متن گفت و گوی حجت الاسلام و المسلمین محمدرضا نوراللهیان در رابطه با معرفی شخصیت و خدمات آیت الله سیدمحمدعلی عالمی با جماران

آقای نوراللهیان! آیت الله سیدمحمدعلی عالمی بلخابی را برای ما معرفی بفرمایید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«إِنَّمَا یخْشَی اللّه مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ.»
در بحبوحه درگیری های بسیار غیر منتظره در افغانستان و فرار آمریکا تا آخرین نفر در نهایت ذلت و بعد از ۲۰ سال ویرانی، کشتار و جنایت های در این کشور مسلمان، یک پرچمدار بزرگ و یک عالم واقعی و راستین و رهبری که توده های مردم او را پذیرفته بودند و همواره به او احترام می گذاشتند، در سن ۱۰۰ سالگی جهان هستی را بدرود گفتند.
این بزرگوار، مرحوم آیت الله حاج سید محمدعلی عالمی بلخابی بودند. بلخاب از شهرهای شمال افغانستان است. درّه زیبا، سرسبز و پر آبی است و مردمانی بسیار متعهد، شیعه و اهل نجابت، طهارت و پاکی در آنجا زندگی می کنند.
پدر آیت الله عالمی به عنوان عالم مطرح و بزرگی بود که به نام آیت الله سیدحسین عالم مشهور بودند و سال ها در این محدوده و مرکزیت بزرگی شیعی زعامت مردم را بر عهده داشتند. همچنین مادر این بزرگوار عالمه، قرآن پژوه و و بسیار مشوق فرزندانش برای تحصیل علم و دانش بود.
ایشان از محضر چه اساتیدی بهره گرفته اند؟
آیت الله عالمی که به ایران می آیند، درس های ادیب نیشابوری، مرحوم حاج شیخ هاشم خراسانی، ملا هاشم قزوینی و اساتید بزرگی را استفاده می کنند. بعد از گذراندن دوره های سطح در خراسان ایران، به نجف مشرف می شوند و تقریبا از همان آغاز شاگرد بی چون و چرای حضرت امام خمینی(س) می شوند که از بورسای ترکیه به نجف تبعید شدند و انسان های بزرگی مانند عزیز از دست رفته ما مرحوم حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر محتشمی پور، آیت الله قدیری، آیت الله خاتم یزدی، آیت الله سیدمصطفی خمینی و بسیاری از برجستگان و بزرگان جهان تشیع در درس امام حاضر بودند.
این بزرگوار در نجف همچنین شاگرد آیت الله حکیم، شهید سید محمدباقر صدر، آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی و برخی اساتید مبرز دیگر بوده و محضر آنها را درک کرده است.
به تدریج مدرس قابلی می شوند و در تدریس ایشان شاگردان سرشناس تربیت می شوند که الآن اعضای مؤثر و موفقی در خدمت به مردم خودشان هستند.
آیت الله عالمی بلخابی نماینده امام خمینی(س) در افغانستان بودند؟
به تدریج که در محضر امام شناخته می شوند، وکالت حضرت امام در افغانستان را احراز می کنند و به عنوان وکیل تام الاختیار امام امت به افغانستان بر می گردند و مشغول انجام وظایف علمی و ارشاد و هدایت مردم می شوند. البته وکالت همه مراجع عظام بزرگ وقت را نیز داشتند.
بعد از دوره تقریبا کامل تحصیلات علمی و اخذ مرتبه بالای فقهی و نیز مراتب تقوا و فضیلت، به حکم قرآن کریم که می فرماید«وَلِیُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَیهِم»، وقتی که حدود ۴۰ ساله می شوند به طرف منطقه ای که در آنجا متولد شده اند بر می گردند و در همه شئون رهبری دینی و زعامت اسلامی مردم را بر عهده می گیرند.
تواضع و نوع نگاه ایشان به مردم، یعنی یک مردمداری ویژه که میراثی از امام خمینی(س) بود، موجب می شود که خانه ایشان مأمن و ملجأ هر نیازمندی می شود و کم کم توجه به ایشان پیدا می کنند.
