شفقناافغانستان – صفحه فیس بوکی انسانیت با انتشار مطلبی در مورد رویه طالبان امروز و مقایسه آن با گذشته چنین نگاشته است:
طالبان در عمل نشان میدهند که تغییر شان تاکتیکی نیست. دلیل این است:
پس از چهل سال جنگ و خونریزی، بالأخره قدرتهای منطقه و جهان به سود منافع شان توافق کردند که به افغانستان صلح بیاورند. و کار عملیشدن «توافقنامه آوردن صلح به افغانستان» به جایی رسید که غنی گفت او را با چپلق پا و پیرهن جانش به جبر از ارگ بیرون (get out) کردند. پس از خود با فکر سرد، آرام بپرسیم که اگر اجماع منطقهای و جهانی برای آوردن صلح به افغانستان نمیبود، آیا کابل بدون خونشدن بینی پشک به دست طالبان میافتاد؟ و طالبان خلاف تمام پیشداوریها حالا در عمل به حق آزادی فردی چون سر و ریش و شکل لباس مردم کار ندارند. از زنان به جای چادری حجاب میخواهند. و اعلان کردند که زنان در شکل حجاب آزادی دارند. به تکرار میگویند که حق تحصیل و کار را از زنان نمیگیرند. صلح و امنیت است. در شهر دزدی و ولگردی نیست. اما به جای دیدن و تشویق و تقویت این تغییرِ طالبان، هر طرف بلوا برپا ست که این تغییر طالبان تاکتیکی ست، چون خلای قدرت وجود دارد و طالبان برای رسمیت یافتن جهانی قدرت مطلقۀ شان چهرۀ اصلی شان را موقتاً پنهان میکنند. پس هم معنای حکومت با قاعدۀ وسیع ملی را نمیفهمیم و هم معنای «توافقنامه آوردن صلح به افغانستان» را نمیدانیم. اما یک مفاد «توافقنامه آوردن صلح به افغانستان» این است که بازیگران منطقه و جهان در افغانستان امارت نمیخواهند، نظام انتخابی یا جمهوری میخواهند. و طالبان در عمل نشان میدهند که به این مفاد «توافقنامۀ آوردن صلح به افغانستان» عمل میکنند. یعنی طالبان میتوانستند با تسلط نظامی برقآسا بر افغانستان، امارت اسلامی خود را اعلان کنند. اما چرا اعلان نکردند؟ چون گفتند که باید شکل نظام آینده در مذاکرات بینالافغانی انتخاب شود. و همین لحظه مذاکرات بینالافغانی روی حکومت ملی در پایتخت کشور در فضای صلح و امن جریان دارد. ندارد؟ به این دلیل، سناریوی میدانهوائی و هراسافگنی از استبداد آیندۀ طالبان یک سیاهنمائی بدبینانه است که عقل و آیندهنگری ما را فلج کرده و به بحران فرار از وطن بیرحمانه دامن میزند. اما با ذهن فارغ از ترس فکر کنیم که وقتی با توافق بازیگران منطقه و جهان صلح دایمی با یک حکومتی با قاعدۀ ملی در افغانستان بیاید و خلای قدرت را پُر کند، آیا طالبان در اتخاذ پالیسیهای آیندۀ کشور تنها خواهند بود؟ نخیر! و اگر طالبان قدرت مطلقه نداشته باشند، آیا برای به دست آوردن دل و دماغ مردم در سیاست و قدرت آیندۀ افغانستان، تغییر مثبت شان به سود آزادیهای مردم بیشتر نخواهد شد؟ چاره ندارد که بیشتر نشود!
