شفقنا افغانستان- روزنامه اطلاعات روز در شماره امروز خود نوشت: حکمتیار برای خروج از انزوا و جبران شکست و دستیابی دوباره به قدرت با داعش اعلام همکاری نموده در حالی که مهره سوختهای مثل وی همانند باری اضافی برای داعش است که در بین این گروه جایی ندارد.
حزب اسلامی گلبدین حکمتیار سالهاست که سیاست را در فرار و پنهاهگاههای سیاسی دنبال میکند.
حکمتیار پس از کنفرانس بُن بیشتر به حاشیه رفت و در دوران جدید از حداقل از شاخه حزبی مربوط به خودش هیچ نقشی در سیاست افغانستان نتوانست بازی کند.
این حزب نتوانست نه کُرسیهای قدرت و نه جبهههای جنگ را تصرف کند؛ این حزب همچنین کرسیهای صلح را نیز نتوانست اشغال نماید و از این رو در انزوای کامل سیاسی به سر برد اما به تازگی حزب اسلامی شاخه گلبدین حکمتیار در یک موضعگیری تازه از اعضایش خواسته در صورت بروز جنگ طالبان و اعضای گروه داعش در افغانستان، از گروه داعش حمایت کنند.
در بیانیه کوتاه حزب اسلامی که در سایت شهادت وابسته به این گروه منتشر شده آمده است: در صورتی که میان طالبان و داعش جنگ شود، باید از داعش حمایت کرد.
این موضع گیری در حالی منتشر میشود که از یک طرف حزب اسلامی شاخه حکمتیار منزوی است و از جانب دیگر داعش وضعیت مبهمی در افغانستان دارد و طالبان همچنان محور چانه زنیهای سیاسی و جنگ و صلح است.
به همان میزان که حزب اسلامی حکمتیار برای دولت و مردم افغانستان بی اهمیت است، داعش نیز هنوز برای دولتمردان افغانستان تهدید جدی نیست؛ هرچند که ممکن است این برداشت و ارزیابی حکومت افغانستان اشتباه باشد.
اما آنچه روشن است، باخت سیاسی حکمتیار است؛ وی بازنده واقعی میدان سیاست با توجه به شهرت پس از جنگ با شورویاش بوده است.
رهبری با آن همه محبوبیت و تشکیلات پس از چند دهه اگر چنین منزوی و زمین خورده باشد، باید اعتراف به یک شکست تلخ در سیاست داشته باشد.
حکمتیار همکاران سیاسی و حزبی خود را به مرور یکی یکی باخت و نفوذش در میان مردم کم رنگ شد و وی حمایتهای بیرونی را از دست داد و اسلام سیاسیاش را نابود کر.
اقدام تازه حکمتیار قماری است برای برگشتن به سیاست و میدان قدرت و پرستیژ؛ این قمار تکلیفش روشن نیست اما بعید است که حمایت از داعش پایان خوشی برای حکمتیار داشته باشد.
حکمتیار با داعش ناسازگار است و غیر قابل جمع؛ حکمتیار طالبان، شورای نظار و کمونیستها را دشمن سوگند خورده خود اعلام کرده است اما داعش جنگش برای پس زدن این 3 گروه سیاسی نیست.
داعش در نهایت اگر در افغانستان جدی شود، با شعارهای مذهبی و اسلامی جدی خواهد شد و با شیعه ستیزی رمق یافته و خریدار پیدا خواهد کرد از این رو، داعش و حکمتیار غیر قابل جمع است.
اگر این پیشنهاد از سوی گروه داعش مورد استقبال واقع شود، باز هم رهبری داعش مجالی برای حکمتیار نخواهد داد تا پیر و سالار داعش و جنگ داعش در افغانستان باشد.
این ائتلاف چه صورت بگیرد، چه نتیجه نداشته باشد، برای حکمتیار هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.
حکمتیار آخرین روزهای زندگی سیاسیاش را نفس میکشد؛ وی اکنون باخته است و این موضع گیری اعتراف ضمنی به این باخت است و با این امید که شاید وی را از انزوای کنونی در جبهه جنگ داعش با مردمان محلی بکشاند.
اما داعش اگر جنگ و جریانش در افغانستان راه افتد، بزرگتر از آن خواهد بود که محتاج کمک سیاستمدار شکست خوردهای مثل حکمتیار باشد.
حکمتیار چیزی ندارد که داعش را وادار به ائتلاف کند؛ وی هر چه داشته باخته و هر چه دارد مصرف میکند.
حکمتیار نه جنگجویان زیاد دارد، نه نفوذ مردمی گسترده، نه روابط منطقهای و سیاسی محکم و نه اقتصاد شکوفا و غنی؛ پس داعش برای چه با حکمتیار همکار شود و به او امتیاز سیاسی بدهد؟
حکمتیار شکست خورده و بی آبرو، نه تنها به داعش کمکی نمیتواند بلکه برای وی به مثابه بار اضافی است که داعش خوش ندارد در کنار خود به وی جایی بدهد.
اما این پیشنهاد، حکمتیار را به پایان زندگی سیاسیاش نزدیکتر کرد؛ وی با داعش یا بی داعش باخته بود و تمام شده بود.
اینک در فضای امروز افغانستان، پیشنهاد جدید حکمتیار اشتهای او را برای قدرت مشخصتر کرد و مردم بیشتر میدانند که حکمتیار برای رسیدن به قدرت از به چه کارهایی که دست نمیزند لذا، اسلام سیاسی که حکمتیار از آن سخن میگفت، ناسازگارتر از خلافتی است که داعش برای آن انسان کُشی میکند.
این پیشنهاد، مریدان را نیز از حکمتیار خواهد گرفت و رنج زندگی را بر وی بیشتر خواهد کرد و زندگی او را کوتاهتر.
انتهای پیام

