شفقنا افغانستان-
۱): یک سوی حادثهی جلریز خون و فاجعه است. سویهی دیگر آن که کمتر مورد توجه قرار میگیرد مقاومت درخشان سربازانی که سر دادند و سنگر ندادند. یک گروه، بدون کمترین امکانات در برابر ملیشههای تا به دندان مسلح طالب، مردم طالبپرور و پایگاههای دولتی مدافع طالب تا آخرین نفس مقاومت کردند. مقاومتهای این نوع برای در هم شکستن فرهنگ طالبانی یک درس است. دولت افغانستان اگر میخواهد سر پای خود بایستد بهجای استخدام پلیسهای مفتخوری که تنها انگیزهی برای ایستادن در برابر طالب ندارند، بلکه رفیق شفیق طالب است و امکانات دولتی به طالب تحویل میدهند، امکانات را در اختیار افرادی چون «قومندان مامد» قرار دهد که به جای سنگر سر میدهد.
۲): پیام قوماندانمامد روشن است :« دشمن اگر پیروز شود، حتا بر مردگان نیز رحم نخواهد کرد». برای انسان قربانی که موضوع وضعیتِ اضطراری است، امکانی جز بر قراری یک وضعیتِ اضطراری حقیقی نیست. مامد سیاه در بدترین شرایط خط روشنی را در برابر چشمان ما باز کرد: تا آخرین مرمی در برابر لشکر قساوت و تباهی میجنگیم. سر میدهیم و سنگر نمیدهیم. خاک میشویم، اما نام و یاد مان را خاک نمیکنیم!
۳): اکنون مامدسیاه و یارانش در برابر تاریخ روسپیداند. آخرین عکسهای خاکآلود، اما خندان و سرخوش و مغرور مامدسیاه، جوانان شیک و لخشوم و پر ادعا، اما افسردهی کابل را تحقیر میکند. برابریخواهی را همواره چهرههای خندان و خاکی چون مامد سیاه رقم میزنند. شاید تاریخ جبارپرور پیکر پارهپاره مامد سیاه و یارانش را از یاد ببرد، اما لبخند سرشار از آرزو و امید مامدسیاه همچون افتخاری در خاطرهی نسلهای آینده شکوفا و درخشان خواهند شد. در این لبخند نور امی میدرخشد، نور امید به این معنا که با یک گروه کوچک میتوان در برابر مخوفترین سازمانهای محلی، ملی، منطقهی و بینالمللی ایستاد و با کمترین امکانات این گروه پر مدعا را به زانو درآورد.
۴): با گذشت زمان و روشنشدن بخشی از ماجرا، اکنون مسلم و قطعی است که کابل و پلیس نظم عامهی میدانشهر همکاری نکرده است، اما چه کسی مطمئن است که دستور حمله به سنگر مامدسیاه از کابل صادر نشده باشد؟ روشننبودن موقعیت حکومت مرکزی، موضوع را پیچیدهتر کرده است. مشرانو جرگه، حادثهی جلریز را محکوم و دولت را متهم به بیشرمی و بیکفایتی کرده است. موضع پارلمان هنوز روشن نیست. مقاومت سهروزهی درخشان جلریز، نهادهای امنیتی، بهخصوص وزارت دفاع و و وزارات داخله را رو سیاه کرد. روی پلیس میدان شهر و مردمی را که طالب پناه میدهد نیز سیاه کرد. اما بیش از همه جوانان کابل را رو سیاه کرد. روی همان کسانی را که در عزای کربلا اشک میریزند، با عرعر ملاها خود شان را قمه میزنند، در ماه محرم شاخ و دم بر میآورند و در خیابانها مردم آزاری میکنند. نماد آزادی ما براداران ناراضی عرب نیستند، گلمامد و یارانش است که مقاومت را بر تسلیم و بندگی ترجیح میدهند و بر مرگ و خطر میخندند.

۵): بهنظرم پیام مقاومت جلریز بیش از هرکسی برای مردم در خوابرفتهی دشت برچی مهم است. برای جوانکهای تازه به دروانرسیدهای که با موتورهای شان به روی جوالیهای لب سرک گرد و خاک میپاشند، برای خلیلی و محقق که مهمترین دغدغهشان حفظ جان خود شان است. اما در هر صورت مقاومت جلریز درخشان است، کشتهشدگان این حادثه روسپید اند و مامد سیاه با آن سیمای معصوم، هنری و دوستداشتنی، با آن چشمان شوخ و لبان خندان و امیدبخش و آن لباسهای خاکیاش، صدای تاریخ است و همانگونه که تا آخرین لحظه مایه امید و ایستادگی همسنگرانش بود، به مردم و نسلهای آیندهی ما امید و آرزو میبخشد.
اسدالله احمدی
