شفقنا افغانستان- نگاه جهان در حال حاضر به پناهجویان اوکرایینی متمرکز شده و پناهجویان دیگر کشورها به مراتب به دست فراموشی سپرده شدهاند. میلیونها تن از دیگر کشورها نیز در حال فرارند. گزارشی از وضعیت پناهجویان در مسیر بالکان.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان به نقل از دویچهوله، کیانو (نام مستعار) با چشمانی اشکبار توضیح میدهد: «من همسرم را که مادر دو فرزندم بود در جنگ از دست دادم. او همه کس من بود.» این مرد که از کامرون آمده، مدت دو ماه میشود که در کمپ پناهجویان موسوم به «لیپا» در بوسنیا در نزدیکی شهر بیهاج به سر میبرد. وقتی ما با کیانو آشنا شدیم، او در جلو یک کانتینر سفید ایستاده بود که در آن چندین پناهجو در تخت خوابهای روی هم چیده شده یکجا زندگی میکردند. دمای هوا نیز به ۳۰ درجه میرسید و تنها چند ساحه کوچک دارای سایه در این کمپ وجود داشت. این مرد کامرونی نمیخواست در داخل کمپ پناهجویان در مورد جزییات سفر و زندگیاش صحبت کند اما چند روز بعد تلفونی در این رابطه معلومات داد.
وجود ماینهای خطرناک در مرزها
کیانو تلفونی در مورد آرزویش میگوید: «می خواستم به یکی از کشورهای حوزه شنگین برسم و در آنجا درخواست پناهندگی بدهم.» گرچه کرواسیا نیز عضو اتحادیه اروپاست اما تا کنون به طور کامل بخشی از قرارداد شنگین نیست. اینجا در مرزها هنوز هم پاسپورتها چک و کنترول میشود. کیانو میگوید که نهایت تلاش خود را میکند که در اتحادیه اروپا به طور قانونی کار کند و به فرزندانش رسیدگی کند. این مرد حدودا ۳۰ ساله از سال ۲۰۱۸ در مسیر مهاجرت بوده است. او از مسیر ترکیه و صربستان به بوسنیا آمده است.
این مرد کامرونی تا به حال دوبار تلاش کرده است که با عبور از مرز میان بوسنیا و کرواسیا خود را به اتحادیه اروپا برساند. او میگوید یکبار تقریبا خود را به سلوانیا رسانده بود، اما میگوید که «بعد از هشت شبانه روز پیاده روی دیگر توان راه رفتن نداشتم.» او یک زخم در پایش دارد. شهروندان کرواسیا به پولیس زنگ زدند تا به او کمک کند. اما آنها باور نکردند که او زخمی است و میگوید که از او و همراهانش پول و مبایلهایشان را گرفتند.
کیانو میگوید: «آنها او و دوستانم را ساعت یک نیمه شب به کمپ موسوم به «جنگل» در بوسنیا برگشت دادند.» در مرز میان بوسنیا و کرواسیا چندین کیلومتر جنگلهای انبوه وجود دارد که در بخشی از آن هنوز هم ماینهای خطرناک از زمان جنگ بوسنیا باقی مانده است. بنا بر تخمینها در این منطقه هنوز حدود ۲۰۰ هزار ماین از دوران جنگ بوسنیا در دهه ۱۹۹۰ به جای مانده است.
هزاران مورد عقب راندن پناهجویان در مرز کرواسیا و بوسنیا
شماری از پناهجویان کمپ لیپا از اخراج خشونتآمیز از سوی پولیس کرواسیا گزارش دادهاند. سازمانهای حقوق بشری از ۱۶ هزار عقب راندن غیرقانونی پناهجویان در مرز میان کرواسیا و بوسنیا در سال ۲۰۲۰ سخن گفتهاند. در سال ۲۰۲۱ نیز یک تیم تحقیقاتی از خبرنگاران حملات خشونت بار پولیس کرواسیا و زخمهای پناهجویان را در فیلمی مستندسازی کردند اما این کار نیز ظاهرا تا کنون تغییری در وضعیت مرزها نیاورده است.
کامران که نام مستعار یک پناهجوی دیگر از پاکستان است نیز از اخراجهای غیر قانونی سخن میگوید. او گفت: «من ده یا دوازده بار کوشش کردم که خود را به اتحادیه اروپا برسانم.» او را نیز پولیس با خشونت به بوسنیا برگشت داده است. او در هنگامی که با ما صحبت میکرد یک دست و یک پایش با بنداژ بسته بود. کامران سن دقیقاش را نمیداد، اما شاید ۱۸ یا ۱۹ ساله باشد. پنج سال پیش او پاکستان را ترک کرده است و از آن زمان به بعد دیگر مادر و برادرانش را ندیده است. کامران میگوید: «من پشت مادرم زیاد دق شدهام.»
