شفقنا افغانستان- به رغم این که افغانستان از زمان های بسیار دور دارای حاکمیت ملی و دولت سرزمینی بوده است؛ اما دولت ملی کنونی و روند دولت سازی فعلی را می توان از بنیان با تمام روند های طی شده در گذشته متفاوت دانست. دولت ملت سازی یکی از مهم ترین و بزرگترین دستاوردهای انسان مدرن است. بدون تردید در پرتو دستیابی به چنین دستاوردی بود که انسان درسایر حوزه های زندگی به نتایج بزرگ و حتی شگفت انگیزی دست یافت. امروزه دیگر کسی در این گزاره تردید ندارد که ثبات، امنیت، نظم، رفاه، عدالت، وضع و اجرای قانون از کاردکردهای دولت ها است و اگردولتی روند دولت سازی را به خوبی طی نکرده باشد، بدیهی است که نه تنها پاسخگوی نیازهای یک جامعه و مردم نخواهد بود؛ بلکه عامل اصلی بی ثباتی، بی نظمی و تنش درمیان یک جامعه، منطقه وحتی جهان خواهدشد.برکسی پوشیده نیست که ثبات، قدرت، پیشرفت های تکنولوژیکی و اقتدار کشورهای غربی حاصل موفقیت آمیز روند دولت ملت سازی در مغرب زمین بوده است و برعکس تنشهای طولانی ومنازعات دامنه دار در سایرحوزه های جغرافیایی جهان از جمله آفریقا، آمریکای لاتین، شبه قاره هند، جنوب شرق آسیا و حتی شرق اروپا ناشی از عدم طی شدن موفقیت آمیز این روند بوده است. برای تاکید بر اهمیت و نقش دولت ها است که برخی از اندیشمندان عصر امروز را عصر دولت ملت ها نامیده اند.
برای انسان افغانی دولت ملت باثبات وکارکردهای آن از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا این کشوردرطول حیات خود از چنین مزیتی محروم بوده و تاریخ پر نشیب وفراز این سرزمین و جنگ های قبیله ای، قومی، ایدئولوژیکی و مذهبی چنین واقعیتی را بیشتر برجسته می سازد. به دلیل اهمیت روند دولت سازی درافغانستان و حضور ائتلاف بین المللی به رهبری آیالات متحده آمریکا دراین کشور جهت تامین چنین نیازی، برآن هستم تا مدل دولت ملت سازی در افغانستان پسا طالبان را به صورت خلاصه به بحث بگیرم، باشد که برای آشنایی خوانندگان عزیز با این مقوله حیاتی در جامعه ما کمک نماید.
با نگاه کلی می توان گفت که هر جامعه برای طی کردن روند دولت ملت سازی را ه های به خصوصی رامی پیماید که بدون تردید چنان روندی را مو به مو نمی توان دریک جامعه دیگر تعمیم داد، و به قولی می توان گفت که روندهای دولت سازی در کشورها به اندازه تعداد آن ها است. اما برای سهولت در مطالعه روندهای دولت سازی جوامع مختلف؛ ناگزیر باید به دسته بندی آنان پرداخت و باکنارگذاشتن ویژگی های مشترک تا حد ممکن حوزه مطالعه را محددو ترکرد. برای تعیین مدل های دولت سازی معیارهای نظیر شرایط جغرافیایی وفرهنگی مختلف، شرایط تاریخی متفاوت، یا حسب تقدم دولت ملت سازی از ویژگی های مهم به شمار می رود.
مدل های سه گانه تقدم و تاخر دولت یا ملت، مدل دولت در اروپای شرقی ( دولت های پس ازکمونیسم)و مدل دولت سازی بین المللی از مدل های رایج ومعتبر برای مطالعه فرایند دولت ملت سازی درجهان امروز است.
در مدل تقدم وتاخر دولت وملت با دو شیوه به تحقیق روند دولت ملت سازی می پردازند؛ گاهی ملت سازی را مقدم بر دولت سازی در نظر می گیرند، نظیر انچه در کشورهای اروپایی اتفاق افتاده است که اول ملت شکل گرفته است و بعد ملت بسترساز شکل گیری دولت شد. گاهی برعکس این روند را مطرح می کنند، نظیر ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای جهان سوم که دولت سازی در مرحله نخست انجام می شود و به تعقیب آن فرایند ملت سازی توسط دولت ها به پیش برده می شود.اولی را مدل از پایین به بالا و دومی رامدل از بالا به پایین هم گفته اند.
مدل دولت-ملت سازی در اروپای شرقی و دولت های پس ازکمونیسم نیز دراروپای شرقی و بالکان به کار برده شد. در این حوزه چغرافیایی، کشورهای رها یافته از چنگ استعمار شوروی، به دلیل شرایط تاریخی و اجتماعی واقتصادی حاکم مدل ویژه خود را می طلبید که مجال پرداختن به آن دراین بحث نیست.