ایشان در مبارزات مردم افغانستان علیه استعمارگران خارجی از جمله شوروی و آمریکا نیز حضور فعال داشته اند؟
سال ۱۳۵۷ بود که من به خاطر دارم همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی یک حکومت جائر و فاسد مارکسیستی بر سر کار آمد و در واقع کودتای علیه داود خان به روی کار آمدن یک مهره اتحاد جماهیر شوروی منجر شد و بعد هم ادامه پیدا کرد. یکی از کارهایی که در بلخاب می شود این است که به جبر و زور آیت الله عالمی را مجبور می کنند مردم را به مسجد بیاورند تا آموزش اندیشه های مارکس را آغاز کنند. جمعیت عظیمی هم آمدند که همه از حامیان آیت الله هستند، در میان سرنیزه ها و قنداق های تفنگی که سربازان روس به دست گرفته اند و با چکمه های ظلم وارد مسجد شدند.
آیت الله عالمی در همان جلسه اول یک سخنرانی آتشین برای دشمنانی که خاک افغانستان را اشغال کرده اند و همچنین تقویت روحیه مسلمانان، پیروان مذهب جعفری و یاران خودشان ایراد می کنند؛ بدون اینکه لکنت زبان داشته باشند. ایشان دستگیر می شوند و به زندان کمونیست ها می افتند. آن زندان ها و شکنجه ها باعث شد مردم در بلخاب به قدری پایداری نشان بدهند که بعد از حدود چهار ماه آیت الله آزاد می شوند و به جمع مردم بر می گردند.
این بار ایشان از شیوه مبارزات الحادی و کفرآمیز کمونیست ها آگاه می شوند و مبارزه بی امان خودشان با سربازان شوروی که کشورشان را اشغال کرده اند آغاز می کنند. اولین جرقه آزادی یک منطقه حساس در دوره دولت گرومیکو در شوروی از همین بلخاب شروع می شود و تمام شهر را از متجاوزین پاک می کنند و با همت مردم همچنان از شهرشان پاسداری می کنند. مردم به زندگی روزمره خودشان می پردازند و زهر چشمی از کمونیست ها گرفته اند که آنها تلاشی برای اشغال دوباره آن منطقه ندارند.
بلاتشبیه، من درّه پنجشیر و مرحوم شهید احمد شاه مسعود را به خاطر می آورم که کمونیست ها توانستند همه جا را بگیرند ولی درّه پنجشیر که واقعا مرحوم احمد شاه مسعود «شیر» آن بود در مصونیت ماند. ولی تقابل تاریخی می گوید اولین جایی که از دست کمونیست ها آزاد شد بلخاب بود.
این بزرگوار از سال ۱۳۵۷ که شوروی به افغانستان آمد تا سال ۶۳ در جبهه های گوناگون افغانستان، سلاح بر دوش، سوار بر اسب و با شهامت مردم را بسیج می کنند، آموزش نظامی می دهند و از ثروتمندان برای تهیه آذوقه و مهمات کمک می گیرند و تمام قد می ایستند؛ تا جایی که نام ایشان در افغانستان به عنوان «آقای رهبر» شناخته می شود. این اتفاق ارزان تمام نشد.
مهمترین ویژگی این عالم بزرگ این است که سلاح به دست گرفتند و کشور را از دست اشغالگران روسی نجات دادند. این گام خیلی بزرگی بود که در بسیاری استان های دیگر مثل هرات، جلال آباد، مزارشریف، قندهار و جای جای افغانستان این حرکت ایجاد شد و بعد از این شکست اتحاد جماهیر شوروی کم کم به کشور روسیه تبدیل شد و همه اقمار او که در همسایگی ما هستند فروریخت و کشور به شکل امروز در آمد که دیگر نه اتحاد جماهیر و نه شوروی است و به عنوان کشور روسیه شناخته می شود.
