شفقنا افغانستان – پس از سقوط افغانستان به دست طالبان شوک عجیبی در میان شهروندان افغانستان ایجاد شد که تاکنون هم ادامه دارد.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان؛ تحولات اخیر کشور بر روح و روان تک تک افراد جامعه تاثیرات خود را داشته و برون رفت آن در رفتار شهروندان به وضاحت دیده می شود.
آنچه که در ماه های اخیر بیشتر از همه خود را نشان داده رفتار طالبان نسبت به زنان است. طالبان حضور زنان را در بسیاری از فعالیت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و آموزشی با چالش مواجه کرده است. مکاتب دختران در بسیاری از ولایات عملا تعطیل شده و زنان فعال در عرصه های فرهنگی و اجتماعی و رسانه ها بی کار و خانه نشین شده است.
پیدایش این مشکلات برای این قشر از جامعه بسیار سخت بوده و با واکنش های همراه بوده است. اما سوای بحث مطالبه گری زنان، از جنبه روحی و روانی هم زنان افغان امروز حال خوشی ندارند.
زهرا زوارهای روانشناس و فعال حوزه زنان افغانستان در گفت و گوی با خبرنگار خبرگزاری شفقناافغانستان به بررسی ابعاد مختلف وضعیت امروز زنان افغانستان از نگاه روانشناختی پرداخت و آسیبها و مشکلات موجود را تحلیل کرد. او روی کارآمدن حکومت طالبان را زمینهساز تشدید خشونتها علیه زنان شمرد و بر ضرورت آگاهی و آموزش زنان تأکید کرد.

با روی کارآمدن طالبان رقم ابتلا به اختلالات روانشناختی افزایش یافته است
زهرا زوارهای دربارهی شیوع اختلالات روانشناختی در کشور گفت: افغانستان چندین دهه است که از جنگ رنج میبرد و مردم افغانستان به جنگ محکوم شدهاند. فاجعهای که خاموشانه جامعه افغانستان را تهدید میکند و میتوان آن را جنگ خاموش نامید، اختلالات روانی است. مسئلهای که بسیار نگران کننده است و هیچگاه در افغانستان مورد توجه نبوده سلامت روان است. براساس دادههای وزارت صحت عامه حداقل نیمی از جمعیت مردم از اختلالات روانشناختی رنج میبرند و بسیاری دیگر به دلیل رسیدگی نشدن به مشکلاتشان، مستعد اختلالات هستند و با روی کارآمدن طالبان این رقم در حال افزایش است.
کابل تنها یک بیمارستان برای بیماران روانی دارد
او درباره امکانات درمانی افغانستان در حوزه بیماریهای روانی گفت: کابل با حدود چهار میلیون نفر جمعیت، تنها یک بیمارستان مربوط به بیماران روانی دارد و افغانستان با کمبود مراکز درمانی در بخش صحت روانی روبهرو است. چیزی که به شکل فوری مورد نیاز است شناسایی و رسیدگی به اختلالات روانشناختی در مراحل اولیه است. افزایش ظرفیت و ارایه خدمات با کیفیت رواندرمانی در سراسر افغانستان از نیازمندیهای مهم امروز است که باید فوری مورد توجه قرار بگیرد.
هشتاد درصد از اقدام به خودکشیها در افغانستان کار زنان است
او زندگی در افغانستان را برای بسیاری، بهویژه زنان مشقتبار دانست و تأکید کرد: شرایط با روی کارآمدن طالبان بسیار سختتر از گذشته شده است و میشود.
او اضافه کرد: براساس برآوردهای سازمان ملل 87درصد از زنان افغانستان قربانی یک نوع از انواع خشونتهای فیزیکی، جنسی یا روانی شده اند و 62 درصد از آنان انواع مختلف خشونت را تجربه کرده اند. در دیگر کشورها مردان بیشتر از زنان دست به خودکشی میزنند، اما در افغانستان برآوردها نشان میدهد 80 درصد از موارد اقدام به خودکشی کار زنان است. کمیسیون مستقل حقوق بشر هشدار داده است این آمار ممکن است بسیار بیشتر نیز باشد، زیرا بسیاری به دلایل مختلف، موارد اقدام به خودکشی را گزارش نمیدهند.
وی گفت: آزار زنان یکی از دلایل اقدام آنان برای خودکشی است که غالبا از درون خانواده شروع میشود و نمونهاش ازدواجهای اجباری، نادیدهگرفتن حق آنها و ممانعتکردنشان از ادامه تحصیل است. بر مبنای گزارش صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل(یونیسف): یک سوم دختران در افغانستان، پیش از 18 سالگی ازدواج میکنند.
مردم افغانستان از قبول اختلالات روانی احساس شرم میکنند
زواری در بررسی علت کمتوجهی مردم افغانستان به تداوی و درمان اختلالات روانی گفت: بیماریهای روانی فرد را نمیکشد و چون فرد خودش را با خطر مرگ مواجه نمیبیند و علایم ملموسی همچون بیماریهای جسمی تجربه نمیکند تا وقتی شدت علایم را نیابد و زندگیاش متأثر نشود به روانشناس مراجعه نمیکند. پنهان نگهداشتن اختلالات روانی از بیم قضاوت دیگران و جستن راههای خرافی برای درمان آن هنوز بین مردم افغانستان رواج دارد. زنان زیادی در افغانستان قربانی فشارهای روانی هستند، اما به دلیل فرهنگ و سنت خانوادهها دختران و زنان خانواده را کمتر به مراکز درمانی میبرند. مهمترین علت این کم توجهی هم ترس از برچسبخوردن از طرف دیگران است. بنابراین، دوست ندارند در مراکز رواندرمانی یا شفاخانهها دیده شوند و از طرفی از قبول اختلالات روانی احساس شرم میکنند. احساس ناامنی و بیاعتمادی به دکترها بهخصوص روانشناسها علت دیگر برای کمرغبتی مردم است. بر فرض، اگر هم مردم بخواهند به مراکز درمانی مراجعه کنند، سیستم مناسب برای روان درمانی وجود ندارد.
