شفقنا افغانستان – در جریان دو دهه گذشته، سکتور صحی کشور مورد حمایت جدی جامعه جهانی و نهادهای مددرسان قرار داشت.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان به نقل از 8 صبح؛ با سقوط نظام جمهوری، تسلط طالبان بر کشور و کاهش حمایتهای خارجی به دلیل نبود حکومت مشروع در افغانستان، بخش صحت در کشور دچار بحران شده است. انجمن داکتران نسایی ولادی کشور تأیید میکند که در یکونیم سال گذشته، بیش از دو هزار مرکز درمانی در سراسر کشور بهدلیل نبود حمایت مالی از فعالیت باز مانده و هزاران کارمند این مرکزها وظیفههایشان را از دست دادهاند. مسوولان صحی میگویند که توقف فعالیتهای این مرکزهای صحی سبب شده تا میزان مرگومیر مادران و نوزادان نسبت به سالهای گذشته افزایش یابد. زایشگاه دولتی هرات که دو سال پیش افزون بر بیماران این ولایت، میزبان بیماران از دیگر ولایتهای حوزه غرب نیز بود، اکنون در وضعیت رقتباری قرار گرفته است. بیمارداران میگویند که بیماران حتا دستگاه آکسیجن را بهگونه نوبتی استفاده میکنند.
عزیزه کریمی، بانوی هراتی که تجربه دو بار سزارین (تولد نوزاد با روش جراحی) را در زایشگاه دولتی هرات دارد، از نبود امکانات و بینظمی در رسیدهگی به بیماران شکایت دارد. این بانوی هراتی میگوید: «امسال بار دوم بود که در زایشگاه هرات سزارین شدم. دو سال پیش هم در همین شفاخانه سزارین کردم، اما نسبت به دو سال قبل خیلی به هم ریخته، خیلی بینظم شده، از مریض کسی پرسان نمیکند. من بیشتر از یک ماه خونریزی داشتم، خیلی ضعیف شده بودم، ۱۰ روز پیش هنگام سحرگاه از بس خون ضایع کردم به حالت ضعف شوهر و پدرم من را به زایشگاه آوردند. هیچ داکتری در زایشگاه نبود. فقط چند قابله بود که نمیفهمیدند چه کار کنند.»
عزیزه کریمی کمبود وسایل طبی و کادر باتجربه را بیشتر توضیح میدهد: «تا ساعت ۹ بجه از بس خون ضایع کرده بودم چندین بار بیهوش شدم و خیلی هم نفستنگ بودم؛ ولی هیچکس نبود که کاری بکند. ساعت ۹ که داکتر آمد، گفت این بنده خدا را به قصد میکُشید. چندین سیرم و آمپول کار کرد و برایم آکسیجن وصل کردند. کمی نفسم راسته شد، اما نیمساعت بعد آکسیجن را دوباره باز کردند و به یک مریض دیگر وصل کردند؛ چون خیلی حالش بد بود، من دوباره نفستنگ شدم. همین یک آکسیجن بود به نوبت به ما دو مریض تقسیم میکردند.»
این بانویی که بهدلیل ازدحام بیش از حد بیماران و نبود کادر مسکلی در زایشگاه هرات، نوزاد خود را از دست داده، بینظمی در این زایشگاه را نسبت به دو سال گذشته چنین مقایسه میکند: «دو سال پیش وقتی به همین شفاخانه آمدم، بعد از معاینه داکتر مستقیم من را به عملیاتخانه بردند و سزارین کردند. چندین داکتر به نوبت رسیدهگی میکرد، اتاق و بسترهای ما خوب پاک بود، داخل اتاق هم خوب گرم بود. امسال هرچه شوهر و پدرم اینطرف و آنطرف دویدند، هیچ فایدهای نکرد تا ساعت دوازدهونیم داکتران جمع نشدند و وقتی هم که متخصصی که باید جراحی میکرد، آمد دیگر طفل از بین رفته بود و خودم هم نزدیک بود بمیرم. تا وقتی که به عملیاتخانه بردند، هرچه فریاد زدم فایدهای نکرد. داکتران میگفتند: خونریزی زیاد کردی تا ترینر متخصص و رییس زایشگاه نباشد، ما این خطر را به دوش نمیگیریم و سزارین نمیکنیم.»
