یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

روایت دیلی‌میل از زندگی یک زن افغان؛ از شکنجه در گذشته تا بازگشت دوباره طالبان

شفقنا افغانستان - رسانه بریتانیایی «دیلی‌میل» در گزارشی اختصاصی،...

علی بلال در رقابت‌های پرورش‌اندام «پتسبورگ پرو» نایب‌قهرمان شد

شفقنا افغانستان - علی بلال، ورزشکار پرورش‌اندام اهل افغانستان،...

ذکیه خدادادی پس از قهرمانی در پاراتکواندو اروپا: «این یک افتخار بزرگ است»

شفقنا افغانستان - ذکیه خدادادی، ورزشکار افغانستانی-فرانسوی، با غلبه...

آغاز استخراج بیروج در پنجشیر؛ طالبان از توسعه فعالیت‌های معدنی خبر داد

شفقنا افغانستان - مقام‌های محلی طالبان در پنجشیر اعلام...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی به کشور در ۲۴ ساعت گذشته

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

هزاره‌ها در حاکمیت طالبان؛ بازگشت تدریجی به عصر عبدالرحمن

شفقنا افغانستان - وضعیت کنونی هزاره‌ها در حاکمیت طالبان،...

بحران رهبری در بریتانیا: فشار برای استعفای استارمر پس از خروج وزیر بهداشت و سقوط محبوبیت

شفقنا افغانستان– در بحبوحه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، نخست‌وزیر...

شیوع هانتاویروس در کشتی هوندیوس؛ کانادا مورد جدید را تأیید کرد

شفقنا افغانستان – بانی هنری، مسئول بهداشت بریتیش کلمبیا،...

سازمان جهانی بهداشت: شیوع ابولا در آفریقا وضعیت اضطراری بین‌المللی دارد

شفقنا افغانستان – سازمان بهداشت جهانی (WHO) به دلیل...

میراث حکمت امام جواد(ع)؛ گنجینه‌ای از توصیه‌های اخلاقی که هنوز راهگشاست

شفقنا افغانستان– چنان ‌که ‌لقب ‌جواد حاکی ‌از آن‌...

نخست‌وزیر ایتالیا: تنگه هرمز باید بدون محدودیت بازگشایی شود

شفقنا افغانستان - نخست وزیر ایتالیا خواستار بازگشایی تنگه...

فایق: گزارش‌ها از دایکندی نشان‌دهنده گسترش سرکوب و فشار بر زنان در افغانستان است

شفقنا افغانستان؛ نصیراحمد فایق، نماینده دایمی افغانستان در سازمان...

تصادف مرگبار در شاهراه کابل–قندهار؛ پنج نفر جان باختند

شفقنا افغانستان - مقام‌های طالبان در میدان وردک اعلام...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

گزارش شفقنا از مراسم سالگرد شهید مزاری در دانشگاه بین المللی اهل بیت(ع) + تصاویر

شفقناافغانستان -گرامیداشت  26 مین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری توسط دانشجویان دانشگاه بین المللی اهل بیت(ع) در مراسمی تحت عنوان «ردپای خورشید» در تهران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ مراسم سالگرد شهادت شهید وحدت ملی در دانشگاه اهل بیت(ع) با محوریت مزاری؛ صلح، عدالت اجتماعی و احیای هویت با حضور جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه و نمایندگان سفارت افغانستان در تهران و مسئولین دانشگاه و همچنین معاون بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی و مشاور وی در تاریخ 20 حوت 1399 برگزار شد.

نخستین سخنران این مراسم دکتر مهدی صالحی معاون ارتباطات و بین الملل دانشگاه اهل بیت(ع) بود که بیانات زیر را اظهار داشت:

پیامبر(ص) به ما آموخت که بساط تبعیض و تفرقه و ظلم را در بین مردم باید برچینیم و جای آن را به صلح و دوستی بدهیم. حضرت در بیان دلیل مبعوث شدن‌شان می فرمایند که من مبعوث شدم برای مکارم اخلاق.

پس سبب مبعوث شدن حضرت رسول برچیدن زشتی‌ها و تفرقه و جایگزین آن با اخلاق، صلح و دوستی بود. ما فقه و در واقع آن اعمال دینی را در ادیان گذشته هم داشتیم بنابراین پیامبر صرفا تأییدبر همان‌ها و کمی تغییر بر همان‌ها داشتند تا اینکه بتوانند آن تحولی را که عربستان آن زمان دچارش بود و به تبعش کشورها و سرزمین‌ های دیگر بتوانند آن را بهبود ببخشند.

