شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

۵ میلیون قربانی سوءتغذیه در افغانستان؛ هشدار تازه برنامه جهانی غذا

شفقنا افغانستان _ برنامه جهانی غذا (WFP) هشدار داده...

کاهش بودجه‌های بشردوستانه؛ زنگ خطر برای آینده زنان در کشورهای بحران‌زده

شفقنا افغانستان _ سازمان بشردوستانه هالندی «CARE» هشدار داده...

کشته شدن ۳ نفر در پی حادثه ترافیکی در سمنگان

شفقنا افغانستان- یک حادثه رانندگی در ولایت سمنگان شمال...

اخراج اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز از کشورهای همسایه

شفقنا افغانستان- طالبان اعلام کرد روز گذشته یک‌هزار و...

نتیجه مطالعه در بریتانیا: رشد نگران‌کننده استفاده از چت‌بات‌های هوش مصنوعی برای مشاوره پزشکی

شفقنا افغانستان- پزشکان می‌گویند نظرسنجی «بسیار نگران‌کننده» خطر مراجعه...

ندا محمد ندیم: طالبان تحت فرمان هیچ کشوری نیستند

شفقنا افغانستان _ در حالی‌ که نزدیک به پنج...

اداره مبارزه با حوادث از خطر سیلاب و گرمای شدید در افغانستان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ اداره آمادگی مبارزه با حوادث افغانستان...

کشف اجساد دو دختر در کابل؛ افزایش نگرانی‌ها از ناامنی در پایتخت

شفقنا افغانستان- منابع محلی از کشف اجساد دو دختر...

قانون جدید طالبان؛ مشروعیت‌بخشی به ازدواج کودکان

شفقنا افغانستان _ وزارت عدلیه طالبان با نشر مقررات...

استخبارات طالبان در جست‌وجوی اطلاعات مخالفان؛ بازرسی تلفن مهاجران در مرز هرات

شفقنا افغانستان _ منابع محلی می‌گویند نیروهای استخبارات طالبان...

کاخ سفید: ترامپ و شی بر جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و باز ماندن تنگه هرمز توافق کردند

شفقنا افغانستان- کاخ سفید دیدار روسای‌جمهوری آمریکا و چین...

«دانشنامه‌ هزاره» در آیینه‌ نقدها؛ نقد علمی یا کارشکنی؟/ گزارش شفقنا

شفقنا افغانستان – ویراست دوم جلد اول «دانشنامه هزاره»‌ به‌شدت مورد نقد فعالان فرهنگی، سیاسی و روشن‌فکران و حتا اعضای طالبان در افغانستان قرار گرفته است. آن طوری که سید ابوطالب مظفری، شاعر و مسئول شورای علمی این دانشنامه توصیف می‌کند، «بلوای عالم‌گیر» برپا شده است.

خبرنگار شفقنا افغانستان در این گزارش، خلاصه برخی از دیدگاه‌های منتقدان و پاسخ دست‌اندرکاران دانشنامه هزاره را گردآوری کرده است.

در آغاز این که دانشنامه یا دایرةالمعارف، به کتابی گفته می‌شود که به ترتیب الفبایی یا موضوعی، درباره‌ی رشته یا رشته‌هایی از دانش بشری، اطلاعاتی را به طور فشرده و روشمند در اختیار خوانندگان می‌گذارد.

دانشنامه هزاره، نخستین دانشنامه‌ مسما به نام یکی از اقوام افغانستان و دومین دانشنامه، پس دانشنامه آریانا در تاریخ افغانستان است. این مجموعه از سوی سازمانی به نام «بنیاد دانشنامه هزاره» در حال تدوین است.

در این دانشنامه درباره تاریخ، جغرافیا، سیاست و فرهنگ مناطق هزاره‌نشین افغانستان در ۳۴ زیر شاخه موضوعی از جمله آثار تاریخی، گروه‌ها و احزاب سیاسی، شاعران و ورزش کاران معرفی شده است.

ویراست اول جلد نخست دانشنامه هزاره، در سال 1397 در کابل منتشر شد، ویراست دوم هم در سال 1399. این جلد شامل بیش از 800 عنوان یا مدخل‌ با دو حرف اول زبان فارسی،  «ا» و «ب» است.

موج نقدها درباره‌ی دانشنامه هزاره؛ از روشن‌فکران تا طالبان

اعضای طالبان آخرین منتقدان دانشنامه هزاره هستند. رئيس اطلاعات و فرهنگ این گروه در ولایت غور از تلاش‌اش برای جلوگیری از انتشار دانشنامه هزاره خبر داده است.

عبدالحی زعیم در یک نشست خبری انتقاد کرده است که دانشنامه هزاره «غوریان را هزاره و مناطق‌شان را هم تحت عنوان مناطق هزاره‌جات» ذکر کرده است.

در خبرنامه اداره اطلاعات و فرهنگ طالبان غور آمده که این اداره با ارسال نامه‌ای به وزارت اطلاعات و فرهنگ این گروه «خواهان متوقف شدن» نشر دانشنامه هزاره در داخل و خارج از افغانستان شده است.

نویسندگان و اعضای بنیاد دانشنامه هزاره تاکنون به این نقد طالبان واکنش نشان نداده‌اند.

انتقاد شورای هزاره‌های اهل سنت

در کنار نقد اعضای طالبان، نقد شورای هزاره‌های اهل سنت افغانستان نیز در میان نقدها، متفاوت به نظر می‌رسد. این شورا انتقاد دارد که چرا مدخلی درباره‌ی هزاره‌های اهل سنت در دانشنامه هزاره نیست.