پس از آن اتفاقاتی می افتد و دولت اسلامی برهان الدین ربّانی و بعد هم قضایای طالبان کم خرد، خشن و بی باک در ریختن خون مسلمین پیش می آید. اینجا هم آیت الله عالمی شجاعانه مقاومت مردم را تشکیل می دهند و خودشان در صحنه هستند. تا اینکه دوره اول طالبان با مجاهدت مجاهدین و نیز حمله جرج بوش تمام می شود.
آیت الله عالمی بلخابی خدمات برجسته ای در افغانستان داشته اند که تقاضا داریم چند مورد از آنها را برای ما بفرمایید.
در فاصله کنار رفتن طالبان که آزادی هایی به مردم داده می شود، آیت الله به کارهای زیربنایی بنیادی مشغول می شوند و آرامگاه یحیی بن زید بن علی بن حسین(ع) را ایجاد می کنند. کتابخانه بسیار عظیمی را در سرپل ساخته می شود. حوزه علمیه برادران و خواهران به نام «رسول اکرم» تأسیس می شود و اولین نماز سرپل را هم اقامه می کنند.
نذر می کنند حرم حضرت یحیی بن زید را توسعه بدهند که تنها امامزاده شجاع و مبارز و مجاهد افغانستان است و طبق اسناد معتبر در سال ۱۲۵ هجری قمری این نوه امام سجاد(ع) در افغانستان با بنی امیه درگیر می شوند و ضمن ضربه های سنگینی که به آنها وارد می کنند به شهادت می رسند. الآن در همین ولایت سنگ بسیار زیبا و عظیمی که تاریخ ۸۰۰ سال قبل را دارد شجره نامه این بزرگوار و تاریخ مبارزات ایشان و شهادتشان را به خط کوفی نوشته اند.
کل مقبره ایشان ۴۰ متر بیشتر نبود. وقتی افغانستان آزاد می شود ریاست جمهوری ایران در زمان آقای سیدمحمد خاتمی مصوبه ای داشتند که به افغانستان کمک شود تا مردم بتوانند خرابی ها را جبران کنند و بخشی از آن کمک ها به آبادانی این منطقه تخصیص داده شد، این حرم امروز در حدود هشت هزار متر زیربنا ساخته شده و زمینه تبلیغی بسیار مناسبی در محل ایجاد می شود.
وقتی ما می گوییم امامزاده یحیی افغانستان نباید به ذهن کسی بیاید مثل ۱۰ هزار امامزاده ای که در ایران بسیاری از آنها اصل و نسب و ریشه صحیحی ندارند، در افغانستان تنها سند شیعی و پایگاه عظمت شیعه که عید نوروزها گردهمایی با شکوهی در آنجا برگزار می شود، همین امامزاده یحیی است که ساختمان آن را این مرد بزرگوار همت می کنند و از آبرو و احترامی که بین مردم گذاشتند و خودم می دانم چه کسانی از بازار تهران کمک کردند و این پایگاه عظمت برای شیعه به دست ایشان برقرار می شود.
در همین ایام سومین شهید از فرزندان و چهارمین شهید از خاندان آیت الله عالمی را طالبان از ماشین پیاده و ترور می کنند. این آخرین موردی بود که در تلاش های طالبان برای ایجاد رعب و وحشت اتفاق افتاد و چند سالی بیشتر از شهادت این عزیز نمی گذرد که همسر و فرزندانشان الآن در ایران هستند.
آیت الله کم کم پا به دایره سن می گذاشتند ولی خستگی در وجود ایشان نبود. خیلی اهل عبادت و عاشق امام زمان(عج) بودند و واقعا یک سرباز مکتب امام صادق(ع) بودند و خیلی به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و شهدای کربلا ارادت داشتند و تا آخر عمر به هدایت و تلاش مشغول بودند تا اینکه بعد از یک دوره چند روزه بیماری به اجداد طاهرینشان ملحق شدند و به لقاء الله پیوستند.
فرزند بزرگوارشان که امروز ادامه دهنده راه آن پیر خردمند و عالم عامل هستند، دکتر حیات الله عالمی بلخی نماینده و وکیل پارلمان افغانستان بودند و من از ایشان بی خبر هستم که با آمدن طالبان چه بر آنها می گذرد. ان شاء الله خداوند به خیر بگذارند.
