شفقناافغانستان– در جزء چهاردهم قرآن کریم، رازهای اجتماعی نهفته است که به ما میآموزد سرنوشت امتها و تاریخ آنها، همانند افراد، زمانبندی و اجل مشخصی دارد و هم چنین آموزههای دینی بر تعادل میان امید به رحمت الهی و ترس از عذاب او تأکید دارند . همچنین، سلام کردن، به عنوان یک ادب الهی، در طول تاریخ همواره مورد توجه بوده و فرشتگان الهی، علاوه بر مأموریتهای مربوط به رحمت و بشارت، وظیفه اجرای قهر الهی در قبال مجرمان را نیز بر عهده دارند. در ماجرای برخورد حضرت لوط (ع) با گناهکاران ، نوع مواجهه ایشان قابل توجه است.
امّت ها و تاریخ آنان زمان بندی واَجَل دارند
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّهٍ أَجَلَها وَ ما یَسْتَأْخِرُونَ«۵»
هیچ امّتی از اجل خود نه پیش می افتد و نه پس می ماند.
نکته ها(تفسیر نور):
در تفسیر نور امده است: اجَل و حوادثی که پیش می آید دو نوع است:حتمی و غیرحتمی.اَجَل غیرحتمی با دعا و صدقه و کارهای خیر قابل تغییر است،امّا اجَل حتمی قابل تغییر نیست.
پیام ها:
۱-نه تنها افراد بلکه امّت ها و تاریخ آنان زمان بندی واَجَل دارند.«اجلا»
۲-بقا و ثبات افراد واُمّت ها به دست خداست وانسان در جلو وعقب انداختن برنامه های حتمی الهی،نقشی ندارد. ما تَسْبِقُ … وَ ما یَسْتَأْخِرُونَ
___________
ایجاد تعادل اجتماعی بین امید به رحمت و ترس از عذاب الهی
امید به رحمت الهی و ترس از عذاب او. این دو مفهوم، به ظاهر متضاد، در کنار یکدیگر، تعادل روانی و اجتماعی را در فرد و جامعه ایجاد میکنند.
از مغفرت خدا مأيوس و از رحمت او نااميد نباشيد
نبىء عبادى انى انا الغفور الرحيم و ان عذابى هو العذاب الاليم
در تفسیر المیزان آمده است : مقصود از كلمه (عبادى ) بطورى كه از سياق آيات استفاده مى شود مطلق بندگان است، و سخن آن كس كه گفته (مراد از آن همان متقين و يا مخلصين است كه قبلا گفتگويش بود) سخنى است غير قابل اعتناء.
و اگر هر دو جمله را اسميه آورد و بر سرشان (ان ) در آورد – كه دلالت بر تاكيد دارد – و نيز ضمير فصل آورد، يعنى در اول فرمود: (انا الغفور…) و در دومى فرمود: (هو العذاب )، و اگر بر سر خبر (الغفور) و (العذاب ) الف و لام آورد، همه براى اين است كه صفات مذكور در آيه را تاكيد كند و بفهماند مغفرت و رحمت، و اليم بودن عذاب، به آخرين درجه و نهايت حد خود رسيده اند، بطورى كه ديگر نمى توان با هيچ مقياسى آنها را اندازه گيرى نمود، و چيزى را با آنها قياس كرد.
آرى، هيچ مغفرت و رحمتى نيست مگر اينكه ممكن است فرض شود كه مانعى نگذارد آن مغفرت و رحمت به ما برسد، و يا اندازه گيرى بتواند آن را اندازه بگيرد، و يا حدى برايش معين نمايد. ولى خداى تعالى چنين نيست كه كسى بتواند جلو مغفرت او را بگيرد (لا معقب لحكمه ) و يا بدون مشيت او، امرى آن را تحديد نمايد.
