شفقناافغانستان – به مناسبت رونمایی کتاب شرح قانون احوال شخصیه اهل تشیع دکتر امین احمدی پیشگفتار این کتاب که خودش نگاشته است را منتشر کرد:
امین احمدی: اینجانب به پاس زحمات محققان و نویسندگان این مجموعه چهار جلدی پیشگفتار خویش را که بر این مجموعه نوشتهام تقدیم خوانندگان این صفحه میکنم.
……
پیشگفتار
قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان
احوال شخصیه قائم به شخص است، حالاتی است که شخص از آن حیث که در حوزه زندگی خانوادگی خود تصمیم میگیرد، و یا در یک نوع رابطه حقوقی با شخص دیگر قرار میگیرد، به این حالات متصف میشود، برای مثال متصف به صفاتی چون زوج، زوجه، طلاقدهنده، مطلقه، پدر، مادر، فرزند، واهب، وارث، مورث، وصی، موصی له و….. میشود. طبیعتا به موجب این اوصاف در معرض یک سلسله روابط حقوقی با شخص دیگر مثلا زوجه و فرزند، قرار میگیرد. با توجه به این تعریف، احوال شخصیه تابع رابطه فرد با کشور و یا محل اقامت و یا جامعه سیاسیاش نیست . از این لحاظ تا حدودی در قلمرو حوزه خصوصی فرد قرار میگیرد.
با توجه به این خصوصیت، این پرسش مطرح میشود که قانون حاکم بر این حالات از کجا باید اخذ شود؟ آیا بر اساس دیدگاه دولت و جامعه، این قوانین تنظیم شود و یا برمبنای عقاید دینی، اخلاقی و فلسفی خود افراد و اشخاص؟ در موارد تعارض عقاید مذهبی و دینی و ارزشهای فرهنگی آن با عدالت و حقوق بشر چه باید کرد؟ در پاسخ به سوال نخست میتوان گفت در جایی که موضوع قانون جنبه عمومی نداشته باشد و به حوزه خصوصی فرد نزدیک باشد، اصل آزادی فردی ایجاب میکند که فرد حق داشته باشد مطابق اعتقادات خود عمل کند. این اصل ایجاب میکند که منبع قانون احوال شخصیه اعتقادات خود افراد از جمله اعتقادات مذهبی و دینی آنان باشد، آزادی دینی و آزادی وجدان نیز ایجاب میکند که افراد بتواند مطابق اعتقادات دینی خود عمل و مطابق این اعتقادات با آنها رفتار شود. اهمیت آزادی عمل بر طبق اعتقادات دینی فرد و وضع قانون بر مبنای آن حد اقل در احوال شخصی در جامعهای که دین مبنای قانونگذاری باشد، مضاعف میشود، چون در غیر این صورت سبب میشود که فرد در احوال شخصی خود تابع عقاید دینی و مذهبی دیگران شود و این موجب میشود که هویت او انکار و هویت اکثریت جامعه بر وی تحمیل شود، در حالی که در قوانین وضعی غیر مذهبی و بیطرف، مشکل منازعه و تحمیل هویت و سلب آزادی دینی کمتر به میان میآید. اما در پاسخ به سوال دوم میتوان گفت که اصولا عدالت و حقوق بشر بر عقاید شخصی افراد مقدم دانسته می شود، چون قانون در تعیین رابطه حقوقی میان زوجین، اولاد و والدین باید از حق و عدالت حمایت کند نه عقاید مذهبی و دینی افراد و اشخاص. لکن این مشکل در وضع قانون بر مبنای شریعت اسلامی در صورتی که از اجتهاد مبتنی بر تحلیل انتقادی متون و نصوص و آرای گذشتگان استفاده شود، کمتر بروز خواهد کرد.
وضع قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان و تدوین آن تا حدودی از چنین نگرشی که توضیح دادم متأثر بوده است و یا برمبنای آن قابل توضیح میباشد.
اینک شرح این قانون در چهار مجلد توسط سه شخصیت علمی این مرزو بوم که هرسه در دانش حقوق و علم فقه صاحب نظر و سالها تدریس و تحقیق کردهاند، به خوبی انجام شده است و در دسترس حقوقدانان، استادان و دانشجویان شریعت و قانون، قضات، وکلای مدافع و سایر جویندگان علم و دانش قرار گرفته است. این جانب که به عنوان ناظر علمی این مجموعه چهار جلدی سهم ناچیز داشتم لازم میدانم در خصوص اهمیت این شرح نکاتی را تقدیم خوانندگان کنم.
