شفقنا افغانستان – بحران های سیاسی چهار دهه اخیر افغانستان علاوه بر اینکه امنیت و اقتصاد کشور را در حالت نابودی قرار داد، پیامدهای اجتماعی زیانباری نیز برای شهروندان کشور خلق کرده است. فروپاشی نظام گذشته و به روی کار آمدن مجدد طالبان، شوک بزرگی به جامعه وارد کرده که تا سالها آثار روانی خود را خواهد گذاشت.
ممنوعیت تحصیل و اشتغال دختران و زنان، ناامیدی از ادامه تحصیل و بازار کار، محدودیت های طالبان و بحران اقتصادی و عدم درآمد در کشور باعث بروز مشکلات روحی و روانی و شیوع افسردگی در نسل جوان کشور شده است.
گراف خودکشی، بیماری های روحی و روانی و همچنین پدیده کودک همسری، خشونت های خانوادگی و سرخوردگی های اجتماعی در دو سال اخیر روز به روز افزایش پیدا کرده است.
براساس گزارش های موسسات تحقیقاتی از میزان شادمانی کشورهای جهان، افغانستان در سالهای اخیر همواره عنوان غمگینترین کشور جهان را از آن خود کرده است. عواملی مانند درآمد، حمایت اجتماعی، امید به زندگی سالم، آزادی شخصی، سخاوت مردم، و درک سطوح فساد داخلی و خارجی از جمله معیارهای این مرکز برای رتبه بندی شادمانی در کشورهاست.
کارشناسان علوم اجتماعی بر این باورند که حاکمان کنونی با محروم کردن افراد جامعه از حقوق اولیه نه تنها کمکی به حل این بحران نمیکنند بلکه خود منشا بسیاری از مشکلات هستند.
«سید موسی حسینی» دکترای روان شناسی عمومی و عضو مرکز توسعه سلامت روان مهاجر در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شفقنا افغانستان، عوامل مرتبط با خودکشی نوجوانان و جوانان را به سه دسته عوامل دموگرافیک (سن، جنسیت، گرایش جنسی، نژاد و قومیت)، روانشناختی (اختلالات روانی تشخیص داده شده، حوادث ناگوار زندگی، سابقه سوءاستفاده در دوران کودکی، استرس، استفاده از مواد مخدر و الکل و…) و عوامل محیطی تقسیم بندی کرد. به گفته وی مطالعات نشان میدهد نوجوانان یا جوانانی که تحت تاثیر یک یا بیش از یکی ازعوامل خطر قرار دارند، احتمال بیشتری دارد که به خودکشی دست بزنند.
با توجه به اینکه فقر و بیکاری گسترده بر جامعه افغانستان حاکم شده است، تاثیر عوامل محیطی بر خودکشی جوانان افغانستان افزایش داشته است.
محدودیت ها علیه زنان و افزایش خودکشی
موسی حسینی، با اشاره به اینکه در جامعه سنتی افغانستان معمولا زنان و دختران مشکلات و محدودیتهای بیشتری نسبت به مردان دارند، گفت: بسیاری از زنان با فقر و تنگدستی، تجاوز، ازدواج های اجباری و یا در سن پایین، خشونت، بیسوادی و بی عدالتی های اجتماعی دست به گریبان بوده اند که گاهی آنها را به سمت اختلالات مختلف روان شناختی به ویژه اضطراب و افسردگی و حتی خودکشی کشانده است.
به عقیده حسینی در دو دهه گذشته مسیرهای خوبی برای تحصیل و فعالیت های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای دختران و زنان در جامعه افغانستان فراهم شده بود و حتی برخی از آنها به جایگاههای مهم مدیریتی و دولتی رسیده بودند و برای بقیه اعضای جامعه ایجاد انگیزه و امید می کردند، اما به ناگهان همه این مسیرها بسته شد.
وی افزود: پیش از این، تعدادی از مؤسسات بین المللی در افغانستان فعالیت داشتند که با تامین شرایط حداقلی برای پیدا کردن مسیرهای شغلی و درآمدزایی و یا تامین نیازهای اولیه زندگی به این افراد کمک میکردند و تا حدی مسیرها برای احقاق حقوق اجتماعی و فردی آنها در دسترس بود. اما بسیاری از این نهادهای بینالمللی فعلا افغانستان را ترک کرده اند و این حمایت ها به حداقل رسیده است. بنظر میرسد بسیاری از زنان افغانستان امید چندانی به تغییر شرایط پیش رو ندارند و لذا گاهی اقدام به «خودکشی» را تنها راه پیش روی خود می دانند.
