خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
پيري، دوره اي از زندگي است كه با ويژگي هاي گوناگون شناخته مي شود. دوران پيري، واپسين سال ها و روزهاي زندگي است كه پس از پيمودن دوره هاي مختلف رشد، از كودكي گرفته تا نوجواني و جواني و ميانسالي، در تقويم زندگي فرد پديدار شده و آدمي را در شرايطي متفاوت با دوره هاي پيشين قرار مي دهد.
پيري را به عنوان هاي مختلف سال خوردگي، سن سوم، عمر سوم، مرحله سوم حيات نيز مي خوانند و گاه در مواردي، از آن به كهولت نيز ياد مي كنند. پيري را راه سرازيري زندگي مي گويند، زيرا در آن، قواي بدن فرسوده و عوارض جسمي و ذهني با سرعت زيادتري پديد مي آيد و گسترش مي يابد. سفيدي موي سر يا جو گندمي شدن آن را به خاكستري تشبيه كرده اند كه از شعله هاي آتش كه در سنين پيشين وجود داشته و زندگي شان را روشن مي كرده، پديد آمده است.
دمي چند گفتم برآرم كامدريغا كه بگرفت راه نفس
دريغا كه بر خوان الوان عمردمي خورده بوديم و گفتند بس
سعدي
پيام متن:
پيري، حقيقت و موهبت انكارناپذيري است كه توجه به در پي بودن اين روزگاران در آينده، آدمي را بينا مي سازد.
عبرت آموزي از روزگاران پيري، از زبان قرآن كريم
پيري، هم ركاب فرسودگي و خستگي است و با نشانه هايي چون ضعف جسماني، پژمردگي و فرسودگي بدن آشكار مي شود. قرآن كريم آنچه را بر اثر پيري از آدمي ستانده مي شود، سرشار از عبرت و انديشه مي داند و مي فرمايد:
وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلاَ يَعْقِلُونَ. (يس: 68)
و هر كه را عمر دراز دهيم، او را در خلقت، دچار كاستي مي كنيم؛ آيا نمي انديشند.
بديهي است، براي كسي كه از همه لحظه هاي جواني به درستي استفاده كرده است، روزگاران كاستي ها و سستي ها، يعني پيري، روزگار اندوه و حسرت نخواهد بود.
پيام متن:
روزگار كهن سالي در راه است. جاي خالي كاستي هاي آن دوران را، از پيش با ذخيره اندوزي بهار جواني پر كنيم.
دشواري هاي پيري
پيري، يكي از دشوارترين فصل هاي زندگاني و به منزله زمستان عمر است. در دوره سالمندي، زندگي با رنج و عذاب همراه است؛ زيرا از يك سو، سستي در جان و بدن راه مي يابد و روز به روز قواي بدني رو به تحليل مي رود و از سوي ديگر، ديوارهاي اميد يكي يكي فرو مي ريزد و فرد احساس مي كند كه به آخر خط در مسابقه زندگي رسيده است. به همين دليل، در بيشتر كشورها به ويژه جوامع جهان سوم، بسياري از افراد پس از دريافت حكم بازنشستگي، احساس پوچي و تنهايي و بي پناهي به سراغشان مي آيد و در صورتي كه برنامه منظم و تدوين شده اي براي پر كردن اوقات فراغت خود نداشته باشند، به يأس و نوميدي دچار مي شوند و گوشه تنهايي پيشه مي كنند. بيشترين مشكلات، سازگاري با محيط و شرايط جديد، در روزها و ماه هاي نخست بازنشستگي است، مشكلاتي كه گاهي به بروز نگراني هاي شديد، بيماري هاي عصبي، افسردگي و سرانجام مرگ مي انجامد. به ويژه كساني كه در دوران جواني و ميانسالي آمادگي هاي لازم براي رويارويي با پديده پيري را پيدا نكرده و ره توشه اي مناسب براي خود نيندوخته اند. بر اين اساس، فرهنگ سازي براي پذيرش روزگاران پيري، مي تواند از كارهاي فرهنگي هر جامعه اي به شمار آيد تا در اثر آن، دوران پيري، امري طبيعي و فرصتي كمياب جلوه داده شود و افراد، از رويارويي با آن به هراس نيفتند.
پيام متن:
تلخي هاي زمان پيري را مي توان، با پذيرش اين پديده و اندوختن تجربه هاي كافي در جواني، به شيريني تبديل كرد.
پيري از ديدگاه اسلام
دين اسلام، سرشار از نكته ها، راه كارها و دستورهاي ارزنده اي درباره سال خوردگان است. اسلام به جوانان سفارش مي كند كه همواره احترام پدر و مادر خويش را سرلوحه زندگي خود قرار دهند.
امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود: «از رسول اكرم صلي الله عليه و آله پرسيدند: چه كسي بزرگ ترين حق را به آدمي دارد؟ فرمود: پدر و مادر».
پيامبر بزرگ صلي الله عليه و آله درباره رعايت حقوق كودكان و سال خوردگان مي فرمايد:
آن كس كه بر افراد خردسال مهرورزي نكند احترام پيران و سال خوردگان را نگه ندارد، از ما نيست.
خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد:
اي پيغمبر! اگر از تو بپرسند در راه خدا چه انفاق كنيم؟ بگو هر چه از مال خود انفاق كنيد، درباره پدر، مادر، خويشان، فقيران و رهگذران رواست و هر نيكويي كنيد، خدا بر آن آگاه است. (بقره: 215)
اسلام هم چنان كه رعايت احترام سالخوردگان را مانند يك دستور به همگان سفارش مي كند، براي افراد پير و سالخورده نيز وظايفي را بر مي شمارد كه در صورت سرپيچي از آنها، فرد پير، احترام و جايگاه خويش را از دست مي دهد. از آن جمله، وجود ويژگي آز و طمع در برخي پيران است كه به شدت نكوهش شده است. از رسول اكرم صلي الله عليه و آله در اين باره نقل مي كنند:
«فرزند آدم به پيري مي رسد، ولي دو صفت در وجودش جوان و شكوفا مي شود؛ يكي حرص است و ديگري آرزو».
امام صادق عليه السلام فرموده است:
اي آن كه موي سفيد و دل سياه داري! به هوش باش كه پيش رويت عذاب الهي و پشت سرت ملك الموت است. مي خواهي چه كني؟ روزي بچه بودي و نادان، روز ديگر جوان بودي و گناهكار، امروز پير هستي و رياكار، تو اكنون كجايي و در چه حالي؟ پس كارهاي خوب و پسنديده ات كجاست؟»
همچنين آن حضرت مي فرمايد: «خداوند پيري را كه نادان باشد يا ناداني كند، دشمن مي دارد».
در اين ميان، امام صادق عليه السلام پير انديشمند و با وقار را شامل لطف و عنايت خويش قرار مي دهد و درباره او مي فرمايد:
وضع پيرمرد ريش سفيد و سالمند كهن سالي كه در خانواده و قبيله خود زندگي مي كند. مانند موقعيت پيامبري است كه ميان امت خود به سر مي برد و بايد در حق او اطاعت و احترام لازم به كار رود.
پيام متن:
گرچه وظيفه كوچك ترها احترام به پيران و سالخوردگان است، پيران نيز بايد با رفتار سنجيده خود، زمينه اين احترام را فراهم آورند.
پيري از منظر ادب فارسي
ادبيات كهن و گران سنگ فارسي، سرشار از شعرها و سخنان نغز و شيوا درباره پديده سالمندي و افراد سالخورده است.
براي نمونه، فردوسي شاعر حماسه سرا و مسلمان ايراني، از امكانات مالي و رفاهي و كمبود آنها در زندگي پير، سخن به ميان مي آورد و مي گويد:
بپوش و نيوش و ببخش و بدهبراي دگر روز چيزي بِنه
مبادا كه در دهر دير ايستيمصيبت بود پيري و نيستي
فردوسي با اين پيام، جوانان را به آينده نگري و فرا رسيدن روزهاي سخت پيري و اندوختن ذخيره براي آن روزگاران هشدار مي دهد.
سعدي رحمه الله نيز چنين مي سرايد:
چون پير شدي ز كودكي دست بداربازي و ظرافت به جوانان بگذار
و نيز:
طرب نوجوان ز پير مجويكه دگر نايد آب رفته به جوي
حافظ نيز مي گويد:
عمر بگذشت به بي حاصلي و بلهوسياي پسر جام مي ام ده كه به پيري برسي
كاروان رفت و تو در راه كمين گاه به خوابوه كه بس بي خبر از غلغل چندين جرسي
بسياري از شاعران ايران در آثار خود بر عمر رفته و روزهاي گذشته دوران جواني حسرت مي خورند و با آه و افسوس بدان مي نگرند و مي سرايند كه:
زرع را چون رسيد وقت درونخرامد چنان كه سبزه نو
دور جواني بشد از دست منآه و دريغ آن زَمَنِ دل فروز
سعدي
ديده تا ياراي ديدن داشت، ديداين چراغ، اكنون دگر بي روغن است
پروين اعتصامي
برخي از شاعران نيز جوانان را به رعايت حال پيران و كمك و رسيدگي به سالمندان سفارش كرده اند:
پيري كهن و شكسته حالماي تازه جوان بگير دستم
اديب نيشابوري
نه تنها زبان نظم، بلكه نشر شيرين فارسي نيز آكنده از نكته ها و آموزه هاي بسيار درباره پير و پيري است.