الف. ضرورت و نیاز به شرح: به چند دلیل میتوان گفت نیاز شدید به وجود چنین شرحی احساس میشد: اول اینکه قانون اساسا به زبان فنی حقوقی و فقهی نوشته میشود. لذا معمولا از سطح فهم بسیاری از استفاده کنندگان آن فراتر است. دوم اینکه قانون احوال شخصیه چون مبتنی بر فقه و متخذ از آن است مغلقتر و فنی تر از قوانین وضعی دیگر است و سوم اینکه موارد ابهام و تعارض ظاهری این قانون با اصول عدالت و حقوق بشری افراد فقط از رهگذر شرح علمی و استدلالی فقهی و حقوقی که همراه باشد با تسلط بر مبانی اجتهاد و آرای فقها و اصول دانش حقوق مدرن، قابل رفع میباشد. با توجه به این نیازمندیها این شرح توسط افراد خبره نوشته شده است.
ب. این شرح ضمن اینکه متن و محتوای قانون را روشن میکند از سه جهت دیگر به رشد و توسعه دانش حقوقی و فقهی کمک میکند:
نخست اینکه یک جلد آن به مبانی و اصول این قانون اختصاص داده شده است، چون فهم عمیق از قانون و تطبیق درست آن بر موارد و قضایای گوناگون بدون فهم عمیق از مبانی و اصول آن به دست نمیآید.
دوم اینکه در توضیح متن قانون تقریبا تمامی آرای فقهی مطرح همراه با مبانی هریک به گونه استدلالی و انتقادی توضیح داده شده و روشن گردیده است که ماده مورد بحث از کدام رأی و نظر فقهی اخذ شده و این نظر از چه جایگاهی در میان سایر آرا برخوردار میباشد.
سوم در نتیجه بررسی یادشده هرماده با اصول و مبانی حقوق مدرن و مقتضای تأمین عدالت برای همه افراد مقایسه و بررسی شده است و از این حیث نیز خاطر نشان شده است که ماده یادشده تا چه اندازه با این اصول و اصل عدالت سازگار بوده و یا اینکه در چه مواردی میتواند مشکل آفرین باشد، برای حل این قبیل مشکلات، با تحلیل و استدلالی فقهی آرای گوناگون نشان داده شده است که احیانا آرای بدیل قویتر بوده و می.توانست مبنای قانون واقع شوند و اکنون نیز میتوان در اصلاح قانون از آن آرا استفاده کرد و یا اینکه قضات در موارد تعارض قوانین میتوانند این آرای فقهی را ملاک ترجیح یک قانون بر قانون دیگر قرار دهند.
رویکرد کلی این شرح پیروی از اصول و موازین علمی بوده است، لذا کوشیده است که از رویکرد ایدئولوژیک اجتناب کند و به دانش فقه و مبانی آن از یک سو، اصول عدالت و حقوق مدرن از سوی دیگر وفادار بماند، به عبارت دیگر کوشیده است که در شرح، استدلال و نقد و بررسی خویش از این حدود خارج نشود.
در پایان به نویسندگان دانشمند این مجموعه چهار جلدی دست مریزاد میگویم؛ آقایان دکتر محمد علی جویا (شریفی) و دکتر عبدالله جعفری در دانش فقه هر دو بیگمان از تسلط و تخصص در حد اجتهاد برخوردار میباشند که محصول نزدیک به دو دهه آموزش و تحقیق آنان در مهمترین مرکز فقهی جهان تشیع یعنی حوزه علمیه قم میباشد و در عین حال از تسلط خوب بر دانش حقوقی نیز بر خوردار میباشند. در کنار این دو فقیه جوان دکتر عبدالله شفایی قرار داشته است که دارای دکترای حقوق خصوصی بوده، استاد برجسته دانشگاه ابن سینا است و سابقه طولانی در تحقیق و تدریس از جمله در باب احوال شخصیه شیعیان دارد و پیش از این دست کم دو اثر در این زمینه از ایشان به نشر رسیده است. ایشان نیز در کنار دانش حقوقی دارای سابقه آموزشی و تحقیقی خوب در فقه اسلامی مخصوصا فقه احوال شخصیه میباشد و از دانشآموختگان حوزه علمیه قم به شمار میآید و در دولت جمهوری اسلامی افغانستان مشاوریت حقوقی معاون دوم رئیس جمهور و یک دوره عضویت در کمیسیون مستقل نظارت بر تطیبق قانون اساسی را در کارنامه خود دارد. توانایی علمی این بزرگواران در کنار علمپروری بنیاد فاخر اندیشه به رهبری استاد دانش معاون رئیس جمهور، در عالم اسباب، سبب شد که این مجموعه فاخر به بار بنشیند. در خاتمه از خداوند پاک، مهربان، دانا و توانا توفیق روز افزون را برای همه این بزرگوران مسئلت میکنم.
محمد امین احمدی
کابل، شهرک امید سبز، 18 اسد 1399