شورای هزاره‌های اهل سنت گفته است که هزاره‌ها مانند یک مثلث هستند و این مثلث از سه خط تشکیل شده است، هر کدام این خطوط اگر از تندیس مثلث حذف شود بدون شک مثلث معوج و معیوب خواهد بود.

به گفته این شورا، هزاره‌های اهل سنت یکی از اضلاع بزرگ و ضلع دگر آن هزاره‌های اسماعیلی و یکی از ا ضلاع مثلث هزاره های شعیه اثنا عشر می باشند.

شورای هزاره‌های اهل سنت گفته است: متصدیان و دانشنامه نگاران گرامی لطف نموده در مورد نگرانی ها دو کتله بزرگ هزاره های اهل سنت و اسماعیلی که  حدوداً پنج تا پنج و نیم میلیون نفوس هزاره ها را تشکیل میدهند، پاسخ اقناع کننده ارایه نمایند تا در آیینه ای دانشنامه تمام هزاره ها سیمای شان را دیده بتوانند در غیر آن دانشنامه از دیده هزاره های سنی و اسماعیلی مردود است.

«نقد علمی» علی امیری

علی امیری، استاد دانشگاه در مقدمه نقد خود، بحث پیرامون دانشنامه هزاره را نزاع توصیف کرده و درباره ماده اختلاف چنین آورده است:

مخالفان کل دانشنامه را پروژه‌ی سیاسی می‌دانند که هدف آن تطهیر خاینان جامعه هزاره و پوشش هزارگی ساختن برای کسانی است که با احساس برتری نژادی رستاخیز هزاره‌ها برای آزادی و عدالت را ضربه زده و با دشمنان هزاره همدست شده‌اند. آنان به تصویر کج و معوج و ناقص و نارسایی اشاره دارند که دانشنامه هزاره از فرهنگ و تاریخ و شخصیت‌های ملی و مبارز هزاره به‌دست می‌دهد. در مقابل، اصحاب دانشنامه و موافقان ایشان نقد و اعتراض مخالفان را یکسره سیاسی می‌دانند که تاب تحلیل علمی در مورد شخصیت‌های محبوب و جریان سیاسی مورد پسند شان را ندارند و لذا مساحت فلان قریه یا اطلاعات ناقص در مورد کدام فرمانده جهادی یا سهو خطاهای جزئی را بهانه ساخته قصد تعطیل دانشنامه را دارند.

امیری اما گفته است که خود او به گونه علمی دانشنامه هزاره را مورد نقد قرار داده است.

وی نوشته است: «از ۷۷۹ مدخل در دانشنامه هزاره، مدخل‌هایی که بار فرهنگی و تاریخی و علمی داشته باشند که پرداختن به آن هم قوت علمی نویسنده و مآلا خود اثر را نشان دهد و هم غنای فرهنگی جامعه را برجسته کند و از رهگذر افزایش آگاهی عمومی به رشد و تعالی معنوی جامعه یاری رساند و مآلا موجب بقا و استحکام فرهنگی و تاریخی و اجتماعی مردم هزاره گردد، بسیار اندک و به برآورد من چیزی در حد ۱۳ تا ۱۶ مدخل است. از نظر من این مدخل‌ها به قرار ذیل است: آخوند خراسانی، آذرک (حمزه بن آذرک شاری)، آل ارغون، آل بانیجور، آل شنسب، آل شیث، آل کرت، ابن‌سینا، اخباری‌ها، اراکوزیا، استاد سیس بادغیسی، اسماعیلیه و بامیان. و اگر خیلی هم دامنه را وسیع بگیریم و برخی رجال معاصر و گذشته را هم در آن داخل کنیم، باز هم این دست مدخل ها از ۲۰ تجاوز نخواهد کرد. پس از آن حدود ۸۰۰ مدخل در بهترین حالت کمتر از ۲۰ مدخل به تاریخ و فرهنگ هزاره ارتباط می‌گیرند و می‌توانند بازتاب توان علمی ارباب دانشنامه و آینه‌ی فرهنگ و عمق و غنای فرهنگی جامعه هزاره باشند. بخشی زیادی از این مدخل‌ها را اشخاص معاصر تشکیل می‌دهند که به‌صورت گزینشی نمایه‌سازی شده است، بخش بیشتری از مدخل‌ها را کتاب‌ها و جزوات و دفاتر شعر تشکیل می‌دهند که حتا یک اثری که بتوان آن‌را واجد منزلت تاریخی توصیف کرد در میان شان دیده نمی‌شود و بخش دیگری را بازی‌های محلی، افسانه‌ها، غذاهای محلی، نام‌های گیاهی، نام‌های مکان‌ها و محلات و پاره‌ی اداب و رسوم تشکیل می‌دهند. فعلا با این مجموعه سروکار نداریم. سروکار ما با آن مدخل‌هایی است که بعد و بار فرهنگی و تاریخی دارند.

امیری چهار مدخل را بررسی کرده است:

اول: آخوند خراسانی/هروی

آخوند خراسانی دو ویژگی دارد که او را آخوند خراسانی ساخته است: ویژگی نخست دیدگاه‌های اصولی ابتکاری او است که سلطه‌ی بلا منازع او را به مدت بیش از یک قرن بر حوزه‌های علمی شیعی در عراق و شام و ایران تداوم بخشیده است؛ دوم دیدگاه ابتکاری او در مورد حکومت عرفی یا حکومت مبتنی بر بنای عقلا است. توضیح در خور و شایسته‌ی همین دو موضوع می‌توانست دانش‌نامه هزاره را اعتبار بدهد و رویکرد و توان علمی آنان را برای مخاطب‌جدی‌تر محرز سازد. اما متأسفانه این‌چنین نیست. مدخل نویس در مورد اول مطلقا تماس نگرفته و در مورد دوم که در حد یک پارگراف تماس گرفته چنان آسمان را به ریسمان بخیه زده که موجب حیرت و گیجی است.

