شفقنا افغانستان – خیر الله خیرخواه سفیر سابق کشورمان در ایرا، مناسبت شهادت دکتر محمد ایاز نیازی، امام جماعت مسجد وزیر اکبرخان کابل که طی یک حمله تروریستی در حین نماز جماعت به همراه عده کثیری از نمازگزاران به شهادت رسید، یادداشتی را در اختیار خبرگزاری شفقنا افغانستان به شرح زیر قرار داده است:
دو سال پیش از امروز، کشور افغانستان در شامگاه 13 جوزا / خُرداد 1399 خورشیدی، یکی از فرزندان صادق، شخصیت دانشمند و فرهیختهاش، دکتر محمد ایاز نیازی را در یک حادثۀ تروریستی، در کابل از دست داد.
دکتر محمد ایاز نیازی، یکی از فقهیان وارسته و دانشمند سرزمین مان افغانستان بود، شخصیتی که در دانش فقه، دست بالا و زبان رسا داشت. در دعوتگری و بیداری ملت افغانستان چون دعوتگران معاصر، نقش ایفا میکرد. طعم تلخ مهاجرت و مسافرت را بیشتر از همه چشیده بود. در سهسالگی از سایۀ پرمهر مادر محروم گشت، او در یک خانوادۀ مسلمان و کمبضاعت؛ امّا مؤمن و علمدوست بدخشان رشد کرد و پرورش یافت.
ریا و تملق، جُبن و بیمسئولیتی در سیمایش دیده نمیشد، سخن حق را صاف و صریح بیان میکرد، بیپرده سخن میگفت، عالمانه میاندیشید. در مسائل دینی معتدل و میانهرو بود. بر وسطیت، تقارن آراء، عدالت اجتماعی و انسانی باور کامل داشت. اسلام را آنگونه که هست، معرفی میکرد و به مخاطبانش عرضه میداشت. در بیان حق از ملامتِ ملامتگران نمیهراسید. دینستیزی و علمانیت را با تمام تاروپودش، مستدل و با منطق رسا رد میکرد. بر منتقدانش پاسخ قانعکننده میداد. با دانشجویانش در دانشگاه کابل و کانونهای آموزشی دیگر مهربان و نرمدل و خوشمشرب بود. با شخصیتهای سیاسی و فرهنگی، دینی و مذهبی کشور روابط خوب و میانه داشت. در برابر افراطوتفریط با قامت استوار میایستاد، میانهروی، وحدت و برادری را در میان مسلمانان تأکید میکرد. جبین گشاده و سیمای خندان و درخشان داشت، در اعمار و آبادانی مساجد، مدارس و کانونهای تعلیمی و تربیتی از هیچنوع کمکی دریغ نمیکرد. نهادهای دعوتی و دینی را بیشتر از همه عطف توجه قرار میداد، بر توسعه و تعالی کشورش عشق میورزید و توجه ویژه داشت و بدان تأکید میکرد و در این راستا نهتنها دولت که مردمش را انگیزه میداد تا خود به همت عالی به آبادانی و توسعۀ کشور دست یازند. بر یتیمان، بیوهزنان و بیسرپرستان جامعه، با استفاده از امکانات شخصی، روابط حسنه و نیکی که با تجار و شخصیتهای خیِّر کشور افغانستان و نهادهای کمککننده داشت، دست نوازش مادی و معنوی یکسان دراز میکرد. کانونهای آموزشی و پرورشی را بیشتر از همه موردتوجه و عنایت خاص قرار میداد و در حیات خود به گونۀ مستقیم و غیرمستقیم مراکز آموزشی عصری و دینی را ایجاد کرد که نمونۀ آن دبیرسان خصوصی سیرت در شهر کابل است.
در نوشتۀ حاضر که به گونۀ توصیفی –تحلیلی به مناسبت دومین سالگشتِ شهادت دکتر محمد ایاز نیازی اختصاص یافته است، به گونۀ اجمالی بر زندگی و برخی از نظریات و آراء این دانشمند فقید میپردازیم.
