شفقنا افغانستان-از آوان به قدرت رسیدن داکتر غنی تعدد جلسات اداری در ارگ سیری به سرعت صعودی را میپیماید.

این جلسات در عرصههای مختلف برگزار میگردد. از برگزاری جلسات کمیته تدارکات بهمنظور کاهش و صرفهجویی و جلوگیری از قرارداد تا جلسات مکرر توزیع تذکرههای الکترونیک و امثال آن. نتایج این جلسات اما برای مردم چندان ملموس و روشن نیست. با وجود لاف و گزافهای ارگ در مورد صرفهجویی در قراردادها و جلوگیری از فساد نتیجه ملموس آن نه تنها در زندگی مردم به چشم نمیخورد، بلکه حکومت همین اکنون با یک کسری بودیجه تقریبا چندصد میلیون دالری مواجه است. فساد کاهش نیافته است و هنوز از گرفتن امضای وکیل گذر تا حل منازعات حقوقی و دریافت اسناد دولتی باید در هر قدم رشوه پرداخت. توزیع تذکره نیز به آینده نامعلوم موکول شده است و آخرین اعلامیه ارگ در مورد شروع دوره آزمایشی تذکره الکترونیک حاوی هیچ گونه پیام امیدبخش نبود.
داکتر غنی در جریان کمپاین انتخاباتی، در بیانیه مراسم تحلیف و در چند مورد دیگر پیوسته از تمرکززدایی سخن گفته و تاکید کرده بود که باید نهادهای دولتی با اعمال صلاحیتهای قانونی خویش به نهادهای مسوول و قدرتمند بدل شوند. اما در عمل نه تنها چنین نشده است بلکه قدرت روز تا روز در ارگ متمرکزتر میشود و نهادها یکی بعد دیگر از اقتدار قانونی و صلاحیت وظیفوی تهی میشوند. در تازهترین مورد یک اداره جدید به تشکیلات ارگ افزوده شده که عبارت از اداره حمایت از سرمایهگذاری میباشد. این در حالی است که اداره حمایت از سرمایهگذاری افغانستان یا آیسا از مدتها قبل وجود داشت و در کنار تسهیل روند اخذ جواز تجارتی وظیفهاش تسهیل و حمایت از سرمایهگذاری در افغانستان بود. حالا ایجاد یک نهاد موازی زیر نظر مستقیم رییسجمهوری نه تنها اصالت وجودی آیسا را زیر سوال برده است، بلکه این سوال را ایجاد کرده که آیا رییسجمهوری با این اقدامات در پی متمرکزسازی بیش از حد قدرت و به دستگیری شاهرگهای اصلی اقتصادی نیست. زیرا ایجاد اداره ملی تدارکات در چوکات ریاستجمهوری از یک طرف بخش عمدهای از صلاحیتهای مصرفی وزارت خانهها را محدود کرده است و از طرف دیگر زمینه برای تدارکات اساسی نهادهای دولتی را با کندی مواجه کرده است. البته هنوز این سوال بر جای خود باقی است که اداره تدارکات در جلوگیری از فساد تا چه حدی شفاف و خالی از غرض عمل خواهد کرد.
چنانکه در یک مورد قرارداد انتقال حجاج در حالی که در دو دور شرکتهای خارجی برنده مزایده اعلام میشوند، در بار سوم به یک شرکت گمنام و جدیدالتاسیس به نام «اونیکس افغانستان» سپرده میشود که نه تجربه کار در این عرصه را دارد و نه سابقه کار در بازار دارد. این اقدام نه تنها سبب رنجش خاطر سرمایهداران با سابقه و شرکتهای قدیمی و مجرب شده است، بلکه این تشویش را نیز ایجاد کرده که شماری در ارگ در تلاشاند زیر نام شفافسازی، بر شاهرگهای اقتصادی و پولی انحصار پیدا کنند.
از جانب دیگر داکتر غنی گفته بود که با ایجاد اداره واحد هماهنگی نیروهای امنیتی بهعنوان سرقوماندان اعلی قوای مسلح اوضاع جنگ را در کشور از نزدیک کنترول و نظارت خواهد کرد. اما حوادث تلخ ماهها و هفتههای اخیر نشان میدهد که ایجاد این اداره نیز برخلاف آنچه انتظار میرفت، مفید و موثر نبوده است. زیرا طالبان توانستند برای چند بار تا دروازههای شهر کندز بیایند و چند ولسوالی در چندین ولایت افغانستان در همین مدت دست به دست شد. از سوی دیگر حادثه غمانگیز و خونین جلریز بهدلیل نرسیدن کمک به موقع به سربازان نه تنها به یک فاجعه غمانگیز بدل گشت، بلکه نشان داد که اداره واحد هماهنگی نیروهای امنیتی تحت فرمان داکتر غنی در پیشگیری از فجایعی چون جلریز هیچگونه آمادگی، هماهنگی و قدرت واکنشی ندارد.