دوم: ابن‌سینا

مدخل ابن‌سینا نمونه‌ی اسف‌انگیز و نومید کننده‌ی دیگری در دانشنامه است. ابن‌سینا در تمام دانشنامه‌های معاصر به زبان‌های مختلف انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی، ترکی، عربی و فارسی مدخلی را به خود اختصاص داده و حجم مطالبی که در یک قرن و نیم اخیر پیرامون ابعاد مختلف شخصیت و تفکر او تولید شده است، خود یک کتابخانه‌ی پروپیمان است. تنها در یک نمایه از مقالاتی که پیرامون او در پنجاه سال اخیر نگاشته شده اند، بیش از دو هزار مقاله به زبان‌های مختلف فهرست شده است (انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، تهران) و من با قاطعیت می‌توانم بگویم که در این میان مقاله دانشنامه هزاره ضعیف‌ترین است. همانا جای شادمانی است که نام ابن‌سینا در دانشنامه که در زادگاه او تدوین شده، آمده است و چرا نیاید؟ از بسی مناسبت‌های بسیار که بگذریم اصطلاح «دانشنامه» به‌عنوان نام کتاب را نیز مدیون او هستیم و از او میراث داریم. ولی جای تأسف است که این مقاله‌ای که اکنون اخلاف او به نام او در دانشنامه شان درج کرده‌اند، به هیچ وجه در خور شأن ابن‌سینا نیست. اروپاییان سر جای خود، چرا باید با صرف منابع جملات بی‌ربط و کلیات بی‌معنا را به عنوان مقاله‌ای در باره‌ی یکی از مشاهیر تاریخ بشری نوشت و مدعای علمی بودن آن را در بوق و کرنا کرد که پنج درصد استاندارد نوشته‌های ایرانیان و ترک‌ها و عربان را نداشته باشد؟ خوب است که برای اثبات مدعا از خود مدخل یاری بگیریم.

سوم: اخباری‌ها

مدخل «اخباری‌ها» از وجه دیگر اسف‌انگیز است. این مدخل یک مجموعه‌ی خلط مباحث و مدعیات من درآوردی است که نه حرف معناداری در مورد جریان اخباری و مبنا و ماهیت آن به‌صورت کل دارد و نه گروه اخباری متأخر در میان هزاره را به‌صورت مناسب معرفی می‌کند. «اخباری»‌ در تقابل با «اصولی» یک جریان مشخص در اسلام شیعی است و سرکرده‌ی آن ملامحمدامین استرابادی در قرن دهم می‌باشد. زمانی‌که او ندای بازگشت به حدیث را سرداد، دیری بود که احادیث تدوین شده بود. ملامحمدامین استرابادی دست توانایی در رجال و حدیث هم نداشت ولی به لحاظ مبانی فکری عمل به اجتهاد را رد می‌کرد و تنها عمل به ظواهر حدیث را موجب برائت ذمه مکلف می‌دانست. پس محدث و دست‌اندرکاران تدوین حدیث غیر از اخباری اند.

چهارم: اسماعیلیه

 مدخل اسماعیلیه هم بی‌تعارف فاجعه‌بار است. برای نوشتن در مورد اسماعیلیه، اسماعیلی بودن کافی نیست، بلکه پیش و بیش از آن تخصص لازم است. این نوشته تا جایی که به کلیت جریان اسماعیلی باز می‌گردد تکرار نیمه‌و‌ناقص پاره‌ای معلومات کلی و همگانی است و تا جایی که به هزاره‌ها و حوزه‌ی بلخ باز می‌گردد، مطلقا حرفی برای گفتن ندارد. دعوت اسماعیلی در حوزه‌ی بلخ سرشت خاص خود را دارد که نه با خشونت و فدایی‌گری حسن صباح قابل مقایسه است نه با دعوای خلافت فاطمیان مصر و نه با خشونت و مردم‌آزاری قرمطیان بحرین. جریان اسماعیلی در حوزه بلخ بیش از آنکه سیاسی یا نظامی باشد، فرهنگی و فلسفی بود و از چیزی که مطلقا در مدخل اسماعیلیان دانشنامه هزاره خبری نیست، همین نکته است.

ادبیات حماسی و مقاومت غرب کابل؛ نقد سعادتی

عدم اشاره به ادبیات حماسی مقاومت غرب کابل در جریان‎ جنگ‌های داخلی در مدخل ادبیات حماسی، یکی از انتقادها درباره دانشنامه هزاره است. در این زمینه اسدالله سعادتی، سیاست‌مدار هزاره نقدی نوشته است:

آنچه سبب شده است برخی از منتقدان دانشنامه نگران شوند؛ نه کاستی‌های ناخواسته و نادانسته‌ی ناشی از خطای انسانی؛ بل دخیل شدن احتمالی غرض ورزی‌های شخصی و حب و بغض‌های سیاسی و گروهی است. او آورده است: «خطاهایی از نوع اول قابل فهم، قابل اغماض و قابل توجیه است؛ اما خطاهایی از نوع دوم، (اگر وجود داشته باشند) غیر قابل بخشش، غیر قابل اغماض و غیر قابل توجیه است. مخصوصاً اگر غرض‌ورزی‌ها و حب و بغض‌ها نقاط حساس تاریخ و مناسبات سیاسی-اجتماعی ما را هدف قرار دهد؛ و اگر مقاومت‌ها و خیزش‌ها و عدالت‌طلبی‌های ما را انکار کند و یا برعکس نشان دهد.»