دکتر نیازی شهید که بود؟
دکتر محمد ایاز نیازی فرزند محمد نیاز، فرزند محمدابراهیم، در سال 1342 خورشیدی، در روستای نُولِیج شهرستان یُمگان استان بدخشان در شمالشرقی افغانستان چشم به جهان گشود. دکتر نیازی سهساله بود که از سایۀ پرمهر مادر محروم گشت و به اساس وصیت مادر مرحومش، شامل مدرسۀ دینی گردید و پس از ختم دروس ابتدایی دینی، جهت فراگیری علوم عصری در سال 1349 خورشیدی، شامل دبیرستان «حضرت سعید» شهرستان یُمگان استان بدخشان شد که در میان همسنوسالانش درخشش و نبوغ عالی و استثنایی داشت و در سن 12 سالگی (1354 هـ ش) حافظ کل قرآنکریم شد.
دکتر نیازی پس از پایان دورۀ مدرسۀ ابتدائی و حفظ کل قرآنکریم، در سال 1358 هـ ش که تازه فعالیتهای نهضت اسلامی در افغانستان داشت به مبارزات گرم و پر جنبوجوش تبدیل میشد، در سن 16 سالگی جهت فراگیری بیشتر علوم اسلامی به کشور پاکستان مهاجرت کرد.
دکتر نیازی شهید در این مورد گفته بود: «من سالی که هجرت کردم، عمرم 16 سال بود، اولین باری که وارد پیشاور شدم، حضرت استاد شهید (پروفسور برهانالدین ربانی، رئیس دولت اسلامی افغانستان) به حیث فرزند، مرا در آغوش خود گرفتند و از استاد شهید چیزهای زیادی آموختم..»
دکتر نیازی شهید پس از رسیدن و استقرار در پاکستان، در دارالعلوم مرکزی دارالقرای پیشاور در بخش علوم شرعی و قرائت درس خواند و در کنار آن به مکتب شبانه در پیشاور نیز میرفتند، علاوه بر این در سال 1363 هـ ش، شامل «وِفاق المدارس العربیة» گردیده و به آموختن تخصصی علم حدیث پرداختند. پس از اتمام دورۀ آموزش موفقانۀ قرائت و آموزش تخصصی علم حدیث، جهت تحصیلات عالی عازم کشور مصر گردید.
دکتر نیازی شهید پس از رفتن به مصر، به لحاظ فراست، توانایی در ترتیل، تجوید و قرائت هفتگانه و مهارت و خوانش زیبای کلام الهی، در مسجد «مدینة البُعوث الإسلامیة» که متعلق به دانشجویان بینالمللی بود، به امامت برگزیده شد و نزدیک به ده سال تمام در آنجا نمازهای پنجگانۀ دانشجویان بینالمللی مقیم دانشگاه الأهز را امامت کرد.
دکتر نیازی علاوه بر امامت در مسجد، به تدریس علوم شرعی، ترجمه و تفسیر قرآنکریم به دانشجویان بینالمللی که از کشورهای آسیایی و آفریقایی و غیره در آنجا مصروف تحصیل بودند، میپرداخت و مسجد «مدینة البُعوث الإسلامیة» در مصر به کانون تجمُّع دانشجویان بینالمللی بهویژه دانشجویان افغانستانی تبدیلشده بود. علاوه از این دکتر نیازی شهید مدت 7 سال در یکی از مساجد بزرگ قاهرۀ مصر به نام «التوفیق» به حیث خطیب و امام انجام مسئولیت کرد که همه مقتدیان و اهالی مسجد از دکتر نیازی به خوشی و نیکی یاد میکنند.
دکتر نیازی شهید، مدرک کارشناسی و ارشد خویش را در رشتۀ اقتصاد اسلامی با کسب درجۀ اول به دست آورد و پس از اتمام موفقانۀ این دوره به پاکستان برگشت و با دختر مسلمانی از خانوادۀ مولانا عبدالودود، از علمای جیِّد و خوشنام شهرستان درایم بدخشان ازدواج کرد. دکتر نیازی شهید در سال 1378 هـ ش، وارد مرحلۀ دکتری گردید و در سال 1383 هـ ش، سند دکترایش را با کسب نمرۀ نخست در بخش «روابط بینالملل از دیدگاه فقه اسلامی» به دست آورد.
