شفقنا افغانستان- فرانکفورترآلگماینه نوشت: ملا عمر به عنوان مردی که از دسامبر سال 2001 هیچ خبر و اطلاع تصویری و عینی در مورد وجود و زندگی او در دسترس نبود، مردی بسیار قدرتمند و تاثیر گذار به شمار می رفت و این اهمیت و تاثیرگذاری امروز یعنی پس از فاش شدن مرگ وی نیز همچنان ادامه دارد.
ملا محمد عمر رهبر طالبان افغانستان 14 سال پیش یعنی پس از آن که متحدان آمریکا ،قندهار یعنی آخرین دژ و پایگاه این گروه تروریستی و بسیار رادیکال را تسخیر کردند، سوار موتور سیکلت شد و به سمت پاکستان راند و پس از آن دیگر دیده نشد. بعدها شایعاتی به راه افتاد که وی در اختیار سرویس مخفی ارتش پاکستان ISI است و گروهی عقیده داشتند که ملاعمر احتمالا مدت ها پیش درگذشته است.
ملا محمد عمر که زمانی یک ملای ساده روستایی بود نه تنها سواد و معلومات خاصی نداشت بلکه به گفته معدود شهروندان غربی که وی را از نزدیک دیده بودند عاری از هرگونه کاریزمای خاص بود. اما ملاعمر عادت داشت که تصمیم های خود را بر اساس رویاهایش بگیرد و به همین خاطر بود که پرزیدنت پرویز مشرف رئیس جمهور سابق پاکستان در کتاب خاطرات خود در مورد وی می نویسد:” ملاعمر سوار بر یک ارابه زمان بود که بسیار از واقعیت ها فاصله داشت”.
با این حال رهبران طالبان حتی سال ها پس از آخرین حضور ملاعمر در انظارعمومی باز هم مشروعیت خود را از تصور و توهم همان کسی می گیرند که به خود لقب “امیر” داده بود. حتی ایمن الظواهری رهبر سازمان تروریستی القاعده نیز هر از چند گاه یک بار وفاداری خود به ملا عمر را تکرار و در این مورد اطمینان می داد. دولت ایالات متحده آمریکا نیز در کنار همه تلاش ها برای مذاکره با طالبان نسبت به این مساله که اعضای هیات مذاکره کننده طالبان از سوی شخص ملاعمر تعیین شده اند اهمیت زیادی قایل بود. “ریچارد هالبروک” فرستاده ویژه سابق آمریکا در امور افغانستان و پاکستان در سال 2010 طی مصاحبه ای با مجله نیویورکر گفت:” به عقیده من ملاعمر اهمیت فوق العاده ای دارد. او یک نیروی مهم تاثیرگذار است که در صورت دستگیری یا مرگش پیامدهای بسیار زیادی را شاهد خواهیم بود”. و از چهارشنبه هفته گذشته تقریبا در این مورد تردیدی نیست که ملا عمر در آوریل 2013 درگذشته است اگرچه که هنوز هم هیچ کس مدرکی روشن در تایید این خبر ارائه نکرده است. اما پیامدهای این خبر برای گروه تروریستی طالبان و مناقشه افغانستان امری نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.
دو روز پس از انتشار خبر مرگ ملاعمر ، گروه طالبان در وب سایت رسمی خود اعلام کرد که شورای رهبری “امارات اسلامی” (همان نامی که طالبان در دوران حکومت خود بر افغانستان از آن استفاده می کردند و هنوز هم از سوی جهادی ها همین نام مورد استفاده قرار می گیرد) جانشین رهبر عالی خود را انتخاب کرده است. وی که “اختر محمد منصور” نام دارد از مدت ها پیش معاونت ملاعمر را بر عهده داشته و پس از مرگ رهبر طالبان در واقع به صورت دو فاکتو این گروه را رهبری کرده است. به دیگر سخن آن که :امیر مرده است اما زنده باد امیر. با این حال مساله به این سادگی ها هم نیست.
