شفقناافغانستان- افغانستان از دهه ۱۹۹۰ تاکنون شاهد وقوع حدود ۳۵۵ زمینلرزه با بزرگی بالای ۵ در مقیاس ریشتر بوده است. بر اساس آمار منتشرشده توسط رویترز، این بلایای طبیعی بهطور میانگین سالانه جان ۵۶۰ نفر را میگیرند و خسارات مالی سالانه آنها به حدود ۸۰ میلیون دالر تخمین زده میشود.
به گزارش شفقناافغانستان؛ افغانستان که در دل رشتهکوههای هندوکش و هیمالیا قرار دارد، به دلیل موقعیت ژئودینامیکی خاص خود در زمره مناطق بسیار لرزهخیز جهان قرار دارد. تلاقی صفحه تکتونیکی هند با صفحه اوراسیا در شمال و تأثیر صفحه عربستان از جنوب، فشارهای عظیمی را در گسلهای عمیق زیرین ایجاد کرده که منجر به نوسانات مکرر زمین میشود. این تعامل تکتونیکی، بهویژه در منطقه هندوکش، مرکز فعالیتهای لرزهای گستردهای است که افغانستان را به یکی از آسیبپذیرترین کشورهای منطقه تبدیل کرده است.
مناطق شرقی و شمالشرقی افغانستان از جمله ولایتهای ننگرهار، کنر، تخار و بلخ در خط مقدم خطر قرار دارند. شهر کابل نیز با وجود جمعیت بالا، بهعنوان یکی از پرخطرترین نقاط شناخته میشود؛ پژوهشها نشان میدهند سالانه بیش از ۱۷ میلیون دالر خسارت مستقیم به دلیل زلزله در این شهر پیشبینی میشود. همچنین، وقوع رانشهای زمین در مناطق کوهستانی پس از زلزله، تلفات و تخریب را بهطور چشمگیری تشدید میکند.
در دهههای اخیر، زمینلرزههای مرگباری افغانستان را لرزاندهاند. در سال ۲۰۲۲، زلزلهای با بزرگی ۶ ریشتر در مناطق جنوبی و شرقی کشور منجر به کشتهشدن بیش از ۱۰۰۰ نفر شد. یک سال بعد چندین زمینلرزه متوالی در ولایت هرات بیش از هزار کشته برجای گذاشت و روستاهای متعددی را به تخریب کامل کشاند. یکی از شدیدترین وقایع تاریخ معاصر، زلزله ۷.۵ ریشتری سال ۲۰۱۵ بود که در کابل و مناطق همجوار احساس شد و جان ۳۹۹ نفر در افغانستان، پاکستان و هند را گرفت. پیش از آن دو زمینلرزه مخرب در سال ۱۹۹۸ در شمال شرق کشور در مجموع بیش از ۷ هزار نفر را کشت.
کارشناسان معتقدند برای کاهش آسیبپذیری، نیاز به استراتژیهای جامع مقاومسازی است. ساختوسازهای شهری و روستایی باید مطابق با استانداردهای ضدزلزله انجام شود، بناهای قدیمی تقویت گردند و سیستمهای هشدار زودهنگام توسعه یابند. همچنین استفاده از فناوریهای سنجش از دور برای شناسایی گسلهای فعال و برنامهریزی برای انتقال جمعیت از مناطق پرخطر میتواند نقش کلیدی در کاهش تلفات داشته باشد.
این در حالیست که افغانستان در دل یک بحران ساختاری قرار دارد. آسیبپذیری طبیعی ناشی از موقعیت ژئوفیزیکی با ضعف ساختارهای زیربنایی و نبود سیاستهای مدیریت بحران ترکیب شده است. بدون سرمایهگذاری جدی در زیرساختهای مقاوم و همکاریهای منطقهای، هر زمینلرزه میتواند به فاجعهای انسانی و اقتصادی تبدیل شود.