امروز جهان اسلام دچار یک تفرقه و ظلمی هست که متاسفانه آن چیزی که پیامبر برای آن مبعوث شد و تلاش خود را برای آن انجام داد با فاصله وانحرافی که ایجاد شده از آن فاصله زیادی گرفتیم. شهدایی که در این راه احساس وظیفه می‌کنند و کردند بسیارند و محدود به هیچ کشور و سرزمینی هم نیستند. این‌ها شهدای وحدت جهان اسلام هستند نه شهدای وحدت یک کشور یا سرزمین خاص. اگر ما یادشان را امروز گرامی می‌داریم از باب گرامیداشت همین فضا و هدف است.
خوشحالیم که امروز دور هم جمع شده‌ایم تا یاد شهیدی را گرامی بداریم که نه تنها خودشان بلکه خانواده ایشان، پدر برادران و خواهران ایشان همه دراین راه شهید شدند تا این درختی که کاشته شده آبیاری شود و به هر حال کمک شود به این اتحادی که امروز جهان اسلام به شدت به آن نیاز دارد.
افتخار این دانشگاه این است که حضور شما فارسی‌زبانان کشور افغانستان را دراین دانشگاه ما داریم. همیشه به خوبی از آن سفر و به نیکی از سفری که به افغانستان داشتم یاد می‌کنم.


افغانستان برای من یک خاطره جاودانه ماند و حضور خودم و خاطرات آن سفر را فراموش نمی‌کنم. دو شهر هرات و کابل را از نزدیک دیدم.
اینکه امروز بیش از زمان‌ها افغانستان نیاز به این وحدت دارد نیاز به وحدت اقوامی را دارد که این شهدا به خاطر آن شهید شدند. علی رغم خاطرات خوبی که در افغانستان داشتم و دیدم کمی تفرقه‌ها را هم همچنان دارم می‌بینم. تفرقه‌های قومی بیشتر تا دینی. این تفرقه‌های قومی سم و انحرافی هست که امروز افغانستان درگیر آن هست و امیدوارم که با تعلیم و تربیت نسل جدید افغانستان جای خودش را به یک انسجام و وحدتی بدهد که در آینده این شمایید که افغانستان را خواهید ساخت، همانطوری که پیامبر اسلام بساط این تفرقه را برچید در دوره خودشان. انشالله این تفرقه در کل جهان اسلام برچیده شود و جای خودش را به صلح و دوستی بدهد. افغانستان شأنش این نیست. شأن افغانستان تاریخ چند هزارساله‌ای است که بقایای آن وجود دارد.
وقتی که به کشورهای خارجی می‌روید این زبان‌زد هست که دانشجویان ایران و افغانستان ضریب هوشی‌شان بالاتر است. ما خودمان در همین دانشگاه همه دانشگاه‌ها اعتراف بر این دارند که از بین دانشجویان خارجی، دانشجویان افغانستان از ضریب هوشی بالاتری برخوردار است. وقتی یک همچین فضایی وجود دارد نباید بگذاریم که این فضا در کشور افغانستان ادامه پیدا کند. شما باید این وضعیت را بهبود ببخشید تا افغانستان برگردد به دوران قبلش. دوران خیلی قدیمی هم نیست. 40 50 سال پیش افغانستان در اوج بوده.
آن چیزی که ما می‌توانیم کمک کنیم باهم ما هیچ جدایی احساس نمی‌کنیم. یعنی حداقل سیاست این دانشگاه و ایران. نامهربانی‌هایی که هست به نظرم عدم اطلاع کافی است از فضا و تاریخ این منطقه. آن چیزی که وجود دارد دوست داریم که همه باهم کمک کنیم. هم شما می‌توانید و هم ما. این چیزی است که بین ما و شما اشتراک دارد. اشتراکی که ما و شما داریم هیچ جا ندارد. وقتی که من آن سفر را آمدم دیدم چقدر مسئولین ما غافل‌اند از اشتراکاتی که داریم.

در ادامه این مراسم دکتر علاالدین بروجردی معاون بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی بصورت ویدیویی نکاتی را در مورد شهید استاد مزاری بیان کرد.

