شفقناافغانستان- درپی فرمان اخیر شاروالی کابل مبنی بر تغییر نام جاده شهید مزاری و فیض محمد کاتب، اعتراضات گسترده ای در رسانه ها و شبکه های اجتماعی رخ داد و بسیاری این عمل شاروالی کابل را توهین به ملت هزاره افغانستان و وحدت اقوام در کشور می دانند و به شدت این عمل را محکوم کردند، بر همین اساس مطلبی را «موسی شفق» در محکومیت این عمل نوشته که به شرح زیر می باشد:

فیض محمدکاتب هزاره را به ابوالفضل بیهقی مورخ دوران غزنوی ها مانند می کند و مزاری، بدون تردید هویت سیاسی ماست.
به همان خاطر، هرکس/گروهی اگربخواهد حرکتی را راه بیاندازد؛ این حرکتش را با سخنان مزاری ویا عکس مزاری آذین می بندد. ولو به لحاظ اعتقادی و سلیقه ای دشمن ترین مزاری هم باشد. اما درمیان مردم این نیتش را تبارز داده نمی تواند. چون مزاری هویت جمعی ماست.
درمیان سیاست مداران و تحصیل کردگان پشتون، بهترین سخنان را محمداشرف غنی در مورد مزاری و فیض محمدکاتب دارد. زمانی که دانشجویی دانشگاه کابل بودم و محمداشرف غنی مدتی رئیس آن دانشگاه بود؛ در سمیناری زیرنام تحلیل تاریخ معاصرافغانستان، ازکاتب به عنوان یکی از شاخص هادر تاریخ کشور یاد میکرد. همچنان در دیگرسخنرانی هایش.
دربارهء شهیدمزاری نیز قصه این گونه بود. در دوران کمپاین انتخابات ریاست جمهوری در همایش انتخاباتی بامیان، سخنانش را با تجلیل و ذکرخیر مزاری آغاز کرد. همچنان پس از آن نیز درپوسترهایی انتخاباتی اش سخن از مزاری بود و حتا پس از آن در سالگردشهادت مزاری.
اما اکنون باطرح حذف جادهءشهیدمزاری و کاتب، درچوکات هرنهاد وکمیسیونی که باشد؛ کاری است غیرقابل توجیه و نابخشودنی. محمداشرف غنی چه به لحاظ تاکتیکی وچه از نگاه تحلیل واقع بینانه درگذشته وقتی با خالق تاریخ نویسی نوین کشور وهویت بخش یک ملیت نگاه خوش بینانه داشته است و اکنون یکی ازنهادهایی تحت امرش خواستار لغونام جاده هایی که به این دوشخصیت مسما اند؛ می شود باید بداندکه کاتب فرهنگ این کشور است و مزاری هویت.
بازی ناسالم بافرهنگ و هویت یک جامعه پیش از هرچیزی، میخی است برتابوتی همان نظام. این تصمیم فاشیستی نشاندهندهء رخنه کردن تفکرفاشیستی در درون حکومت وحدت ملی است. این نظام را طالبان شکست نمی دهند. اما طرح هایی نفاق افگنانه به سادگی ازهم می پاشاند.
جریحه دارکردن “فرهنگ” و “هویت ” بخشی عظیم از این جامعه، به مفهوم سیرقهقرایی این نظام به گذشته هایی سیاه تاریخ این کشور است.
نکتهءدیگر متوجه کسانی است که در درون جامعهءهزاره ادعای کلانی و ریش سفیدی دارند و حتا تمردهایی غیرقانونی اش را با تصویر مزاری توجیه میکند! پرسش فراروی این ها این است که وقتی به خاطرپنهان کردن رخ خود وگذشتهءتاریخی خویش، در پشت تصویرمزاری پنهان می شوید؛ چرا در مقابل کسانی که درصدد حذف هویت و فرهنگ مردم است واکنش نشان نمی دهید؟ پس یا به حذف هویت هزاره ها راضی هستید ویا حتا ممکن دست اندرکار.
کتمان هویت یک ملیت، یک بحث جدی حقوق بشری نیز است. پس می طلبد تا نهادهایی مستقل حقوق بشری به گونهءجدی به این مسآله عکس العمل نشان دهند و همچنان نهادهایی مدنی، و الا تشریفاتی بودن شان به اثبات خواهندرسید.

انتهای پیام