در میان این همه مسایل داکتر غنی روند دید و بازدید با نمایندگان اقوام، محاسنسفیدان و بزرگان محلی را که از دیر باز به یک سنت بدل شده بود، متوقف کرده است. شاهدان میگویند که دهها گروه از محاسنسفیدان ولایتهای افغانستان با وجود تقاضای مکرر برای ملاقات با داکتر غنی، قادر نشدهاند تا این فرصت را بیابند. سنت دید و بازدید با بزرگان و محاسنسفیدان محلی شاید یکی از بهترین روشهای آگاهی از وضعیت محلات و رسیدگی به مشکلات مردم در سطوح محلات دور دست باشد. در حکومتی که از مامور تا وزیر همه بلیگویاند و دروغ بنمایه کارشان را شکل میدهد، ارتباط مستقیم با مردم میتواند مهمترین وسیله آگاهی و اشراف بر اوضاع برای رییسجمهوری باشد. داکتر غنی با پایان دادن به این سنت نه تنها رابطه مستقیم خود را با مردم از دست داده است، بلکه خود را عملا در خلای معلوماتی از واقعیتهای سیاسی و اجتماعی کشورش نیز قرار داده است. مردمی که از محلات برای دیدن رییسجمهوری میآیند ممکن است توقعات زیاد داشته باشند که در موارد زیادی عملی کردن آنها ممکن نیست. اما اگر با همین مردم رفتار خوش صورت گیرد و به اصطلاح از جانب رییسجمهوری تحویل گرفته شوند، آنها در برگشت به محلات خود میتوانند پیامهای امیدبخشی را به مردم منتقل کنند. از سوی دیگر اگر این دید و بازدیدها صورت گیرد، رییسجمهوری میتواند از اوضاع مناطق، رفتار سیاستمداران محلی، پیشرفت پروژههای دولتی و اوضاع جنگ به خوبی آگاه شود.
درگیری و تمرکز بیش از حد داکتر غنی بر جلسات بینتیجه اداری و تلاش برای تبدیل کردن حکومت به یک ماشین اداری موثر، ممکن است در درازمدت به سود کشور باشد. اما در شرایطی که فساد در ادارت دولتی حاکم است. گزینشها براساس روابط و تقسیم قومی صورت میگیرد و نهادهای دولتی عملا از صلاحیتهای قانونی و وظیفهای خویش تهی شدهاند، نه تنها ره به جایی نمیبرد که سبب افزایش سردرگمی خواهد شد. وزیر و ماموری که در جلسه اداری شرکت میکند، بعید است که بتواند بر ناکامیها و ناتوانیها خود انگشت بگذارد و خواستار حمایت و کمک شود. در عوض این جلسات به مجموعهای از گفتگوهای پر از دروغ و ریا مبدل میشود که حاصل آن کار عملی و موثر نیست و نیز نمیتواند بهعنوان یک کانال درست اطلاعاتی بهمنظور آگاهی از اوضاع واقعی کشور برای رییسجمهوری عمل کند.
اوضاع درهم و برهم امروز افغانستان نیاز به اقدامات فوری و سریع دارد. رییسجمهوری باید خود را از چنبره جلسات خستهکن و بینتیجه اداری بیرون کند و خواستار اقدامات عملی با نتایج مشخص در یک چارچوپ زمانی مشخص گردد. او بهعنوان سرقوماندان اعلی قوای مسلح باید به جبهات جنگ برود و اوضاع جنگ را از نزدیک نظارت کند. به چند وعده انتخاباتیاش باید در چند اقدام سریع عمل کند. اگر نمیتواند به زودی به دسترخوان مردم نان را برگرداند و یا دسترخوان مردم را پر از نان کند، میتواند یک کمیسیون اصلاحات انتخاباتی بیطرف و تخصصی را ایجاد کند. حتا اگر غنی در پنج سال حکومت یک میراث درست بهجا بماند، شاید ایجاد همین کمیسیون باشد. کمیسیونی که اصلاحات انتخاباتی را ایجاد کرده و با حمایت حکومت شرایط برای انتخاباتی مساعد شود که لااقل در میان چند انتخابات قبلی به یک مودل بیبدیل مبدل شود. از سوی دیگر رییسجمهوری باید بهصورت فوری از طریق برگزاری جلسات با مردم تلاش کند تا رابطهاش را با محلات دوردست بهصورت مستقیم احیا کند. او نمیتواند بدون آگاهی و اطلاعات از اوضاع واقعی مناطق دوردست سیاستهای مناسب و موثر را اتخاذ و عملی کند. داکتر غنی باید بداند که ریاستجمهوری، ریاست چند جلسه اداری نیست.
منبع: 8صبح
