شفقنا افغانستان- یک کارشناس مسایل خاورمیانه با بیان اینکه سوءمدیریت داخلی باعث تشدید بحران داخلی عراق شد اظهار کرد: می توان در نمای بلند مدت رد پای قدرت های بزرگ و تلاش برای بالکانیزه کردن خاورمیانه با هدف تشکیل کشورهای کوچک و کنترل بیشتر بر منطقه را انتظار داشت.
امیر احمدی در گفت و گو با خبرنگار شفقنا در خصوص خطر تجزیه عراق گفت: تجزیه عراق پس از اشغال توسط ایالات متحده و سقوط صدام همواره مطرح بوده است. این موضوع که اخیرا در مقاله ای در سایت گلوبال ریسرچ هم منتشر شده است، از برنامه احتمالی ایالات متحده برای بالکانیزه شدن خاورمیانه که اکنون عراق و سوریه در قلب حوادث آن قرار دارند سخن گفته شده است. همزمان با قدرت گرفتن داعش در عراق و اشغال دو شهر بزرگ آن موضوع تجزیه عراق در محافل رسانه ای و آکادمیک رنگ و شدت بیشتری یافته است. در خصوص اینکه آیا عراق تجزیه خواهد شد یا خیر پیش بینی امر مفیدی به شمار نمی رود.
او تصریح کرد: بهتر است با نگاهی به آنچه در عراق رخ می دهد و تاثیر بازیگران خارجی در آن کشور زمینه را برای به تصویر کشیدن طرح بزرگ تر و نمای جامع از وضعیت کنونی عراق ارائه نمود. از یکسو ناتوانی دولت های گذشته عراق بنا به گفته آیت الله سیستانی یکی از عواملی به شمار می رود که موجب نابسامانی اوضاع آن کشور گشته و از سوی دیگر دخالت بازیگران خارجی باعث شده تا عراق آوردگاه بازیگران منطقه ای و خارجی گردد لذا می توان با استفاده از تئوری دو وجهی مجموعه امنیت منطقه ای تصویری کامل تر از اوضاع منطقه در زمانه کنونی ارائه داد.
احمدی، سوءمدیریت داخلی را در تشدید بحران عراق موثر دانست و گفت: در بعد داخلی سوءمدیریت و تقسیم پست های دولتی و عدم توازن در اختیارات و وظایف مقامات باعث گشته تا نهادهای حکومتی نتوانند کارکرد خود را در ارائه نظم و خدمات رسانی به انجام برسانند. می توان اشاره کرد که دولت ها تا در حوزه داخلی نتوانند امنیت و بهبود اوضاع معیشتی را فراهم کنند در بعد خارجی نیز نمی توانند از خطر ناامنی رهایی یابند. دولت عراق مانند لبنان دستخوش نابسامانی های سیاسی میان احزاب و گروه های قومی بر سر تقسیم پست های دولتی بوده است. از سوی دیگر پست های موازی که نقش موثری ایفا نمی نموده و صرفا برای تقسیم قدرت بکار رفته راه را برای ارائه کارویژه های دولت بسته است.
او ادامه داد: در بعد خارجی نیز با اشاره به نقش منطقه ای بازیگرانی که در عراق به دنبال نظم جدید در خاورمیانه هستند (ترکیه و عربستان) می توان ناامنی در بخش وسیعی از عراق را توضیح و تبیین نمود. در حقیقت خلاء حضور ایالات متحده در خاورمیانه اینگونه بازیگران را تشویق نموده است تا منافع خود را دنبال نمایند که نتیجه آن امنیت را در عراق به همراه نیاورده است. باید اشاره نمود که بسیاری از تحلیلگران قدرت حملات هوایی نیروهای ائتلاف در نابودی مواضع داعش را کافی ندیده و بر اهمیت نبرد آن گروه بر روی زمین تاکید دارند. در این میان جمهوری اسلامی ایران تنها کشور منطقه ای بوده است که از طریق مشاوره و آموزش توانسته سازماندهی به نیروهای ارتش و مردمی عراق در جهت مبارزه با داعش را ارائه نماید.
این کارشناس مسایل خاورمیانه با بیان اینکه موضوع کردها وضعیت عراق را پیچیده تر کرده است اظهار کرد: از یکسو دولت ترکیه تلاش دارد فعالیت های سیاسی کردها را محدود نموده و قدرت یابی نظامی آن ها در سوریه را با چالش مواجه نماید و از سوی دیگر روابط گرمی با اقلیم کردستان دارد. به نظر می رسد موضوع کردستان و آینده سیاسی عراق در بستری از منافع بلند مدت و کوتاه مدت همواره در نوسان باشد. اما در زمانه کنونی وضعیت عراق و خطر پیشروی های گسترده تر داعش موضوع تجزیه آن کشور را کندتر می کند.
احمدی در پایان خاطرنشان کرد: به نظر نمی رسد با توجه به موضوع داعش در کوتاه مدت اراده خاصی برای تجزیه عراق وجود داشته باشد. زیرا داعش دشمن هر سه گروه قومی در عراق بوده است. البته می توان در نمای بلند مدت رد پای قدرت بزرگ و تلاش آن برای بالکانیزه کردن خاورمیانه با هدف تشکیل کشورهای کوچک و کنترل بیشتر بر منطقه را انتظار داشت. امری که می بایست در جهت آزمایش آن فرضیه ها و سوالات خاصی را طرح نموده و با استفاده از چرخه حوادث پازل بالکانیزه کردن خاورمیانه را تشکیل داد. مجموعه امنیت منطقه ای خاورمیانه از دو بعد داخلی یعنی شکنندگی های داخلی در اثر عدم کارکرد نهادها و از بعد خارجی یعنی فرصت طلبی ها بازیگران نوظهور منطقه ای رنج می برد. حال باید دید ابر قدرت در بلند مدت چگونه در نظر دارد معماری ساختار امنیت منطقه ای را ترسیم نماید.
انتهای پیام