پس با اينحال ديگر جائز نيست كسى از مغفرت او مايوس و از روح و رحمتش نااميد گردد، زيرا نمى توان اين ياس و نوميدى را به مانعى كه جلو مغفرت خدا را بگيرد توجيه نمود، تنها چيزى كه مايه وحشت ست و بايد هم باشد ترس از خود خداى تعالى است. همچنانكه بعد از آيه مربوط به مغفرت و رحمت كه دارد: (لا تقنطوا من رحمة الله ان الله)
و نيز كسى نيست كه عذاب او را سبك شمرده، يا احتمال دهد كه روزى خداى تعالى نتواند عذاب كند و يا از مكر او ايمن شود، چون خدا غالب بر امر خويش است (و الله غالب على امره ) و كسى نمى توانند از مكر او ايمن شود مگر مردم زيانكار: (و لا يامن مكر الله الا القوم الخاسرون ).
سلام کردن،یک ادب الهی در طول تاریخ بوده است
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْراهِیمَ«۵۱»
إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ إِنّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ«۵۲»
قالُوا لا تَوْجَلْ إِنّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ عَلِیمٍ«۵۳»
و آنان را از(داستان)مهمانان ابراهیم خبر ده.آنگاه که بر او وارد شده و سلام کردند،ابراهیم گفت:همانا ما از شما بیمناکیم.گفتند:مترس که ما تو را به فرزند پسری دانا مژده می دهیم.
قالَ أَ بَشَّرْتُمُونِی عَلی أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ«۵۴»
ابراهیم گفت:آیا با اینکه پیری به من رسیده،مرا چنین بشارتی می دهید؟ پس به چه چیز(عجیبی)بشارت می دهید.
قالُوا بَشَّرْناکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطِینَ«۵۵»
(مهمانان)گفتند:ما تو را به حقیقت بشارت دادیم،پس از ناامیدان مباش!
قالَ وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ إِلاَّ الضّالُّونَ«۵۶»
(ابراهیم)گفت:جز گمراهان چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می شود.
نکته ها:
یکی از نمونه های رحمت و غضب الهی،داستان میهمانان حضرت ابراهیم علیه السلام است که فرشتگان از یکسو بشارت فرزند به او دادند،و از سوی دیگر خبر هلاکت قوم لوط را.
«ضَیْفِ» هم به یک مهمان گفته می شود و هم به چند مهمان.
خداوند یک بار به حضرت ابراهیم از کنیزش(هاجر)پسری به نام اسماعیل داد و این بشارت در مورد همسرش ساره است که خداوند به او اسحاق داد.درباره ی اسماعیل فرمود:
«بِغُلامٍ حَلِیمٍ»[۲۱]و درباره ی اسحاق «بِغُلامٍ عَلِیمٍ» فرموده است.
پیام ها:
۱-از حوادث تلخ وشیرین تاریخ،درس بگیریم. «نَبِّئْهُمْ» (بهترین تاریخ ها زندگی انبیا و بهترین تاریخ گویان نیز آن بزرگواران هستند)
۲-گاهی ملائکه با اراده الهی،به صورت انسان درمی آیند و با او در تماس می باشند. «ضَیْفِ إِبْراهِیمَ»
۳-سلام کردن،یک ادب الهی در طول تاریخ بوده است. «فَقالُوا سَلاماً»
۴-علم و شناخت انبیا،محدود و مشروط به اذن خداوند است. «إِنّا مِنْکُمْ وَجِلُونَ» (حضرت ابراهیم در ابتدا آنها را نشناخت و ترسید)
۵-خبرهای تلخ را همراه با خبرهای شیرین بیان کنیم.«بشرنا»(به فرموده ی امام باقر علیه السلام شیرینی خبر فرزند برای جبران تلخی خبر هلاکت قوم لوط بود)
۶-تعجب از قدرت خداوند منافاتی با توحید ندارد. «فَبِمَ تُبَشِّرُونَ»
