شفقنا افغانستان-در حکومتهای دموکراتیک و مسوول مقامات حکومتی بهخاطر مصرف غیرقانونی و سوءاستفاده ناچیز مالی از کار برکنار میشوند. در کشوری وزیری بهخاطر کرایه هوتل گرانقیمت و آبمیوه گیلاس ۱۵ دالری شغل خود را از دست داد. شنیدن چنین خبری هر چند در کشورهای پیشرفتهتر تقریبا عادی است اما اگر چنین چیزی روزگاری در افغانستان اتفاق بیفتد، به معجزه خواهد ماند: وزیری در افغانستان بهخاطر سوءاستفاده مالی در حد یک گیلاس آبمیوه استعفا داده است.
طبعا با خیالپردازی نمیخواهیم که توقعات خود را در چنان سطحی بالا ببریم ولی دستکم توقع داریم که سیاستمداران محترم و وطنپرست افغان به کمک یکدیگر خزانه دولت را خالی نکرده و بگذارند که درآمد ملی ما صرف رفاه و ترقی مردم افغان شود. زیرا، شواهد کافی وجود دارد که مقامات بلندپایه که روزگاری با کیسههای خالی در کشورهای همسایه و غربی روز سپری میکردند، اکنون صاحب سرمایههای هنگفت شدهاند؛ اگر دستگاه قضا و سارنوالی افغانستان بهخاطر ناتوانی قادر به پیگرد آنها بهخاطر ثروتهای یکشبهشان نیست ولی چشم مردم کور نیست و در دادگاه عدالت عامه روشن است که این ثروتهای بادآورده چگونه در ظرف یک دهه بهدست سیاستمداران محترم و وطنپرست افغان رسیده است.
فرمان افتضاحآمیز حکومت جناب داکتر غنی و عبدالله در باب تامین هزینههای سرسامآور دفتر آقای کرزی، رییسجمهور اسبق، نشان میدهد که حکومت بهخاطر مجبوریتهای سیاسی و یا خوشخدمتیهای خویش با پول ملت چه برخوردی میکند. واضح است که چنین دفتری با خدمه و مصارف گزاف مالی در هیچ کجای دنیا برای هیچ رییسجمهور مستعفی و اسبقی فراهم نمیگردد. در هیچ کشور ثروتمندی، حتا ایالات متحده، رییسجمهور صاحب چنین امتیازاتی نیست و با توجه به وضعیت اقتصادی افغانستان، خیانت (بهدلیل پیامدهای حقوقیاش) اگر نگوییم، جفای بزرگ در حق ملتی میتوانیم بخوانیم که قسمت اعظم بودجه ملی خود را از کمکهای خارجی (و نام زنندهاش «خیرات خارجیها») تامین میکند. ما کشوری هستیم که تقریبا قوای مسلح آن با دالر امریکایی میچرخد و اگر این پول نباشد در ظرف چند هفته از هم میپاشد.
ما کشوری هستیم که وزارتخانهها برنامههای خود را براساس تمویل منابع خارجی تدوین کرده و برخی از آن، حتا وزارتهایی مانند خارجه، با مشکل بودجوی روبهرواند. باز هم در چنین کشوری رییسجمهور بر حال سر خزانه دولت را میگشاید و برای رییسجمهور مخلوع معاش و مصارف شاهانه منظور میدارد؛ رییسجمهور اسبقی که با توجه به دیوان و دفترش به نظر میآید که برنامههایی در آستین و نقشههایی در سر دارد.
قاتل حسابدهی و شفافیت در یک دولت که افغانستان به آن در سطح جهان مشهور است، عدم حسابدهی و شفافیت است؛ به همین سادگی. آقای غنی بر اساس چه منطقی چنین پولی را در اختیار آقای کرزی قرار میدهد؟ دستکم باید آقای غنی که ظاهرا بیشتر از هر کسی بهدلیل زندگی در غرب با چنین مسایلی آشنا باشد، توضیح میداد که یک رییسجمهور بازنشسته چه نیازی به چنین پول گزافی که بالاتر از توان مالی کشور فقیری مانند افغانستان است، دارد؟ در واقع به برکت رسانههای آزاد، و نه پاسخگویی حکومتی که رییس آن بیشتر از هر چیزی هنر زدن حرفهای بزرگ و تیوریهای کلان دولتداری را بلد است، ما از این موضوع آگاه شدیم.
