شفقنا افغانستان – شهرهای افغانستان با چالش های جدی محیط زیستی و ساختاری مواجه هستند که هنوز گام های اساسی در راستای حل آن از سوی حاکمان این کشور برداشته نشده است.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، شهرهای افغانستان در بیست سال اخیر به صورت گسترده توسعه یافت و جمعیت افراد ساکن در شهرها نیز افزایش بی سابقه یافت؛ طوری که اکنون جمعیت ساکن در کابل، پایتخت افغانستان بین شش تا هفت میلیون نفر محاسبه می شود.
اما آنچه که همزمان با هجوم جمعیت های روستایی به شهرها رشد نکرد و گسترش نیافت، فرهنگ شهرنشینی و همچنین ساختار زیربنایی شهرها است.
حاکمان افغانستان در طول دو دهه اخیر، نتوانستند شهرهای افغانستان را مطابق نیازهای جمعیت در حال افزایش، توسعه دهند و در نتیجه ساخت و ساز «خودسرانه» و خارج از ماسترپلان شهری آغاز شده است که امروز یکی از بزرگترین چالش های شهرکابل و شماری دیگر از شهرهای بزرگ این کشور است.
طالبان پس از تسلط دوباره بر افغانستان، در سه سال اخیر برنامه هایی را برای توسعه شماری جاده ها در کابل راه اندازی کرده اند و صدها خانه مسکونی و صدها دکان و مارکت را در این راستا تخریب کرده اند، اما با وجود این، این گروه هیچ برنامه برای توسعه ساختار شهری، زیربناهایی اساسی شهری و حل مشکلات محیط زیستی در سطح شهر ندارد.
«نبود سیاست گذاری درست»
دولت ها در افغانستان سیاست های شهری مدون، مهندسی شده و مطابق نیازهای رو به رشد جمعیتی طراحی و اجرا نکرده اند و به همین شهرها در این کشور امروزه پاسخگویی نیازهای شهروندان نیست.
ما در 24 سال اخیر شاهد بوده ایم که با افزايش جمعيت در شهرها و بخصوص شهر کابل و افزايش تقاضا براي مسکن و در نبود سياست گذاري شهري، دلالان زمين و سرمايه داران فرصت را غنيمت شمردند و به خانه سازي و شهرک سازي روي آوردند.
هرکدام آنها با نقشه ها و طرح هاي جداگانه شهرک و خانه هاي رهايشي ساختند و به مشتريان بي سرپناه خود فروختند، اما هيچکدام از اين شهرک ها با معيارها و استندردهاي شهري ساخته نشده است و اکثر آنها از آسيب پذيري بالاي برخوردار هستند.

شهرک سازي هاي خودسرانه و غيراستندرد، باعث شد که نظم و ساختار شهري بهم بخورد و شهر به مکان بي نظم، آلوده، کثيف و مزدحم تبديل شود و براي ميليون ها باشنده ي آن، مشکلات زيادي ايجاد گردد.
بخش بزرگي از مشکلات شهري افغانستان به نبود مديريت شهري در شهرداري ها و نهادهاي دولتي بر مي گردد، مسئولين اين نهادها در طول این سالها نتوانسته اند که ماسترپلان شهرها را بصورت درست و اساسي طراحی و تطبيق کنند و از ساخت و ساز خودسرانه و خارج از ماسترپلان شهري، جلوگيري کنند.
در حال حاضر در اکثر شهرهای افغانستان، حتا شهر کابل پایتخت این کشور، بيشتر شهرکها و خانه هاي رهايشي به سيستم کاناليزاسيون عمومي شهري وصل نيستند و فاضلاب آنها در کوچه ها و جويجه هاي داخل کوچه سرازير مي شود و فضا را آلوده مي سازد؛ این امر علاوه بر آلودگی محیط زیست، باعث شیوع انواع بیماری های گوناگون می شود و در نهایت بهای همه این بی سروسامانی ها را مردم می پردازند.
اگر جاده ای مطابق ماستر پلان شهری نیست و توسعه می یابد، خانه های مردم تخریب می شود، اگر محیط آلوده است، کودکان مردم بیمار می شوند و آنها مجبور هستند که هزینه گزافی را برای درمان آنها پرداخت کنند
بنابراین، سیاست گذاری نادرست شهری همانگونه در طول این سالها جیب دلالان زمین را پر کرده و باعث شده است که آنها صاحب قصرها و خدم و حشم شوند، جیب مردم عادی را خالی کرده و آنها را از نفس انداخته است.
«نبود فرهنگ شهرنشینی»
یکی دیگر از چالش های عمده شهرهای افغانستان، نبود فرهنگی شهرنشینی در میان جمعیت های شهرنشین افغانستان است.
در دو دهه اخیر، سرمايه داران کابل تا توانستند خانه هاي مجلل و شيک ساختند و چهره ويران شده شهر کابل را تا اندازه ترميم و زنده کردند، اما آنها هيچگاه به فکر ساختن و قيرريزي کوچه ها، راه رو ها و جوي ها مقابل خانه هاي مجلل شان نبودند و درست يک متر آنسوتر از دروازه خانه قصر مانند شان، انبوهي از زباله ها و کثافات جمع است و بوي بد آن تمام ساکنان کوچه و عابران پياده را آزار مي دهد.

چرا؟ دلیل عمده آن نبود فرهنگ شهرنشینی است. اشرف غنی، رئیس جمهور پیشین افغانستان در انتقاد از وضعیت شهری می گفت که مردم خود را مالک کوچه ها نمي دانند، مالک شهر نمي دانند و فکر مي کنند فقط چهار ديواري خانه هاي شان ملکيت آنها است و اين نشان مي دهد ما هيچگونه احساس مسئوليتي در قبال شهرهاي خود نداريم و شهروندان مسئول نيستيم.
بسياري از جمعیت های شهرنشین در افغانستان از فرهنگ و آداب شهرنشيني آگاهي ندارند و در قبال پاک نگهداشتن و نظافت شهر و همچنان کمک به توسعه و نظم شهري، احساس مسئوليت ندارند.
زندگي شهري، زندگي جمعي است و براي بهتر زيستن در يک فضاي جمعي، لازم است که اخلاق جمعي رعايت گردد و مسئوليت پذيري جمعي بوجود بيايد. يک شهرنشين کسي نيست که فقط در شهر سکونت دارد، شهرنشين کسي است که فرهنگ، اخلاق و آداب شهرنشيني را ميداند و خود را ملزم به رعايت آن مي داند. اما متاسفانه اين روحيه هنوز در بين شهرنشينان افغانستان بوجود نيامده است و ما فرهنگ زندگي جمعي را هنوز نياموخته ايم.
تا زماني که به رشد فرهنگ شهرنشيني توجه نشود و شهروندان کشور نيز در قبال نظافت و پاکي محيط زندگي شان احساس مسئوليت نکنند و سهم نگيرند، مشکلات شهري نيز حل نخواهد شد. براي تقويت فرهنگ شهرنشيني و بالابردن احساس مسئوليت شهروندان در قبال محيط زندگي شهري، بايد آگاهي دهي از سوي نهادهاي مربوط و رسانه ها صورت گيرد، اما متاسفانه تا کنون کمتر به اين امر توجه شده است.
