به گزارش شفقنا، این جزء از آیه ۱ سوره اِسراء آغاز و تا آیه ۷۴ سوره کهف ادامه دارد. در این جزء سوره اِسراء و کهف قرار دارد.
دروغگو ظالم،و کسی که به خدا دروغ بربندد،ظالم تر است
هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَهً لَوْ لا یَأْتُونَ عَلَیْهِمْ بِسُلْطانٍ بَیِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ کَذِباً«۱۵»
آنان قوم مایند که به جز او،خدایان دیگری گرفته اند.چرا آنان دلیل آشکاری بر خدایان خود نمی آورند؟پس کیست ستمکارتر از کسی که بر خداوند،دروغی افترا بندد؟
نکته ها:
تفسیر نور: *با اینکه در کلمه ی«افتراء»نسبت دروغ نهفته است،ولی بازهم کلمه «کَذِباً» در آیه مطرح شده است.این شاید به خاطر آن باشد که افترا دو گونه است:گاهی امکان نسبت هست، ولی گاهی امکان نسبت هم نیست و شرک از نوع دوّم است.زیرا شریک برای قدرت و علم بی نهایت محال است.
پیام ها:
۱-بی تفاوتی نسبت به گمراهی وانحراف دیگران،ممنوع است. «هؤُلاءِ قَوْمُنَا» (اصحاب کهف،از انحراف قوم خود ناراحت بودند.)
۲-بزرگ ترین دغدغه ی مردان خدا،انحراف عقیدتی مردم است. «اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَهً»
۳-تقلید و تبعیّت از محیط در عقاید،منطق صحیحی نیست،برای عقاید،باید دلیل روشن داشت. قَوْمُنَا اتَّخَذُوا … لَوْ لا یَأْتُونَ عَلَیْهِمْ بِسُلْطانٍ بَیِّنٍ
۴-شرک،افترا بر خدا و بی دلیل است. «مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللّهِ»
۵-دروغ،ظلم است و دروغگو ظالم،و کسی که به خدا دروغ بربندد،ظالم تر است. «فَمَنْ أَظْلَمُ»
-وظیفه رهبر و حاکم الهی،اجرای عدالت ومبارزه با ظلم و آسان کردن مقرّرات اجتماعی است
قالَ أَمّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلی رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذاباً نُکْراً«۸۷»
تفسیر نور:(ذوالقرنین)گفت:امّا هر کس ستم کند،او را عذاب خواهیم کرد،سپس به سوی پروردگارش باز گردانده می شود،او هم وی را به سختی عذاب می کند.
وَ أَمّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا یُسْراً«۸۸»
و امّا هر کس ایمان آورده و عمل شایسته انجام دهد،پس پاداش بهتر برای اوست و برای او از سوی خود،آسانی مقرّر خواهیم داد.
پیام ها:
۱-کفر و شرک،ظلم است.در مقابل ایمان،به جای شرک،ظلم به کار رفته است أَمّا مَنْ ظَلَمَ … أَمّا مَنْ آمَنَ
۲-حکومت اسلامی حقّ دارد با مشرکان برخوردی تند داشته باشد. «مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ»
۳-ذوالقرنین به امید توبه ی ستمگران بود و لذا در کیفر آنان شتابی نکرد. «مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ»
۴-عذاب دنیا،مانع کیفر آخرت نیست. «نُعَذِّبُهُ ، فَیُعَذِّبُهُ»
۵-کیفر دنیوی،شناخته شده و معلوم است،ولی عذاب آخرت ناشناخته است.
«عَذاباً نُکْراً»
۶-با نیکان و بدان نباید یکسان برخورد کرد،چه از موضع فرد،چه حکومت.
أَمّا مَنْ ظَلَمَ … أَمّا مَنْ آمَنَ
۷-ذوالقرنین،مجری دستورهای الهی بود.در آیه ی قبل به او سفارش برخورد نیکو شد: «تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً» و در اینجا فرمود: «فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنی»
۸-رهبران الهی باید با قوانین آسان بر مردم،حکومت کنند. «سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا یُسْراً»
۹-برخورد شدید با ستمگران و نرمش با مؤمنان،شیوه ی رهبران الهی است.
عَذاباً نُکْراً … أَمْرِنا یُسْراً
۱۰-وظیفه رهبر و حاکم الهی،اجرای عدالت ومبارزه با ظلم و آسان کردن مقرّرات اجتماعی است. عَذاباً نُکْراً … أَمْرِنا یُسْراً
۱۱-در تشویق وپاداش سرعت بگیرید،ولی در کیفر و عذاب عجله نکنید.
حرف«سین»در «سَنَقُولُ» نشانه تسریع وحرف«سوف»نشانه تأخیر است.
