شفقنا افغانستان (خبرگزاری شیعیان افغانستان)
عبدالرشید دوستم، از اواخر دههی هشتاد میلادی، یکی از خبرسازترین چهرههای سیاسی و نظامی افغانستان بوده است:
اول، جنگهای او علیه مجاهدین، وضعیت جنگی در جبهات اطراف کابل و قندهار را به شدت دگرگون ساخت؛
دوم، وقتی تصمیم گرفت از نجیبالله کنارهگیری کند، عمر رژیم کمونیستی در کابل را به شماره انداخت؛
سوم، وقتی از صف شورای نظار جدا شد و با حزب وحدت و حزب اسلامی شورای هماهنگی را تشکیل داد، انزوای سیاسی و ملی شورای نظار را رقم زد و اصطلاح کلاسیک «پشتون – غیرپشتون» را به اصطلاح «تاجیک – غیرتاجیک» تغییر داد و با زمینهسازی اتحاد سه قوم بزرگ ازبک و هزاره و پشتون، هویت تاجیکی حکومت ربانی را برجسته ساخت؛
چهارم، در عملیات امریکا علیه طالبان، نیروهایش زهر چشم خطرناکی از طالبان گرفتند و هزاران طالب در مناطق تحت نفوذ وی از برگشت به خانههای خود محروم شدند؛ …
در طول دوازده سال گذشته نیز دوستم، مانورهای زیادی را بازی کرد:
اول، حریفان و رقیبان محلی و قومی خود را به سختی خرد کرد و کسی نتوانست در حوزهی قدرت و رهبری او چالش چشمگیری خلق کند؛
دوم، ترکتباران افغانستان را به طور یکپارچه در راستای اهداف و دیدگاههای خود بسیج کرد و مانع نفوذ و رخنهی قدرتهای بیرونی در صفوف ترکتباران شد؛
سوم، در انتخابات اول ریاست جمهوری آرای بزرگی از ترکتباران را در محور خود گرد آورد و در انتخابات دوم، با حمایت از حامد کرزی نقش عمدهای در تضعیف جناح داکتر عبدالله و پیروزی کرزی بازی کرد؛
چهارم، در جبههی ملی نیز یکی از عمدهترین محورها در برابر حکومت کرزی بود و توجهات عمدهای را در داخل و بیرون کشور به خود جلب کرده بود؛ …
از آغاز فعالیتهای انتخاباتی جدید، دوستم بار دیگر ثابت کرده است که همچنان در صدر فهرست چهرههای خبرساز باقی مانده است:
اول، در تشکیل جلساتی که منجر به اعلام اتحاد انتخاباتی شد، نقش عمدهای داشت. گویا اولین جلسهی مهم و تعیینکننده در منزل او برگزار شد؛
دوم، وقتی در برابر تصامیم و عملکردهای همراهانش در اتحاد انتخاباتی و جبههی ملی اعتراض کرد، داکتر عبدالله و محقق را به موضعگیریهای غیرمنتظرهای وادار نمود. تبادل نامههای غیرمتعارف محقق و داکتر یاسا، جدال محقق با امرالله صالح و احمدضیا مسعود، و سخنان محقق در مورد دوستم و کرزی و عطامحمدنور، تا حدی زیاد متأثر از وزن سیاسیای بود که دوستم خلق کرده بود؛…
دوستم با قرارگرفتن در مقام معاونت اول در تکت انتخاباتی اشرف غنی احمدزی، بار دیگر در صدر خبرهای روز قرار گرفته است. اینکه چه عاملی دوستم را به مقام کنونیاش رسانده است، هنوز هم نیازمند تفسیر است. اگر این عامل زور و قدرت نظامی و سیاسی دوستم باشد و یا ضرورت ملی و سیاسیای که حضور ترکتباران در مناسبات و روابط اجتماعی افغانستان مطرح کرده است، باید مورد عنایت جدی قرار گیرد.
ائتلاف دوستم، خلیلی و اشرف غنی احمدزی بار دیگر خاطرهی شورای هماهنگی را در تاریخ سیاسی افغانستان زنده ساخته است. در این ائتلاف نیز بازیگران محوری سه قوم عمدهی افغانستان کنار هم قرار گرفته و سیاست تاجیکی در افغانستان را به چالش کشیده اند. حضور و نقش محقق و محمدخان و علومی و سه چهار چهرهی دیگر در کنار عبدالله چیزی متفاوت از حضور و نقش افراد مشابه آنان در دوران حکومت شورای نظار و ربانی در اوایل دههی هفتاد نیست.
و اما از یک دید دیگر میتوان گفت که دوستم تنها خبرساز نیست، تعدیل کنندهی نیروهای اثرگذار در افغانستان نیز است:
اول، وی با ملیشیای خود در کنار حکومت حزب دموکراتیک خلق، قدرت قومی در اردوی افغانستان را تعدیل کرد؛
دو، با قرارگرفتن در کنار مجاهدین، ادعاهای بنیادگرایی نیروهای جهادی را تعدیل کرد؛
سوم، با ائتلاف شورای هماهنگی، حزب اسلامی و حکمتیار را به خط تعادل کشید؛
چهارم، با قرارگرفتن در ائتلاف جهانی علیه تروریسم، حکومت کرزی و مدعیان جامعهی مدنی و دموکراسی را تعدیل کرد؛
پنجم، اکنون با قرارگرفتن در کنار اشرف غنی احمدزی، سیاستمداران برجستهی افغانی را وادار کرده است تا از منتهاالیه خطی که ایستاده اند، به سوی نقطهی وسط نزدیک شوند.
روشن است که هنوز خط اثرگذاری دوستم به پایان نرسیده است. آوردن دوستم در ائتلاف با برجستهترین چهرهی پشتونی گام اول است. اگر سیاستمداران پشتون نتوانند با طرح روشن و دموکراتیک سیاسی وضعیت بحرانزدهی کشور را مدیریت کنند، دوستم حتی امکان آن را دارد که در اوج کمپاین انتخاباتی، صف خود را تغییر دهد و وزنهی سیاسی را به زیان جناح پشتونی در انتخابات بر هم زند.
تعریف نقش اثرگذار دوستم در معادلات سیاسی افغانستان دشوار است؛ اما درک توانمندی دوستم در شکلبخشیدن یا برهم زدن معادلات کار دشواری نیست. در محاسبات اشرف غنی احمدزی، دشواری موقعیت پشتونهای شمال در صورت فروپاشی نظام سیاسی و بروز نزاعهای قومی، بیتأثیر نبوده است؛ اما چالش عمده در برابر اشرف غنی احمدزی و سیاستمداران برجستهی پشتون است که چگونه میتوانند با استفاده از فضای جدیدی که در معادلهی سیاسی کشور خلق شده است، تاریخ جدید افغانستان را به گونهای بنا کنند که نسلهای بعدی ناگزیر از تکرار بازیهای گذشته نباشند.
انتهای پیام
