شفقنا افغانستان-
مسيحيت شرق و فرهنگ شيعه؛گفتگو با “آنطوان ضو”
قسمت اول
دكتر “آنطوان ضو” 73 ساله در سال 1337 به دنياي رهبانيت مسيحي وارد شد. دروس اوليه خود را در آموزشگاه رهباني در بعبدا در بيروت پشت سر گذارد و در سال 1344 به عنوان كاهني دست يافت. سپس در ادامه تحصيلات عازم رم شده و مدرك ديپلم در رشته باستانشناسي، ليسانس در فلسفه و علوم لاهوتي و دكتراي خود در رشته عقايد لاهوتي را از دانشگاه انجليكان رم دريافت كرد و سپس براي تدريس به دانشگاه حكمت بيروت بازگشت و در كليساهاي بسياري در لبنان در خدمت كليساي ماروني لبنان بوده است.
وي در بسياري از رويدادهاي ديني و فرهنگي لبنان حضوري فعال داشته است. از موسسين موسسه بينالمللي قدس، رئيس جنبش فرهنگي در آنطالياس از سال 1361 تا 1367 بوده است و از 1371 تاكنون رئيس دبيرخانه كميته اسقفهاي ماروني لبنان براي گفتگوي اسلام و مسيحيت است.دفاع وي از مردم مظلوم فلسطين و مخالفت گسترده با سياستهاي رژيم صهيونيستي در فلسطين،لبنان و خاورميانه از مواضع مشهور وي شناخته ميشود.
وي تاليفات زيادي دارد كه از جمله آنها اسقفهاي مشرق،تاريخ رهبران درخشان،اسقفهاي ماروني(در دوجلد) و حوادث سال 1340 در لبنان و سوريه است. او اكنون در كليساي مار انطار در عجلتون در منطقه كوهستاني شرق بيروت به وعظ و ارشاد مسيحيان مشغول است. در اين منطقه جلسات علمي و گفتگوهايي را در بين گروهي از علما و استادان مسيحي اداره ميكند و جمعي از نخبههاي علمي و فرهنگي مسيحيان ماروني لبنان به شمار ميروند.
علماي مسيحي در شرق به شكل عام و علماي مسيحي لبناني به شكل خاص نگاه ويژهاي به تاريخ و فرهنگ اسلامي دارند و در اين ميان ديدگاه منحصر بهفردي در باره امام علي(ع) و نهضت عاشورا و امام حسين(ع) دارند و در اين خصوص تا كنون نوشتهها و سخنرانيهاي متعددي از خود بر جاي گذاردهاند و اين در حالي است كه مسيحيان شرق معتقدند روند واقعه عاشورا و شهادت امام حسين(ع) و يارانش و نيز اسارت خاندان اهل بيت در برههاي از اين واقعه به جامعه مسيحي در منطقه لبنان و سوريه گره خورده است و همين امر بستري مناسب براي همزيستي مسلمانان و مسيحيان در خاورميانه ايجاد كرده است.
اين ديدگاهها در جامعه مسيحي شرق باعث شد تا سراغ دكتر آنطوان ضو برويم و در اين باره به شكل مفصل با وي به گفتگو بنشينيم.
دكتر انطوان ضو در خصوص گفتگوي اسلام و مسيحيت گفت:گفتگوي اسلام و مسيحيت در لبنان يك فرهنگ،يك تاريخ ويك تمدن است، و لذا اتفاقات سياسي اخير روي آن تاثير نخواهد گذاشت عليرغم اينكه اين اتفاقات وبخصوص آنچه در سوريه شاهدش هستيم يك خطر بزرگ هم براي مسلمانان و هم براي مسيحيان به حساب ميآيد، اين اتفاقات يك خطر بزرگ براي لبنان به شمار ميرود؛ لبناني كه جناب پاپ در باره آن گفتند كه لبنان بزرگتر از يك وطن به حساب ميآيد چرا كه اين كشور به مثابه يك پيام براي همه جهانيان است كه به آنها ميآموزد كه اديان وفرهنگها وتمدنها چگونه در كنار هم و با هم زندگي و گفتگو كنند.
دكتر انطوان در خصوص جريانهاي تكفيري گفت: من معتقد هستم كه آنچه جهان عرب شاهدش هست يك جنبش جديد به حساب ميآيد، ولي با كمال تاسف بايد بگويم كه بعضي از سياستمداران و جريانهاي فكري تندرو صورت اسلام و شرق را خراب ميكنند، من دوست ندارم آنها را با نام گروههاي تكفيري مورد خطاب قرار دهم چون احساس ميكنم با اين نام به اسلام توهين ميكنيم، اين افراد مسلمان نيستند، و در صورتيكه به دليل اشتباه و يا ضعف وناداني به اين حال و روز افتادند ميبايست با آنها با روش گفتگو برخورد كنيم، نبايد از آنها دوري كنيم بلكه بايد آنها را به خود جذب كنيم و راه درست و صلاح را نشانشان بدهيم، اسلام دين رحمت و غفران است، بنابراين ما هم بايد مغفرت و گذشت داشته باشيم، ميبايست نسلهاي بعدي را روي گفتگوي اديان كه جزو فرهنگ ما هست بزرگ و تربيت كنيم، ما بايد خانواده و انسان و جامعه را جوري هدايت بكنيم كه همديگر را قبول و با هم زندگي و همكاري كنند.
بنابراين بايد بگوييم اين فكر تاريك(انديشههاي تكفيري) جزيي از فرهنگ اصيل منطقه ما نيست بلكه اين فكر حاصل ناداني، جهل و انديشههاي صهيونسيتي است كه ميخواهد فرهنگ ما را دستكاري و خودش را در خاورميانه تثبيت كند.
وي آنگاه در باره نقش رسانههاي گروهي در گسترش گفتگوي اسلام و مسيحيت گفت: بله، گفتگوي اسلام و مسيحيت يك مسير، يك فرهنگ و يك كار رسانهاي است، در حال حاضر رسانه بزرگترين نيروي فعال براي گسترش فرهنگ گفتگوست، رسانه اگر رسانه واقعي باشد بايد در خدمت وحدت و صلح و همگرايي اديان باشد، بنابراين اعتقاد داريم كه ما عليرغم همه سختيها و عقب ماندگيها و عليرغم همه اين اتفاقات كشنده كه در سياست شاهدش هستيم، نبايد از گفتگو دست بكشيم، آنچه در جهان عرب دارد اتفاق ميافتد باعث تاسف است، آنچه در سوريه و عراق شاهدش هستيم باعث تاسف است، اين اتفاقات يك خنجر است كه از پشت به اسلام و مسيحيت و تمدن همزيستي و روابط برادرانه اسلام و مسيحيت ضربه ميزند، اين موضوع نه تنها از بعد سياسي براي ما بلكه از بعد فرهنگي و ديني هم حائز اهميت است، ما از بعد طرفداري از رژيمهاي سياسي اين حرف را نميزنيم زيرا اين رژيمها قابل تغييرند و ممكن است انعطاف پذيرتر بشوند، آن چيزي كه ما بيشتر نگران آن هستيم وحدت جهان عرب و وحدت شرق است. اگر خداي ناكرده اين اشرار موفق به تقسيم سوريه و عراق و از بين بردن همزيستي اسلام و مسيحيت بشوند، كل جهان در معرض يك بحران خطرناك قرار خواهد گرفت، و در اين صورت و به جاي اين كه يك فانوس و الگو براي جهان باشيم يك منبع تاريكي براي جهان خواهيم بود چون در اين صورت ارزشهاي وحدت گرايانه اسلام و مسيحيت را از دست داده ايم، ما خطرات اين موضوع را درك ميكنيم و از سياستمداران و بخصوص از كشورهاي دوست، كشورهاي شرق و كشورهاي غرب ميخواهيم تا از خطرات اين موضوع آگاه باشند و به هيچ عنوان از رژيمها و يا جريانهاي تندرو و محرك فتنه ديني و مذهبي حمايت نكنند، اين فتنه ضد اسلام و همچنين ضد انسانيت و ضد مسيحيت است، ما طرفدار محبت و برادري هستيم، ما نمايندگان خدا روي زمين و فرزندان تمدن در شرق هستيم، شرق براي ما عزيز است كه از دامن آن اديان مختلف و تمدنهاي گوناگون نشأت گرفته است، شرق ما(خاورميانه) به كنش و واكنش با جهان فراخوانده شده است، آفتاب ما نبايد به روشنايي شرق بسنده كند بلكه ميبايست در روشنايي كل جهان هم سهيم باشد، ما از يك وطن بزگتر هستيم، جهان شرق به مرزهاي جغرافيايي محدود نميشود همينطور كه اسلام ديگر به جهان اسلام و مسيحيت به جهان مسيحيت محدود نميشود، امروزه جهان مثل يك روستاي كوچك شده است و ما بايد از اين فرصت استفاده كنيم تا بين اديان و فرهنگها و تمدنهاي مختلف همگرايي ايجاد كنيم و بستر فرهنگ عدالت، محبت و صلح را فراهم كنيم.