افسردگی اجتماعی؛ مانع پیشرفت جوامع
افسردگی اجتماعی حالتی است که اکثریت یا مجموعهای از افراد جامعه به دلیل تجربه ناکامیهای مختلف به آن دچار میشوند. در افسردگی اجتماعی اکثریت افراد سرنوشت و آینده روشنی را برای خود متصور نمیشوند و احساس میکنند که در رسیدن به اهداف خود ناتوان هستند. نا امیدی منشاء بسیاری از آسیب های اجتماعی و فردی و به ویژه افسردگی است.
دکتر حسینی «افسردگی اجتماعی» را یکی از عوامل زیانبار بر روند پیشرفت هر کشور معرفی کرد و گفت: در ناامیدی و سردرگمی اجتماعی، انگیزه ها و تلاش افراد جامعه برای پیشرفت خودشان و جامعه کاهش پیدا می کند که خود سبب راه افتادن یک چرخه معیوب می شود. کند شدن و یا متوقف شده پیشرفت جامعه، مجددا بر روی شرایط افراد جامعه تاثیرات منفی می گذارد و اوضاع را پیچیده تر می کند. مردم برای گریز از این حالت ها ممکن است راههای مختلفی را در پیش بگیرند؛ از مهاجرت گرفته تا خودکشی.
وی در ادامه توضیح داد: نکته دیگر این است که سلامت جسمی وابسته به سلامت روانی است. بسیاری از بیمارهای جسمی، منشاء روانشناختی دارند. افراد افسرده میتوانند احساس ناراحتی، اضطراب، پوچی، ناامیدی، درماندگی، بیارزشی، شرمساری یا بیقراری داشته باشند. اختلال افسردگی، ممکن است باعث بیخوابی یا خواب زیاد، احساس خستگی و کوفتگی، مشکلات گوارشی، یا کاهش انرژی بدن شود. افراد افسرده ممکن است اشتیاق خود در انجام فعالیتهایی که زمانی برایشان لذتبخش بوده از دست بدهند، در روابط خود به مشکل برخورد کنند، تمرکز خود را از دست بدهند و به خودکشی فکر کرده، قصد آن را داشته باشند و حتی خودکشی کنند.
اگر نمیتوانیم دریای طوفانی را آرام کنیم، باید شنا کردن یاد بگیریم
موسی حسینی در پاسخ به این سوال که راهکار عبور از این شرایط بحرانی چیست، گفت: برخی راهکارها مربوط به ساختارهای اجتماعی و کارکردهای حاکمیتی است که فعلا نمی توان راهکاری ارائه داد. چون تحولات سیاسی جامعه افغانستان، فعلا در پرده ای از ابهام قرار دارد. اما یک راهکار دیگر را می توان مدنظر قرار داد. اگر دریای طوفانی را نمی توانیم آرام کنیم، چاره ای جز افزایش توانایی های خود نداریم تا غرق نشویم. باید شنا کردن را بهتر یاد بگیریم. یعنی مهارت های زندگی در این شرایط را به جامعه بیاموزانیم و تاب آوری آنها را از راههای مختلف افزایش دهیم.
وی در خصوص نقش اقشار مختلف جامعه در حل این بحران گفت: این مسئله نیاز به همدلی، همفکری و مشارکت بخش های مختلف اجتماعی دارد؛ از روان شناسان گرفته تا عالمان دین و رسانه های اجتماعی، هر کدام می توانند نقشی در این فرایند به عهده بگیرند. مثال معروف است که به جای لعنت فرستادن بر تاریکی، باید شمعی برافروخت.
نقش خانواده، حاکمان و جامعه بین المللی
حسینی در خصوص نقش حاکمان برای حل بحران افسردگی جامعه گفت: حاکمان کنونی با محروم کردن افراد جامعه از حقوق اولیه نه تنها کمکی به حل این بحران نمیکنند بلکه خود منشا بسیاری از مشکلات هستند.
بنظر وی خانواده ها می توانند نقش پر رنگ تری در فراهم کردن مسیرهای کار و تحصیل و ایجاد فضای امید به آینده در بین اعضای خود ایفا کنند.
به گفته این روانشناس، جامعه بین المللی هم می تواند از دو راهکار عمده در حل این بحران استفاده کند. فشار بر حاکمیت برای تغییر و اصلاح این روندهای افسرده ساز و همچنین ایجاد مسیرهایی برای جامعه افغانستان و به ویژه جوانان و خانم ها برای ادامه تحصیل و کار.
این در حالی است که در سال گذشته تعدادی از موسسات بین المللی و حتی موسسات اجتماعی و خصوصی، بر اساس رسالت انسانی خود، مسیرهایی برای جوانان و به ویژه دختران و زنان افغانستان برای تحصیل از طریق فضای مجازی و یا حقیقی را فراهم کرده اند که در ایجاد انگیزه و امید به آینده جامعه افغانستان تاثیرگذار است.
