شفقناافغانستان – این روز ها مقاومت و خیزش ها ی مردمی در برابر طالبان یک ضرورت دفاعی میهن پرستانه و مشترک است اما ماهیت این اتفاقات را باید با تامل دید چرا که مناطق اکثرا غیر پشتون در مرکز و شمال افغانستان دستخوش ناامنی هاست. آیا جنگ” ارگ و امارت” واقعا جنگ است؟ یا بازی است که آخرین ظرفیت های مقاومت را به نفع همدیگر آزمایش کرده و هیزم برای آتش و عطش قبیله گرای فراهم می کند که ریشه در ورای مرز دیورند دارد؟
دراین شک نیست که طالبان ابزار قمار ایران و پاکستان و عربستان سعودی و آمریکا و روسیه درا فغانستان است. و مهمترین جنجال، نوع بهره برداری این کشور ها از سهام “طالبکوین” در بازار مشترک جنگ و صلح است. ایران دستاورد طالبان را قیام و موفقیت دربرابر تجاوز آمریکا می داند و منافع آن دراین سهامی برداشت ۶۰ ٪ سود به نفع ایران است. پاکستان منافع خود را ۹۹٪ سود می داند زیرا با فتح افغانستان توسط طالبان ایالت های جدید دیگر به این کشور اضافه خواهند شد. جمعیت گرسنه و بی سواد منطقه جنجالی وزیرستان در ولایات افغانستان پراکنده خواهند شد و در دراز مدت بجای دعوای خط دیورند، مبنای دعوا ضمیمه کردن ولایت های جنوبی خواهند بود. از نظر پاکستان هر ولایت جنوب افغانستان یک “کریمه” اکراین است و تا هم اکنون صد ها هزار شناخت کارت پاکستانی در ولایت های ذابل و هلمند توزیع شده است. به همین روند عربستان و حتی اسرایل و آمریکا وانگلستان هم سهامداری طالبانکوین هستند. آنها طالبان تندرو را در دراز مدت ابزار فشار بالقوه برای آینده ایران دانسته و سود برای بهره برداری معکوس از طالبکوین دارند . روسیه و هند و ترکیه و سایر کشورها نیز منتظر گذر زمان و نوبت قمار خود هستند. بنابراین اصل براین است که طالبان ابزار قمار سهامداران است و دولت کابل درحال حاضر شرط بازی است که بود و نبود آن نفع و ضرر برای سهامدران منطقه وجهان دارند.
–
دراین مورد هم شک نیست که جنگجویان درشمال زیر نام طالب ازجای دیگر گسیل شده اند. و این ظرفیت سازی بدون حمایت حلقات نفوذی طالبان- پاکستان – ارگ غیر ممکن بود. کرزای و غنی هرکدام دراین بازی نقش داشتند ودارند. آیا احساسات قومی، آنها را در این بازی شریک ساخته یا آنها خود بازیگر سوم این نمایشنامه خونین اند ؟ گذر زمان ثابت خواهند ساخت .
اما خیزش های مردمی که در برابر طالبان شکل گرفته یک نوع نمایش چند پهلو است که از نظر کارشناسان می تواند تست برای ارزیابی ظرفیت های مقاومت باشد ولی به هیچ عنوان روش مقاومت هدفمند در برابر طالبان نیست، زیرا شورش گران اکثرا جهادی های هستند که مسلمانی آنها با طالبان چند درجه فرق دارند.
بنابراین ضرورت تاریخی ایجاب می کند که طرفداران” افغانستان آباد و آزاد “در سطح سران و رهبران از تمام افغانستان گرد هم آمده و نقش خودرا از “شورشگر “ به “پرسشگر” همراه دولت در راستای دفاع از وطن تبدیل کنند. دفاع از وطن هدف مهم اما روش دفاع از وطن مهم تر است. مبارزه علیه طالب بدون مرکز تحلیل اطلاعات و استخبارات مستقل، هزینه اقتصادی، استراتژی مشخص وساختار تشکیلاتی منظم، غیر ممکن است. حتی اگر مقاومت ها پراکنده باشد نیاز دارند که این جزیره های کوچک مقاومت به یک مرکز فرماندهی وصل باشند.
—
آنچه در آغاز برای محور مقاومت مهم است شناخت و تعریف دشمن است. بدون شک دولت فعلی کابل باید از درون تصفیه شود. این دولت آلوده به ویروس طالب است و نیاز به واکسن و تصفیه خواهند داشت. مهره های طالب خواه، با نفوذ در دستگاه های امنیتی تمام اسرار جنگ و فروش آنرا به طالبان مدیریت می کنند . این نفوذ در سطح فرماندهان پشت میز وزارت خانه های امنیت تا فرماندهان میدان جنگ را شامل می شود . دادن معلومات پسته ها و حتی عبور مرور وسایل نظامی و نقشه پایگاه ها به طالبان بدون نفوذ طالبان در درون دولت غیر ممکن است . اگر طالب ؛ دشمن تعریف شده است، دستور به عقب نشینی ، تعلل به عدم اکمالات و حمایت نکردن هوای یک “خیانت ملی” است و طبق قانون جنگ، هرکس این فرمانها به او برمی گردد باید بازخواست و تاوان خیانت خود را بپردازد.
برای هر سرباز وطن پرست غیر ممکن است قبول کند که طالبان ۲۷ کماندو را در شمال تیر بارا ن کنند اما زندانیان طالب در کابل دوز دوم واکسن فایزر دریافت کرده و قابلی پلو بخورند. محور مقاومت باید در جستجوی اهرم فشار و بدیل باشند. طالبان از قانون جزا در برابر جزا آگاهی دارند. زیرا ترامپ به آنها فهمانده بود که یک زخمی آمریکای ۵ طالب وخون یک کشته آمریکای مساوی با ۱۵ طالب است. این ترس بازدارنده طالبان را وادار کرد که در موارد حتی کاروانهای خروج ناتو و آمریکا را بدرقه کنند. برای دشمن اگر حمله به مسجد و شفاخانه و مکتب مشروع است چرا نمی تواند حمله به زندان های طالبان مشروع باشد ؟
—-
اما هزاره ها هم قطعا بخش از جبهه مقاومت ملی خواهند بود نه تمام جبهه. وقت آن است که نخبگان هزاره استعداد سیاسی خود را در شرایط عبور از بحران در قالب یک اتحاد دیگر به نمایش بگذارند. استفاده ابزاری از مقاومت هزاره ها و سپس اتهام شورشگری، سنت سیاسی شده است. نباید دچار احساسات شد و یا تمام دارای هارا در یک سبد گذاشت.
هزاره ها در آغاز باید دنبال هدف و تشکیلات واحد نظامی باشند که با منافع سایر اقوام هم پیوند مشترک داشته باشند. مقاومت گران به یاد داشته باشند که داشتن یک افغانستان مستقل، بدون پشتوانه و تشکیلات هدفمند، استخبارات، استراتژی مستقل دفاعی دشوار است و شورشهای پراکنده در گذر زمان به اندازه احساسات در فسبوک باقی خواهند ماند.
نویسنده : رحمان پویا
