شفقنا افغانستان – شماری از چهرههای سیاسی برجستهی مخالف طالبان یک ائتلاف جدید سیاسی برای عبور از بحران کنونی افغانستان تشکیل دادهاند؛ ائتلافی که اعضای آن رهبران عمده ترین احزاب سیاسی افغانستان است، اما اکنون همهی آنان در کشورهای مختلف جهان پراکنده هستند و در تبعید بسر میبرند.
به گزارش خبرگزاری شفقنا، این ائتلاف دیروز با عنوان «مجمع ملی برای نجات افغانستان» از طریق یک نشست مجازی اعلام موجودیت کرد.
عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان، محمد کریم خلیلی، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، صلاحالدین ربانی، رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان، محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، عطامحمد نور، از اعضای ارشد حزب جمعیت اسلامی افغانستان، احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، رحمتالله نبیل، رهبر حزب ملی آزادی افغانستان و سرور دانش، رهبر حزب عدالت و آزادی افغانستان، عبدالرسول سیاف، از رهبران ارشد جهادی و محمد اسماعیل خان، از چهرههای ارشد جهادی و عضو حزب جمعیت اسلامی افغانستان از اعضای برجستهی این مجمع هستند.
اکثر این رهبران سیاسی و جهادی پیش از این عضو «شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان» بودند که پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان تشکیل شد.
اکنون و با تشکیل این ائتلاف سیاسی جدید، روشن نیست که سرنوشت شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان چه میشود و آیا فعالیت آن تداوم مییابد و یا اینکه متوقف میشود.
«چشمانداز مجمع چیست؟»
اعضای مجمع ملی برای نجات افغانستان گفتهاند نخستین هدف این مجمع را «هماهنگی»، «همبستگی» و «اتحاد بیشتر» میان مخالفان طالبان و ایجاد یک «چتر سیاسی بزرگ» گفتهاند.
با وجود اینکه بیش از سه سال از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان میگذرد، مخالفان این گروه هنوز نتوانستهاند متحد شوند و روی یک هدف مبارزاتی مشخص به توافق برسند.

مجمع ملی برای نجات افغانستان هدف دیگر خود را «پایان بخشیدن به بحران کنونی افغانستان، ایجاد شرایط مطلوب، مبارزه با تروریسم و افراطگرایی، انتقال حاکمیت به مردم، تدوین و تصویب قانون اساسی جدید، تغییر نوع و ساختار نظامی سیاسی آینده، ایجاد دولت ملی مدرن عدالت محور، ترویج رقابت سیاسی سالم، تحقق توسعهی پایدار و متوازن و بازگرداندن جایگاه افغانستان در سطح منطقهای و بینالمللی» گفته است.
این مجمع رویکرد مبارزاتی خود را نیز بر اساس اولویت به «مذاکرات سازنده» و «گفتوگوی ملی» تعیین کرده است.
اعضای این مجمع در میثاق سیاسی آن گفتهاند که این مجمع «با درک نتایج و پیآمدهای زیانبار جنگ و گردش خونین قدرت، ترجیح میدهد بحران کنونی از طریق مذاکرات سازنده و گفتوگوی ملی به ابتکار نیروهای سیاسی داخل و خارج افغانستان حل شده و به آن پایان داده شود.»
این مجمع گفته است، در صورتی که طالبان خواستههای مردم افغانستان را بپذیرند، از مذاکرات صلح با این گروه تحت نظارت و میانجیگری سازمان ملل متحد و یا مکانیزمهای قابل قبول دیگر، استقبال میکند.
این مجمع افزوده است که اگر طالبان از پذیرش خواستههای مردم و تلاشهای صلحجویانه سرباز زنند، وارد مرحلهی دوم برنامهی عمل خود میشود.
مجمع ملی برای نجات افغانستان گفته است که مرحلهی دوم برنامه عمل خود اقداماتی چون اعلان دولت انتقالی در تبعید، گسترش مقاومت سازمانیافته و روشمند در مناطق مختلف، تلاش برای اجرای نافرمانی مدنی از سوی شهروندان، تلاش برای شناسایی طالبان بهعنوان رژیم تروریستی و حامی تروریسم، اعمال تحریمهای بیشتر علیه رهبران طالبان و جلوگیری از سفر آنان و برنامهریزی و هماهنگی برای قیام ملی در همکاری با جناحهای ناراضی داخلی طالبان را روی دست خواهد گرفت.
این مجمع با وجود این، به صورت روشن و واضح از مبارزه نظامی علیه طالبان سخن نگفته است؛ در حالی که جبهه مقاومت ملی افغانستان که از اعضای آن، عملاً با طالبان درگیر نبرد مسلحانه است.
«آیا مجمع نسخهی کارآمد برای افغانستان دارد؟»
مجمع ملی برای نجات افغانستان در حالی تشکیل شده است که افغانستان درگیری یکی از عمیقترین بحرانهای سیاسی تاریخ معاصر خود است و طالبان این کشور را هر روز بیشتر از مجامع جهانی و منطقهای منزوی میکنند.
با این حال، سیاستمداران کهنهکار تحولات چهل سال اخیر افغانستان نیز اکنون نسخهی شفابخشی در برای درمان مشکلات این کشور در آستین ندارند.
واقعیت این است که این چهرههای سیاسی با وجود اینکه در یک برهه از تاریخ افغانستان از تأثیرگذاری اجتماعی بالای برخوردار بودند، اکنون جایگاه اجتماعی خود را از دست دادهاند و دیگر از محبوبیت و نفوذ سابق برخوردار نیستند.

حضور این چهرهها در تحولات بیست سال اخیر افغانستان و تلاشهای هرکدام آنان برای زراندوزی، شهرسازی و انباشتن سرمایهی شخصی بیشتر، باعث شد که آنان جایگاه و پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهند و به نحوی با سقوط نظام جمهوری افغانستان، تاریخ مصرف شان به پایان برساند.
در سه سال اخیر نیز این رهبران هیچ راهکار عملی برای تأمین ثبات پایدار در افغانستان ارائه نکردهاند و برای نجات کشور از بحران کنونی، تلاش عملی انجام ندادهاند. تمام تحرکات این رهبر در این سه سال، خلاصه شده است به ایجاد ائتلافهای سیاسی مجازی و برگزاری چندین نشست مجازی و صدور اعلامیه.
چنین عملکردی با واقعیت امروز افغانستان که تاریخ یکبار دیگر به سمت نهادینه سازی توتالیتاریسم و هژمونی قومی به پیش میرود، برای مردم قناعت بخش نیست.
مردم افغانستان انتظار دارند که برای جلوگیری از تداوم سلطهی طالبان بر افغانستان، راهکارهای عملی، مؤثر و واقعبینانه ارائه شود و اشتباهات تاریخی و سیاست حذف، برای همیشه از آیندهی کشور حذف شود.
ارائهی چنین روایتی از آینده افغانستان مستلزم ظهور رهبران جدید است؛ رهبرانی که خود عامل گذشتهی فلاکتبار این کشور هستند، نمیتوانند چنین روایتی ارائه کنند.