وی اظهار داشت: شهید مزاری یک چهره جهادی یک روحانی مقاوم و معتقد به مبارزه خستگی ناپذیر و در طول سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تا جایی که مطلع هستم با امام خمینی و هم با مقام معظم رهبری در ارتباط بودند.
به دلیل موقعیت کاری در سفرهای افغانستان غالبا با ایشان هم و دیگر رهبران جهادی دیدار داشتم.
ایشان به صورت اصولی معتقد بودند که باید حقوق همه اقوام در افغانستان محفوظ باشد و با توجه به درصد قابل توجه مردم افغانستان که پیروان اهل‌بیت عصمت و طهارت (ع) هستند که شیعه هستند، حقوق شیعیان به طور ویژه باید محفوظ باشد در کنار حقوق دیگر اقوام و معتقد بودند که در هر صورت با توجه به وضعیت بافت جمعیتی افغانستان که متشکل از اقوام گوناگون هست باید حقوق همه قومیت‌ها محفوظ باشد. یکی از آفت‌هایی که در افغانستان همیشه وجود داشته این نگرش‌های ستیزه‌جویانه اقوام نسبت به همدیگر بوده است. برادران پشتو‌ها از یک طرف دید خاص خودشان را داشتند، تاجیک‌ها، هزاره‌ها، ازبک‌ها و سایر اقوامی که حضور دارند. هیچ وقت در افغانستان یک رهبر قدرتمندی که بتواند مجموعه این اقوام را گرد هم بیاورد و محوریت را از بحث اقوام و حتی مذاهب به سوی وحدت ملی سوق دهد، کاری که حضرت امام موفق شدند انجام دهند همین بود. در ایران هم ما اقوام متعدد داریم در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی هم به خصوص آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها با لانه‌های جاسوسی خودشان و شناختی که از بافت جمعیتی ایران داشتند خیلی تلاش کردند بحران آفرینی کنند و جنگ قومیتی در ایران راه بیندازند. قاعله گلستان، تحریک برادران عرب خوزستانی ما که زبان و فرهنگ عربی است اما فصل مشترک ما، برادران کرد، ترکمن و بلوچ ما جامعه آنها یک محوریت دارد به نام جمهوری اسلامی ایران که زیربنایش تفکر اسلامی و قرآنی و اهل‌بیتی است. با توجه به عمل ملت ایران و این دستور الهی که «اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» این نظام یک محوریتی دارد به نام ولی فقیه و این از محسنات بسیار مهم ساختار سیاسی بعد از انقلاب هست که در واقع فصل‌الختامی قانون اساسی تعریف کرد. در واقع در قرآن کریم تعریف شده است. این با توجه به اینکه قانون اساسی ما هم مبنایش مبنای تفکر اسلامی و قرآنی است این را به صورت قانون‌مند درآوردند. متمرکز قدرت هم نبوده و نه بعد سیاست و سیاست‌گذاری و نه شخص ولی فقیه. ولی فقیه هم یک فرد نیست، هم مجلس خبرگان رهبری هستند و هم بازار متعددی دارند از شورای عالی امنیت ملی تا مجمع تشخیص مصلحت نظام. در واقع بر اساس این ساختار عمل میکنند به این دستور الهی که «وشاورهم فی الامر و اذا عزمت فتوکل علی الله» این عزم این اراده و تصمیم‌گیری، در واقع مقدمه‌اش همین مشورت‌ها است ولی در نهایت یک نفر تصمیم می‌گیرد و همه مکلف هستند – هم قانونا و هم شرعا – که از آن تبعیت کنند. به همین دلیل علی‌رغم توطئه ها این نظام روز به روز قدرتمندتر شده و نهال سال 57 به یک درخت تنومند تبدیل شده است. و این جمله حضرت امام که پشتیبان ولی فقیه یا ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد این توفیق و الگوی موفقی بوده که در میان 57 کشور اسلامی در ایران اسلامی به وجود آمد. ما این را در جامعه افغانستان نداریم به همین دلیل در طول چند ده سال گذشته ما شاهد جنگ‌های داخلی متأثر از همین اختلافات قومی و مذهبی بودیم. نتیجه آن هم کشتار و تخریب است. از طرفی هم دشمن که آمریکا است و هم‌پیمانان او، آنها سعی می‌کنند که منافع نامشروع خودشان را تحقق بدهند در کشوری مثل افغانستان.
وضعیت افغانستان این است که تنها کشور اسلامی است در میان 57 کشور اسلامی که یک و نیم میلیون شهید داده است یعنی 5 یا 6 برابری که ما در جمهوری اسلامی ایران تقدیم کردیم. این‌ها سرمایه‌گذاری کردند. هدف هم قطعا هدف اسلامی و تحقق بوده و در نهایت هم نام کشور افغانستان در قانون اساسی این کشور جمهوری اسلامی افغانستان نام‌گذاری شده ولی هنوز متاسفانه این اختلافات جدی است. به همین دلیل ملاحظه می‌کنید چهره‌های مقاومی و ارزشمندی مانند احمد شاه مسعود، مرحوم ربانی ترور می‌شود. شهید مزاری شهید می‌شود و به بدترین شکل ایشان را شهید می‌کنند. این مستقیم کار آمریکایی‌ها نبوده. غیر مستقیم افراد متعصبی که چه به لحاظ دیدگاه قومی چه مذهبی دست به این جنایت‌ها زدند و این یک کاستی بسیار جدی است در جامعه افغانستان که یک رهبر واحد متفقٌ الیه وجود ندارد و این ماجرا همچنان ادامه دارد.
بنابراین شهید بزرگوار مزاری هم سعی می‌کرد که این اتحاد و انسجام وجود داشته باشد با حفظ منافع ملی.
بارها شاهد بودم که شهید مزاری در کنار ربانی و احمد شاه مسعود، چهره‌های متعدد مبارز جهاد افغانستان کنار هم می‌نشستند و گفتگو می‌کردند ولی دشمنانی که نمی‌خواستند این اتحاد شکل بگیرد اختلاف‌افکنی کردند و این اختلافات موجب بروز جنگ داخلی شد و در نهایت شهادت این مرد بزرگ.