متن گفت و گوی حجتالاسلام نوراللهیان با ایکنا: آیتالله عالمی بلخابی شخصیتی مجاهد و قرآنی که تکیهگاه مردم شمال افغانستان بود
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان گفت: در آیات متعدد قرآن مجید، دانایان ستوده شدهاند از جمله قرآن فرموده است: قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ. قرآن یک فرد را یک جامعه کوچک یا بزرگ را که دانایان در آن هستند و دانایان آن را اداره میکنند با یک فرد یا یک جامعهای که فاقد دانایان و فاقد علم و عالم است مساوی نمیداند.
وی افزود: همچنین در آیات کریمه کلام وحی، دانایانی که اهل تلاش، مبارزه و از خود گذشتگی و جهاد هستند بر دانیان و عالمانی که عالم هستند، علم سرشار و فراوان دارند و از مصادیق درست علما هستند ولی روحیه جهاد، مبارزه و تلاش در آنها نیست، یکی نیستند؛ به یکی عنوان مجاهدین میدهد و به دیگری عنوان قاعدین؛ در آیه ۹۵ «نساء» فرموده است: فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا. خداوند مجاهدان را بر عالمان فضیلت و عظمت داده است، بزرگی به آنها بخشیده است و از تعبیر اجراً عظیما برای آنها بهره میبرد
وی اضافه کرد: آیتالله عالمی بلخابی عالم فاضل مجاهد و نجف رفتهای است که دارای تحصیلات عالیه و اجازات بسیار قابل احترام از مراجع تقلید عصر از ۱۰۰ سال پیش بود؛ مرحوم آیتالله آقای حاج سید محمد عالمی بلخابی در سال ۱۳۰۲ هجری قمری دقیقاً ۱۰۰ سال پیش در بلخاب منطقه شمال افغانستان در خانه یک عالم و یک شخصیت مورد احترام جامعه به نام آیتالله سیدحسین عالم(که از چهرههای معروف و بزرگ خطه شمال افغانستان در مزار شریف و بلخ، و بلخاب، جوزجان و سر پل و آن محدوده بودند) که همسر عالمه ایشان نیز از سادات و از بیت علم و فضیلت بود، به دنیا آمد و در این روزهایی که گذشت در حالی که حمله طالبان به افغانستان، افغانستان را در شوک عظیم برده بود، از دنیا رفتند.
عالم با خشیت
وی افزود: این فرزند بزرگ بلخاب؛ این شخصیت عالم قرآنی بلخاب آنقدر در این ۹۰ سال عمر مفید، تلاشهای عظیم فرهنگی و در محضر قرآن انجام دادند که واقعاً مشمول آیه کریمه «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» است؛ علمای راستین آنها هستند که از خدا میترسند و خشیت در دل از پروردگارشان دارند و از اینکه نکند در محضر او غیر رضای او را انجام بدهند خوف دارند ولی وقتی به آن جهان میرسند «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» هستند و هیچ گونه دغدغهای، هیچ اندوهی فکری که آنها را در خوف و در ترس از پاداش بزرگ الهی ببرد، ندارند.
پایهگذار مدارس دینی خارج از کشور، اظهار کرد: مرحوم آیتالله عالمی بلخابی تکیهگاه بسیار مطمئنی برای مسلمان شیعه و سنی در شمال افغانستان و در بلخاب و در این مناطق وسیع و عظیمی که جمع کثیری از هزار سال قبل از شیعه و اهل سنت زندگی میکنند، بود.
وی افزود: بعد از تحصیلات در افغانستان به مشهد میآید و بعد از دورهای از علوم و کسب معارف در جوار امام رضا(ع)به نجف میروند و بعد از اینکه مراتب علمی ایشان به تثبیت میرسد و خودشان مطمئن میشوند که میتوانند از متون اصلی دین یعنی قرآن و کتب روایی و سیره نبی اکرم (ص) و اولیاء معصومشان ائمه اهل بیت(ع) بهره ببرند و استنباط خاص و رضای پروردگار و احکام الهی را در همه زمینهها در زمینه عقاید، اخلاق و عبادیات داشته باشند، به کشور خودشان برمیگردند و این نشانه عالمان راستین است.
