شفقنا (خبرگزاری شیعیان افغانستان)- «دشمن دشمن من دوست من است». این ضرب المثلی است که البته جهانی محسوب می شود اما ریشه آن را عربی عنوان کرده اند؛ اما جالب آن که این ضرب المثل آنهم درست در وطن و خاستگاه احتمالی خود دیگر مصداقی ندارد. هفته پیش از آن پایگاه بزرگ شورش ها یعنی شهر فلوجه عراق خبر رسید که پرچم های سیاه گروه موسوم به دولت اسلامی عراق و سوریه که در واقع کارگزار سازمان تروریستی القاعده در عراق به حساب می آید در سراسر این شهر به اهتزاز درآمده است. نگرانی ها در این مورد زیاد بود و به نظر می رسید که گروه دولت اسلامی پس از لشگرکشی های وحشیانه و پیروزی در مناطق شورشیان سوریه حال موفق شده است که مناطق مرزی غرب عراق را نیز تحت کنترل خود درآورد.
اما امروز واضح و مبرهن است که دشمن دشمن من لزوما دوست من نیست و می تواند دشمن من باشد. زیرا آن گروهی که نوری المالکی نخست وزیر شیعه عراق از آنان به عنوان القاعده یاد می کند در واقع غالبا پیکارجویان قبایلی و نیروهای سنی ای به شمار می آیند که نه تنها علیه گروه دولت اسلامی بلکه علیه نیروهای المالکی نیز می جنگند. و در سوریه نیز شورشیان آن کشور همزمان در عرض یک هفته نیروهای جهادی را تقریبا از سراسر مناطق تحت اشغال خود بیرون رانده و در همان حال علیه نیروهای رژیم بشار اسد در حال نبرد به سر می برند.
بدین ترتیب می توان گفت که وضعیت در مناطق جنگی خاورمیانه به مراتب پیچیده تر از آن چه که پیش از این به نظر می آمد شده است. در عین حال شاید این احتمال را هم نمی توان نادیده گرفت که ادامه کار برای پیکارجویان گروه دولت اسلامی در مقایسه با همین چند هفته پیش به مراتب مشکل تر شده و خواهد شد.
این داستان در عراق شروعی مسالمت آمیز داشت. در آغاز ماه دسامبر بود که مخالفان دولت در شهرهای رمادی و فلوجه کمپ های اعتراضی برپا کردند و با سخنرانی و خطابه و طومار اعتراض خود را نشان دادند. این مخالفان اهل سنت طی این سخنرانی ها و اعتراض ها خواهان برخورداری از حق مشارکت بیشتر در دولت شیعه المالکی و برگزاری انتخابات آزاد بودند اما ناگهان ارتش عراق که تحت کنترل شخص مالکی قرار دارد به کمپی در فلوجه حمله کرد. البته به گفته دولت عراق هدف اصلی این عملیات حمله به یکی از پایگاه های اصلی القاعده در این شهر بود. افزون بر آن بر اثر حملات نیروهای دولتی خانه مسکونی یکی از نمایندگان سنی و محبوب پارلمان عراق نیز با خاک یکسان و برادر و محافظان وی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.
این همه از نظر مخالفان المالکی نشانه ای از آغاز یک شورش است و به همین خاطر بود که شورای نظامی شورشیان استان انبار طی یک پیام ویدیویی خطاب به ارتش عراق اعلام کرد:” به این بیندیشید که شما پسران عراق هستید و نه بردگان نوری المالکی”. و بدین صورت نیروهای سنی آن منطقه نه تنها علیه نیروهای ارتش بلکه علیه نیروهای گروه دولت اسلامی که در صدد سوء استفاده از این ناآرامی ها بودند وارد عمل شده و به آنان حمله بردند.
یک مامور پلیس در شهر فلوجه می گوید:” ما در این جا در دو جبهه می جنگیم”. این مرد در سال 2006 شاهد بود که نیروهای ارتش آمریکا چگونه گروه شبه نظامی سهوه را تشکیل دادند ، همان شبه نظامیان سنی که عملیات موفقی را علیه القاعده به پیش بردند. آمریکایی ها به مردان سهوه وعده دادند که در آینده و پس از برقراری صلح در نیروهای پلیس و ارتش عراق به خدمت گرفته خواهند شد اما به گفته وی این وعده امروزه از سوی المالکی نادیده گرفته می شود چون نخست وزیر به نیروهای سنی اعتماد ندارد.
“توبی داج” کارشناس ارشد مدرسه عالی اقتصاد لندن احتمال می دهد که نیت پنهان المالکی از حمله به شهرهای سنی نشین عراق و تلاش وی در جهت سوق دادن شورشیان محلی به سمت القاعده چیز دیگری باشد:” انتخابات آینده در ماه آوریل مهم ترین دلیل المالکی برای در تنگنا قرار دادن نیروهای سنی است. هر چه تهدید القاعده بزرگ تر باشد به همان نسبت آرای بیشتری از سوی شیعیان به نفع مالکی در صندوق ها ریخته خواهد شد”.
اگرچه که گروه دولت اسلامی عراق و سوریه در غرب عراق از آن قدرتی برخوردار نیست که مالکی ادعای آن را دارد اما نمی توان این واقعیت را انکار کرد که جهادی های این گروه خطری جدی به ویژه برای شهرهای بزرگ عراق محسوب می شوند ، همان شهرهایی که سال گذشته شاهد بی شمار حملات تروریستی بودند که از سال 2007 سابقه نداشته است. در سوریه اما جهادی های گروه دولت اسلامی طی روزهای گذشته متحمل ضربات شدیدی شده و تا اندازه زیادی به اصطلاح تحلیل رفته اند.