در کشوری که جذابیت تیوری توطیه بر دریافت علمی و مستند حقایق و حوادث میچربد، برای گروههایی این سوال را خلق کرده است که آیا آقای غنی برای راضی نگهداشتن آقای کرزی و جلوگیری از توطیهچینیاش، چنین امتیازات بزرگ مالی را برای ایشان در نظر گرفته است.
حکومت وحدت ملی را از حیث حیفومیل منابع حکومت و چاق کردن بوروکراسی دولت میتوان برنده جایزه نوبل هدر دادن منابع اعلام کرد (البته، چنین جایزهای وجود خارجی ندارد ولی میتوان به افتخار آقایان عبدالله و غنی این جایزه را از بودجه دفتر حامد کرزی بهوجود آورد). با اضافه شدن سمت اجرایی به بروکراسی دولت افغانستان که هنوز کار آن بیشتر از اداره مجالس هفتهوار وزرا و دیدارهای دیپلوماتیک و تشریفاتی با مقامات خارجی نیست، بر مصارف و تورم تشکیلاتی حکومت افغانستان افزوده شده است. جالب اینجاست که این تورم تشکیلاتی نه بر اساس ضرورت وظیفوی که بهخاطر دادن امتیاز و منصب به مقامات، وابستگان و افراد نزدیک سیاسی و قومیشان شکل گرفته است.
به دفتر آقای ضیا مسعود نگاه کنید: نماینده خاص رییسجمهور در امور حکومتداری خوب تا سطح معاونین ریاستجمهوری ارتقای مقام و امتیاز یافته است. چنین چیزی در کدام کشور جهان جز افغانستان ممکن است؟ البته اگر نابغه هم نباشیم میتوانیم درک کنیم که آقای غنی به چه دلیلی این قدر خاطرخواه آقای احمدضیا مسعود است. امتیازات آقای غنی به آقای مسعود ریشه در زدوبندهای انتخاباتی و همچنان حساب و کتابهای سیاسی رییسجمهور دارد. برای همین آقای غنی حاضر است که براساس ملاحظات سیاسی خزانه دولت را تبدیل به گاو شیری خود کرده و برای متحدان سیاسی و قومیاش شیر پرچرب پامیری بدوشد.
این مدیریت ناشایست مالی حکومت آقای غنی و عبدالله را در حالی شاهد هستیم که چشمانداز بقای اقتصادی افغانستان به هیچ صورت مثبت نیست. افغانستان با اینکه به لحاظ سیاسی و در حد گفتار خود را کشور مستقلی میخواند اما در عمل به یک کشور وابستهای مبدل شده است که بدون لقب استعماری، بهصورت ماهانه و سالانه پول مستمری از قدرتهای بزرگ بینالمللی و منطقهای میگیرد. برای همین باید برای هموطنان ما قابل درک باشد که وقتی پولی از کاخ سفید و یا سفارت امریکا به خزانه دولت میرسد و یا پولهای سیا و سفارت ایران در خریطههای سیاه به کود مخصوص رییسجمهور واریز میشود، پس حیف و میل آن نیز قابل پیشبینی است. نخبگان وابستهای که هیچ امیدی به آینده خود نداشته و موقعیت فعلی خود را کمتر از یک چانس طلایی به حساب نمیآورند، چهار دستوپای به این پولهای خارجی باد آورده چسپیده و با شرکای خود تقسیم میکنند.
آقای غنی نمودی از آن مثل مشهور فارسی است: «عالم بیعمل». آقای غنی افتخار دارد که کتابش در باره ترمیم دولتهای ناکام در دانشگاههای غربی بهعنوان یک ماخذ درس داده میشود. اما برعکس، مدیریت ضعیف مالی و تورم تشکیلاتی حکومت بهخاطر مصلحتهای سیاسی و خریدار وفاداری رقبای سیاسی و قومی رییسجمهور نشان میدهد که او نه بر اساس کتاب اکادمیکش که بر مبنای نسخه رایج حکومتداری در افغانستان عمل میکند: جیب سیاستمداران و متحدان خود را پر کن، مردم را با پروپاگند و حرفهای دهن پرکن فریب ده و با این کار برای چند روزی عمر حکومتت را طولانی کن.
سلیم آزاد-8صبح
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com