وی ادامه داد: قرآن کریم در آیه ۱۲۲ سوره «توبه» فرموده است: وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ؛ وقتی دنبال تحصیل علم و دانش اسلامی برگردند به آن زادگاه و آن منطقهای که اقوام و نزدیکانشان، بستگان و هم زبانیها و همفکر آنها هستند و مردم را انذار و متوجه خدا کنند؛ قلبها را با خدا آشتی بدهند دلها را به یاد خدا و به یاد زندگی حیات طیبه و برکاتی که حیات طیبه نورانی قرآن دارد متوجه کنند.
عالم مجاهد
وی افزود: وقتی کمونیستها بلخاب را گرفتهاند و میخواهند آقا را مجبور کنند در آن مسجد و عبادتگاه بزرگ شیعیان به مردم آموزش ۴ اصل دیالتیک و تعالیم مارکس و انگلس را شروع کنند، این مرد عالم مجاهد در همان جلسه برمیخیزد و آتشین صحبت میکند و دلها را گرم و متوجه خطری میکند که آینده کشورشان را تهدید میکند از این رو در نگاه کمونیستها واجبالقتل شمرده و این شخصیت دستگیر میشوند و به زندان کمونیستها میافتند؛ دورهای را در زندان سپری میکنند و زمینهای آزادی ایشان با آمادگی روحی و توان و تلاش مقاومت مردم بلخاب و مبارزه بی امانشان با کمونیستها فراهم میشود و بار دیگر به منطقه بازگشته و تبلیغ و ترویج دین را از سر میگیرند.
بنیانگذار مدارس دینی در خارج از کشور تصریح کرد: ایشان قهرمان تربیت شده مکتب اهل بیت(ع) و قرآن بود؛ آیتالله عالمی آزادهای از زندان کمونیستها بود که کمر همت را برای مبارزه بی امان با کفر و الحاد میبندد. اولین جرقهای که در این منطقه ایجاد میشود تشکیل یک استان با یک فرمانداری بزرگ و با سنگربندی و حفاظت و حراست از کل این محیط بزرگ است.
وی افزود: مردم همه آماده جهاد میشوند؛ جهادی که همسر و سه پسر بزرگ ایشان را در کام شهادت و فداکاری در راه خدا از دست این عالم بزرگ میگیرد؛ وقتی مردم میبینند که رهبرشان اسلحه به دوش و سوار بر اسب در این سنگرها و مرزها به مانند همه مردم و جوانانی که آماده مبارزه و جهاد هستند، مشغول جهاد است تشویق میشوند، مادرها تشویق میشوند و بچههایشان را به خدمت رهبر میآورند؛ ایشان را به یک جایگاهی میرسند که به ایشان در همه جا «اقای رهبر» گفته میشود.
مبارزه با طالبان و تکفیر
نوراللهیان ادامه داد: ایشان در جبهههای گوناگونی مبارزه کردند؛ وقتی جریان طالبان پیش آمد و دوره سخت و پر از وحشت و خشونت، قتل و کشتار دیگری برای همسایه شرقی ما و مردم شریف و مظلوم افغانستان پیش آمد، باز آیتالله ضمن اینکه به کارهای فرهنگی خودشان سرعت و قوت و کمال بیشتری میبخشند از جهاد و مبارزه با جاهلان مقدسمآب و متحتجران عجیب و عظیم در قرن بیست و یکم هم غفلت نمیکند.
وی افزود: در این حال آیتالله در همین قصه، فرزند سومشان را در مسیر رفت و آمد از نقطهای به نقطهای دیگر از دست داده و آن بزرگوار را از ماشین پیاده میکنند و به رگبار میبندند و به شهادت میرسانند ولی آیتالله خم به آبرو نمیآورد و این چهارمین شهید خاندانشان محسوب میشود.
