شفقنا آینده- نیویورکتایمز در گزارشی درباره اختلافات اخیر آمریکا و عربستان سعودی نوشته است: همراهی عربستان سعودی با روسیه در زمینه مخالفت با افزایش تولید نفت با هدف بالا نگاه داشتن قیمت جهانی نفت- که به معنای تضعیف تلاشهای جهانی برای محدود کردن درآمدهای نفتی روسیه میتواند باشد- این روزها خشم واشنگتن را به شدت برانگیخته است. به خصوص که این ماجرا از نگاه بسیاری از کارشناسان سیاسی در ادامه تنشها و تشنجهای فزاینده سالهای اخیر ایالات متحده و عربستان ارزیابی شده- و به عبارت بهتر بسیاری از دموکراتهای کنگره، مخالفت سعودیها با افزایش تولید را نه یک اتفاق جدید، بلکه به مثابه یکی از موارد موجود در فهرست طولانی تخلفات غیرقابل قبول عربستان محسوب کردهاند.
به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، دیک دوربین سناتور دموکرات ایالت ایلینویز در این زمینه میگوید: «سعودیها هرگز متحد قابل اعتمادی برای آمریکا نبودهاند و به نظر میرسد وقتش رسیده که مقامات سیاست خارجی آمریکا دنیا را بدون اتحاد با این پادشاهی- که از پشت خنجر میزند- تصور کنند». این احتمالاً همان چیزی است که پرزیدنت بایدن هم وقتی از «ارزیابی مجدد روابط آمریکا با عربستان و ضرورت وجود تبعات و عواقب سخت برای عربستان» سخن میگفت، در ذهن داشته است.
با این حال مردم بیشتر به این موضوع فکر میکنند که چرا و چگونه اتحاد و ائتلاف آمریکا و عربستان سعودی تا این حد طولانی دوام آورده- و البته این که آیا زمان جدایی این دو کشور فرا نرسیده است؟!
یک رابطه استثنایی
اتحاد آمریکا و عربستان به سال 1933 باز میگردد- که دولت تازه تاسیس عربستان حق اکتشاف نفت را به شرکت استاندارد اویل داد. معاملهای که ده سال بعد، به دلیل دستیابی به بزرگترین ذخایر نفت جهان، فرانکلین روزولت را در سال 1943 واداشت تا دفاع از عربستان را حیاتی- و به مثابه دفاع از آمریکا عنوان کند.
اساس اتحاد آمریکا و عربستان در تمام این سالها تبادل نفت عربستان با تضمینهای امنیتی آمریکا بوده- و این معامله تا امروز در همین راستا امتداد یافته است. این اتحاد البته پس از انقلاب ایران در سال 1979 وجوه مشترک دیگری هم داشته- که از این وجوه مشترک میتوان به علاقه هر دو کشور به مهار جاهطلبیهای جمهوری اسلامی ایران و البته مخالفت با حمله شوروی به افغانستان اشاره کرد. جنبه دیگر این اتحاد هم در دو دهه اخیر واقعیت وجودی ایالات متحده به عنوان بزرگترین صادرکننده و عربستان سعودی به عنوان بزرگترین خریدار تسلیحات جهان بوده- که این دو کشور را به هم پیوند داده است.
این رابطه البته همواره نیازمند تساهل و تحمل بالایی از سوی طرفین- برای نادیده گرفتن برخی از تفاوتهای حیاتی- بوده است. عربستان سعودی یکی از آخرین حکومتهای مطلقه در جهان است- و در عین حال یک حکومت دینی بنیادگرا که آزادیهای مدنی بسیار کمی را برای مردمش به رسمیت میشناسد. تا همین چند سال پیش، آمریکا و عربستان در مورد اسراییل نیز اختلاف نظر داشتند. بر پایه همین اختلافات بود که جوآن دیدیون در سال 2003 در نیویورکتایمز نوشت: «حضور آمریکا در خاورمیانه همیشه تجارت پرریسکی بوده، اما برای مدتی پاداشی که به آمریکا میرسید، متناسب بود. به هر حال آمریکا از قبل کمک به سعودیها میتوانست نفت به دست آورد و البته از طریق کمک و حمایت از اسراییل هم به دنبال اعتبار اخلاقی بود. بگذریم از این که به دلیل اختلافات موجود بین عربستان و اسراییل، از طریق فروش تسلیحات نظامی به هر دو طرف، نیز، از سود تجاری قابل توجهی نیز که به صنعت دفاعی آمریکا تعلق میگرفت، لذت میبرد».
ولی از زمان حملات 11 سپتامبر به این سو، ائتلاف آمریکا و عربستان به شدت زیر سوال رفت و تحت نظارت دقیق قرار گرفت. به خصوص که بیشتر 19 هواپیماربای عملیات ۱۱ سپتامبر اهل عربستان سعودی بودند و این مساله باعث طرح این سوال شد که آیا دولت عربستان نیز در این توطئه نقش داشته است یا خیر- که پاسخ این پرسش هنوز موضوع تحقیقات زیادی است.
در سال 2015، عربستان با کمک آمریکا یک کارزار نظامی- همراه با بمباران گسترده- در یمن را آغاز کرد که تخمین زده میشود منجر به کشته شدن نزدیک به 9000 غیرنظامی شده است.
