شفقنا افغانستان – استاد شهيد مطهرى در گفتاری با عنوان «فاطمه (س) نمونه کامل ازیک زن مسلمان» این گونه بیان داشته اند:
زهرا عليها السلام در جوانى از دنيا رفته است و از بس در آن زمان دشمنانش زياد بودند، از آثار ايشان كم مانده است.
ولى خوشبختانه يك خطابه مفصل بسيار طولانى (در حدود يك ساعت) از ايشان در سن هجده سالگى (حد اكثر گفته اند بيست و هفت سالگى) باقى مانده كه اين خطابه را تنها شيعه روايت نمى كند، بغدادى در قرن سوم نقل كرده است.
همين يك خطابه كافى است كه نشان بدهد:
زن مسلمان در عين اينكه حريم خودش را با مرد حفظ مى كند و خودش را به اصطلاح براى ارائه به مردان درست نمى كند،
معلوماتش چقدر است، ورود در اجتماع تا چه حد است.
خطبه حضرت زهرا عليه السلام توحيد دارد در سطح توحيد نهج البلاغه، يعنى در سطحى كه دست فلاسفه به آن نمى رسد.
وقتى كه درباره ذات حق و صفات حق صحبت مى كند، گويى در سطح بزرگترين فيلسوفان جهان است.
از بو على سينا ساخته نيست كه اينطور خطبه بخواند.
يكدفعه وارد در فلسفه احكام مى شود:
خدا نماز را براى اين واجب كرد، روزه را براى اين واجب كرد، حج را براى اين واجب كرد، امر بمعروف و نهى از منكر را براى اين واجب كرد، زكات را براى اين واجب كرد و …
بعد شروع مى كند به ارزيابى قوم عرب قبل از اسلام و تحولى كه اسلام در اين قوم به وجود آورد كه شما مردم عرب چنين و چنان بوديد.
وضع زندگى مادى و معنوى آنها قبل از اسلام را بررسى مى كند و آنچه را كه به وسيله پيغمبر از نظر زندگى مادى و معنوى به آنها ارزانى شده بود گوشزد مى نمايد.
بعد در مقام استدلال و محاجّه بر مى آيد.
-خطابه – او در مسجد مدينه در حضور هزاران نفر است، اما نمى رود بالاى منبر كه- العياذ باللَّه- خودنمايى كند.
سنت پيغمبر اين بوده كه زنها جدا مى نشستند و مردها جدا، و پرده اى بلند ميان آنها كشيده مى شد.
زهراى اطهر از پشت پرده تمام سخنان خودش را گفت و زن و مرد مجلس را منقلب كرد.
اين معناى آن چيزى است كه ذكر كرديم؛
هم شخصيت دارد و هم عفاف، هم پاكى دارد و هم حريم،
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى (حماسه حسينى(۱ و ۲))، ج۱۷، ص: ۴۰۶-۴۰۵-
