شفقنا افغانستان-چین توجه دیپلماتیک خود را به منظور کمک به ایجاد صلح و ثبات در افغانستان تشدید کرده و به دنبال تعمیق روابط خود با کابل است.
« موسسه کارنگی » در جدیدترین گزارش خود به بررسی علت توجه زیاد چین به کشور افغانستان و منافعی که این کشور را ترغیب به حمایت از کابل میکند، پرداخته است.
نویسنده این گزارش معتقد است که چین در صدد پر کردن جای خالی نظامیان آمریکایی در افغانستان نیست بلکه در آینده میتواند نقش مفیدی در روند مصالحه بین دولت افغانستان و طالبان بازی کند.
«ژائو هشنگ » نویسنده این گزارش، در ادامه به 5 سوال مهم در خصوص استراتژی چین در قبال افغانستان پاسخ میدهد.
1.نقش کنونی چین در تلاشهای دیپلماتیک برای ایجاد یک افغانستان باثبات
از آغاز سال 2014 چین در رابطه خود با افغانستان دیپلماسی مثبتتر،فعالتر و پویاتری را دنبال کرده است. در اکتبر 2014 پکن میزبانی چهارمین کنفرانس موسوم به « فرآیند استانبول » با موضوع افغانستان را بر عهده داشت. چین با میزبانی این رویداد که با هدف تشویق همکاری و هماهنگی بین افغانستان، همسایگان این کشور و شرکای منطقهای آن صورت گرفته بود، تمایل خود را جهت در دست گرفتن ابتکارعمل در ترویج آرام قدرت بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 و عقبنشینی نیروهای آیساف ( نیروی بینالمللی کمک به امنیت ) و ایالات متحده نشان داد. در کنفرانس ” فرآیند استانبول ” همچنین نگرش مثبت چین به سمت همکاریهای منطقهای و بینالمللی در خصوص افغانستان ثابت شد.
پکن همچنین امیدوار است که به منظور استفاده از این چارچوب چندجانبه، ایده خود در خصوص تامین امنیت آینده افغانستان را مطرح کرده و حمایت کشورهای دیگر را به این منظور جلب کند.
چین علاوه بر این در حال برگزاری جلسات دوجانبه و سه جانبه پیرامون موضوع افغانستان با دیگر کشورهای منطقه است. در فوریه 2015 دور اول گفتگوهای سه جانبه استراتژیک چین، افغانستان و پاکستان با حضور معاونان وزیر خارجه سه کشور در کابل برگزار شد. در سال 2014 مذاکرات میان چین، روسیه و هند صورت گرفت و در دور دوم مذاکرات ایران وچین شرکت داشتند.
چین از موقعیت بسیار خوبی جهت کمک به ایجاد هماهنگی بین افغانستان و همسایگان این کشور- که نقش بسیار مهمی در ارتقاء امنیت آن دارند – برخوردار است. اجماع این کشورها با مواضع و سیاستهایی که دارند در اطمینان بخش کردن آیندهای با ثبات در افغانستان کمک خواهد کرد.
سازمان همکاری شانگهای، یک گروه منطقهای که شامل بسیاری از همسایگان افغانستان و کشورهای مجاور است، خطمشی چندجانبه مهمی برای هماهنگی سیاستهای کشورهای مختلف نسبت به افغانستان به شمار میرود.
2. چگونگی افزایش روابط دوجانبه چین و افغانستان
روابط دو جانبه پکن وکابل افزایش یافته است. در فوریه 2014 «وانگ یی » وزیر امور خارجه چین با سفر به کابل نشان داد که چین ،افغانستان را در انتقال آرام قدرت سیاسی، امنیتی و اقتصادی حمایت خواهد کرد.
در نوامبر 2014 یکی از اعضای شورای دولتی چین از افغانستان بازدید کرد تا در درجه اول از این کشور در برابر نیروهای تروریستی « جنبش اسلامی شرق ترکستان » – یک گروه جدایی طلب که خواستار استقلال و جدایی منطقه خودمختار اویغور در ایالت سین کیانگ چین هستند- محافظت کند. یک ماه پیش نیز« چی جیانگ یو » معاون رییس ستاد کل PLA به عنوان فرستاده ویژه رییس جمهور چین به افغانستان سفر کرد.
پیش از این مقامات دیپلماتیک، امنیتی و نظامی چین به این تعداد بسیار زیاد در طول یکسال از افغانستان بازدید نکرده بودند.در اکتبر سال 2014 «اشرف غنی » رییس جمهور جدید افغانستان به چین سفر کرد و دو طرف بر تعمیق همکاریهای خود در زمینههای مختلف تاکید کردند. هر چقدر جلوتر میرویم چین و افغانستان آمادگی بیشتری جهت همکاری در زمینههای فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی دارند.