در ادامه این مراسم دکتر جویا بیان کرد:در سالروز شهادت مرد بزرگی قرار داریم، مردی که بی‌گمان اگر در جغرافیای افغانستان زاده نشده بود در ردیف خیلی از شخصیت‌های بلند تاریخ قرار می‌گرفت. می‌توانستیم آن را در سطح بین‌المللی در ردیف گاندی یا نلسون ماندلا و امثال این‌ها قرار دهیم. چون ماهیت کاری که کردند بسیار شبیه است به کاری که شهید مزاری در افغانستان انجام دادند.
یکی از کارهایی که شهید بزرگوار در آن عرصه فعالیت نمود، عرصه رسیدن به صلح و آشتی دائمی در کشوری بود که در طول تاریخ یعنی اگر ما تقریبا 300 سال پیش در نظر بگیریم تا به اکنون جز در برهه‌های کوتاه شاهد انسجام و وحدت همه جانبه نبوده است.
بحث صلح در اندیشه شهید مزاری را با دو محور می‌توانیم صحبت کنیم. یکی به لحاظ مبنای دینی این صلح، چون هم افغانستان یک کشور مؤمن، متدین و مسلمان هست و هم شهید مزاری یک شخصیت مؤمن و مسلمان بود. بنابراین برای رفتارهای ایشان وجود مبنای دینی یک اصل است. پرسشی که در این محور می‌شود مطرح کرد این هست که در مکتب اسلام آیا اصل بر صلح است یا اصل بر جنگ است؟ ممکن است گفته شود که اصل بر جنگ است. چون ما یک اصل مهمی به نام جهاد داریم. این جهاد گاهی جهادی برای دعوت نام می‌گیرد یعنی جهاد برای تبدیل عقیده. در این جهاد گفته می‌شود یا همرنگ ما باشید یا خصم ما باشید. طبیعی است که وقتی دنیا را شما دو قطبی کنید، بگویید یا همرنگ ما باشید یا خصم ما، خصومت همیشه هست. بسیار دشوار است که ما بتوانیم که تمام دنیا را همرنگ خود کنیم. بیش از 1400 سال تلاش مسلمانان برای همرنگ کردن تمام دنیا به نتیجه نرسید.
باور خیلی از اندیشمندان این است که جهاد در اسلام استثنا است و اصل در اسلام بر صلح و هم‌زیستی و آشتی است.
به طور مثال، پیامبر وارد مدینه شد. در مدینه طوایفی از یهود زندگی می‌کرد که مسلمان نبودند. پیامبر در مدینه یک قانون اساسی نوشت که فصل مشترک این قانون اساسی که تعداد بندهای آن را از 17 تا 35 شمردند، فصل مشترک همه این قانون اساسی احترام است. احترام به مال، خون، آبرو، رسوم و عنعنات، باورهای جامعه متکثر مدینه.
خطاب قرآن به اهل کتاب در آیه 64 سوره آل عمران، می‌گوید «یا اهل الکتاب تعالی علی کلمة سواء بیننا و بینکم الّا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضاً اربابها من دون الله». این جمله پایانی این آیه جمله طلایی این آیه است برای هم‌زیستی با ادیان. بقیه این جملات مشترکات را می‌گوید. ما در خدا، ایمان مشترک هستیم. در این امور نزاع نداریم در آن اموری که نزاع داریم بر این مبنا باید اختلافاتمان را حل کنیم. بر همدیگر حالت تفرعن و اربابیت پیدا نکنیم یعنی در سطح مساوی باهم زندگی کنیم. این الگویی هست که نشان می‌دهد که اصل اول در تعالیم اسلام صلح است. جنگ نیست.
دستور جهاد در اسلام بعد از یک فطرت خیلی طولانی صادر شد، آن هم با این خطاب قرآنی «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلم». اولا به شما اذن داده شد که قبلا ممنوع بود. هر گونه مقاتله و جنگ ممنوع بود الان به شما اذن داده شد. مبنای اذن را هم بیان می‌کند چون بر شما ظلم می‌شود. یعنی اگر بر شما ظلم نشده بود، همین اذن هم بر شما داده نمی‌شد و این در آیات دیگر قرآن هم مورد تأکید قرار گرفته است.