«عادت هاي روزگار بي رحم، خود اين است كه طراوت گلشن جواني را به وحشت خارستان پيري مبدل سازد و مشرب عذب توانگر ما را به خس و خاشاك مذلت مفلسي مكدر گرداند. راحتِ روزش، بي محنت شب تار نيست و هواي صاف نمايش، بي غبار ضرر و آزار».
بيخي نشان كه دولت باقيت بر دهدكاين باغ عمر، گاه خزان است و گه بار
كاشفي سبزواري
پيام متن:
در انديشه دوران پيري بودن، نصيحت شنوي از پيران و حسرت روزگار جواني را در پيري خوردن، از آموزه هاي ادب فارسي است.
زيبايي هاي پيري
يك فرد سالخورده در صورتي كه به زيور اخلاقِ نيك و زيبا آراسته شده باشد، جايگاهي ويژه و ارزشمند ميان اعضاي خانواده و اطرافيانش دارد. به فرموده امام صادق عليه السلام : «الشَّيْخُ في اَهْلِهِ كالنَّبي في اُمَّته؛ پير در ميان اهلش، همانند پيامبر ميان امتش است».
از نگاهي ديگر، پيري مرحله تكامل معنوي انسان است. او مي تواند از مزيت هاي پيري، همچون احساس پختگي و كمال، بي نيازي علمي و عملي، صبوري و تحمل بالا، داشتن فرصت كافي براي سير و سفر و مكاشفه دروني، مجال مناسب براي خودسازي و نزديك شدن به درگاه الهي بهره گيرد و در جمع خانواده و آشنايان نيز محترم باشد و در مقام مرادگر و مرشد، به ديگران مشورت دهد.
فرد پير، كوله باري از تجربه ها را بر دوش دارد كه مي تواند، آن يافته هاي گران بها را به رايگان در اختيار جوانان و ميانسالان قرار دهد و بدين گونه، بر حرمت و عزت خود بيفزايد.
بدين ترتيب، روزگار پيري، دوران برداشت محصولاتي است كه فرد در طول عمر خود در باغ زندگي اش كاشته و با خون دل و عرق جبين آنها را آبياري كرده است. فرزندان او، نوه ها و ديگر وابستگان نزديك، از ثمره هاي عمر او به شمار مي آيند و شايستگي و صلاح آنان، آسودگي خاطر و خشنودي قلبي او را فراهم مي آورد.
پيري را مي توان با فراهم آوردن تجربه هاي ارزشمند، پختگي روحي و روي كرد معنوي به خداوند پر كرد تا ديگر افسوس جواني و زيبايي هاي ذاتي از دست رفته آن دوران را نخورد.
نور پيري
از ديدگاه اسلام، موي سپيد مانند نوري روشن و تابناك است كه بر فرق سر يك انسان كامل و عمر كرده مي درخشد. به همين دليل، نبايد آن را محو يا پنهان كرد. حضرت علي عليه السلام در اين باره مي فرمايد: «اثر پيري و موي سپيد را پنهان نكنيد، كه آن خودِ نور است».
اين نور، به دنيا اختصاصي ندارد، شعاعي درخشان و فروزان است كه در روز قيامت نيز روشنايي بخش راه حركت فرد مي شود. به فرموده رسول مكرّم اسلام صلي الله عليه و آله : «كسي كه مويش در اسلام سپيد شود، در روز قيامت براي او نوري و جلايي خواهد بود».
پيام متن:
سفيدي مو در پيري، پيام هاي راستين روزگار كهن سالي است.
سراي سالمندان، ره آورد غرب
در ميان ملل مشرق زمين، به ويژه ايران از ديرباز تاكنون افراد پير و سالخورده احترام و منزلت ويژه اي داشتند. به همين دليل، جوانان و ميان سالان، هميشه پدران و مادران سالمند خود را در صدر مجلس جاي مي دادند و از كلام ارشادي و پندهاي گران سنگ آنان سود مي گرفتند.