او در ادامه نوشته است: «پرسش‌هایی به میان آمد که چرا کاخ بلندی که از ادبیات مقاومت در حوزه فرهنگی هزاره‌ها، با بلخی بنیان نهاده شد، در جریان انقلاب برج و بارو گرفت و با مقاومت غرب کابل و شهادت رهبر شهید سر به آسمان سایید، اکنون ناقص، گزینشی و مسئله‌دار معرفی می‌شود. این پرسش‌ها بیشتر از اینکه از نقد منتقدان سرچشمه بگیرد، از حاصل کار دانشنامه نویسیان و دفاعیه برخی از دست اندرکاران آن ناشی میشود.»

جنگ روایت‌ها؛ محمد ناطقی

محمد ناطقی، عضو پیشین هیأت مذاکره‌کننده صلح دولت افغانستان درباره‌ی دانشنامه هزاره، نقدی تحت عنوان «جنگ روایت‌ها» نوشته است.

مطلب وی به شرح ذیل است:

بنیاد دانشنامه هزاره از آغاز باید درک می کرد که دو خط فکری در جامعه هزاره همواره وجود داشته. بحث از هویت سرگردان جامعه هزاره نیست که برخی دشمنان هزاره روی آن انگشت گذاشته. هویت ما همان تاریخ و زیست کهن ما هست و آثار باقی مانده اما ویران شده، دلیل آن. بحث دانشنامه بحث دو نوع روایت و تلقی از زندگی است. روایت عدالتخواهی و مبارزه علیه استبداد و شوونیسم. این خط در دانشنامه زیر سؤال رفته است. اما روایت دوم خط سازش است و استراتژی بیعت با ستمگر. روایت بیعت و شاخصه ها، چهره ها و کاراکترهای آن در دانشنامه بسیار بر جسته شده. بنیاد دانشنامه هزاره باید استراتژی تدوین دانشنامه شان را تعیین می کرد که در جانب عدالتخواهی و انصاف قرار قرار دارد و یا در جانب سازش و توجیه تاریخ پراز ستم و جنایت. جامعه هزاره با روایت سازش و بیعت مشکل دارد اگر مشکل نمی داشت، نسل کشی نمی شد. این همه جنایت تا سر حد نسل کشی بخاطر همین است که زیر بار نرفته و نخواهد رفت. با تاسف تصویر کشیده شده در دانشنامه فربه کردن روایت بیعت و سازش است و این تصویر تمامی مبارزات حق طلبانه و مظلومانه ما را، زیر سؤال می برد. انتقاد از دانشنامه و نگرانی و تشویش از این منظر دقیق است و اگر این روایت و تصویر سازی به این شکل ادامه پیدا نماید برای مردم ما در تاریخ و نسل‌های آینده چیزی باقی نمی ماند و این عمل به شدت زیانبار است. این مزخرفات است که دفاع از خط و روایت انسانی را جنون نام بگذاریم. جنون آمیزی در روایت بیعت و سازش است و نه در روایت قیام برای عدالت، حقوق انسانی و شهروندی. من نوشته های زیادی از مدیران دانشنامه را دیدم. آنها هر گز زیر بار نمی روند و به دغدغه های منتقدان وقعی نگذاشته و اینکه در دانشنامه شان، روایت هزاره از زندگی انسانی را زیر سؤال برده و سنت سازش و بیعت از ظالم و شوونیسم را، تطهیر کرده، قبول ندارند گو اینکه گپی برای گفتن ندارند. من فکر می کنم مبارزه برای عدالتخواهی در همه ساحتها جواز دارد از جمله در ساحت فرهنگی از نوع دانشنامه نویسی و این مبارزه عدالتخواهی است و نه تبارگرایی جنون آمیز.

توضیحات سید ابوطالب مظفری

سید ابوطالب مظفری، شاعر و مسئول شورای علمی دانشنامه هزاره در پی نقدهای گسترده این مجموعه، چندین یادداشت در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده است.

وی در آخرین یادداشت خود نوشته است: خوشحالم که نقد‌های دانشنامه وارد حوزه‌های تخصصی شده است. نگارش‌های اخیر جناب علی امیری بر چند مدخل و نقد عالی‌جنابان اسدالله سعادتی و قنبرعلی تابش بر ادبیات مقاومت، حاکی از چنین‌ گرایش مبارکی است. از ابتدا نیز باید سخن به همین سمت‌وسو‌ها می‌رفت. چنانکه در قسمت اول این سلسله یاد‌داشت‌ها یادآور شدم که نقد‌های از این دستِ، خدمت به دانشنامه و راهگشای مسیر آینده است؛ زیرا هیچ موضوع از موضوعات بشری نیست که نوشتن و سخن گفتن از آن، بدون کم و کاستی باشد. در یک کلام نقد علمی و خالی از حب و بغض «عمارت قلعۀ سلطان» است نه ویران کردن آن.

