شفقنا افغانستان- در یکسال اخیر نام «افغان فیلم» زیاد شنیده میشود. شاید یکی از دلایل مهم آن مدیر افغان فیلم باشد. دکتر «صحرا کریمی» نخستین زن سینماگری است که حدود یک و نیم سال گذشته بهعنوان رییس تنها نهاد سینمایی دولتی افغانستان «افغان فلم» گماشته شد و از شروع فعالیتش تاکنون کارهای مهمی انجام داده است. از تولید فیلمهای مستند تاریخی و پیشنویس پالیسی سینمای افغانستان گرفته تا برگزاری «جشنواره ملی لاجورد» در کابل و البته اعتراضها برای عدم تخریب سینما پارک.
«صحرا کریمی» در گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری شفقنا افغانستان از جشنواره لاجورد و فضای رقابتی این جشنواره میگوید. او درخصوص وضعیت زنان سینماگر و ترغیب زنان برای حضور در سینمای افغانستان صحبت میکند. خانم کریمی در این گفتوگو از نگرانیها درباره گفتوگوهای صلح با طالبان میگوید و البته معتقد است نباید به طالبان باج داد و به عقب بازگشت. او همچنین از تولید سریالها و مستندهای تاریخی در آیندهای نزدیک خبر داده است. متن کامل این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
درمورد جشنواره لاجورد برایمان بگویید چه بازخوردهایی از این جشنواره گرفتید و اینکه این جشنواره چه سرانجامی خواهد داشت؟
جشنواره لاجورد نخستین جشنواره ملی فیلم افغانستان است که توسط دولت و وزارت اطلاعات و فرهنگ بنیانگذاری شده است. ایده برگزاری این جشنواره از افغان فیلم بود اما هدف ما این بود که یک رقابت حرفهای و سالم میان فیلمسازان افغانستانی به وجود بیاوریم و این رقابت طوری باشد که آنها را برای ساخت فیلمهای بهتر و باکیفیتتر ترغیب کنیم. در فضایی مثل افغانستان که سینما پشتوانه جدی ندارد و فیلمسازان زیادی فیلمهای آماتور میسازند، به نظر من وجود یک پلتفرم رقابتی خیلی مهم بود.
ما جشنواره ملی لاجورد را با رویکرد شناساندن نسل جدید سینماگران در حوزههای مختلف داستانی، انیمیشن، فیلم کوتاه و… برگزار کردیم و در برگزاری این رویداد، دولت مقدار کمی در هزینهها به ما کمک کرد و ما تلاش کردیم سکتور خصوصی را وارد جشنواره کنیم. یعنی ما در هماهنگی با بخش خصوصی این کار را انجام دادیم. جشنواره لاجورد اولین جشنواره فیلم است که کاملا افغانستانی است. اولین دور این جشنواره از تاریخ یکم تا دهم ماه قوس سال جاری در کابل برگزار شد. ۲۱۰ فیلم به دبیرخانه جشنواره ارسال شد. ما نزدیک به ۵۵ فیلم را در بخشهای مختلف انتخاب کردیم و ۱۰ روز در سراسر کابل نمایش فیلم داشتیم. در کنار نمایش فیلمها، کلاسها و کارگاههای آموزشی برگزار کردیم که برخی از آنها هنوز هم ادامه دارند.
قصد داریم هرساله این جشنواره را برگزار کنیم و اگر این روند به خوبی انجام شود انشاالله جشنوراه فیلم لاجورد تبدیل به یکی از جشنوارههای مهم منطقه مثل جشنواره فیلم فجر تبدیل خواهد شد. در عین حال سعی میکنیم بازار فیلم افغانستان را بتوانیم فعال کنیم و جنبههای بیشتری به جشنواره وارد کنیم.
سال اول را به هر حال با ترسهایی که بود شروع کردیم. روز افتتاحیه جشنواره ۲۳ راکت به کابل اصابت کرد ولی به هر حال ما باز هم جشنواره را در بین انتحار و انفجار برگزار کردیم و خوشحالم از اینکه جشنواره بازخورد خیلی مثبتی داشت. مخصوصا مسوولان دولتی را کمی تکان داد که میشود چنین کارهایی انجام داد و از سوی دیگر تلنگری بود برای بخش خصوصی که آنها نیز میتوانند در عرصه سینما سهم تاثیرگذاری بگیرند. در عین حال ما توانستیم محصولات سینمای داخلی افغانستان را توسط این جشنواره به مردم معرفی کنیم.