افراد رده بالای گروه طالبان کوتاه زمانی پس از انتشار رسمی خبر مرگ ملاعمر نسبت به مشروعیت رهبری منصور ابراز تردید کردند. این اولین جابجایی قدرت در گروهی که سال 1994 تاسیس شد بی تردید اختلاف ها و جنگ قدرت رهبران آن را به یکباره نمودار کرده است. “عبدالمنان” برادر ملاعمر روز یکشنبه طی یک پیام صوتی از سوی خود و دیگر اعضای رهبر متوفی اعلام کرد که انتصاب منصور به رهبری طالبان را به رسمیت نمی شناسد. به گزارش رسانه های محلی و خارجی از قرار معلوم افراد خانواده ملاعمر به همراه گروهی از فرماندهان بانفوذ طالبان قصد داشته اند که پسر ارشد رهبر پیشین را به عنوان جانشین وی معرفی و منصوب کنند و لقب “امیرالمومنین” را به وی بدهند. مخالفان و دشمنان منصور اعلام کرده اند که هرگز فرمان های او را اطاعت نخواهند کرد. این افراد بر این باورند که منصور شیادی است که از دو سال پیش با هویت یک فرد مرده بر این گروه اعمال رهبری کرده است. پس هیچ بعید نیست که گروه تروریستی طالبان اینک و در آینده نزدیک دچار انشعاب و تجزیه شود.
مخالفان منصور وی را متهم می کنند که منافع قبیله اش یعنی قبیله اسحاق زی را در صدر اولویت های خود قرار می دهد. افزون بر آن در میان رهبران طالبان حتی در مورد حضور یا عدم حضور در مذاکرات صلح با دولت افغانستان نیز اتفاق نظر وجود ندارد. البته رهبر جدید طالبان یکی از طرفداران همیشگی این مذاکرات به شمار می آید. امروز یعنی پس از انتشار خبر مرگ ملاعمر مشخص می شود که پیامی که ماه پیش و در آستانه عید فطر از قول ملاعمر انتشار یافت در واقع پیام منصور بوده است. رهبر طالبان در آن پیام به صورت تقریبا صریح از نفس مذاکره حمایت کرده بود و آن را مغایر اسلام نمی دانست. اما از موضع منصور در مورد مذاکرات صلحی که در آینده نزدیک و با میانجیگری پاکستان در آن کشور برگزار می شود هنوز اطلاعی در دست نیست. با این حال دولت افغانستان ادعا دارد که یک هیات از طالبان که اعضای آن از سوی شخص منصور انتخاب شده بودند برای نخستین بار در مذاکرات روز 7 ژوئن در شهر کوهستانی موری در پاکستان حضور داشته اند و با نمایندگان کابل به گفتگو نشسته اند. در همین راستا دستگاه تبلیغاتی طالبان طبق دستور منصور موظف شده است که اخبار کمیسیون سیاسی این گروه در دوحه قطر را پوشش داده و اعلام کند که طالبان در این مذاکرات حضور خواهند داشت.
در همین حال این پاکستان است که از جابجایی قدرت در راس گروه طالبان در جهت گسترش نفوذ خود در این گروه استفاده می کند. همین چند روز پیش بود که “سراج الدین حقانی” رهبر شبکه تروریستی حقانی به سمت معاون منصور انتخاب شد. حقانی همان کسی است که ژنرال مایک مولن رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش آمریکا زمانی از وی به عنوان “بازوی حقیقی سرویس مخفی آی اس آی ” پاکستان یاد کرده بود.
اما آیا همه این تحولات می تواند شانسی برای برقراری صلح در افغانستان ایجاد کند؟ تشدید اختلاف ها در گروه طالبان این خطر را ایجاد می کند که برقراری یک آتش بس عملا به محاق رفته و واحدهای طالبان هرگز به آن تن نداده و به آن عمل نکنند. و هنوز معلوم نیست که آیا مذاکراتی که فعلا با فشارهای پاکستان بر طالبان در حال انجام است با توجه به این تغییرات در کوتاه مدت همچنان ادامه خواهد داشت یا نه؟ زیرا مرد شماره یک جدید طالبان برای حفظ موقعیت خود در برابر کسانی که از وی به عنوان عروسک خیمه شب بازی پاکستان یاد می کنند چاره ای جز فاصله گرفتن از میزبان خود پاکستان ندارد. منصور به تازگی اعلام کرد که جهاد با قدرت هر چه تمامتر ادامه خواهد داشت.
در این میان کارشناسان بر این باورند که با توجه وضعیت فعلی شاید عاقلانه ترین راه درخواست از چین برای ایفای نقش میانجی باشد. زیرا چین از نظر طالبان و همین طور از نظر دولت کابل یک متحد بی طرف به حساب آمده و به دلیل روابط خوبش با دو طرف نه تنها می تواند به عنوان میانجی عمل کند بلکه این امکان را نیز دارد که از منافع متحدان پاکستانی خود نیز دفاع کند.
منبع: فرانکفورترآلگماینه
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام

