شفقناافغانستان- شماری از زنان در افغانستان که وظایفشان را در نتیجه اعمال محدودیت طالبانی از دست دادهاند، میگویند که به دلیل بیکاریهای دوامدار و ممنوعیتهای دستوپاگیر این گروه، وادار به کارهای خیابانی شدهاند.
به گزارش خبرگزاری شفقناافغانستان؛ در این میان، شماری از زنان و دختران معترض نیز ترازویی برای وزن کردن در کنار خیابان گذاشتهاند. آنان تاکید میکنند که مسدود شدن زمینههای شغلی و ممنوعیتهای طالبان همه فرصتهای کاریشان را گرفته و مجبور شدهاند برای به دست آوردن لقمه نانی برای خانوادههای گرسنه خود، در کنار خیابان ترازو بگذارند و از بام تا شام مشتری صدا کنند. به گفته آنان، صدایی را که پیش از این برای اعاده حقوق همنوعانشان بلند میکردند، اکنون برای جلب مشتری و کسب پنج افغانی بلند میکنند.
این شمار از زنان و دختران تصریح میکنند که طالبان با کار کردن خانمها در خیابانها مشکل ندارند، اما وقتی پای کارهای حرفهای و مسلکی به میان بیاید، ممنوعیتشان را وضع میکنند.
طالبان به دنبال ممنوعیتهای گسترده علیه زنان، در تازهترین مورد دستور دادهاند که همه آرایشگاههای زنانه در کشور تا سوم اسد سال جاری مسدود شود. این گروه استدلال کرده است که این کار به خاطر «غیرشرعی» بودن استفاده از موی مصنوعی، چیدن ابرو و مصارف گزاف صورت گرفته است.
محمدصادق عاکف، سخنگوی وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، با انتشار نواری تصویری، دلایل صدور دستور بستن آرایشگاههای زنانه را از نظر این گروه توضیح داده است. او تاکید کرده است که فعالیتهای این آرایشگاهها «خلاف شریعت اسلامی» است و از همین رو مسدود میشود.
پس از واکنشهای گسترده داخلی و خارجی در مورد این تصمیم طالبان، اکنون زنان و دختران معترض میگویند که آنان از شدت بیکاری، فقر و گرسنهگی مجبور شدهاند به کارهای شاقه خیابانی رو بیاورند. این زنان و دختران معترض نواری تصویری را از جریان کارهای شاق خیابانی ضبط کرده و به رسانهها فرستادهاند. در این نوار تصویری، آنان از بیکاری دوامدار و مسدودیت همه عرصهها به روی زنان شکایت دارند.
یک نوار تصویری نشان میدهد که این زنان و دختران با گلوی پر از بغض و هراس، ترازو را کنار خیابان گذاشتهاند و مشتری صدا میکنند. این زنان معترض میگویند: «پنج روپه! پنج روپه! دستلاف نکردیم!» آنان در این نوار تصویری تاکید میکنند که از جمله زنان معترض هستند و تحصیلات عالی دارند، اما از شدت فقر و بیکاری به کارهای شاق خیابانی رو آوردهاند.
آنان تصریح میکنند که دروازههای همه نهادهای دولتی و خصوصی به روی آنان بسته شده است. یک تن از این زنان معترض گفت: «سازمانهای بینالمللی، کمکهای جامعه جهانی را به جیب تروریستان و تقویتشان به مصرف میرسانند. کمکها به مستحقین نمیرسد. ما به این کار روی آوردهایم تا شاید لقمهای نان برای خانوادههای گرسنه خود تهیه کنیم. وزن! وزن! وزن به پنج افغانی، بیایید که دستلاف نکردهایم.»
با این حال، شماری از زنان و دختران در کشور، وضع ممنوعیتهای روزافزون علیه زنان را خلاف تمام ارزشهای انسانی و محروم ساختن زنان از حقوق بشریشان میدانند. به گفته آنان، طالبان با محروم ساختن زنان و دختران از کار، به اقتصاد کشور نیز صدمه وارد میکنند و زمینه را برای سوءاستفادههای شخصی خود فراهم میکنند. این زنان میگویند که بیکاریهای دوامدار و فقر دایمی، سبب میشود که دختران تن به ازدواجهای اجباری بدهند و طالبان از این منظر نیز ماهی مقصود به دست بیاورند.
