شفقناافغانستان-افغانستان در چند مدت اخیر شاهد رویدادهای مختلفی بوده است. خروج نظامیان خارجی از کشور و افزایش حملات طالبان در ولسوالی ها و ولایات که پیش بینی سرنوشت و مذاکرات صلح در افغانستان را دچار پیچیدگی کرده است. در این باره عبدالواحد ذکی می نویسد:
چند روز پیش خبر سفر ناگهانی مارشال دوستم از وسط معرکه میدان نبرد شمال با هواپیمای ویژه ترکیه با هماهنگی سفیر به آنکارا مخابره شد. این خبر در میدان اجتماعی چندان جای پایی باز نکرد اما ذهن تحلیلگران مسائل استراتژیک را سخت مشغول کرده است.
ژنرال دوستم به عنوان رهبر ترک تباران افغانستان در تعامل مستقیم با ترکیه است و در دو وجه، حرکت ناهماهنگ سیاسی دو طرف بدون شک محال است.
ترکیه در بازی بزرگ منطقه ای از دیر باز در ذهن استراتژیستهای پنتاگون آمریکا به عنوان مهره متعادل کننده غرب آسیا و نماینده بلوک سنی در تقابل با محور مقاومت در نظر گرفته شده است.
این تئوری که در اواخر دوره اوباما مطرح شد با اذعان به شکست محور عربی و نفوذ بسیار قوی محور مقاومت به سرکردگی ایران در جهان عرب، راه مقابله را در تقویت یک رقیب دیرینه ایران که خاستگاه نیمه مذهبی سنی و رویای احیای امپراطوری دارد، یعنی ترکیه جستجو میکند و از دیگر سو با علم به اینکه نفوذ محور مقاومت در دنیای غیر عرب بسیار ضعیف است سعی در برجسته کردن نقش ترکیه در جهان اسلام میشود تا زمین بازی از نقطه قوت محور مقاومت در جهان عرب به نقاط ضعف آن در جهان غیر عرب تغییر کند.
در پروژه مذاکرات و زوایای پنهان آن قبلا در تحلیل مفصلی به این نتیجه رسیدیم که در مثلث بازی قدرت، نهایتا برنامه جامع بر حاکمیت یک رژیم سلفی بر افغانستان استوار است که در حفظ موازنه قدرت منطقه ای در شرق ایران کمک کند و در راهبرد تقویت محور سنی یک میدان جاذبه جدید برای مبارزین مستأصل دنیای اهل سنت ایجاد کند و به تدریج با تقویت محور سنی میدان نزاع را از تقابل اسلام و صهیونیسم و اسلام و استکبار غربی به تقابل درونی محور شیعی و سنی برگرداند.
لذا بازیهای حاشیه ای طالبان و ترکیه و آمریکا و دولت افغانستان نباید ما را فریب دهد و نقطه تمرکز بر ایستگاههای اساسی این شطرنج پیچیده باید باشد. آمریکا همچنان بر تقویت محور ترکیه و گسترش نفوذ معنوی و سیاسی ترکیه کمک میکند و ترکیه با ولع تمام این انرژیهای ارسالی را جذب و اعلام آمادگی میکند، دولت پشتونیست حاکم بر کابل به صورت حرفه ای و پیچیده شهرستانها و امکانات عظیم نظامی و دولتی را به طالبان واگذار میکند و طالبان با تظاهر به مدارا با شیعیان اما در مذاکره دوحه قطر هرگونه مسامحه در پذیرش قانون فعلی و رسمیت مذهب جعفری را رد کردند.
و اما دوستم و ازبک تباران قبلا ثابت کرده اند از قواعد بازی باخبرند و در تقابل دو فرهنگ فارسی و افغان (پشتون) در داخل افغانستان به امتیازگیری حداکثری می اندیشند و حاضرند در بازی سیاسی زیر پای هم پیمانان را خالی کنند ولی مشکلی که تا کنون وجود داشته درک جزمی و تمامیت خواهی افغانهای (پشتونها) افغانستان بر تصاحب بدون تقسیم قدرت و سرکوب همه قومیتها بوده است اما دفاع سرسختانه دوستم در شمال و بسیج نیروها نشان داد در صورت اراده مقاومت این کار امکانپذیر نیست لذا به نظر می آید پشتونیستهای ناچار به همان ایده جایگزین تن داده باشند و روزهای آینده پس از بازگشت بی سر و صدای ژنرال از ترکیه باید منتظر دیدن فرکانسهای آن باشیم که احتمالا فتح در فاریاب و جوزجان و سکوت ژنرال و تمرکز سنگین طالبان بر مناطق شیعه نشین باشیم.
برای هزاره ها و شیعیان بازی در این معادله قدرت، بازی مرگ و زندگی است چرا که امکان هیچ گونه سازشی وجود ندارد چه در حوزه فرهنگ زبانی که زبان پرقدرت فارسی چالشی عمیق و پایدار در برابر پشتونیزه کردن افغانستان بوده و هست و چه در حوزه مذهب که با پروژه منطقه ای تقویت محور سنی در تعارض است.
