلیل دوم که هویت گریزی را تقویت می کند، فقر و دست خالی بودن اتباع افغان از امکانات است. در همین رابطه دکتر شریعتی می گوید : هر کس فقیرشد، حقیر می شود. زمانی که اتباع افغانستانی به خاطر جنگ از کشور خود رانده شدند و به سوی ایران رهسپار شدند، هیچ چیز مادی با ارزشی همراه نداشتند این در حالی بود که اتباع ایرانی دارای خانه، امکانات رفاهی، ماشین و … بودند .بنابراین ضربه دوم یعنی حقارت را اتباع افغانستانی هنگام ساکن شدن، دریافت کردند و برای اینکه این موضوع را از بین ببرند به ناچار ظاهر خود را طوری در اجتماع نشان می دهد که کمتر مورد حقارت قرار بگیرد. دلیل سوم را می توان برخورد نامناسب اتباع ایرانی با اتباع افغانستانی دارند، عنوان کرد. با اینکه عده ای از اتباع افغان در ایران کارت اقامت دارند اما مطمئن نیستند که این کارت های اقامت تا چه زمانی اعتبار دارد و همواره با ترس و اضطراب زندگی می کنند.
دکتر فیاض در پایان خاطر نشان کرد: امیدوارم همه دانشجویان افانستانی در سرتاسر کره ی زمین که مشغول تحصیل هستند بعد از پایان تحصیلات برای کار و ایجاد همبستگی و وحدت و آباد سازی کشور عزیزمان به افغانستان بازگردند و نقش موثری را ایفا کنند .به امید انکه روزی افغانستان را آباد و سربلند در همه عرصه ها ببینیم.
انتهای پیام