مدل سوم، مدل دولت ملت سازی بین المللی است که ما در بحث خود از آن استفاده خواهیم کرد.به دولت ملت سازی بین المللی ، دولت ملت سازی از بیرون، دولت ملت سازی امپریالیستی هم گفته اند. فوکویاما دولت سازی را درایجاد ساختارهای جدید اداری و تقویت ساختارهای موجود تعریف می کند. در این مدل یک عامل خارجی تلاش می کند که در این روند مداخله کند و برنامه ریزی با نیروی حمایتی از خارج هدایت می شود.
مدل دولت سازی بین المللی برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم در آلمان و جاپان به کار گرفته شد. دراین مرحله ایالات متحده آمریکا اقدام به دولت سازی در این دوکشورکرد. کشورهای آلمان و جاپان تجارب بسیار موفقی را برای دولت سازی و ملت سازی پشت سر نهادند. هر چند در آلمان این روند به راحتی انجام نشد و آلمانی ها برای توفیق و غلبه برچالش های فرا روی دولت سازی نشیب و فرازهای زیادی را طی کردند.
تجربه جدید این مدل از دهه 1990 دربالکان شروع شد و امروزه دولت سازی در افغانستان وعراق از نمونه های بارز مدل دولت سازی بین المللی است.
حضور ائتلاف جهانی به رهبری ایالات متخده آمریکا در افغانستان در سال 2001 را باید سر آغاز روند دولت سازی مدرن درافغانستان دانست. ایالات متحده برای خود نقش رهبری کننده و هژمونیک در جهت تامین امنیت و نظم جهانی قایل است. پوشش دادن به چنین هدفی مستلزم دموکراسی سازی نظام های سیاسی و تأسیس دولت های با ثبات وپایداری است که در نظم جهانی نقش مثبت ایفا نماید. افغانستان آن روز به لانه و پناهگاه تروریستان تبدیل شده بود. تروریسم پدیده جهانی است که ثبات و امنیت جهانی را تهدید می کند. حمله به برج های دو قولو و مرکز تجارت جهانی هزاران انسان را به شکل وحشیانه ای قربانی کرد. از آن روز به بعد تروریسم به عنوان یک تهدید جدی وجدید در هر جا و هرزمان موجود بود. مبارزه با این پدیده با عزم جامعه جهانی تحقق یافت و پس از حضور نیروهای جهانی در افغانستان، بستر عملی شکست تروریستان فراهم شد.
برای جلوگیری از حملات دوباره تروریستی و سوق دادن افغانستان به سمت نظام دموکراسی و ازرش های جهانی و حقوق بشری باید، پایه های دولت ملی را پی ریزی می شد. این کار به کمک ایالات متحده آمریکا انجام شد و اکنون بیش از یک دهه از آن زمان گذشته است. هرچند که امروز نیز افغانستان با تهدیدات و چالش هایی مواجه است، اما نظام کنونی افغانستان از حمایت بین المللی برخوردار است ودموکراسی دراین کشور رو به بهبود است.
در مدل دولت سازی بین المللی اگر به صورت مطلوب و دقیق از فرصت های پیش آمده استفاده شود، زمینه نظم عمومی، ارزشهای مردمی و حقوق بشری به تدریج نهادینه شده و به بار خواهد نشست. نمونه های موفق این مدل ملت سازی را می توان در کوزوو، تیمور شرقی، سیرالئون، مشاهده کرد، درحالیکه نمونه های نا موفقی چون سومالی، هایتی و کامبوج نیز وجود دارند که به دلیل عدم استفاده از فرصت های پیش آمده امکان تحقق به موقع و زمانمند آن میسر نشد.
نتیجه این که مدل بین المللی دولت سازی یکی از مدل های رایج وموفقی است که پس از جنگ جهانی دوم تاکنون در کشورهای زیادی عملی و نهادینه شده است. برخی از این کشورها امروز سر آمد نظام های دموکراتیک و پیشتاز در عرصه های فناوری وتکنولوژی اند،مانند آلمان و جاپان، در حالیکه برخی دیگر به تناسب کشورهای ردیف اول کمترموفق بوده اند. سال 2001 مقطعی برای آغاز روند دولت سازی با مدل بین المللی در افغانستان بود، با وجود پیشرفتهای چشم گیر دراین عرصه، هنوز جای برای کارهای زیادی باقی است. دولت مردان، نهادهای فرهنگی ومدنی و نخبگان سیاسی افغانستان باید تلاش ورزند تا از افتادن افغانستان در ردیف دولت های ورشکسته جلوگیری کنند تا یکبار دیگر جامعه افغانی سالها و شاید قرنهای دیگر را به سمت قهقرا حرکت نکند.
روح الله هاشمی-روزنامه افغانستان
انتهای پیام