جشنواره لاجورد و جشنواره فیلم زنان هرات در یک بازه زمانی برگزار شد این دو جشنواره چه تفاوتی با هم دارند؟
جشنواره فیلم زنان هرات جشنوارهای بینالمللی است که امسال ششمین سال برگزاری آن بود. جشنواره زنان هرات قرار بود چندین ماه زودتر از جشنواره ملی لاجورد برگزار شود اما بهدلیل ناامنیها و پس از آن بیماری کووید۱۹ جشنواره عقب افتاد. این جشنواره توسط خانه فیلم رویا برگزار میشود و روی ۲ بخش زنان و بینالملل فعالیت میکند. تمویلکننده جشنواره فیلم زنان هرات بهگونهای میتوان گفت خارجیها هستند. اما جشنواره ما جشنواره ملی و دولتی است. ما تلاش داریم جایزه ملی سینما را در افغانستان پایهگذاری کنیم. علاوهبر این دو جشنواره، ما در افغانستان جشنواره فیلم مهرگان را نیز داریم که تمرکز آن بیشتر روی فیلمهای کوتاه و مستند است. همه این جشنوارهها میتوانند برای ایجاد فضای رقابتی خیلی مناسب باشند.
وضعیت زنان در سینمای افغانستان چگونه است؟
در سینمای افغانستان زنان فیلمساز و کارگردانهای زن بهطور مشخص بیشتر کار میکنند. زنان فیلمساز در سینمای افغانستان پیشتازند و در پلتفرمهای بسیار بزرگ بینالمللی جوایزی را میبرند و موج نویی از سینمای افغانستان هستند؛ اما در حوزه بازیگری هنوز حضور زنان بسیار کمرنگ است و هنوز بسیاری این را یک تابو میدانند ولی رفته رفته فضا بازتر میشود. برای ساخت فیلم مسئله این است که شما باید سرمایهگذاری کنید و فیلمهای زیادی بسازید تا فیلمسازی یک روند طبیعی را به خود بگیرد و جایگاه فرهنگی، هنری و اقتصادی خود را در جامعه پیدا کند. در این صورت حضور زنان نیز چشمگیرتر خواهد شد.
گفتید در عرصه بازیگری حضور زنان کمرنگ است. افغان فیلم آیا برنامهای دارد که روی حضور پررنگ زنان در سینما نقشی داشته باشد و آنها را ترغیب کند؟
ببینید ما در افغان فیلم یک دادخواهی کلی برای سینمای افغانستان انجام میدهیم که به حضور همه نیاز داریم. بهخاطر اینکه رویکردی که مردم نسبت به سینما دارند منفی است و نسبت به آن بیتوجه هستند. بنابراین ما درمورد سینما باید در کل یک دادخواهی همه جانبه انجام دهیم تا دوباره سینمای افغانستان را با برنامههایی که در نظر داریم از جمله تولید فیلم، کلاسهای آموزشی، قانونگذاری، تعریف هویت ملی و بین المللی سینمای افغانستان و موارد بسیاری مرتبط با سینما و امور سینمایی را احیا کنیم و بعد از آن روی حضور بیشتر زنان کار میکنیم و برای حضور در عرصه سینما بیشتر تشویقشان کنیم. برای مثال پوستر نخستین جشنواره ملی فیلم لاجورد تصویر یک زن بود که سبد فیلم روی سرش بود. همین خودش به نوعی ترغیب و دیده شدن است. برنامههای زیادی برای حضور فعال زنان در سینما داریم.
درمورد تخریب سینما پارک، شما اعتصاب غذا کردید و به محل سینما پارک رفتید تا این سینما تخریب نشود اما شد، چرا دولتمردان ما به هنر و تاریخ بیتفاوتند؟
به هر دلیلی و توجیهی هنر و فرهنگ در ۲۰ سال گذشته در افغانستان نادیده گرفته شد و جزو اولویتهای برنامه حکومت نبود و حتی بخش خصوصی هم نخواست خیلی به هنر و فرهنگ اهمیتی بدهد. درمورد سینما پارک متاسفانه در چند جلسهای که با شهرداری داشتیم طرح ما مورد قبول واقع نشد و گویا دلایل خودشان را داشتند که این سینما کهنه شده و مکانی شده برای تردد افرادی که موادمخدر مصرف میکنند. اما من هیچ توجیهی را در این باره قبول ندارم. مکانهای زیادی در کابل وجود دارند که فساد در آن جریان دارد و تخریب نمیشوند اما یک سینمای نیمجان که میشد آنرا دوباره احیا کرد تخریب کردند. وقتی قصر دارالامان بازسازی میشود چرا سینما پارک نشود؟ یک نفر تصمیم گرفت و سینما پارک را تخریب کرد و از این تصمیم خیلی هم راضی است. من علاقه ندارم بیشتر درمورد سینما پارک صحبت کنم بهخاطر اینکه ناامید شدهام. من حتی جان خودم را در خطر انداختم و بعد از آن اتفاق به شدت بیمار شدم به دلیل گرد و خاکهایی که تنفس کردم دچار یک بیماری پوستی عجیبی شدم ولی وقتی شما از چیزی ناامید میشوید دیگر صدایتان بلند نمیشود و من نیز اگر دوباره چنین اتفاقاتی بیفتد، با تمام دردی که خواهد داشت اما صدایم را بلند نخواهم کرد، چون صدای ما شنیده نمیشود. امیدوار هستم همانقدر که شوق برای ویرانی در این کشور وجود دارد شوق برای آبادانی هم وجود داشته باشد.