مظفری در ادامه نوشته است:

به نظر من بسیاری از نقدها از سر ابهام در توضیح و تشریح، سبک، شیوه‌ و معیاری است که ما در نگارش این دانشنامه انتخاب کرده‌ایم و بسیاری از ناقدان با آن‌ها آشنایی ندارند. چون شیو‌نامۀ دانشنامه را ندیده‌اند. بنابراین لازم بود ما پیش از همه شیوه‌ و روش خود را روشن می‌کردیم. به‌عنوان نمونه چند مورد از نقد‌هایی را که اغلب از سر ناآشنایی با این سیاست‌ها بوده است، به اجمال در میان می‌نهم و مورد شعر مقاومت را به تفصیل عرض می‌ٰکنم.

به‌عنوان مثال گفته شده است:« با کدام سند و مدرک معتبر ابن سینا و آخوند خراسانی هزاره شمرده شده است؟ ولی شخصیت‌های چون ابوریحان بیرونی در لیست وجود ندارد؟»

توضیح این که شیوۀ ما مبتنی بر لقب یا فامیل افراد است نه اسم آن‌ها. ابوریحان بیرونی در جلد دوم می‌آید؛ یعنی در حرف ب. ابوخالد کابلی باید در حرف ک بیاید مگر اینکه ابوخالد را هم در مجموع تخلص ایشان بدانیم. چنین است وضعیت بزرگانی مانند «دای‌فولادی، اکرم گیزابی، اکرم یاری، خانم سیما ثمر، محقق‌نسب» که هرکدام باید در جای خودش بیاید.

گفته شده است:« بهتر نبود که در کنار معرفی آثار شخصیت‌های کشورهای دیگر چون کتاب‌های احکام جهاد، احکام زکات و فقه صدقات، احکام نماز و احکام ویژه بانوان و کتاب‌های بدون مشخصات نشر، کتاب الیتیمه و الکفاح الاسلامی مرحوم محقق خراسانی معرفی می‌شد».

توضیح این است که الف‌ولام تعریف یا تزیین اول اسم‌های عربی جزء نام محسوب نمی‌شود و حروف بعد از آن ملاک است. کتاب‌های محقق خراسانی طبق این قاعده در حرف‌های «ی» و «ک» باید نوشته شود.

گفته شده است: «کتاب اهلبیت از دیدگاه امام ابوحنیفه دکتر شفق خواتی به‌عنوان نقطه وصل هزاره‌های امامی با کل افغانستان، طرد و رد می‌شود»

توضیح این است که طرد و رد نشده است؟ دوم اینکه نام کامل آن کتاب‌ «جایگاه اهل بیت از دیدگاه امام ابوحنیفه» است که باید در حرف «ج» آورده شود.

گفته شده است:«حتی در مورد برخی افراد قاعده مدخل‌گزینی براساس حروف تخلص آشکارا نقض شده است. به‌عنوان نمونه: اکبرشاه، سید. محمد اسحاق برگید شده اسحاق برگید. گاوسوار شده: ابراهیم گاوسوار و اسدالله بیگ»

توضیح اینکه مبنای ما بر اساس فامیل است و به ندرت شهرت. در برخی از افراد ما شهرت‌ها را مناسب شخصیت‌شان تشخیص نداده‌ایم. برگید تخلص محمداسحاق نیست؛ بنابراین ایشان فامیل نداشته و با نامش آمده است؛ اما اینکه آیا در ابتدای نامش محمد هم هست یا نه باید تحقیق شود و شهرت ایشان همین اسحاق برگید است. یا گاوسوار فامیل ابراهیم خان نیست یک شهرت است که مناسب ندانستیم با آن شهرت بیاوریمش. در اکبر شاه، سید، نیز سید جز نام فرد نیست و ما نمی‌توانیم در حرف «س» بیاوریم بلکه نام شخص اکبرشاه است.

گفته شده است:«من و شماری از دوستان در سال 1380 کتابی را در مورد تاریخ جهاد نوشتیم … نام آن اثر «افغانستان در سه دهۀ اخیر» است که در همان سال در تهران چاپ شد… در مدخل الف نام این اثر تعمداً کتمان شده است».

توضیح اینکه تعمداً کتمان نشده است. ما طبق قاعده کتاب‌هایی را معرفی می‌کنیم که نویسندۀ آن هزاره باشد. این کتاب نام نویسنده یا نویسندگان را ندارد و ناشر آن نیز «دفتر نمایندگی مقام معظم رهبری در امور افغانستان است» بنابراین نمی‌توانست در شمار تولیدات مردم هزاره معرفی شود.

گفته شده است:«من[مناقبی] و دکتر حنیف با همکاری جمعی از دوستان در سال 1384 در شهر مشهد مرکزی پژوهشی تحت نام احوال شخصیه تأسیس کرده بودیم که تا سال 1390 فعال بود. تدوین مسوده قانون احوال شخصیه….».

توضیح اینکه این مرکز چنانکه خودشان نوشته‌اند، حتماً مرکز یا مؤسسه یا بنیاد پژوهشی احوال شخصیه بوده و نامش طبق قاعده نباید احوال شخصیه بوده باشد. بنابراین جای معرفی آن در حرف الف نیست.