حتی فلسفه اعتراض ملک بر خلقت بشر مسئله خشونت بود. شما کسانی را در زمین می‌آفرینید که باهم می‌جنگند. خداوند هم پیمان گرفته است. «و اذ اخذنا میثاقکم لاتسفکوا دماعکم» ما از شما پیمان گرفتیم خون یکدیگر را نریزید. «ولا تخرجوا انفسکم من دیارکم» از خانه‌ها و دیار همدیگر اخراج نکنید. به بشر می‌گوید این را نه به مسلمانان. سپس می‌گوید «ثم اقررکم» شما هم این را پذیرفتید.
اگر ما الان خشونت به خرج دهیم، همدیگر را بکشیم، خون همدیگر را بریزیم و سرزمین‌های همدیگر را غصب کنیم، پیمان و عهدی که با خدا بستیم را نقض کردیم. پس اصل در اسلام صلح است.
خداوند می‌گوید که حتی بعد از اینکه درگیری و اذن جهاد داده شد، تصور این بود که دیگر هر گونه مودت و دوستی و مراوده با مشرکین و کفار ممنوع می‌شد. خداوند صریحا برای ما بیان می‌کند، شما را خدا منع نمی‌کند که با کسانی که با شما جنگ نمی‌کنند و از در خشونت و خونریزی با شما وارد نمی‌شوند، با آنها مراوده و دوستی کنید، در یک کشور زندگی کنید. «لا ینهیکم الله عن الذین لم یقاتلوکم و لم یخرجوکم من دیارکم»
تنها بحث این نیست که متعرض هم نشوید با آنها از در مودت وارد شوید. پس اصل در اسلام صلح است.
شهید ما شهید مزاری به این اصل مؤمن و وفادار بود تا زمانی که وارد بر آن جنگ تحمیل نشد هیچ جنگی را آغاز نکرد مگر برای دفاع. منصفین و مورخ منصفی که حوادث دهه هفتاد را بررسی می‌کنند معترف هستند که در تمام درگیری‌ها حدود 14 جنگ که در غرب کابل تحمیل شد. در یکی از این جنگ‌ها یاد ندارد که نیروهایی که تحت امر شهید مزاری بودند متعرض باشند و هجوم بیاورند. همه جنگ‌ها دفاعی بود. مؤمن به این اصل زندگی مشترک و مسالمت‌آمیز بود منتها هر زندگی مشترکی یک سری اقتضاعاتی دارد. این است که کسی که می‌خواهید که در کنار شما در یک کشور، هم‌سرنوشت شما در یک سرزمین زندگی کند باید به حقوق شما احترام بگذارد. باید بحث ارباب و رعیتی، ستمگری و مظلوم بودن باید نفی شود. برای اینکه اگر این مسئله رعایت نشود صلح به وجود نمی‌آید. الگوهای صلح را شما در همه دنیا دیدید. آیا صلح با سرکوب به وجود می‌آید؟ یعنی صدای مخالفین و صدای افرادی را که دنبال حق هستند خفه کنید. در تاریخ ما هم اتفاق افتاده است. حداقل از یکصد سال پیش تا 1357 مبنای حکومت‌ها بر این بود که صدای افراد دیگر را سرکوب کنند و صلح به وجود نیامد. یک مدتی مانند یک تله انفجاری نیروهایی متراکم شد بعد هم انفجاری که تمام افغانستان را نابود کرد. یعنی همان‌هایی که این سیاست را در پیش گرفته بودند آنها را هم نابود کرد. در جنگ هیچ کس سود نمی‌کند.
هم مبنای دینی حرکت شهید مزاری بر صلح بود و هم راه‌حل و قاعده‌ای که برای به دست آوردن صلح پیشنهاد کردن عاقلانه و سنجیده شده بود. بر اساس احساسات و تعصب نبود. هیچ وقت شما ندارید در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های ایشان که از ایشان سخنی سر زده باشد که بوی عصبیت در آن مشاهده شود. همیشه می‌گوید راه‌حل مسئله افغانستان هم‌پذیری است. باید همدیگر را بپذیریم. اینکه ایشان به عنوان شهید وحدت ملی برگزیده شد بسیار اسم بامسمایی است برای اینکه طلایی‌ترین راه‌حل صلح را ایشان پیشنهاد کرد و امروز اگر ما در افغانستان در بحث گفتگوهای صلح به این مسیر پیش نرویم بدون شک مسیر غلطی است که نه یک بار بلکه چند بار پیموده شده و چنانچه دوباره پیموده شود در گرداب‌های حوادثی که هر 50 سال که افغانستان را نابود می‌کند ما یک بار دیگر نابود می‌شویم.

همچنین دکتر علیرضا رجایی مشاور معاون بین الملل دانشگاه آزاد اسلامی بصورت مجازی در ارتباط با شهید وحدت ملی اظهار داشت:
در رابطه با شهید جاوید الاثر جناب آقای مزاری، قبل از شهادت‌شان من مسئول ستاد پشتیبانی افغانستان را داشتم. ارتباط‌های زیادی با شهید داشتیم. ایشان تأکید کلی و اساسی که داشتند بحث حمایت از مردم افغانستان بود به ویژه هزاره‌جات. چون مردم هزاره‌جات مشکلات زیادی داشت. یکی از مسائل آن عدم اتصال هزاره‌جات به شاهراه‌های تدارکاتی، بیشتر مسیرهای مسیرهای صعب‌العبور بود و مشکلاتی بود که همه با آن مواجه بودند. ترددها به سختی انجام می‌شد. خیلی تأکید روی این مسائل بود.