ما تلویزیونهای زیادی در افغانستان داریم. تعامل افغان فیلم با این تلویزیونها چگونه است؟ آیا از این تلویزیونها افغان فیلم درخصوص نشر فیلمها و سریالها میتواند داشته باشد؟
رویکرد افغان فیلم رویکرد سینمایی است. چون ما در بدنه وزارت اطلاعات و فرهنگ قرار داریم و در بدنه همین وزارت معینیت نشرات، بزرگتر و با صلاحیتهای بیشتر بودجهای و اجرایی است. معینیت نشرات درواقع تمام ارزیابی و بازرسی را انجام میدهد و در حوزه اختیاری آنهاست که به تلویزیونها بگویند چه سریالی پخش شود یا نشود و این در حوزه صلاحیت کاری ما نیست. ولی ما میتوانیم با تلویزیونها تولید مشترک داشته باشیم. چون بیشتر تلویزیونهای افغانستان خصوصی هستند و پروژههایشان را از جای خاصی میگیرند و بیشتر تمرکزشان روی این است که روی سیاستهای تنویل کننده کار کنند و از سوی دیگر بیشتر رسانههای افغانستان سیاست زده هستند و خیلی کم به محتواسازی فرهنگی و هنری و در عین حال دراز مدت فکر میکنند. بیشتر جنبه تفریحی و خبری و مانور دادن روی اخبار روز سیاسی را دارند. ایجاد محتوا به دانش خاصی نیاز دارد؛ اما بیشتر کارکنان رسانه بیشتر کارمند رسانهای و اپراتورها هستند تا مولف و خالق متن و محتوا چه در حوزه دیداری و چه نوشتاری.
با توجه به وضعیت کنونی افغانستان و گفتوگوهای صلح و امکان بازگشت طالبان، افق سینمای افغانستان را چطور میبینید؟ با توجه به اینکه طالبان نگاه منفی به سینما دارند، چه اتفاقی برای سینمای افغانستان خواهد افتاد؟
من باورمند هستم که طالبان به آن صورتی که قبلا ظهور کردند بر نخواهند گشت. بهخاطر اینکه افغانستان ۲۰ سال با آن سالها فاصله دارد. یعنی با تمام فراز و فرودها ۲۰ سال به جلو آمده است. همه ما در این سالها خیلی مبارزه کردیم. همه ما در مسیرهایی که ارزشهایی مانند آزادی بیان، هنر، سینما و حضور زنان در رسانهها برایمان والا بوده و ما بهخاطرش تاوان دادهایم. خود من زندگی آرامی در اروپا داشتم کار و درآمد نیز داشتم اما همه چیز را رها کردم و آمدم برای وطنم خدمت کنم و مثل من دهها و صدها نفر دیگر نیز زحمت کشیدهاند و تاوان دادهاند و در حال حاضر در افغانستان حضور دارند. ما هم تاوان جانی دادهایم هم تاوان مالی و هم تاوان زمانی را دادهایم و اینها چیزی نیست که ما آنرا دودستی به طالبان تقدیم کنیم. رویکرد طالبان یک رویکرد بسته و عقب افتاده است ولی آنها باید قبول کنند که سینمای افغانستان در بدنه فرهنگ و هنر افغانستان وجود دارد. باید بپذیرند زنان افغانستان فعال هستند و زنان سینماگر نیز در این میان پیشتازند. چون ما قرار نیست به عقب برگردیم. پس آنها باید خودشان را با ما عیار بکنند.