حمایتهای اقتصادی چین از افغانستان نیز به طور قابل توجهی افزایش یافته است. بین سالهای 2001 تا 2013 چین در مجموع 105 میلیارد یوان ( حدود 240 میلیون دلار ) به این کشور کمک مالی کرده است. در سال 2014 چین به تنهایی 500 میلیون یوان ( حدود 80 میلیون دلار ) به افغانستان کمک مالی کرده و متعهد شده که در طول سه سال آینده 105 میلیون یوان دیگر نیز کمک کند. در طول پنج سال آینده نیز پکن 500 کمک هزینه تحصیلی برای دانشآموزان افغانی که در چین تحصیل میکنند را فراهم خواهد کرد و علاوه بر این 3000 افراد حرفهای افغانی را در زمینههای مختلف از قبیل مبارزه با تروریسم، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و دیپلماسی آموزش میدهد.
کمکهای اقتصادی تنها بخشی از کمکهایی است که چین در قبال افغانستان انجام داده است. از همه مهمتر این موضوع میباشد که چین مایل به افزایش همکاریهای اقتصادی خود با افغانستان به منظور کمک به استقلال اقتصادی این کشور است.
در چارچوب استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم چین، دو کشور فرصتهای زیادی جهت همکاری با یکدیگر دارند و این امر نه تنها منافع زیادی را برای اقتصاد افغانستان در برخواهد داشت بلکه به این کشور کمک میکند تا به سمت جلو حرکت کرده و پیشرفت اقتصادی چشمگیری را در منطقه به دست بیاورد.
3.انگیزههای چین از درگیری هر چه بیشتر در افغانستان
اقدامات چین در افغانستان توسط منافع ملی این کشور، آگاهی فزاینده از مسئولیت خود به عنوان یک قدرت بزرگ در منطقه و ترویج امنیت و توسعه اقتصادی در افغانستان و سراسر آسیای حنوبی و مرکزی توجیه میشود. مهمترین هدف چین در افغانستان ایجاد امنیت در این کشور است. علاوه بر این چین و افغانستان همسایه یکدیگرند و مرزهای آنها نیز مشترک است. یک قسمت از مرز افغانستان خواستگاه تروریسم و افراطگرایی است و از سوی دیگر «سین کیانگ » چین نیز به شدت در برابر اثرات تروریسم و افراط گرایی آسیبپذیر است.
وضعیت در سین کیانگ پیچیدهتر است. چین از یک طرف باید با جداییطلبان داخلی، تروریستها و گروههای افراطی این منطقه مبارزه کند و از طرف دیگر خطر همکاری آنها با گروههای تروریستی افغانستان نیز وجود دارد. به همین دلیل اگر افغانستان نتواند به ثبات دست پیدا کند تامین امنیت و ثبات سین کیانگ نیز دشوارتر خواهد شد.
چین همچنین سرمایهگزاری مالی قابل توجهی در افغانستان دارد و مقامات چینی به دنبال سرمایهگزاری بیشتر در این کشور هستند.
استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم چین شامل احداث راهآهن و بزرگراهها به منظور ارتباط بهتر با آسیای مرکزی، جنوب آسیا و شرق میانه است. افغانستان نیز در مرکز این مناطق قرار دارد به همین دلیل هرگونه ناآرامی و جنگ داخلی در این کشور به احتمال زیاد در بیثباتی مناطق مجاور آن تاثیر خواهد گذاشت.
4. چه اصولی از رویکرد چین نسبت به افغانستان نشات گرفته است؟
اگر گفته شود که جنگ در افغانستان در درجه اول از زور نشات گرفته است پس میتوان گفت که پیشنهاد چین برای حل مشکلات افغانستان نیز عمدتا از صلح نشات گرفته است. چین معتقد است که آشتی سیاسی دولت افغانستان و طالبان یکی از بهترین راهها به منظور انتقال موفقیتآمیز قدرت سیاسی امنیتی در افغانستان است و سرسختانه جهت عملی شدن این ایده تلاش میکند. در چهارمین جلسه وزاری امورخارجه با موضوع ” فرآیند استانبول برای افغانستان ” « چین لی چیانگ » نخست وزیر چین 5 پیشنهاد را به دولت افغانستان ارائه داد:
1.تضمین این که افغانستان توسط مردم خود اداره شود
2. ترویج آشتی سیاسی
3. بالا بردن سرعت بازسازی سیاسی
4. کشف مسیرهای جدیدی از توسعه
5. افغانستان حمایت خارجی بیشتری را از جامعه بینالمللی به دست بیاورد.
چین امیدوار است که این حمایتها کابل را به توسعه روابط دوستانه با همسایگان خود، تقویت همکاری اقتصادی منطقهای و افزایش تواناییهای امنیتی این کشور تشویق کند و معتقد است اگر این کشور میخواهد به ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی پایداری دست یابد ، باید تاریخ فرهنگی منحصر به فرد افغانستان و شرایط ملی عملی نیز در نظر بگیرد.