(در اینجا تعجب حضرت ابراهیم علیه السلام بیان شده و در سوره ی هود تعجب همسرش ساره آمده است «أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلِی شَیْخاً» (۳)
۷-انبیا به ادب الهی تربیت می شوند. «فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطِینَ»
۸-عصمت انبیا،منافاتی با هشدارهای الهی ندارد. «فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطِینَ»
۹-همه جا نهی خدا،نشانه انجام شدن عملی خلاف نیست،گاهی نهی ها برای پیش گیری است. «فَلا تَکُنْ مِنَ الْقانِطِینَ»
۱۰-یأس و ناامیدی را با یاد رحمت و ربوبیّت خداوند درمان کنیم. «رَحْمَهِ رَبِّهِ»
۱۱-کسانی که به علم و قدرت و رحمت خداوند اطمینان دارند،هرگز مایوس نمی شوند. مَنْ یَقْنَطُ … إِلاَّ الضّالُّونَ [۲۳]
قالَ فَما خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ«۵۷»
سپس(ابراهیم)گفت:ای فرستادگان!(الهی)کار شما چیست؟
قالُوا إِنّا أُرْسِلْنا إِلی قَوْمٍ مُجْرِمِینَ«۵۸»
گفتند:ما به سوی قومی تبهکار فرستاده شده ایم(تا آنان را هلاک کنیم)
پیام ها:
۱-فرشتگان قبل از انجام مأموریّت،رهبران الهی را در جریان می گذاشتند. «قالُوا إِنّا أُرْسِلْنا»
۲-فرشتگان ماموران خدا هستند.همان گونه که برای مؤمنان دعا می کنند «وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا»نسبت به مجرمان حامل قهر الهی می شوند. «أُرْسِلْنا»
۳-سلسله مراتب باید حفظ شود.با اینکه مسئله مربوط به قوم لوط است،امّا فرشتگان ابتدا حضرت ابراهیم را در جریان قرار دادند،سپس حضرت لوط را،زیرا حضرت لوط تحت ولایت حضرت ابراهیم بوده است. «إِنّا أُرْسِلْنا»
۴-کیفر مجرمان تنها در آخرت نیست. «أُرْسِلْنا ، مُجْرِمِینَ»
۵-اگر گناه،عمومی شد و توبه ای در کار نبود،قهر الهی حتمی است. «أُرْسِلْنا إِلی قَوْمٍ مُجْرِمِینَ»
_____________
در نهی از منکر از کلمات عاطفی و انسانی استفاده کنید
قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفِی فَلا تَفْضَحُونِ«۶۸»
وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ لا تُخْزُونِ«۶۹»
لوط گفت:همانا این گروه مهمان من هستند پس مرا(در برابر آنان)رسوانکنید و از خدا پروا کنید و مرا خوار و شرمنده نسازید.
قالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ عَنِ الْعالَمِینَ«۷۰»
(تبهکاران شهر)گفتند:آیا ما تو را از(مهمان کردن)مردم منع نکردیم.
نکته ها:
در روایات آمده که زن لوط به گنهکاران خبر داد که مهمانانی زیباروی برای حضرت لوط آمده است و آنان به دنبال مقصد شوم خود رو به سوی خانه ی لوط هجوم آوردند.امّا خداوند قبل از هر اقدامی آنان را نابود نمود.
از آیه به دست می آید که گناهکار هم می تواند فرشته را ببیند.
پیام ها:
۱-در نهی از منکر از کلمات عاطفی و انسانی استفاده کنید. «ضَیْفِی»
۲-آبرو بسیار ارزش دارد. «فَلا تَفْضَحُونِ ، وَ لا تُخْزُونِ»
۳-اهانت به میهمان،اهانت به میزبان است. «فَلا تَفْضَحُونِ»
۴-در جامعه ی فاسد،مجرم وگنهکار،طلبکار می شود. «أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ»
۵-در جامعه ی فاسد،مردان خدا حقّ تصرّف در اموال خود را ندارند. أَ وَ لَمْ نَنْهَکَ ..