دكتر انطوان ضو در باره امام علي(ع) و امام حسين(ع) از نگاه مسيحيان شرق گفت: مسيحيان يك ديدگاه خاص درباره حضرت علي و امام حسين دارند و آنها را به شكل منحصر به فرد دوست دارند، ما حضرت علي را خوب ميشناسيم و در باره علم ايشان زياد خواندهايم و خيلي از سخنرانيهاي ايشان را حفظ كردهايم، فكر روشن و فراگير ايشان محدود به دوران خودش نميشود بلكه شامل همه ادوار هم هست، امام علي ما را مبهوت و متحير ساخت، لذا ما مسيحان به شدت تحت تاثير آموزههاي امام علي قرار گرفتيم، ايشان براي ما مسيحيان منزله بولس پيامبر است، ايشان مرجعيت فكري هستند و اين مرجعيت نه تنها براي مسلمانان بلكه براي همه جهانيان و بخصوص مسيحيان جهان هم هست.
و اما درباره امام حسين، آن مرد بزگوار كه در راه رهايي از ظلم و ستم و تحقق عدالت به شهادت رسيدند، مردي كه در راه ياري حق و برادري و محبت به شهادت رسيده اند، اين مرد بزرگوار در راه دفاع از حقوق همه انسانها به شهادت رسيده اند، بنابراين بايد بگوييم كه امام حسين امام مسلمين و امام مسيحيان و در اصل امام انسانها هستند، ايشان امام فقيران و امام مستضعفان و امام شكنجه ديدگان هم هستند، ما براي آن مردي كه آن همه ظلم و ستم به خود ديدهاند و اين همه شكنجه،اتهام و خيانت را تحمل كردند احترام خاصي قائل هستيم و ايشان را تعظيم و تحسين ميكنيم، ايشان از ديدگاه ما به شهادت واقعي دست پيدا كرده اند، شهيد واقعي كه نه به خدا و نه به انسانها به خاطر شهادتش منت نميگذارد، ايشان خود را قرباني ديگران كرده اند، و اين همان نقطه مشترك بين امام حسين و حضرت مسيح است. هدف اين دو بزرگوار نجات انسانها بوده است، ما امروزه به شدت نيازمند فكر حسيني و فكر مسيحي هستيم براي اينكه مردم دوباره براي همديگر احترام بگذارند وبا هم به شكل دوستانه و برادرانه به زندگي خود ادامه دهند، چيزي كه ميخواهم به اطلاع شما برسانم اين است كه لبنانيها و بخصوص مسيحيان درباره امام علي و امام حسين نوشتههاي به يادماندني اعم از غزل و شعر و نثر از خودشان بر جاي گذاشته اند، چهار ماه پيش تهران بودم و شهر مقدس قم را زيارت كرديم و به ديدن يكي از مراجع رفته بوديم، ايشان براي ما در مورد عشق لبنانيها به امام علي و امام حسين سخن گفتند و مجموعه از كتابهاي عربي كه در دست داشتند و در مورد امام حسين به دست لبنانيها نوشته شده است به ما نشان دادند.
وي در ادامه توصيف ديدگاه مسيحيان به امام علي(ع) و امام حسين(ع) افزود: ما طور ديگر به امام علي و امام حسين نگاه ميكنيم، ما ميخواهيم امام علي و امام حسين را از اسارت آزاد كنيم، چون ما بايد اين دو بزرگوار را به شكل جديد و به زبان نو در زمانه خودمان معرفي كنيم، ميبايست بچههاي خودمان را با فكر امام علي و امام حسين آشنا كنيم، امام حسين نه تنها مظلومانه جان خود را از دست دادهاند بلكه ايشان در روزگار ما هم مظلوم هستند چون ما نتوانستيم ايشان را خوب معرفي كنيم، امام حسين فقط به خاطر مسلمين به شهادت نرسيدهاند بنابر اين ميبايست ايشان را از اختلاف و فتنههاي منسوب به مسلمانان كه هيچ ربطي به جوهر اسلام هم ندارد خارج كنيم، چرا امام علي را جور ديگر معرفي نكنيم و ايشان را دوباره زنده نكنيم و به زبان امروزه درباره ايشان حرف نزنيم، دوران اسب و جنگ به پايان رسيده است بنابراين بايد امام علي و امام حسين را به شيوه جديد و سازگار با زبان امروزه معرفي كنيم، و در اين راه ميبايست مسلمانان و مسيحيان با هم همكاري كنند تا بتوانيم اين ميراث و فكر ارزشمند و گرانقيمت را حفظ و معرفي كنيم، همچنين اعتقاد دارم كه مسلمانان بايد با مسيحيان بيشتر آشنا بشوند و مسيحيت را همين طوري كه هست ببينند و نه آنطور كه خودشان تصور ميكنند، ما خواستار ادغام