حکومت طالبان خشونت علیه زنان را تشدید کرده است
این فعال حقوق زنان گفت: در جامعه مردسالار افغانستان نهاد خانواده که مهمترین نهاد اجتماعی است، تحت سلطه مردان قرار دارد و زنان زیر حاکمیت مردان زندگی میکنند. به عبارت دیگر، قدرت و تصمیمگیری در نظام خانوادگی سلسله مراتبی است و زنان در پایینترین سطح آن قرار دارند و از فرصتها بهرهای ندارند. از سویی، آمار از دستدادن سرپرست و تبدیلشدن زنان به سرپرستهای خانوار رو به افزایش است. حکومت طالبان و نگاههای طالبانی به زن خشونت علیه زنان را تشدید کرده است که در نهایت باعث آسیبهای اجتماعی و روانشناختی در زنان میشود. اسارت در چاردیواری خانه و دورشدن حداکثری از اجتماع، ترس از خشونت طالبان، ممانعت از کار و تحصیل، مهاجرت اجباری و نظایر آن بخشی از تحولات نگرانکننده برای زنان به خصوص زنان سرپرست خانوار است و آنها را با فشارهای روانی مزمن مواجه ساخته است.

ﻣﺸﺎرﮐﺖ زنان ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﻌﺪاد و ﺷﻤﺎر آنها در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ باشد
این روانشناس افزود: ﻧﻈﺮﯾﻪﭘﺮدازان در اﻣﻮر زﻧﺎن ﻣﻌﺘﻘﺪند ﺑﺮای ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی زﻧﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﻣﺮﺣﻠﻪ را طی کرد: رﻓﺎه، دﺳﺘﺮﺳﯽ، آﮔﺎﻫﯽ، ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﮐﻨﺘﺮل. در ﻣﺮﺣﻠﻪ رﻓﺎه، رﻓﺎه ﻣﺎدی زﻧﺎن ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻐﺬیه و درآﻣﺪ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮد. در ﻣﺮﺣله دﺳﺘﺮﺳﯽ، زﻧﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﻮﻟﯿﺪ مثل زﻣﯿﻦ، ﮐﺎر، ﺳﺮﻣﺎیه ﻣﻮﻟﺪ درآﻣﺪ و ﺧﺪﻣﺎت آﻣﻮزشی ﻣﻬﺎرتزا ﮐﻪ اﺳﺘﺨﺪام و ﺗﻮﻟﯿﺪ را ﻣﻤﮑﻦ ﻣﯽﺳﺎزد دﺳﺘﺮﺳﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. در ﻣﺮﺣﻠﻪ آﮔﺎﻫﯽ، زﻧﺎن ﺑﺎﯾﺪ ﺗﺸﺨﯿﺺ دﻫﻨﺪ ﻣﺸﮑﻼت آنها ﻧﺎﺷﯽ از ﮐﻤﺒﻮدﻫﺎی ﺷﺨﺼﯽﺷﺎن ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻧﺸﺄت ﮔﺮﻓﺘﻪ از ﻧﻘﺶﻫﺎی ﺟﻨﺴﯿﺘﯽ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻮده و ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻐﯿﯿﺮ اﺳﺖ. در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ، زﻧﺎن در ﺗﻤﺎم ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺧﻮد ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﻣﺸﺎرﮐﺖ آنها ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﻌﺪاد و ﺷﻤﺎر آنها در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ باشد. مشارکت در روندهای سیاسی دموکراتیک بدین معنی نیست که صرفا تعداد آرای زنان و یا کاندیداهای زن را در نظر بگیریم؛ به معنی تغییراتی است که زنان منتخب بتوانند در راستای بهبود وضعیت حقوقی، سیاسی و اجتماعی خود در جامعه ایجاد کنند. ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزی زﻧﺎن ﻓﺮاﯾﻨﺪی است ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ آن زﻧﺎن ﺑﺮای ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﺧﻮدﺷﺎن ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺧﻮد را اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽدﻫﻨﺪ و از ﺣﻘﻮق ﺧﻮد ﺑﺮای اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺴﺘﻘﻞ و ﮐﻨﺘﺮل ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻓﺮودﺳﺘﯽﺸﺎن ﻣﯽشود، دﻓﺎع ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
او دربارهی مشارکت سیاسی زنان گفت: ﻣﺸﺎرﮐﺖ زﻧﺎن در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺑﺮای دﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﺟامعه افغانستان اﻣﺮی ﺣﯿﺎﺗﯽ است، اما در خوشبینانهترین حالت، روﻧﺪ آن ﺗﺪرﯾﺠﯽ و کند ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. لذا آنچه زنان در افغانستان به آن نیاز دارند، آگاهی و آموزش است تا بتوانند به صورت تدریجی انگارههای ذهنی شکلگرفته در قالب دوگانه مرد و زن را که زنان را به صورت طبیعی کمتوانتر و دارای استعداد طبیعی نازلتر میداند، تغییر دهند و در این راه، بخش زیادی از مسئولیت بر دوش زنان نخبه افغانستان است تا با تلاش برای رفع موانع مشارکت، نشان دهند میتوانند شرایط را به نفع خود تغییر دهند، هرچند راه درازی در پیش دارند.
خبرنگار: ناصر محمدی