در جریان انتخابات 2016 هم هر دو نامزد انتخابات- دونالد ترامپ و هیلاری کلینتون- ترویج بنیادگرایی و افراطیگری اسلامی توسط سعودیها را محکوم کردند.
این موضوع در سال 2018 نیز با قتل جمال خاشقجی روزنامهنگار واشنگتنپست با اطلاع محمد بنسلمان ولیعهد عربستان سعودی ادامه پیدا کرد- که خشم بینالمللی را برانگیخت.
در جریان رقابت انتخاباتی ۲۰۲۰ نیز جو بایدن درباره عربستان گفت که «ارزش اجتماعی اندکی در دولت کنونی سعودی وجود دارد» و قول ایجاد نفرت جهانی علیه این کشور را داد. اما با این حال زمانی که به قدرت رسید، برای پائین نگه داشتن قیمت بنزین رویکردی آشتیجویانه در قبال عربستان در پیش گرفت- که البته موفق به کسب امتیازی نیز در این میان نشد. اتفاقی که باعث شد روزنامه تایمز بنویسد که «روزگار درخواست لطف روسای جمهور آمریکا از متحدان سعودی خود گذشته است».
پیامدهای رفتار عربستان
منطق رسمی حاکم بر رفتار عربستان سعودی در مورد کاهش تولید نفت- در بحبوحه رکود جهانی- چیزی بیش از منافع شخصی نیست. با این حال به باور برخی از تحلیلگران و سیاستمداران آمریکایی، این رفتار میتواند تلاشی برای تضعیف موقعیت حزب دمکرات- در اوج رقابتهای انتخابات میاندورهای- و کمک به استقرار یک دولت دوستدار سعودیها نیز باشد- که مؤسسه کوئینسی آن را «سورپرایز اکتبر ولیعهد» و «دخالت بنسلمان در انتخابات» نامیده است.
با این حال حتی در غیاب چنین انگیزههای پنهانی نیز آمریکا به خاطر ارتباط با عربستان زیر سوال است. این همان چیزی است که مت دوس مشاور سیاست خارجی سناتور برنی سندرز گفته- که اگر آمریکا در شعارهایش در مورد تقویت دموکراسی در برابر استبداد جدی است، پس باید از این فرصت برای ارزیابی مجدد رابطه دیرینهاش با یکی از بدترین دولتهای استبدادی جهان بهترین استفاده را به عمل آورد.
برخی نیز در این میان بر این باورند که رابطه آمریکا با عربستان در حال حاضر حتی دیگر آن پاداشهای اخلاقی سابق را هم ندارد. در واقع اگر زمانی آمریکا سعودیها را به مثابه یک «شر یا شیطان ضروری» در مقابله با جمهوری اسلامی ایران میدید؛ حالا با تلاشهای انجام شده در زمینه احیای توافق هستهای، عربستان سعودی حتی این کارکرد را هم از دست داده است.
ویلیامسون در این زمینه نوشته: «تمرکز بایدن در حال حاضر بر خاورمیانه نیست، بلکه او بر قیمت بنزین در ایالات متحده تمرکز کرده است- که این موضوع به نحو دردناکی مبین تورم مخربی است که آمریکا و چشمانداز انتخاباتی حزب بایدن را تهدید میکند».
از نظر ستوننویس تایم، توماس ال فریدمن نیز وابستگی جهان به نفت عربستان و روسیه، نیاز تمرکز آمریکا به افزایش تولید نفت- برای جبران کاهش تولید آنها- را ثابت میکند- که البته با مخالفت جریان مترقی و دوستدار محیط زیست در کنگره با پروژههای جدید نفت و گاز از دستور کار خارج شده است.
ولی با تمام این مسایل، باز هم کتمان نمیتوان کرد که جدایی آمریکا و عربستان هنوز کار دشواری است.
دیوید فیکلینگ ستوننویس بلومبرگ در این زمینه میگوید که «رفتارهای دشمنمانند عربستان سعودی در روزهای اخیر به این دلیل است که سعودیها متوجه شدهاند که وجود و حضورشان چقدر برای موقعیت ابرقدرتی آمریکا حیاتی است». در واقع اگر آمریکا از منطقه خارج شود، به باور فیکلینگ چین به احتمال زیاد برای محافظت از محمولههای نفت عربستان در برابر دزدی دریایی وارد عمل خواهد شد. این باعث خواهد شد آمریکا نه تنها اهرمهای فشار نظامی و اقتصادی خود بر چین را از دست بدهد، که کشورهای آسیای شرقی نیز در برابر نفوذ چین آسیبپذیرتر خواهند شد و یک عامل بازدارنده مهم برای جلوگیری از تهاجم چین به تایوان از بین خواهد رفت.
فیکلینگ مینویسد: «آمریکا نمیخواهد چین از سلاح انرژی برای به دست آوردن هژمونی در شرق آسیا استفاده کند. در این شرایط، استقرار چند هزار نیرو در خلیج فارس برای جلوگیری از این سناریوها برای واشنگتن هزینه زیادی نمیتواند باشد».
برای مطالعه کامل متن خبر به لینک اصلی نیویورک تایمز مراجعه کنید