گفته شده است:« در مواردی برخی افراد و اشخاص که از نظر منطق مدخل‌گزینی که در جلد اول جا نداشته‌اند؛ اما با یک ترفند و هوشمندی از پنجره وارد شده‌اند. برای مثال با حذف پیشوند حزب و هفته‌نامه، اقتدار ملی به مثابه حزب و اقتدار ملی به مثابه هفته‌نامه آورده شده است. با آوردن هفته‌نامه انصاف در حقیقت فعالیت‌های مرکز تبیان و عیسی مزاری معرفی شده است. اما از آن سوی دیگر برای مثال روزنامه‌های افغانستان، اطلاعات روز، اوت لوک و مجله الوحده الاسلامیه، افق نوین به عنوان موسسه و مجله نیامده است. جالب‌تر اینکه بنیاد امین تحت عنوان امین هم خودش و هم نشریه آن آمده است، ولی بنیاد اندیشه نیامده است»

توضیح اینکه معیار ما در مورد مجلات با بنیاد‌ها و احزاب متفاوت است. در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها ترتیب انتشار آن‌ها جزء نام محسوب نمی‌شود؛ بنابراین اگر بخواهیم اقتدار ملی به عنوان هفته‌نامه معرفی شود باید هفته‌نامه یا روزنامه آن حذف شود و نامش بیاید؛ اما در مورد احزاب و سازمان‌ها که قید حزب یا سازمان یا حرکت یا جنبش بخشی از اسم است و ما معمولاً آن را با همان حرف می‌آوریم. بنابراین اقتدار ملی به‌عنوان هفته‌نامه یا انصاف و امین باید در همین جلد آورده می‌شد. اما از حق نگذریم طبق همین معیار در آوردن حزب اقتدار ملی اگر پیشوند حزب را داشته یا بنیاد امین، حق با نویسنده است، باید در حرف ب می‌آمد. طبق همین معیار بنیاد اندیشه و موارد از این قبیل نیز در حرف ب آورده می‌شود و باز طبق همین معیار روزنامه‌های افغانستان و اطلاعات روز هم باید آورده می‌شد که از کاستی‌های مدخل‌یابی ما بوده است.

اما ادبیات مقاومت

مظفری درباره‌ی نقد مداخل ادبیات مقاومت نوشته است:

جنجال این مدخل نیز ریشه در قبول یک مورد بسیار کوچک روشی دارد و نیاز به این‌ همه جنجال نیست. من در یاداشت قبلی گفته بودم که مقالات دانشنامه‌ها یا حداقل دانشنامه ما تک‌موضوعی است؛ یعنی اینکه در یک مدخل باید از یک موضوع خاص بنویسیم. چند ابژه مختلف را نباید در ذیل یک مدخل بیاوریم ولو آن موضوعات به قول جناب سعادتی باهم شباهت خانوادگی داشته باشند. همان تعیین مراد شرط اول هر مدخل دانشنامه است. حالا یک مرتبه این موضوع خاص یک چیز عینی مانند قریه است، امر روشن است. نویسنده وقتی از «سنگ‌شانده» که زادگاه جناب تابش است، می‌نویسد دیگر نمی‌رود از «المیتو» که زادگاه دوست دیگرمان استاد شریف سعیدی است، بنویسد. اما در مفاهیم انتزاعی و امور  پیچیدۀ انسانی که کلمۀ مشترک لفظی است و چند تعریف دارد کار به این سادگی نیست و باید تعریف از ابهام و کلیت خود بیرون شود.

ادبیات مقاومت از این دست مفاهیم است. شما باید اول تعریف خودت را روشن کنی که منظورت از ادبیات مقاومت، مقاومت به معنای خاص است یا عام. تازه مقاومت به معنی خاص است، کدام دوره‌های زمانی؟ مقاومت دورۀ انگلیس یا شوروی یا امریکا را هم شامل می‌شود. اگر این حدود را مشخص نکنی مقالۀ دانشنامه از تک‌موضوعی بودن خارج می‌شود. یک کتاب یا مقاله روزنامه‌ای را می‌شود اینگونه نوشت و تمام معانی از ادبیات مقاومت را پوشش داد؛ اما ما در دانشنامه این روش را نداریم. در اینگونه موارد بهتر است ما به همان تعریف ارسطویی رجوع کنیم و تعریف ویتگنشتاین راهگشا نیست و ما را به ترکستان می‌کشاند. تنها همین نکته اگر قبول شود دیگر نزاع روی تعریف ادبیات مقاومت جایی ندارد.

می‌‌گویید چرا ادبیات سه ساله غرب کابل بیرون مانده و چندین مورد دیگر، می‌گویم درست است؛ اما آسیا به نوبت است. اگر حیاتی باقی بود و این سیل بنیانکن اجازه داد، به تک تک این موارد با عنوان مناسب‌تر خودش خواهیم رسید. نه ما منکر ادبیات خلق شده در سه ساله غرب کابل هستیم و نه هیچ مورد دیگر اما سخن این است که اگر کسی در ایران مقاله‌ای بنویسد، آیا شعر مقاومت دورۀ مشروطه را با شعر دورۀ دفاع مقدس و شعر انقلاب اسلامی در یک مقاله می‌نویسد؟ یا همه را تحت عنوان ادبیات مقاومت می‌نویسد؟ مگر زبان فارسی از زایش تعابیر دیگر و مناسب برای هر دوره عقیم شده است؟ چه دلیل دارد کسی از شعر مقاومت حرف بزند، حتماً باید شعر ناصر خسرو را که مربوط به مقاومت مذهبی و مربوط به هزار سال قبل است، با شعر شهید بلخی که در موضوع مقاومت مقابل استبداد داخلی است، یک کاسه کند؟

