شفقنا افغانستان – روزنامه شرق ایران در گزارشی به نقش مهاجران افغانستانی در نظافت شهری تهران، پایتخت ایران پرداخته و به افزایش ۴۰ درصدی شکایتها از نظافت این شهر پس از اخراج مهاجران افغانستان اشاره کرده است.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، شرق نوشته است: خروج ناگهانی کارگران افغان از تهران، فقط بحران زباله و نارضایتی شهروندان نبود؛ این بحران، نقاب از واقعیت عمیقتری برداشت: ما سالها طبقهای از کارگران بیصدا و ناپیدا داشتیم که عمده بار خدمات نظافت شهری بر دوش آنها میچرخید، ولی هرگز به رسمیت شناخته نشدند؛ همان «پریکاریا»یی که حالا حذفشان احتمالا خدمات شهری در این حوزه را به نقطه بحرانی خواهد رساند.
این روزنامه افزوده است: «اخیرا ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران، با انتقاد از تعلل شهرداری برای گزارشدهی در این زمینه عنوان کرده است: «اخیرا با مشکلی مواجه شدیم و آنهم کاهش شدید نیروی پاکبان با بازگرداندن اتباع به کشورشان است و ۸۰ درصد نیروی پیمانکاران در این زمینه کاهش یافته است». براساس آمار منتشرشده، تنها در دو ماه گذشته، میزان گلایهها در حوزه نگهداشت تهران بین ۲۰ تا ۴۰ درصد افزایش داشته است.»
بر اساس گزارش شرق «دلیل ظاهریاش خروج شتابزده کارگران افغانستانی است؛ همان نیروی کار خاکستری و ساکت که سالها ستون خاموش خدمات شهری بود. اما این فقط نوک کوه یخ است؛ بحران واقعی عمیقتر است: ما سالها بر شانه یک طبقه بینام و ناپیدا ایستادیم؛ طبقهای که در ادبیات معاصر، «پریکاریا» نامیده میشود؛ طبقهای از نیروی کار ناپایدار، بیقرارداد، فاقد بیمه و قدرت چانهزنی و مهمتر از همه، بیصدا و کارگران افغانستانی از لحاظ جایگاه در طبقهبندی پریکاریا در گروه مهاجران جای میگیرند که از حداقل حقوق در روابط کار بهرهمند نبودند.»
این روزنامه اضافه کرده است: «در تحقیقی درباره تجربه زیسته فروشندگان فروشگاههای زنجیرهای در تهران* نشان دادیم که چطور «کار ناپایدار» امنیت شغلی را به یک کالا تبدیل میکند؛ کالایی که برای کارفرما ارزش مبادلهای دارد، ولی برای کارگر، ارزش مصرفی. در میدان فروشگاهها، فروشندگان به دلیل قراردادهای موقت، تهدید دائمی اخراج و نبود تشکل صنفی، فاقد هر نوع امنیت واقعی هستند. بااینحال، وضع کارگران افغانستانی حتی از این هم بحرانیتر بود؛ آنها حتی در آمار رسمی هم نبودند، بیمه نداشتند، صدایی برای اعتراض نداشتند و سیاستگذار هیچوقت آنها را به رسمیت نشناخت.»
طبق گزارش شرق: «احتمالا تصور سیاستگذار اکنون این باشد: اگر کارگران افغان نباشند، میتوان بهسرعت نیروی کار ایرانی استخدام کرد. اما منطق بازار کار پریکاریا با منطق کار رسمی فرق دارد. پریکاریا در دسترس است، مطالبه ندارد و با دستمزد پایین کار میکند؛ اما کارگر رسمی بیمه، قرارداد و حداقلهایی میخواهد که هزینهها را بالا میبرد. بحران امروز نشان داد که ستون خیمه خدمات شهری را نه نیروی کار رسمی، بلکه همان پریکاریا نگه داشته بود و حذف آنها، ضربهای به کل شهر است. اگرچه همین شکل بهکارگیری نیروی کار نیز از ابتدا اشتباه بوده و اکنون به رویهای همهشمول در بازار کار ایران تبدیل شده است، اخراج ناگهانی کارگران افغانستانی نیز تصمیمی با پیامدهای بحرانزاست.»
این روزنامه در ادامه گزارش خود گفته است: «شهرداری تهران بهجای طراحی یک استراتژی پایدار برای مدیریت نیروی کار و به رسمیت شناختن این واقعیت، مسیر ساده را انتخاب کرد؛ حذف ناگهانی و بدون طرح جایگزین؛ و احتمالا برای پوشش کمبود ۸۰درصدی نیروی کار هم بخواهد رویه قبل را دنبال کند که عملا ممکن نخواهد بود. بااینحال، امروز همه بازنده هستند: کارگر افغان که خانه و شغلش را از دست داد، کارفرما که با کمبود شدید نیرو مواجه است و شهروندی که بهای این تصمیم شتابزده را در کیفیت زندگی میپردازد. در این میان، کارفرما و پیمانکار باید پاسخگو باشند که نیستند.»
ایران در سال جاری خورشیدی و پس از آتشبس با اسرائیل، اخراج مهاجران افغانستان را تشدید کرد و برگه سرشماری بیش از دو میلیون مهاجر افغانستانی را که بهعنوان مدرک اقامت قانونی محسوب میشد، باطل کرد.
بر اساس آمار طالبان در مجموع در سال جاری خورشیدی بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار مهاجر افغانستانی از ایران اخراج شدهاند.
پس از اخراج مهاجران افغانستانی، رسانههای ایران بارها گزارشهای از کمبود نیروی کار در آن کشور، به ویژه در بخشهای خدماتی و ساختمانی، گزارش دادهاند.