دکتر نیازی شهید، پس از پایان موفقانۀ دورۀ دکتری و مدت 14 سال اقامت تحصیلی در کشور مصر، به افغانستان برگشت و در سال 1384 هـ ش، در دانشگاه کابل، در دانشکدۀ شرعیات، در بخش «فقه و اصول» به حیث استاد برگزیده شد و علاوه بر این در همین زمان به حیث خطیب و امام مسجد جامع وزیر محمداکبرخان یکی از مساجد معروف و محلۀ دپلوماتنشین و مرکزی شهر کابل است، گماشته شد.
دکتر نیازی شهید، با توانایی و ظرافت و فهمی که از دین داشتند، مخاطبان زیادی را بهسوی خویش کشاندند که در روزهای جمعه بیش از 3000 نفر در مسجد وزیر محمد اکبرخان جهت اشتراک و ادای نماز و شنیدن سخنان دکتر نیازی که حدود 75 درصد آنان را جونان را تشکیل میدادند، اشتراک میکردند.
دکتر نیازی علاوه از مسئولیت استادی در دانشگاه کابل، خطابت در مسجد وزیر محمداکبرخان، مسئولیتهای فراوان اجتماعی، دعوتی و دینی دیگری هم داشتند، عضو و مشاور بخش شرعی در بانک مرکزی افغانستان، استاد در دانشگاههای خصوصی افغانستان، آمر برنامههای کارشناسی ارشد، بخش شریعت و قانون در دانشکدۀ شرعیات دانشگاه کابل، نمایندۀ خاص تحصیلات عالی در رابطه به توسعه و تحقق برنامهها دولت و کم کردن فاصله میان مسجد و مردم و برنامههای فراوان دیگری.
در میان داشتن اینهمه کار و خصوصیات بارز انسانی و اسلامی دکتر نیازی، وطندوستی، دعوتگری، فهم و فرزانگی، دشمنان اعتدال و بیداری در افغانستان و منطقه؛ تاب تحملش را نیافتند و در شامگاه 13 جوزا / خرداد 1399 خورشیدی، هنگام خروج از مسجد که میخواست به سمت خانهاش -که در مجاورت مسجد قرار داشت- روانه شوند، با بمب از قبل جاسازیشده که از راه دور هدایت میشد، از سوی حلقات معلومالحال آماج حملۀ جبونانه و ددمنشانه قرار گرفت و به شهادت رسید و با جبین خونآلود، روسرخ و سربلند به ملکوت اعلی پیوست و جاودانه شد. «إنا لله وإنا الیه راجعون»
مکثی بر برخی از آرای دکتر نیازی شهید:
دکتر نیازی شهید، فکر وسطیت و اعتدالی را میپسندید، بر عدالت اجتماعی و انسانی تأکید میکرد، از افتراق و جدایی مذاهب شدیداً متنفر بود، همیشه بر وحدت و برادری میان میان امت اسلامی و جهان انسانی تأکید میکرد. رژیمهای غاصب و خونآشام صهیونیستی و آمریکا را که مرتکب جنایات ضد انسانی در کشورهای منطقه و جهان اسلام میشدند، در قالب خطابههای نماز جمعه با شدیدترین الفاظ محکوم میکرد و باری در مورد ناکامی سیاستهای غلط آمریکا گفته بود: «مَن کَانَ آمنَ بأمریکا، فأمریکا قد ماتت / کسی که به آمریکا ایمان داشت، آمریکا مُرد (نابود شد) الحمدلله، آمریکای دیگر وجود ندارد [و آمریکا] خطرناکترین سیاست منافقانۀ خود را [در افغانستان و منطقه] بازی کرده است.» که این سخن دکتر نیازی در رابطه به اَعمال و کارهای توطیهگرانۀ آمریکا در افغانستان و منطقه را اکثریت تحلیلگران و کنشگران جامعه، عامل به شهادترسیدنش میدانند، چون دکتر نیازی شهید، پرده از توطیهگری و منافقتهای آمریکا در سیاستهای منطقهای و جهانیاش برداشته بود.