جواد امینی، شوهر بانو کریمی، روز بستری بودن خانمش در زایشگاه را دشوارترین روز زندهگیاش میداند. او میگوید: «خانمم با مرگ دستوپنجه نرم میکرد و هیچکسی هم جوابگویی نداشت. شماره رییس صحت عامه را پیدا کردم و با او تماس گرفتم. از بسکه عصبانی بودم، گفتم کجاست حکومت اسلامی شما که روز نیمه شده و تا حال داکتران شما به وظیفه حاضر نیستند که به مریضان رسیدهگی کنند. خانمم از خونریزی و نفستنگی به حالت مرگ است. نه داکتر است و نه آکسیجن. او در جوابم گفت برادر، کار یک مریض و دو مریض نیست، شاید نوبت مریض شما نرسیده، آرام باش در نوبت به همه رسیدهگی میشود و تلفن را قطع کرد.»
آقای امینی میافزاید: «خانمم چون خیلی خون ضایع کرده بود، مشکل کمخونی داشت. داکتران گفتند که خون تازه لازم است و خونهای یخچالی به مریض شما نتیجه نمیدهد. چندین نفر از دوستان و فامیلها را آوردم از آنان خون گرفتم، ولی وقتی پاکتهای خون را به داخل بردم تا چندین ساعت داکتر پیدا نمیشد که خون را به مریض وصل کند. روز اول تا آخر شب مریض به دو هزار سیسی خون ضرورت پیدا کرد، اما ما چهار هزار و ۵۰۰ سیسی خون تهیه کردیم، بهخاطر اینکه داکتر نبود که خون وصل کند و بیشتر پاکتهای خون فاسد میشد.»
جمیله، بانوی دیگری است که برای سومین مرتبه جهت زایمان به زایشگاه دولتی هرات مراجعه کرده. او از بیتوجهی و نبود امکانات در این شفاخانه نسبت به سالهای پیش شکایت دارد. او میگوید: «دو طفل دیگرم هم همینجا به دنیا آمدند. من فکر میکردم مثل سالهای قبل است. به همین خاطر به شفاخانههای شخصی نرفتم، اما اشتباه کردم. نزدیک بود طفلم ضایع شود. بیشتر از ۱۰ مریض دیگر ولادت داشتند، فقط دو سه تا قابله میآمدند یک گردش میکردند و پس میرفتند. داکتر متخصص اصلاً ندیدم، هیچکس به فکر مریضان نبود. دو سال پیش و چهار سال پیش که من رفتم، پیش هر مریض قابله میرفت رهنمایی میکرد و داکتران متخصص هم نوبتبهنوبت میآمدند و حال مریض را پرسان میکردند و به قابلهها دستور میدادند که چه کار کنند.» خانم جمیله علاوه میکند: «فعلاً از زایشگاه هرات کرده بهتر است خانمها در خانه ولادت کنند. حداقل یک کسی است که همکاری کند. حیف این زایشگاه که تا دو سال پیش حتی اکثر زنان سرمایهدار اینجا ولادت میکردند؛ چون خیلی امکانات داشت و به مریضان رسیدهگی میشد که حتا در زایشگاههای خصوصی این قسم نبود.»