کاری که ما توانستیم انجام دهیم بحث ساخت فرودگاه بامیان بود که ایشان خیلی تأکید داشتند که حداقل این مسیر به صورت هوایی باز شود. مشکل این مسیرهای صعب‌العبور با راه هوایی حل شود. ما توانستیم بخشی از مشکلات ارتباطی و اتصالی را حل کنیم. فرودگاه حدودا هزار متر بود که با آن عریض کردن و طویل کردنش حدود 3 کیلومتر توانستیم فرودگاه را اضافه کنیم و از آن طریق مشکلات مردم را حل کنیم.
یک بخش دیگر هم بحش بارریزی هوایی بود که باز هم ایشان تأکید داشتند که هر چه زودتر به این مردم کمک شود. مواد غذایی را به صورت بارریزی در مناطق هزاره‌جات انجام دهیم. این بحث کلی بود.
اصرار خیلی زیادی به خدمات‌رسانی به مردم داشتند که در آن تاریخ توانستیم بیمارستان یکاولنگ، بامیان و پنجاب را بازسازی کنیم. بحث‌های آموزشی خیلی دغدغه ایشان بود که خوشبختانه با تدابیری که اتخاذ شد و حمایتی که وزارت خارجه و شخص دکتر ولایتی و دکتر بروجردی کردند موفق به تامین کتب درسی شدیم و از این مسیر مشکلات آموزشی را حل کنیم.
تمام توقع مزاری توقع آموزش بود. یعنی دغدغه‌شان تحصیل بچه ها هزاره و ارتقای علمی بود که بتوانند در جامعه نقش‌پذیری کنند. این مسیر طی شد و هم‌اکنون اگر بخواهید دنبال کنید می‌بینید بیشترین دانشجو و بیشترین آموزش‌دیده از مردم همین مناطق هستند که با همین کتاب‌ها توانستند مراحل ترقی خودشان را طی کنند.


همچنین اهمیت به بحث‌های بهداشت و درمان. ما در آن مسیری که طی می‌کردیم ایشان دائما تأکید داشتند که خدمات، خدمات عمومی شود. خدمات صرف هزاره‌جات نباشد و مناطق دیگر را هم سرویس‌دهی انجام شود. در کابل، مزارشریف، هرات درمانگاهی را راه‌اندازی کردیم و توانستیم یک سری خدمات امدادگری پزشکی با اولویت بهداشت را تعریف کنیم و عملا کار گسترده‌ای با نگاه ایشان توانستیم در منطقه ایجاد کنیم.
گذشته از اینکه بحث یکی شدن احزاب، کاریزمای ایشان توانسته بود که احزاب شیعه را یک کاسه کند و متمرکز کند و از این ظرفیت استفاده کند، اما گرایش و تأکید ایشان بر مسائل ملی افغانستان بود. تمامیت ارضی افغانستان بود. این جالب بود که در این مجموعه آقای مزاری از چند نگاه، یعنی تک نگاه نداشت، چند منظوره و چند رسانه‌ای به مسئله نگاه می‌کرد و تعاملش را در حوزه ملی به خوبی دنبال می‌کرد. عملا با توجه به توانمندی و اقتداری که داشتند، مجموعه‌ها برنمی‌تابیدند و در تقابل با ایشان خیلی حرکت نمی‌کردند اما رسالتی که ایشان مشخصا داشت عملا یکی شدن، بدون مرز بودن اقوام و قومیت‌های داخل افغانستان، یکپارچگی افغانستان بود. همیشه تلاشش بر این پایه تعریف شده بود.
مشکلات اختلاف و درگیری‌های منطقه‌ای، حملات پی در پی طالبان باعث شد که در چهارراه آسیاب کابل با نیروهای طالبان مواجه و دستگیر شود و به شهادت برسد. در شهادت ایشان حرف‌ها و امرهای مختلفی هست. هنوز هم شهادت ایشان مبهم است. آیا هدف‌دار بوده، مبهم بوده یا حادثه‌ای بوده؟ چون مجموعه طالبان می‌گویند که این موضوع هدف ما نبوده که ما بخواهیم شهید مزاری را به شهادت برسانیم اما شواهد و قرائن مبین این است که این گروه به شهادت رسانده است. این بحث کلی که بعد از این ایشان یک افت شدید و مشکل فاحشی در بحث یکپارچگی احزاب به وجود آمد. چون ایشان 7 حزب را یک جا کرده بودند و احزاب را مدیریت کرده بودند. عملا تمکین می‌کردند از رهبریت ایشان. رهبریت ایشان به گونه‌ای بود که بیشتر برای توان‌افزایی مردم افغانستان بود نه یک قشر خاص.