5. آیا چین به دنبال پر کردن جای خالی آمریکا در افغانستان است ؟
چین به هیچ وجه قصد ندارد پس از خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان جای خالی آنها را پر کند. استقرار شمار زیادی از سربازان آمریکایی ناشی از مجموعهای از شرایط موقت و خاص بود و با خروج نیروهای خارجی از افغانستان اوضاع این کشور به حالت عادی خود باز خواهد گشت.
چین همواره تاکید کرده که افغانستان متعلق به مردم افغانستان است و مردم این کشور خود باید مسولیت امنیت کشورشان را بر عهده گیرند. افغانستان یک شیء نیست که قدرتهای بزرگ با آن بازی کنند و یا آن را بین خود تقسیم کنند. وضعیت امنیتی این کشور به گونهای است که جای اندکی برای خوشبینی گذاشته است و اقتصاد این کشور نیز در وضعیت نا به سامانی قرار دارد. نقش فزاینده چین در افغانستان منعکس کننده تعهدات این کشور به سرمایهگزاری در منابع و به اشتراک گذاشتن مسولیتها است و این موضوع نباید به مثابه تلاش این کشور برای به دست آوردن قدرت در افغانستان تلقی شود.
ایالات متحده بارها درمورد نقش چین در افغانستان رویکرد متناقضی را دنبال کرده است. واشنگتن از یک طرف پکن را به ارائه کمکهای بیشتر به افغانستان و به عهده گرفتن مسولیتهای بیشتر در این کشور ترغیب کرده و از طرف دیگر زمانی که چین این اقدامات را انجام میدهد نگران افزایش نفوذ آن در این کشور است.
6. آیا پکن قصد دارد نقش تسهیلکننده روند آشتی میان دولت افغانستان و طالبان را بازی کند؟
در طول چند سال گذشته چین هیچگاه خواستار دخالت مستقیم در سیاست داخلی افغانستان نبوده و قصد نداشته که به عنوان یک واسطه بین دولت افغانستان و طالبان عمل کند. در آینده چین ممکن است مایل به تشویق بیشتر دو کشور برای رسیدن به یک توافق مشترک باشد که البته این فرضیه به عوامل متعددی بستگی دارد:
1. دیپلماسی چین فعالتر شده است و این کشور سعی دارد ابتکار عمل را در شکل دادن به اوضاع افغانستان به دست بگیرد.
2. به طور کلی روابط دیپلماتیک چین با همسایگان خود اهمیت مضاعفی یافته و این کشور خواستار افزایش همکاری با کشورهای پیرامون خود از جمله افغانستان است.
3. وضعیت امنیتی « سن کیانگ » و استراتژی کمربند اقتصادی جاده ابریشم بیش از فوریت دیگری نیاز به تامین شدن ثبات در افغانستان دارد.
به گزارش فارس،در ژانویه سال 2015 واشنگتن پست گزارش داد که چین در ماه دسامبر 2014 میزبان یک هیات طالبان بوده است. گفته میشد که این دیدار به عنوان بخشی از تلاشهای دولت چین برای میانجیگری بین دولت افغانستان و طالبان صورت گرفته است. در حالی که پکن این دیدار را تایید نکرده بود، «وانگ یی » وزیر امور خارجه چین اظهار کرد که این کشور مایل به ایفای ” نقش سازنده ” در حمایت از روند آشتی افغانستان و طالبان است.
چین یک قدرت بسیار بزرگ در منطقه است و از نفوذ قابل توجهی برخوردار است . این کشور همواره از آشتی سیاسی در افغانستان حمایت میکند که این امر در زمان جنگ میسر نبوده است. آشتی سیاسی افغانستان و پاکستان منافاتی با هیچ یک از گروههای سیاسی داخل کشور ندارد و این امر زمانی محقق میشود که تمامی طرفهای درگیر همکاری با این کشور را بپذیرند. آشتی سیاسی در افغانستان تنها از طریق گفت و گوهای داخلی به دست خواهد آمد که روند دراز مدت و دشواری دارد اما بلاخره باید روزی این اتفاق بیافتد.
برای هر کشوری میانجیگری در درگیریهای داخلی افغانستان ریسک بسیار زیادی دارد و شانس موفقی در آن بسیار کم است. چین نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگر سیاستهای اتخاذی چین در دستیابی به اهداف خود با شکست روبرو شود بدون شک چین با بلاتکلیفی و مشکلات بسیار مهمی روبرو خواهد شد و اعتبار این کشور لطمه خواهد دید این در حالی است که هیچ آسیبی متوجه افغانستان نخواهد بود.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