داکتران در زایشگاه هرات وجود کاستیها و نبود امکانات در این شفاخانه را میپذیرند، اما نبود مدیریت درست و کاردانی در ریاست صحت عامه این ولایت را عامل اصلی این کاستیها عنوان میکنند. داکتر بنفشه (نام مستعار)، یکی از داکتران موظف در زایشگاه هرات میگوید: «رییس صحت عامه یکی از مولوی صاحبان است. با همه احترامی که به او دارم، متأسفانه کاردان نیست. او حتا اگر بخواهد و تلاش هم کند؛ چون دانش و تخصص در این زمینه ندارد، نمیتواند کاری انجام دهد. زایشگاه دولتی هرات تا پیش از آمدن طالبان یکی از بهترین زایشگاهها در سطح کشور بود. نهتنها مردم هرات، بلکه تعداد زیادی از مریضان نسایی ولادی از ولایتهای حوزه غرب اینجا مراجعه میکردند و به صورت درست به همه رسیدهگی میشد؛ اما فعلاً آن امکانات در اختیار ما نیست. یک تعداد از متخصصان ما ترک وظیفه کردند و تعدادی هم که حضور دارند به وظیفه دلگرم نیستند. ما مجبوریم بیشتر از قابلهها و کارآموزان کار بگیریم که بهدلیل کمتجربه بودن و عدم رعایت موازین صحی، اکثراً سبب شکایت مریضان و مریضداران میشوند.»
این داکتر متخصص آمار دقیق مرگومیر مادران و نوزادان را شریک نمیسازد، اما تایید میکند که مرگومیر زنان و کودکان هنگام زایمان، نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته است: «آمار دقیق مرگومیر مادران و نوزادانی که ثبت شده، نزد رییس و بخش اداری زایشگاه وجود دارد، اما به طور کلی گفته میتوانم که در سال جاری بهخصوص مرگومیر نوزادان افزایش داشته و علتهای مختلفی دارد. اول اینکه اقتصاد مردم ضعیف شده و نمیتوانند به صورت درست به مریضان رسیدهگی کنند؛ چون زنان باردار در طول مدت بارداری نیاز به مراقبتهای ویژه دارند، باید رژیم غذایی مناسب داشته باشند و در مدت بارداری در فاصله زمانی مشخص در چندین نوبت به متخصص نسایی ولادی مراجعه کنند، اما متأسفانه در این شرایط سخت اقتصادی بسیاری از فامیلها نمیتوانند که این نیازهای زنان باردار را تأمین کنند که در نتیجه هم مادر و هم نوزاد دچار یک وضعیت نامطلوب میشوند. از طرف دیگر، طوری که قبلاً گفتم، امکانات و نیروی کار ما کم شده که نمیتوانیم به درستی به مریضان رسیدهگی کنیم. پیش از حکومت طالبان، چندین نهاد خارجی زایشگاه را حمایت میکرد، اما فعلاً این همکاریها بسیار محدود شده است.»
عزیزه حمیدی (نام مستعار) یکی از مسوولان اداری در زایشگاه دولتی هرات از افزایش شمار مراجعان نسبت به سالهای گذشته خبر میدهد و میگوید: «در سال جاری میلادی مراجعهکنندهگان ما خیلی نسبت به سالهای قبل زیاد بود؛ چون مردم مشکل اقتصادی دارند و نمیتوانند به شفاخانههای شخصی بروند. روزانه در حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ مریض نسایی ولادی به زایشگاه مراجعه میکنند. این تنها از هرات نیستند، بلکه از تمام ولایات حوزه غرب هستند.» این کارمند اداری زایشگاه هرات درباره افزایش مرگومیر مادران و نوزادان چنین توضیح میدهد: «در جریان سال روان میلادی تاکنون ۷ مادر و ۱۴۶ نوزاد جان باخته و نزد ما ثبت شده. این آمار هفتهوار نسبت به سال گذشته افزایش را نشان میدهد.»
این همه در حالی است که با سقوط نظام جمهوریت و تسلط طالبان بر کشور، بیشتر حمایتهای مالی در سکتور وزارت صحت عامه محدود شده است. هرچند مقامهای طالبان در وزارت صحت عامه با اعلان وابستهگی ۸۰ درصدی این وزارت به کمکهای جهانی، از جامعه جهانی خواستند که مسایل بهداشتی را با مسایل سیاسی درهم نیامیزند، اما به دلیل مشروعیت نداشتن رژیم این گروه، هنوز هم سکتور صحی کشور مورد حمایت مجدد جامعه جهانی قرار نگرفته است.