در انتهای این مراسم دکتر محمد شفق خواتی به نمایندگی از سفارت افغانستان در تهران که در این مراسم شرکت کرده بود اظهار داشت: احساس می‌کنم شهید وحدت ملی و دیدگا‌ه‌های او در واقع یک گفتمانی است که از منظر گفتمانی اگر به پدیده شهید مزاری، دیدگاه‌های او و رفتار سیاسی ایشان در طول دهه 60 و 70 بنگریم شاه بیت گفتمان شهید مزاری عدالت اجتماعی است. طبیعتا از نظر گفتمان، هر گفتمانی یک دال مرکزی دارد یک دال نوپوید دارد، مجموعه‌ای از عناصر، دال‌های شناور و وقت‌ها و لحظه‌ها که حول این دال مرکزی شکل می‌گیرد.
ما در افغانستان یکی دو دهه اخیر انواع گفتمان‌ها را در عرض هم می‌بینیم و یک گفتمان در طول دو سه دهه اخیر تثبیت نشده است. چیزی که در گذشته ما و شما در طول دو سه قرن اخیر تثبیت شده بود، گفتمان قومیت بود. سیاست مبتنی بر قومیت و امروز هم عرصه سیاست افغانستان متأثر از قومیت هست. اما گفتمان قومیت به عنوان یک گفتمان مسلط در جامعه حضور ندارد و این گفتمان در حال تزلزل است. این بدان معنا هم نیست که گفتمان شهیدمزاری که مبتنی بر دال مرکزی عدالت اجتماعی بود این گفتمان مسلط شده است. هنوز این گفتمان هم مسلط نشده است. گفتمان‌ها با غیریت‌سازی خود را تثبیت می‌کنند و هر گفتمانی که بتواند دال‌های خود را در جامعه عرضه کند و دسترسی‌پذیر شود به خصوص دال مرکزی آرام آرام به سمت تثبیت پیش می‌رود.
همچنان در صورتی که یک گفتمان مسلط و تثبیت شود گفتمان‌های غیر، در حاشیه قرار دارد، این‌ها همیشه در پی تثبیت خود هستند و تلاش می‌کنند که دال‌های خود را تثبیت کنند.

امروز یا اگر برگردیم در طول یکی دو دهه گذشته دو سه گفتمان ما در حالی تزلزل و در عین حال همزمان در افغانستان مشاهده می‌کنیم. گفتمان سیاسی مبتنی بر قومیت، گفتمان سیاسی مبتنی بر عدالت اجتماعی یا جمهوریت و گفتمان طالبانیزم. یا گفتمان دیگری که از روایت دولت و حکومت اسلامی را عرضه می‌کند و باز هم در تقابل ارزش‌های مدرن و جدید مانند حقوق مدنی، حقوق اساسی مردم، مشارکت سیاسی، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها در مقابل این ارزش‌های مدرن قرار می‌گیرد و آن روایت هم در واقع به یک شکلی در یک زمانی در پیشاور پاکستان ارائه شد.
اما گفتمان عدالت شهید مزاری، یا عدالت اجتماعی که در متن گفتمان شهیدمزاری قرار دارد و به عنوان دال مرکزی آن را می‌توانیم تفسیر کنیم در عین اینکه یک ریشه در ارزش‌های اسلامی دارد و از حکومت اسلامی و ارزش‌های اسلامی صحبت می‌کند و خود شهید مزاری یک تحصیل‌کرده علوم دینی است. در عین حال این تفسیر و گفتمان از حکومت اسلامی آنچنان به روز هست که در آن دال‌ها و عناصر سیاست مدرن، ارزش‌های مدرن مانند حقوق اقلیت‌ها، حقوق بشر، حقوق مدنی یا حقوق اساسی. حقوق اساسی که می‌گوییم با حقوق مدنی در واقع تعابیر گوناگونی هستند که امروز تحت عنوان حقوق شهروندی آن را می‌شناسیم. حقوق بنیادی انسان‌ها که در دموکراسی‌های مدرن و مستحکم امروزی به رسمیت شناخته شدند از حقوق زنان تا آزادی بیان و اندیشه و انواع آزادی‌های مدنی. همه این‌ها تحت چتر حقوق شهروندی یا حقوق بشر اصطلاح دیگری است که نمی‌توانیم حقوق مدنی و حقوق شهروندی را از آن حقوق اساسی تفکیک کنیم.
مفاهیم متنوع است اما در واقع منظور یکی است. همین حقوق اساسی و مدنی مردم. از حق مشارکت و در واقع حق تعیین سرنوشت و سهم‌گیری در عرصه سیاست تا آزادی‌های مدنی و حقوق تحت عنوان شهروندی.
در گفتمان شهیدمزاری ارزش‌های بنیادین دینی با این ارزش‌های مدرن در هم ادغام می‌شود. حقوق زن و سایر حقوق اقلیت‌ها و شهروندان در گفتمان شهید مزاری به یک نحوی انسجام پیدا می‌کند با اصول و ارزشهای اسلامی که هیچ گونه تضاد و تعارضی در آن نمی‌بینیم.
گفتمان‌ها بر اساس غیریت‌سازی به وجود می‌آید. امروز گفتمان طالبانیزم یک روایت دیگری از دولت اسلامی است که در مقابل گفتمان شهیدمزاری قرار دارد. شهیدمزاری خاستگاه‌اش، خاستگاه‌ دینی بود. یک مرد جهادی بود، سال‌های سال در عرصه‌های علوم دینی تحصیل کرده بود اما گفتمان حکومت دینی او با گفتمان طالبانیزم و امارت اسلامی که بر تمامی حقوق اقلیت‌ها، زنان، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر خط می‌کشد متفاوت بود.