در دهه هاي اخير، سراي سالمندان، به عنوان تحفه اي از غرب به كشور ما و ديگر سرزمين هاي دنياي شرق راه يافته است. در حقيقت، و صله اي ناجور كه بر رداي جامعه ما دوخته شده و با فرهنگ ما بي تناسب است. خانه سالمندان يا سراي پيران، يا به اصطلاح عامه پسندتر همچون خانه جهان ديدگان، هرگز نمي تواند، به طور كامل در فرهنگ اسلامي و ايراني ما نهادينه شود. هر چند روز به روز بر تعداد چنين مكان ها و مؤسسه هايي افزوده مي شود، بايد گفت كه پيران اين مراكز به شدت از فرهنگ اصيل خود دور مي شوند و افسوس كه پاداش سال ها عمر و جواني كساني كه عمر خود را صرف به ثمر رساندن و بزرگ كردن فرزندان شان كرده اند، به شكلي غيرمنصفانه داده مي شود.
البته خدمات و زحمت هاي فراوان كاركنان مهربان و دل سوز آسايشگاه هاي سالمندان را نمي توان انكار كرد، ولي واقعيت آن است كه محيط سراي سالمندان، هر چند هم كه آكنده از محبت پرستاران باشد، باز هم نمي تواند، جاي گزين فضاي عاطفي خانواده شود. همچنين چون امكان سازگاري با محيط جديد و دوري از فرزندان و نوه ها براي افراد پير بسيار سخت و طاقت فرساست، از طرف ديگر هنوز بسياري از خانه هايي كه به صورت دسته جمعي افراد پير را نگهداري مي كنند از همه امكانات لازم رفاهي بهره مند نيست و در مواردي، آموزش هاي كافي و دقيق نيز به افرادي كه با سالمندان سر و كار دارند ارائه نشده است، وضع پيران و سالمندان، در اين گونه محيط ها سخت تر و دشوارتر مي شود. «چه بسيارند پيراني كه در سراي سالمندان به افسردگي و سرافكندگي دچار مي شوند، درد مي كشند و هم دل و هم نوايي ندارند. نيمه شب نياز به كسي دارند كه دست شان را بگيرد و بلندشان كند و آب و دوايي در حلق شان بريزد، ولي از آن محرومند و گاهي مرگ به سراغ شان مي آيد و به واقع، در آن خانه يا بيمارستان، غريبانه مي ميرند. البته وجود سراي سالمندان، براي افرادي كه فرزند و خانواده اي ندارند و كسي نيز عهده دار رسيدگي به كار آنان نمي شود، امري ضروري است.
پيام متن:
جز به هنگام ضرورت و از سر ناچاري، اخلاق انساني و فرهنگ اسلامي اقتضا مي كند كه پيران و سالمندان تا پايان عمر در كنار خانواده و در فضاي عاطفي فرزندان و بستگان خويش روزگار بگذرانند.
پيري، آينه عبرت
بررسي احوال سالمندان، رسيدگي به امور آنها و نيز بازديد از سراي سالمندان، عبرت هاي فراواني را فراروي هر انسان آگاهي قرار مي دهد و نوعي معرفت دروني و قلبي براي همگان به ارمغان مي آورد. وقتي مي بينيم كه يك پيرمرد يا پيرزن 70 تا 80 ساله در اوج ناتواني است و جلوه ظاهري خود را از دست داده و با موهاي ريخته و چهره رنگ باخته و صورت پر آژنگ، واپسين روزهاي زندگي خود را مي گذراند، نوعي نداي باطني به ما نيز هشدار مي دهد كه جواني، جاودانه نيست و فرصتي است محدود و گذرا. پس چه بهتر كه از اين لحظه هاي زودگذر به بهترين شكل براي تكامل معنوي و خداگونه شدن، توشه و بهره بگيريم. با نگاه به برخي از پيران، از خود بپرسيم آيا پري رويان گذشته، همين افراد هستند كه اين چنين پير و درمانده شده اند؟ گلرخان و دلبراني كه در روزهاي جواني از طراوت و شادابي بهره داشتند، چگونه در انتهاي جاده زندگي، چنين بي برگ و بار و يار و ياور شده و در تنهايي و سكوت مرگبار، حسرت روزهاي جواني خود را مي خورند. بنابراين، بايد فراموش نكرد كه روزهاي شاد جواني و زيبايي و سلامت، فرصتي بسيار مناسب براي بالا بردن سطح علمي و اخلاقي انسان ها به شمار مي آيد و نه زمينه هايي براي فساد و گناه و دور شدن از معنويت.
جواني نكودار، كاين مرغ زيبنماند در اين خانه استخواني
پروين اعتصامي
پيام متن:
1. روزي كه پند گفت به من گردش فلكآن روز، گوش پند شنيدن نداشتم
پروين اعتصامي
2. پيري، آيينه عبرت است و بازديد از سراي سالمندان مي تواند، وجدان هاي خفته را بيدار سازد.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