مدافعان دانشنامه هزاره؛ یونس تغیان

یونس تغیان، عضو شورای علمی دانشنامه هزاره، منتقدان را به دو به دسته تقسیم کرده است. به گفته او، دسته اول کسانی اند که به چیزهایی کم قناعت ندارند؛ میخواهند همه امور به کمال مطلوب ارائه شود. نقدهایشان راهگشاست و بی شک دست اندرکاران دانشنامه را یاری میکند تا خطاها و اشتباهات را به حد اقل برسانند. اما دسته دوم تعدادی از شکاکین اند و حق هم دارند که در همه امور به دیده شک و تردید نگاه کنند. چون در تمام عمر از روزی که دست چپ و راست را شناخته اند، از جامعه ناراستی و کج رفتاری دیده اند. باور ندارند که کسانی هم در جامعه شان وجود دارد که بدون معاش هم حاضر به کارهای اجتماعی اند. اینها دیدند که همه کسانی که لاف خدمت به جامعه و مردم را سر میدادند، با رسیدن به قدرت به مردم خود پشت کردند وتنها برای خود و خانواده خود رسیدند. اینها بارها به دروازه رهبران رفتند و بار نیافتند و اینها دیدند که همه کارمندان دولت مصروف پیدا و پناه برای خود بودند. اینها حالا حق دارند در باره دخل و خرچ امور دانشنامه که از کمکهای مردم تامین میشود، وسواس داشته باشند.

تغیان در ادامه نوشته است:

 اما در میان این منتقدان افراد حزبی هم هستند و فکر میکنند که چرا اصحاب دانشنامه کارنامه ها و مبارزات جهادی ایشان را برجسته نمی سازند. درحالی که جانب دیگر این رویدادها مردم اند. مردمی که از اثر جهاد آسیب دیده اند. آنها میخواهند که همه کسانی که عامل بدبختی و کشته شدن فرزندان شان شده اند باید محاکمه شوند و در دانشنامه همه جنایات جنگی برجسته شود. اما دانشنامه به این امور نمی پردازد. نه به منافع کدام حزب سیاسی می پردازد و نه وظیفه سیاه و سفید کردن کارنامه ها و اعمال جنگاوران را دارد.

دانشنامه هزاره از نقد علمی تا کارشکنی؛ محمد مرادی

محمد مرادی از نویسندگان اهل افغانستان درباره‌ی نقدها درباره‌ی دانشنامه هزاره، یادداشتی تحت عنوان «دانشنامه هزاره از نقد علمی تا کارشکنی» نوشته است. او هم منتقدان را به سه دسته تقسیم کرده و آورده است:

۱دسته اول، منتقدان منصف و دارای بنیه علمی هستند که از سر دلسوزی، می‌خواهند دانشنامه هزاره بیش‌ازپیش از قوت برخوردار باشد زیرا هیچ کار علمی خالی از نقص و اشکال نبوده و دانشنامه هزاره نیز از این اصل مستثناء نیست. این را بارها مدیران بنیاد دانشنامه هم پذیرفته‌اند که کار آن‌ها خالی از اشکال نیست. بنابراین اگر منتقدی نقد علمی منصفانه دارد، باید به او نه تنها میدان داد بلکه از او تقدیر نیز کرد.

۲دسته دوم، خواسته و ناخواسته به پروژه تخریب، کارشکنی و حتی توقف ادامه کار دانشنامه هزاره پیوسته‌اند. در این نباید تردید کرد که عده‌ای نمی‌خواهند این کار عظیم به سرانجام برسد. این که چرا عده‌ای خواهان شکست دانشنامه هزاره هستند، به بحث بیشتری نیاز دارد ولی همین‌قدر اشاره شود که تلاش برای شکست این برنامه بزرگ و با ارزش در یک اقدام خودزنی صورت می‌گیرد که ناشی از مخالفت‌های شخصی و نفسانی و در صورت خوش‌بینانه از باب ندانم‌کاری است. هرچند می‌دانم که دست‌اندرکاران تنظیم دانشنامه هزاره به کار خود ادامه می‌دهند اما تأثیر تخریب و کارشکنی‌ها در دلسردی مسئولان از ادامه کار و کند شدن روند تولید جلدهای بعدی دانشنامه را هم نباید نادیده گرفت.

۳دسته سوم، به دنبال سبوتاژ و خروج دانشنامه هزاره از مسیر علمی به سمت اهداف کوچک محلی، جناحی، گروهی و حزبی هستند. این عده می‌خواهند که دانشنامه هزاره، رسالت علمی خود را کنار بگذازد و خواسته‌های کوچک گروهی را دنبال کند. همان‌طور که دنبال‌کنندگان دانشنامه هزاره در جریان قرار دارند، تاکنون جلد اول این دانشنامه منتشر شده است که مدخل‌های “الف” تا “ب” را دربرمی‌گیرد. جلد دوم نیز در آستانه ویراستاری و آماده شدن برای انتشار است. بنابراین راه طولانی و موضوعات زیادی تا تکمیل دانشنامه هزاره باقی مانده است. سبوتاژکنندگان می‌خواهند که مطالب مدخل‌های جلدهای بعدی طبق خواسته‌های آن‌ها تنظیم و منتشر شوند. این خواسته‌ها همان‌طور که اشاره شد بسیار نازل بوده و در محور گروه‌ها و افراد و عناوین و القاب آن‌ها می‌چرخد. به عبارتی، این افراد می‌خواهند که دانشنامه هزاره نه یک دانشنامه بلکه دفترچه معرفی افراد، گروه‌ها و جریان‌های محلی موردنظر آن‌ها باشد. لذا دسته سوم از منقدان دانشنامه هزاره، کارگزاران و افراد دخیل در تنظیم دانشنامه را به مرگ می‌گیرند تا به تب راضی شده و تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوند. البته مسئولان بنیاد دانشنامه هزاره به رسالت علمی خود کماکان ادامه خواهند داد ولی تأثیر فشارهای سبوتاژکنندگان را هم نباید در ادامه کار دانشنامه از نظر به دور داشت.