سمیه انوری (مستعار)، باشنده جوزجان میگوید که زنان در افغانستان پس از سقوط جمهوریت، در زندان به سر میبرند. به گفته او، طالبان محدودیتهای بیحدوحصری بر زنان وضع کردهاند. خانم انوری میافزاید: «هزاران قسم محدودیت را برای زنان ایجاد کردهاند. مکتب بند، دانشگاه بند، وظیفه بند. حتی استادهای مکتب را که لیسانس هستند، از وظیفههایشان برطرف کردهاند و به جای آنان کسانی را استخدام کردهاند که به کتابچه و قلم بلدیت ندارند، فقط از مدرسه فارغ شدهاند.» او تاکید میورزد که طالبان زنان را از داشتن حقوق انسانی محروم کردهاند و هر راهی را که زنان برمیگزینند، این گروه میبندد.
سمیه انوری تصریح میکند که زنان با مشکل روانی و افسردگی مواجه شدهاند و همه فرصتهای شغلی حتی کارهای خیابانی از آنها گرفته شده است. به گفته او، شمار زیادی از آنان برای تهیه لقمهای نان مجبور میشوند فرزندانشان را در صف گدایان شهر شامل سازند.
از سوی دیگر، صفیه رضایی، کارمند پیشین یکی از سازمانهای غیردولتی همکار برنامه جهانی غذا، میگوید که با ممنوعیت کار زنان در موسسههای داخلی و خارجی، او نیز بیکار شده است. خانم رضایی از بسته شدن آرایشگاههای زنان خشمگین به نظر میرسد. او میافزاید که بستن آرایشگاههای زنان علاوه بر صدمه به زیبایی و پیراستهگی، ضرری بزرگ به اقتصاد کشور نیز وارد میکند. رضایی تاکید میورزد که بیشتر زنانی که کار میکنند، مردان خانوادههایشان بیکارند یا در نظام قبلی در نتیجه حملات طالبان و جنگها معیوب و کشته شدهاند و آنان تنها نانآوران خانوادههای خود هستند.
به گفته او، خانمهای زیادی را میبیند که در کنار خیابان کراچی دارند و دستفروشی یا بوتپالشی میکنند، اما طالبان ممانعتی برایشان خلق نمیکنند. به گفته او، وقتی پای کار رسمی، مسلکی و حرفهای زنان به میان آید، این گروه ممنوعیت وضع میکند. او میافزاید که با بستن آرایشگاههای زنانه، تنها آرایشگران متضرر نمیشوند، بلکه دکانداران سمیساری، گلفروشان و سایر دستاندرکاران که از این تجارت مستفید میشدند، نیز شغلشان را از دست میدهند. خانم رضایی با صدای حزنانگیز و گلوی پر از اندوه میگوید: «از این بدبختی و بیکاری خسته شدهایم. تا چه وقت زنان اسیر گرفته شوند؟ زنان از طالبان هیچ خواستی ندارند، از سازمان ملل و جامعه جهانی خواست دارند، اما آنان نیز حرف زنان را نشنیدهاند.»
زنان و دختران در حالی از فقر و بیکاری دوامدار در کشور شکایت دارند که طالبان در جریان ۲۳ ماه گذشته، همه فرصتهای شغلی دولتی و خصوصی را به روی زنان بستهاند. در حال حاضر زنان تنها اجازه دارند که در نهادهای صحی با رعایت شرایط طالبان کار کنند. این گروه کار زنان در موسسههای خصوصی داخلی و خارجی به شمول سازمان ملل را نیز ممنوع کردهاند.
اینهمه در حالی است که طالبان از در نخستین روزهای سلطه بر افغانستان، به همه کارکنان دولتی زن، دستور دادند که در خانه بمانند. این گروه بعدتر در برخی از نهادها بهویژه در وزارت مالیه از زنان خواست که برای کار مردان خانوادهشان را معرفی کنند و خودشان در خانه بمانند. براساس آمار ربع سوم سال ۱۴۰۱ که توسط احصاییه مرکزی تحت کنترل طالبان ارایه شده، از مجموع ۴۱۰ هزار و ۲۸۰ تن از کارکنان خدمات ملکی، ۸۶ هزار و ۷۵ تن آنان را زنان تشکیل میدادند که از سرنوشت اکثریت آنان تا کنون اطلاعی در دست نیست و شمار زیادی از آنها از کار سبکدوش و خانهنشین شدهاند.