مزید بر این دکتر نیازی شهید، در یکی از خطابههایش نقش ستمزدایی و باطلستیزی حضرت امام حسین را به تصویر میکشد و پرسشگونه آنانی را که در برابر اَعمال آمریکا در عراق مُهر سکوت به لب زدهاند، انذرا داده و چنین میگفت: «اگر حسین امروز زنده میبود، اجازه میداد که در خاک کربلا، استعمار صهیونیزم، بالای قبر ابوحنیفه و بالای ائمۀ کرام، تانکهای دشمن رفتوآمد کند؟! خودتان بگویید، درصورتیکه او (حسین) در زمان خود، هیچنوع طغیان و انحراف را که بر ضد خلافت راشده بود، برایش قابلتحمل نبود. تانک، طیاره و فوج نداشت؛ اما ایمان و همت داشت، به نقش قدم جد امجدش در حرکت بود، عزیمت را به رخصت ترجیح داد، گفت: جای ذلت است که من این دستی را که پیامبر در وقت خُردی (آوان کودکی) من، وقتیکه کوچک بود، دستهایش را به گردن پیامبر میانداخت و این روی را که پیامبر بوسیده است، این پایان شود و از باطل و از ظلم و استبداد بیعت کنم؟! این است مفهوم حسین.»
دکتر نیازی، تبعیض و تعصب را با شدیدترین الفاظ به لحاظ انسانی و اسلامی مردود میدانست و میگفت: «تعصب و قومگرایی دید انسان را ضعیف میکند تا جایی که سبب میشود انسان حق را دیده نتواند و حق و باطل را تشخیص ندهد و چهبسا که در کنار باطل و علیه حق بایستند؛
دکتر نیازی از اسلام تعریف واضح و روشنی داشت و میگفت: «اسلام عبادت، عقیده، اخلاق، معاملات، سیاست، قیادت، جهاد، اقتصاد، اداره و همهچیز (است). «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» دینی که پروردگار جَلَّ ذِکره او را به ماوشما تکمیل کرده است، تمام جوانب زندگی ماوشما را تنظیم میکند، همهچیز در این دین هست؛ ولی متأسفانه امروز ذلیلترین امّت در کرۀ زمین مسلمانهاست».
به همین ترتیب، دکتر نیازی شهید، اقوام ساکن در افغانستان را که با زبانها و گویُشهای مختلف سخن میگویند، به برادری و همدلی فرا میخواند، میان اهل سنّت و تشیع فرقی قایل نمیشد و همه را در اصول برادر و همفکر میدانست، به جز قرائتهای فقهی. بر تقریب مذاهب، وحدت امت اسلامی، تقارن و تقارب آراء تأکید میکرد، از تضارب و تضاد آراء که منجر به از همپاشی مسلمانان، تفرق و جدایی میشد، شدیداً هشدار میداد. در مراسمهای مذهبی و دینی برادران اهل سنت و تشیع اشتراک و سخنرانی میکرد. نسل جوان مسلمان افغانستان را نیروی بالقوه و باانگیزه برمیشمرد و آنان را به بیداری، تحصیل و فراگیری علوم دینی و عصری فرا میخواند. زنان را نیمی از پیکر جامعۀ انسانی و اسلامی میدانست و نقش زنان را در دعوت و بیداری، پرورش کودک، نظام خانوادگی، توازن نظام انسانی و نظام خانوادگی ارزشمند تلقی میکرد و بر رعایت حقوق زنان در بدن جامعه تأکید داشت. مسلمانان را به بیداری، ترویج علوم دینی و عصری، توسعۀ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی تشویق میکرد و از بیغمباشی، غفلت و تنپروری برحذر میداشت.
دکتر نیازی انسان وطندوست و مخلص به مردم و کشورش بود و آنانی را که کشور خویش را جهت آرام زندگی کردن به غرب و کشورهای آمریکایی و اروپایی فرار میکردند، به زندگی عزتمند در کشور خود، تشویق و ترغیب میکرد و میگفت: «افغانستان مادر بزرگ ماست و بر ما حق دارد.»
سرانجام این بیدارگر وارسته، عالم معتدل و میانهرو، آموزگار حلیم و علیم، امام و خطیب نماز جمعۀ مسجد جامع وزیر محمد اکبرخان، از اثر حقگویی و نگاه ستمستیزی در برابر استبداد و نظام حاکم وقت افغانستان، مظلومانه در مسجد پس از ادای نماز شام، حسینوار به شهادت رسید و مردم افغانستان و جهان اسلام را در سوگ و ماتم خویش نشاند.
خداوند دکتر نیازی شهید را رحمت کناد.