اسلام و مسيحيت نيستيم چون اعتقاد داريم كه هر يك ساختار خودش را دارد، ولي همگي ما خداي يكتا را ميپرستيم و سرنوشت يكسان داريم، ما در انسانيت برادر هستيم، همگي ما نمايندگان خدا در زمين هستيم لذا بايد همديگر را ياري كنيم، آن چيزهايي را كه در مورد آن اتفاق نظر داريم سرلوحه خود قرار و به زندگي مشترك ادامه ميدهيم، و آن چيزهايي را كه در مورد آن اختلاف داريم به دست علما ميسپاريم كه آن را تجزيه و تحليل و در مورد آن گفتگو كنند و تلاش كنند تا نظرات را به هم نزديك كنند، من اعتقاد ندارم كه بين اسلام و مسيحيت اختلاف اساسي و ريشهاي وجود داشته باشد بلكه بايد بگويم كه اين اختلافات به ناداني بعضي از علما كه دين را خوب نميشناسند و آن را به درستي تفسير نميكنند باز ميگردد. در اينجا من ميخواهم بگويم كه ما بايد بحث كنيم چگونه ميتوانيم در مورد اتفاقاتي كه در كشورهاي ما رخ ميدهد به موضع مشتركي از ديدگاه اسلام ومسيحيت برسيم، به عنوان مثال اين فتنه كه در كشورهاي عربي در جريان است، و به جاي تحريك اين فرقه و يا فرقه ديگر، چرا مسلمانان و مسيحيان با هم همكاري و كلمه خدا را احيا نميكنند؟ و به جاي تندروي كوركورانه و تكفيري چرا با ديد واقعي به مسئله نگاه نميكنيم؟ وقتي آدم را به اسم دين ميكشيم و روي جسدش جشن ميگيريم والله اكبر ميگوييم، آيا اين از آموزههاي دين است، و يا وقتي قلب انسان را ميخوريم آيا اين كار وحشيانه از آموزههاي اسلام است؟ آيا اين اسلام است كه مساجد را ويران ميكند؟ آيا اين اسلام است كه تمدن را در سوريه و عراق نابود ميكند!؟ آيا اين مسيحيت است كه باعث اين اتفاقات تلخ و هولناك ميشود!؟ اسلام و مسيحيت از اين انديشهها و اعمال فاصله دارند، بله ما نگران مسيحيان سوريه و عراق هستيم ولي همين تهديدات كه براي مسيحيان به وجود آمد براي مسلمانان آن كشورها هم به وجود آمده است، مسيحيان بدون مسلمانان نجات نخواهند يافت و همينطور مسلمانان بدون مسيحيان نجات نخواهند يافت و در اصل بايد بگوييم كه انسانها بدون همدلي و همكاري نجات نخواهند يافت.
دكتر انطوان ضو در باره نقش خدا در تلاشهاي انساني گفت: ما موافق پيشرفت و دانش وعدالت هستيم اما نميگذاريم از انسان سوء استفاده شود، علم خيلي هم خوب است ولي علم و ثروت و قدرت بدون خدا هيچ ارزشي ندارند، چون همه اينها بدون خدا منجر به جنگ ميشود كه هم مسلمانان و هم مسيحيان از آن متاثر خواهند شد. من فكر ميكنم كه رسانهها بهترين ابزاري براي معرفي فكر و فرهنگ دو امام بزرگوار هستند، نسل جديد را با اين فكر آشنا بسازيد.
وي با تاكيد بر اين كه مسلمانان يك بار ديگر بايد به شناخت فرهنگ و ائمه خويش روي بياورند افزود: مسيحيان را با امام حسين و امام علي با زبان دلنشين و دوست داشتني آشنا بسازيد، چرا از پيشرفتهاي كنوني و تكنولوژي امروزه در راه معرفي اسلام ناب و صحيح استفاده نكنيم، معضل اساسي ما ناداني هست و لذا من اعتقاد دارم كه خيلي از مسلمانان با اسلام خودشان آشنا نيستند، و خيلي از مسيحيان هم با مسيحيت خود غريبه هستند، بنابراين ما بايد دين را همين طوري كه هست و نه آنجوري كه دوست داريم بشناسيم. نبايد از دين در راه تحقق اهداف سياسي،سلطه گري، استكباري و نژادپرستي سوء استفاده كنيم، چون اين اهداف در ابعاد انساني محلي از اعراب ندارند و اينها ريشه در اسلام و مسيحيت هم ندارند بلكه اينها فكر و دسيسههاي صهيونستي است كه ميخواهد فرهنگ ما را تخريب كند، من ميگويم كساني كه آدمها را ميكشند و خانهها را نابود ميكنند عرب و يا مسلمان نيستند بلكه آنها ابزاري دست صهيونيستها هستند كه ميخواهند جهان ما وشرق ما را نابود كنند.
منبع :روزنامه جمهوری اسلامی وایسنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