شهیدمزاری روایتی از ارزش‌های دینی دارد و به سنت‌ها و احادیثی از پیغمبر استناد می‌کند که حقوق زن در آن مانند دنیای مدرن به رسمیت شناخته شده است.
در افغانستان نه گفتمان طالبانیزم مسلط هست – در حاشیه هست اما مسلط نیست – گفتمان جمهوریت هم گفتمانی است که هنوز تثبیت نشده است. درست است که ما امروز نظامی به نام جمهوری اسلامی افغانستان داریم که در قانون اساسی جدید تبلور یافته است اما هنوز این گفتمان تثبیت نشده است و مخاطراتی بر سر راه او وجود دارد. و چیزی که شهیدمزاری بر آن تأکید داشت، همین مدل نظامی بود که امروز در افغانستان به یک شکلی در قالب قانون اساسی جدید تبلور یافته است اما این نظام و جمهوریت و آن دال مرکزی عدالت اجتماعی در واقع هنوز تثبیت نشده است.
عدالت اجتماعی دال مرکزی گفتمان شهیدمزاری است به این معنا است که سایر دال‌ها بر محور این دال معنا پیدا می‌کند. صحبت از وحدت، وحدت ملی، احیای هویت، دموکراسی، آزادی، حق تعیین سرنوشت، مشارکت سیاسی همه این‌ها زمانی معنا پیدا می‌کند که ما دال عدالت اجتماعی را داشته باشیم.
وقتی صحبت از صلح به میان می‌آید، صلح زمانی ممکن است – البته صلح پایدار نه صلحی که مانند انعقاد قرارداد جنوا پشت سرش ظهور گروهی به نام طالبان باشد، جنگ داخلی میان گروه‌ها و احزاب جهادی آن هم یک نوع صلح بود. و دکتر نجیب به نحوی قانع شد که حکومت را به مجاهدین واگذار کند. پشت سرش در واقع گویا ختم جنگ شد میان دولت و گروه‌های جهادی و جنگ داخلی دیگری ما را در کام خود فرو برد.
صلحی که امروز از آن صحبت می‌شود به قول برخی بزرگان سیاسی ما و شما صلح در گورستان است. در قبرستان هم هیچ دعوا و منازعه‌ای نیست. مردگان آرام زیر خاک خوابیده‌اند ولی قبرستان است آن گونه صلح. صلحی که طالبان می‌طلبند با احیای امارت اسلامی و خاموش کردن صدای زنان و جوانان دگراندیشان جامعه، صلح در قبرستان است. اما صلحی می‌تواند برای ما قناعت‌بخش باشد که صلح پایدار باشد و صلح پایدار صلح عادلانه است. صلحی که عادلانه نباشد پایدار نخواهد بود.
در صلحی که حقوق همگان به رسمیت شناخته نشده باشد، صلحی که پیامدش نابرابری و سلطه بخشی از بخش دیگر یا سلطه قشری بر قشر دیگر باشد آن صلح ماندگار و پایدار نیست. صلح عادلانه و صلحی که در آن حقوق تمام اقوام، مذاهب، جنیست‌ها و جندرهای افغانستان از زن و مرد، از پیر و جوان و حتی آن پیروان آن مذهب سیک به رسمیت شناخته شده باشد آن صلح پایدار خواهد بود.
بنابراین صلح پایدار هم قابل ارجاع به این دال مرکزی عدالت اجتماعی است.
آنگاهی که ما سراغ ارزش دیگری می‌رویم به نام وحدت، این وحدت چه وحدت در سطح گروه‌های سیاسی باشد و چه در سطح ملی به نام وحدت ملی که نام شهیدمزاری هم با این مفهوم گره خورده است و به نام شهید وحدت ملی در دولت جدید ما و شما رسما به او این لقب اعطا شده است باز هم با مفهوم عدالت اجتماعی گره می‌خورد. وحدت ملی آنگاهی امکان‌پذیر است و سطح شعار به واقعیت و عمل تبدیل می‌شود که مبتنی بر عدالت اجتماعی باشد.
اگر در جامعه‌ای عدالت وجود نداشته باشد، بین زن و مرد تبعیض وجود داشته باشد، حقوق زن به رسمیت شناخته نشده باشد و اینکه بین اقوام باهم برابر و برادر تبعیض وجود داشته باشد، حق برتری و بزرگتری و فراتری و اولویت‌بندی وجود داشته باشد یقینا وحدت ملی هم درمیان نخواهد بود. وحدت ملی زمانی به میان می‌آید که به گفته شهید وحدت ملی، همه ملیت‌ها با هم برابر و برادر باشند.

 

اخبار مرتبط