وی به برخی از خدمات اجتماعی و فرهنگی دیگر آن مرحوم اشاره کرد و گفت: آیتالله متوجه میشوند که نقش بیداری و تاثیرگذاری زیادی در آن سالهای دهه ۶۰ دارند، یک کتابخانهای بسیار غنی که من آن کتابخانه را با وقت بسیار و عشق و شوق فزاینده دیدهام تأسیس کرده و کتابها را با چه سختی به آنجا منتقل کردند؛ یک درمانگاه مجهز در سر پل در جوار مزار یحیی ابن زید تاسیس میکنند؛ آنجا یکی از فرزندان امام سجاد(ع) یعنی نوه امام سجاد(ع) حضرت یحیی ابن زید ابن علی ابن حسین(ع) مدفون هستند.
وی اضافه کرد: وقتی که سند این مزار و این مکان و تاریخ دقیق و درست و منطبق بر تاییدات فراوان و قرائن بسیار بر ایشان ثابت میشود از جمله یک سنگ عظیمی که در این مزار هست و من دیدهام و به خط کوفی، شجره نامه یحیی ابن زید را بیان میکند از آن مراقبت بیشتری کرده و درمانگاهی در جوار آن درست میکنند. یحیی ابن زید در سال ۱۲۵ هجری در اواخر عمر بنی امیه به شهادت میرسند؛ آیتالله عالمی نقل میکنند که حرم امامزاده یحیی که یک فضای بسیار کوچک و حدود ۷۰ متر است از قدیم الایام حفظ شده است یعنی از قریب هزار سال قبل.
وی اضافه کرد: مردم دستتنگ و در فشار مسائل اقتصادی افغانستان هر طور توانستند از این حرم پاسداری کردند؛ در یک جهاد عظیم و مجاهدت بینظیر، یک بنای رفیع در شش، هفت هزار متر زیر بنا با سقفهای مرتفع، گبند و بارگاه، گلدسته و کاشی کاری و همه شئون لازم را در این منطقه ایجاد کردند و افراد زیادی هم به ایشان کمک کردند. از جمله وقتی ایران در سازمان ملل تعهد کرد که به افغانستان بعد از نجات طالبان کمک کند، رئیس جمهور وقت، آقای سید محمد خاتمی مبلغی از آن تعهداتشان را برای بازسازی و احیای این حرم مطهر قرار دادند و رهبر معظم انقلاب هم یک متن زیبا و دستخط بسیار تاثیرگذاری را برای احیای این حرم مطهر و بارگاه نورانی مرقوم فرمودند.
خدمات فرهنگی و دینی
نوراللهیان تصریح کرد: این حرم مطهر بزرگترین سند تشیع دیرپا و هزار و چهارصد ساله مردم افغانستان است. افغانستان مانند ایران نیست که هزاران امامزاده داشته باشد؛ این امامزاده، معتبر و دارای شجرهنامه صحیح است، آنطور که در مقدمه صحیفه سجادیه آمده است وقتی خبر شهادت ایشان به امام صادق(ع) داده شد ایشان بر این شهادت گریستند؛ صحیفه سجادیهای که شیعه به آن مفتخر است هم از سوی یحیی ابن زید ابن علی(ع) به دست شیعیان رسیده و امروز در بین ما وجود دارد.
وی افزود: دو نسخه از صحیفه بیشتر وجود نداشته است و وقتی امام سجاد(ع) املاء میفرمود امام باقر(ع) و زید آن را مینوشتند و یک نسخه در دست امام صادق(ع) قرار گرفت که به عنوان ودیعه امامت در دست امام زمان(عج) است و نسخه دیگر از سوی یحیی بن زید به ما رسیده است. صحیفه زید به مدینه آمد و به امام صادق(ع) ارائه شد و ایشان تأیید فرمودند. متوکل بن هارون بلخی، صحیفه را در ۷۵ دعا همراه داشته است که ۱۱ دعای آن مفقود شد که خسارتی عظیم است و در نهایت ۵۴ دعای آن حفظ شد و امروز در دسترس ما هست.
