شفقنا افغانستان – دولت مدرن، باید بر پایه قرارداد اجتماعی شکل گیرد. براساس این قرارداد، مردم باید بخشی از اختیارات و آزادیهای خود را به شخصی یا تیمی واگذار کنند و در بدل آن خدمات بخواهند. تامین امنیت، تامین رفاه اجتماعی، خدمات تحصیلی و صحی و غیره وظایف را دولت در بدل گرفتن برخی از آزادیهای افراد انجام میدهد؛ در بدل آن آزادیهای طبیعی مردم که با وضع قوانین، چارچوببندی میشود. در حقیقت، دولت برای اینکه بتواند بر مردم حکم براند، باید چیزی برای عرضه داشته باشد. این قرارداد، یک بدهوبستان دوطرفه است. وقتی این بدهوبستان صورت گیرد، دولتی که روی کار میآید، مشروعیت داخلی دارد. بر همین مبنا، میتواند مشروعیت بینالمللی نیز کسب کند.
در افغانستان اما حکومت مدرن ـ هرچند فاسد و ناکارا ـ از بین رفته است. گروه حاکم اکنون برای خود مشروعیت دینی میتراشد. آنها بهصورت غیرمستقیم این باور را دیکته میکنند که از طرف خداوند بر مردم مقرر شدهاند. بخش بزرگی از مردم نیز به مقرر شدن آنها از سوی خداوند باور دارند و از آن سخن میگویند؛ اما با این تفاوت که باور دارند این گروه به دلیل «گناهان» مردم بر سرنوشت آنها مقدر شده است.
حاکمان کنونی از مشروعیت داخلی و بینالمللی برخوردار نیستند. آنها در بدل گرفتن مشروعیت داخلی که بر مشروعیت بینالمللی مقدم است، چیزی ندارند که به مردم بدهند. برای همین، دست به سازوکارهایی میزنند که نه در طول تاریخ مشروعیتبخش بوده و نه در شرایط بحرانی کنونی برای طالبان مشروعیت میخرد. آنها اکنون در پی تشکیل «مجمع بزرگ افغانها» هستند تا از این طریق، مشروعیت داخلی کسب کنند. از آنجایی که چنین تشکلهایی ـ مانند لویهجرگهها ـ فرمایشی است، طالبان به آن دل خوش کردهاند که با تهدید و ارعاب اعضای این مجمع یا گزینش افراد خود بهعنوان اعضای آن، مشروعیت بگیرند. در حالی که آنها وقتی در اواخر دهه ۹۰ میلادی نتوانستند با «بیعت» چند ملا مشروعیت کسب کنند، این بار نیز با گرد هم آوردن چند ریشسفید و ارباب به مشروعیت نمیرسند. خوب است که از تاریخ و گذشته خود درس بگیرند و به سازوکارهایی دست یازند که در کشورهای توسعهیافته به حکومتها مشروعیت میدهد و آن برگزاری انتخابات است.
افغانستان با توجه به تنوع فرهنگی و قومیای که دارد، ناگزیر است دیر یا زود به سوی همدیگرپذیری حرکت کند. سیاست سنگاندازی بر سر راه توسعه و همدیگرپذیری که اکنون از سوی طالبان با انحصار قدرت و اعمال تبعیض در پیش گرفته شده است، فقط توسعه و رفاه کشور را به تاخیر میاندازد. طالبان اگر میخواهند به کاروان جهانی بپیوندند، ناگزیرند تمام شهروندان افغانستان را به رسمیت بشناسند و به حقوق همه احترام بگذارند. سیاه و سفید دیدن جامعه و تقسیم آن به خودی و غیرخودی، فقط میتواند بر انبوهی از مشکلات کشور بیفزاید. نادیده گرفتن کتلههای بزرگ اجتماعی در جامعه متنوع افغانستان، نه امکانپذیر است و نه حلال مشکل. حتا تلاش برای این نادیدهانگاریها، هزینههای زیادی را هم بر مردم و هم بر طالبان تحمیل میکند. نمونه عینی آن، تشکیل جبهات متعدد علیه این گروه در کشور است که هزینههای جانی و مالی بسیار سنگینی را برای دو طرف جنگ بار آورده است. برای همین، طالبان باید به خواست همهگانی تن دردهند، با مردم آشتی کنند و با جبهات مخالف خود به گفتوگو بنیشنند. هیچ راه میانبری برای حل این مشکلات وجود ندارد. تنها مسیر و مطمینترین راه، پذیرفتن تنوع جامعه و آشتی با مردم است؛ چه کسانی که سلاح گرفته علیه این گروه میجنگند و چه کسانی که در خانههای خود بار تعصب و تبعیض طالبانی را بر دوش میکشند.
طالبان تاکنون در برابر خواست مردم و جامعه جهانی مبنی بر تشکیل حکومت همهشمول ایستادهاند. آنها حکومت خود را همهشمول میخوانند. برای اثبات ادعای خود، میگویند از چندین ولایت در تشکیلاتشان حضور دارند. مردم اما به اینکه «برادر» قندهاری با «حنفی» فاریابی دور یک دسترخوان مینشینند، همهشمول نمیگویند. همهشمول زمانی است که تمامی اقوام و مذاهب کشور بدون تبعیض خود را در آیینه نظام ببینند. زمانی که زنان نیز حدود نیم قدرت را در اختیار بگیرند، آن زمان همهشمول میشود. این زنان هم باید از طیفهای مختلف اجتماعی نمایندهگی کنند. در کنار آن، به تمامی اعضای جامعه بهعنوان شهروندان برابر نگاه شود. حالا طالبان مردم را به دو گروه تقسیم کردهاند؛ طالب و دشمن طالب. هیچ گروهی میانی وجود ندارد. از نظر طالبان جز سیاه و سفید، رنگی وجود ندارد. هیچ کسی خاکستری نیست.
طالبان تاکنون در برخورد با مردم حتا ادای طرف قرارداد اجتماعی را هم درنیاوردهاند. آنها با میل تفنگ و شلاق سخن میگویند، روایتهای افراطی خود از دین را بر جامعه تحمیل میکنند و غیرخودیها را میرانند. آنها در حالی که توان دفاع از قرائتهای افراطی خود از آموزههای دینی را ندارند، میخواهند آن را با زور تفنگ و چماق بر مردم بقبولانند. این روش، مال دوران تنکولوژی و جهان شبکهای نیست. مردم ممکن در کوتاهمدت از تفنگ و شلاق آنها بترسند و اعتراض نکنند؛ اما در درازمدت قطعاً این ترس فرو میریزد و صفهای طویلی در برابر طالبان ایجاد خواهد شد. کسانی را اکنون طالبان در کنار خود نمیپذیرند، مجبورند روزی آنها را در مقابل خود ببینند. اینگونه رفتار و سیاست، هزینههای وحشتناکی بر جامعه تحمیل میکند و کشور را بیش از حالا به عقب میبرد. تنها نسخه موثر برای درد مزمن کشور، پذیرفتن همدیگر و احترام به خواست مردم است. خواست مردم، داشتن دولتی مشروع است و رسیدن به این دولت، از مسیر انتخابات میگذرد.
فهیم ستوده – 8 صبح