این که حملات گسترده علیه جهادی های خارجی گروه دولت اسلامی در بسیاری از مناطق سوریه ناگهان آغاز شد ، دلایل و علت های زیادی دارد. گروه تروریستی دولت اسلامی در یک سال اخیر تندروی ها و جنایات خود را به شدت افزایش داد و پیکارجویان این گروه شمار زیادی از دیگر شورشیان و فعالان سیاسی سوریه را به قتل رسانده یا به گروگان گرفتند و سپس در پی آن بودند که برداشت های بسیار کوته نظرانه خود از قوانین اسلامی را به مردم سراسر منطقه تحمیل کنند.
تروریست های سیاهپوش و نقابدار دولت اسلامی در پایان ماه دسامبر در استان ادلیب و به ویژه در شهر کفران بیل متحمل شکست های سختی شده و از آن زمان این شهر به دلیل کارتون ها و سخنان هجوآمیز علیه جهادی ها شهرتی جهانی پیدا کرده است. بر روی یکی از تابلوهایی که این روزها در اینترنت نیز انتشار یافته است اژدهای بزرگی را می بینیم که پرچم اسد را در دست دارد و در حال بلعیدن اژدهای کوچکی است که ظاهرا همان گروه دولت اسلامی عراق و سوریه است. بر روی این تابلو این جمله به چشم می خورد:” ما نمی خواهیم یک دیکتاوری را جایگزین یک دیکتاتوری دیگر کنیم”.
جهادی های دولت اسلامی در شهر حلب نیز اقدام به ربایش مردی به نام “ابو رجان” کردند. ابورجان یک پزشک محبوب و متخصص اطفال بود که البته یکی از فرماندهان محلی گروه شورشی احرار شام نیز محسوب می شد و در زمان ربوده شدن برای مذاکره با گروه دولت اسلامی رفته بود. اما سه هفته بعد جسد تکه تکه شده وی پیدا شد اما در آغاز هفته پیش نیروهای شورشی سوریه حمله متقابل را شروع کرده و نیروهای دولت اسلامی را به عقب راندند و کمی بعد حتی موفق به تصرف ستاد مرکزی این گروه در حلب شدند.
آغاز بی سابقه این حمله در منطقه مرزی و مهم و استراتژیک جارابولوس بود. جهادی های دولت اسلامی قصد داشتند که قانون منع استعمال دخانیات را در آن شهر اجرا کنند زیرا سیگار را موجب قهر فرشتگان و پدیده ای غیراسلامی می دانند. اگرچه که این تنها قانون سالم و مفید جهادی ها به نظر می آید اما نحوه اجرای آن موجب نارضایتی شدید مردم می شود. به هر حال اولین برخوردها با دعوای نیروهای جهادی با چند سیگاری حرفه ای آغاز شد و سپس به جنگی بدل گشت که در یک سوی آن شورشیان و در سوی دیگر جهادی ها قرار داشتند و با تمام قدرت علیه یکدیگر شلیک می کردند.
در همین حال گروه های شورشی در پیمانی نانوشته علیه جهادی های خارجی در سراسر شمال سوریه وارد عمل شده و توانستند نیروهای دولت اسلامی را در تنگنای شدیدی قرار دهند. زیرا این نیروها به دلیل قطع شدن راه های پشتیبانی تقریبا از همه مناطق تحت اشغال خود در عرض یک هفته خارج شدند و فرار را بر قرار ترجیح دادند. یکی از شورشیان حلب می گوید:” اگر می دانستیم که آنها تا این اندازه ضعیف هستند خیلی زودتر این لکه ننگ را از دامان خود پاک می کردیم”.
در حال حاضر برخی از نیروهای دولت اسلامی به مناطق دوردست و به دهکده های کوهستانی عقب نشینی کرده و اکثر آنان تلاش دارند که از طریق مرز ترکیه فرار کنند. بیش از صدها نفر از آنان نیز خود را به منطقه مرزی جیحانلی رسانده اند. روز چهارشنبه هفته پیش سه جهادی خسته و فرسوده تونسی در یک ساندویچ فروشی در جیحانلی حضور پیدا کرده اما بلافاصله از سوی پناهجویان سوری شناسایی شده و به شدت مورد ضرب و جرح از سوی مردم قرار گرفتند.
جنگ در سوریه هفته پیش در رقعه تمرکز داشت یعنی همان تنها شهر بزرگی که هنوز تحت کنترل کامل نیروهای دولت اسلامی بود. صدها نفر از این نیروها در آن شهر سنگر گرفته و حتی سی تا چهل نفر از گروگان های خود را که خبرنگاران و کمک رسانان خارجی هستند به این شهر انتقال داده اند. این افراد طی چند ماه گذشته به اسارت نیروهای دولت اسلامی درآمده اند.
این روزها در رقعه شاهد صحنه هایی هستیم که با تصورات ما از شورشیان سوریه همخوانی ندارد. در آن جا این نیروهای گروه تروریستی جبهه نصرت هستند که با وجود ارتباط آشکارشان با رهبری القاعده علیه نیروهای دولت اسلامی وارد عمل شده و دو کلیسا را که در تصرف آنان بود آزاد کرده اند. افراد جبهه نصرت در این روزها با دیگر گروه های شورشی همکاری نزدیکی داشته و به هیچ عنوان خود را پایبند به ایدئولوژی القاعده نشان نمی دهند. آنها اعلام کرده اند که آن دو کلیسا را به مردمان مسیحی متدینی که به شهر بازگشته اند تحویل خواهند داد تا مانند گذشته در آن به نیایش بپردازند.
منبع: اشپیگل
ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