تا هنوز صدها مهاجر در خرابهها و خیمهها در حومه شهر بیهاچ منتظر فرصتاند تا از مرز عبور کرده و به اتحادیه اروپا برسند. این جوان سه سال قبل از پاکستان به مهاجرت آغاز کرد. از آن زمان به بعد، او در بوسنیا، در چند کیلومتری اتحادیه اروپا، گیر مانده است.
تا هنوز صدها مهاجر در خرابهها و خیمهها در حومه شهر بیهاچ منتظر فرصتاند تا از مرز عبور کرده و به اتحادیه اروپا برسند. این جوان سه سال قبل از پاکستان به مهاجرت آغاز کرد. از آن زمان به بعد، او در بوسنیا، در چند کیلومتری اتحادیه اروپا، گیر مانده است.
با هر کسی که در کمپ لیپا صحبت کردم میخواست که به اتحادیه اروپا برود. این کمپ پناهجویان تنها به عنوان یک خانه موقتی برای آنهاست. بنابر معلومات رسمی این کمپ برای ۱۵۰۰ پناهجو امکانات و جای دارد اما در صورت نیاز میتوان حتی تا ۳۰۰۰ پناهجو را در آن جا داد. بسیاری از پناهجویان از افغانستان و پاکستان آمدهاند و بعضی افراد از کیوبا نیز در اینجا سرگردانند. در این جا برق، اینترنت، آب لوله کشی و تشناب وجود دارد. به دلیل پاندمی کرونا در تابلوهایی که در تشنابهای کانتینری نصب شده نوشته شده است که پناهجویان باید بهداشت فردی را رعایت کنند. در کف این کانتینرها چند سانتیمتر آب دیده میشود.
پناهجویان اما شکایتی ندارند. به طور مثال کیانو از کامرون میگوید: «کارمندان برای ما زیاد خدمت میکنند.» او افزود: «در اینجا مکانی برای ورزش وجود دارد. ما میتوانیم قطعه بازی کنیم، و مثلا زبان انگلیسی، ایتالیایی و بوسنیایی بیاموزیم.» پناهجویان فقط مجوز کار ندارند و نمیتوانند کار کنند.
پناهجویان تلاش میکنند پولی برای ادامه سفر به دست بیاورند
البته ادامه سفر به پول نیاز دارد. بعضی اوقات باید کرایه تاکسی پرداخت شود، غذا و نوشیدنی تهیه گردد و یا برای رسیدن به مقصد و پیاده رویهای شبانه روزی پولی پرداخت شود. برای بعضی پناهجویان خانوادهها و دوستانشان از خارج پول میفرستند. شماریها به داخل شهر میروند و در آنجا بستههای دستمال کاغذی و یا چیزهای دیگری را میفروشند که از سطلهای زباله و یا در سرکها مییابند. بعضی نیز در کمپ دکانهای کوچکی باز کردهاند تا پولی به دست آورند.
در یک کانتینر مردی از هند که مردم او را کاکا میگویند یک دکان کوچک چای فروشی ایجاد کرده است. در کنار تخت خوابهای روی هم چیده شده که مردان در آن میخوابند، بر روی یک میز کوچک، دو چای جوش، پیالههای پلاستیکی، چای خشک و شیر قرار دارد. چند کانتینر آن طرفتر یکی از پناهجویان موهای دیگران را در بدل تقریبا دو یورو اصلاح میکند. در کانتینر دیگری در یک تخت چیپس و شیرینی و جوس برای فروش چیده شده است.
کیانو نیز تلاش کرده است که به نحوی درآمدی داشته باشد. او به طور مثال بعضی از بوتهای اضافیاش را فروخته است. این مرد کامرونی میخواهد یک کار «واقعی» بیابد. او در بخش نلدوانی آموزش دیده است: «من میخواهم به اروپا بروم و انسان مفیدی باشم.» وقتی درد پاهایش تسکین یابد، او میخواهد بار دیگر برای عبور از مرز تلاش کند. او افزود: «من دیگر راهی ندارم.» کیانو نمیخواهد که دوباره به کامرون برگردد. یکی از دوستانش در مسیر مهاجرت جان خود را از دست داده است. او در مورد خود و دیگر پناهجویان میگوید: «گرچه ما ظاهرا زنده هستیم، اما از نظر درونی مردهایم.»