اما خانم کریمی بسیاری معتقدند طالبان تغییری نکردهاند؟
نگرانی بله وجود دارد. چون دوره طالبان دوره سیاهی بود. طالبانی که فقط ۶ سال حکومت کردند اما حالا ۲۶ سال است که نامشان به هر بهانهای برده میشود و هر روز از روز دیگر قویتر میشوند قبلا یک ایدئولوژی دینی داشتند اما الان مافیای مواد مخدر و مافیای جنگی هستند. زبان بیزینس جنگ را یاد گرفتهاند. اما این یک ملت است که تصمیم میگیرد چه نظامی بر آن حکومت کند اگر ملت ما مردم ما هرکسی برایشان زور گفت چشم بگویند همان طالب میآید ولی اگر ما یکصدا باشیم و اعتراض کنیم و از ارزشهایی که بهخاطرشان جنگیدیم دفاع کنیم و نترسیم و درواقع چشمانمان را نبندیم و هر حرف زوری را نپذیریم؛ اجازه نخواهیم داد آنها بیایند و بر ما حکومت کنند. وقتی میگویند پیمان صلح یعنی اینکه هر دو طرف از یک سری خواستهها بگذرند و به یک مصالحه و تفاهم برسیم نه اینکه بخواهیم باج بدهیم صلح با طالبان اصلا به معنی این نیست که بخواهیم به آنها باج دهیم. جامعه افغانستان جامعهای است که میخواهد همپای دنیا سهم خودش را در جهان مدرن ببرند.

در سالهای اخیر کشورهای مثل آذربایجان و ترکیه سعی در تصاحب برخی از میراث ناملموس مشترک فارسیزبانان دارند، اما در افغانستان با توجه به اینکه خانقاه مولانا را داریم اما از این ظرفیتها برای مستندسازی و نمایش دادن زندگینامه بزرگانی چون مولانا استفاده نمیشود. افغان فیلم آیا چنین پروژههایی خواهد داشت یا خیر؟
ساخت فیلم و مستند در اینباره خیلی تاثیرگذار است بله منتهی من تنها یکسال و هفت ماه است که به افغان فیلم آمدهام و ۱۹ سال گذشته را شما در نظر بگیرید که هیچ کاری انجام نشده و همه توقع دارند که من مثل یک دوی ماراتن همه این ۲۰ سال را در یک سال جبران کنم. در حالی که چنین چیزی عاقلانه و منطقی نیست. ما در افغان فیلم بحث تولید فیلمهای تاریخی، مفاخر علمی و ادبی و مکانهای باستانی را داریم. یکی از پروژههای سال بعدی ما این است که روی فرهنگ عامه مانند نوروز، شب چله و بعضی بازیهای سنتی فلم های کوتاه و بلند مستند و داستانی بسازیم. اما این به تنهایی امکان پذیر نیست. یعنی اداره افغان فیلم نمیتواند به تنهایی با ساختن یک فیلم یا دو فیلم نجات دهنده باشد. باید دست به دست هم داده شود ما از طریق فیلم دیگری از طریق موسیقی و دیگری از طریق مقالههای متعدد همگی میتوانیم در این حوزه کاری انجام دهیم.
بهنظر میرسد در این حوزه کره جنوبی خیلی موفق عمل کرده باشد نظر شما چیست؟
کشورهایی که با ساخت فیلم و سریال روایتهای تاریخی را مطرح میکنند بودجه خیلی کلانی را هزینه می کنند؛ چرا که میخواهند فرهنگ خودشان را ترویج دهند. متاسفانه افغانستان آنقدر درگیر مسائل دیگر هست که فراموش کردیم ما باید بازنمایی فرهنگ و هنر و تاریخ خود را نیز داشته باشیم و به معرفی همه جانب این تاریخ و فرهنگ و هنر بپردازیم. افغان فیلم سعی دارد با تعریف پروزه های مشخص تولیدی بودجه قابل توجهی را دریافت کند تا بتواند در این راستا کارهای تاثیر گذاری را انجام دهد. در افغان فیلم در این سالها آنقدر کار نشده که از هر گوشهای بگیریم و بخواهیم کاری را انجام دهیم یک گوشه دیگر میماند و من گاهی اوقات تک و تنها هستم و چون تنها هستم چقدر میتوانم با یک تیم کوچک کار کنم؟ با این حال تمام سعی و تلاش خود را میکنیم. در این میان رویکرد وزارت اطلاعات و فرهنگ و معینیت فرهنگ و هنر که در این عرصه کار میکنند رویکرد خیلی مثبتی است و واقعا سعی دارند کارها انجام شود با اینکه بودجه وزارت اطلاعات و فرهنگ خیلی بودجه کمی است اما ما حداقل کارهایی که ارزشهای معنوی زیادی دارند را انجام دادهایم و میدهیم.
تهیه و تنطیم: ابراهیم کریمی