نتیجه سخن این که نوشتن دانشنامه هزاره نه تنها افتخار هزاره است بلکه من که یک هزاره نیستم به آن افتخار می‌کنم منتها باب نقد علمی و منصفانه دانشنامه باید باز باشد تا جلدهای بعدی دانشنامه هزاره با کمترین ایراد و مشکل در دسترس علاقمندان قرار بگیرد.

توضیح کاظم کاظمی

محمد کاظم کاظمی، شاعر و ویراستار فنی و ادبی دانشنامه هزاره نیز یاداشتی درباره‌ی این اثر نوشته است:

این دانشنامه از حیث محتوایی که ارائه کرده و از حیث معیارهای علمی که به کار بسته است، کاری عظیم و بی‌سابقه در افغانستان است. البته کار خالی از نقص هم نمی‌تواند باشد و طبیعتاً خطاها یا کاستی‌هایی هم در آن رخ داده است. حتی من خودم ممکن است نقدهایی به بعضی مدخل‌های آن داشته باشم، از جمله مدخل‌های گیاهان دارویی که به نظرم تفصیل بسیار یافته است یا بعضی مدخل‌ها در مورد قریه‌ها و آبادی‌هایی که اطلاعات دندان‌گیری به شخص نمی‌دهد».

جلد اول دانشنامه که تا کنون منتشر شده و به حرف «ب» رسیده است، حدود هشتصد مدخل دارد. و این مدخل‌ها به موضوعات مختلف و متنوعی اختصاص دارند مثل اشخاص، کتاب‌ها، احزاب و تشکل‌ها، مکان‌ها، آداب و رسوم، غذاهای محلی، بازی‌های محلی، صنایع دستی، باورهای عامیانه، مشاغل و حرفه‌ها.

به راستی که این‌قدرمعلومات که دربارهٔ قوم هزاره و زندگی و مفاخر و جغرافیای آنان در این دانشنامه آمده است، نه در مورد این قوم در هیچ منبع دیگری آمده است، نه دربارهٔ هیچ یک از اقوام و طوایف افغانستان آمده است. دوستان هزارهٔ ما دیگر می‌توانند مطمئن شوند که بازی محلی «اوچیرتک» یا رسم مردمی «انداز بنداز» یا افسانهٔ «اسب ابلق» در این دانشنامه ثبت شده و دیگر در غبار تاریخ از بین نخواهد رفت. این چیزی است که اکنون شما دارید و اقوام دیگر هنوز ندارند. بخش مهمی از تاریخ، مفاخر، ادبیات، آداب و رسوم شما در اینجا ثبت شده و ماندگار شده است. این چیز کمی نیست. من تعجب می‌کنم که شخص هزاره باشد و این همه مواریث فرهنگی و اجتماعی و تاریخی خود را که در این کتاب ماندگار شده است و مرجع مراجعهٔ پژوهشگران همه اعصار می‌تواند باشد، دست کم بگیرد.

به نظر من این برای جامعهٔ هزاره جای مباهات و سربلندی دارد که یکی از غنی‌ترین دانشنامه‌های افغانستان (در کنار دایرةالمعارف آریانا) دربارهٔ این قوم است و آن هم نه از سوی یک نهاد دولتی، بلکه از سوی یک بنیاد متشکل از دانشمندان و نویسندگان هزاره منتشرشده است.

البته همان‌طور که گفتم، این دانشنامه خالی از نقص نیست، ولی شما این را در نظر بگیرید که ما با حدود ۸۰۰ مدخل فقط در حرف «الف» و «ب» مواجهیم. باید دید و سنجید که میزان این نقایص در مقایسه با کل این ۸۰۰ مدخل چقدر است.

گفتنی است که بعضی از این نقص‌ها و ایرادها هم حاصل سوءتفاهم است و به این دلیل که کار دانشنامه هنوز به پایان نرسیده است، به چشم منتقدان آمده است. دیدم که دوست عزیزی انتقاد داشت که چرا در این دانشنامه مثلاً دربارهٔ حزب نصر مباحث کامل و جامعی نیامده است. خوب دوست ما دقت نکرده است که حزب نصر در حرف «ن» است و این دانشنامه هنوز از حرف «ب» نگذشته است. یا خیلی‌ها شاید از این که شهید عبدالعلی مزاری در این دانشنامه نیست ولی آقای محمد اکبری هست، شکایتمند باشند. ولی باز از این نکته غافل هستند که نام شهید مزاری در حرف «م» خواهد آمد، ولی نام آقای اکبری در حرف «الف» بوده است.

به هر حال من به عنوان عضوی از جامعهٔ کشور ما به خود می‌بالم که ما برای قوم هزاره چنین منبع علمی مهمی داریم و طبیعتاً عزیزان هزارهٔ ما جای دارد که بیشتر از این به این دانشنامه ببالند، در تقویت و اصلاح و بهبود آن بکوشند و البته از نقد و نظر دریغ نکنند، ولی نقدی که بعد از خواندن متن باشد و با وقوف بر گستردگی دامنهٔ مباحث دانشنامه.

البته در مواردی هم نقدهای عالمانه‌ای بر این کار صورت گرفته است که حساب آن‌ها از این تهاجم‌ها جداست و باید آن‌ها را به دیدهٔ قدر نگریست و بر اساس آن‌ها در بهبود و ارتقای کار کوشید.

 

 

 

اخبار مرتبط