شفقنا افغانستان- جدای از بعد عاطفی واحساسی فاجعه اخیر کشورمان، واکنشی که ملت در تظاهرات شهرهای مختلف از خود نشان داد جای بسی تامل است.باید قبول کرد که تعصب قومی در افغانستان وجود دارد.اما زمانی که دراین اعتراضات پشتون،تاجیک،ازبک واقوام دیگر دست در دست هزاره علیه ترور ایستادند،اینطور به نظر رسید که بالاخره دوره این تعصبات بیجا به سر رسیده است.در اینجا سوال پیش می آید که چه چیزی باعث شروع این حرکت شده است؟بدون شک “رسانه” بازوی اصلی ایستادگی است.
رسانه توانست این همدلی را به وجود بیاورد و همین رسانه است که می تواند آن را رشد و تقویت کند. به منظور واکاوی تاریخچه ، وظایف و کارکردهای رسانه در افغانستان، خبرنگار شفقنا گفتگویی ترتیب داده با ابوطالب مظفری، شاعر و روزنامه نگار مطرح کشور که متن کامل آن از نظر شما می گذرد:
*ویژگی اصلی اختلاف بین رسانه های دوره ماقبل طالبان وپساطالبانیسم چیست؟
مظفری: دوره ما قبل طالبان زمان زیادی را در بر میگیرد و شامل دورههای متفاوتی میشود. قضاوت یکسان در مورد همه شان عادلانه و به هرکدام پرداختن نیز فعلا میسر نیست. تمام آن دورهها یک ویژگی داشت و آنهم انحصاری بودن رسانه بود. یعنی رسانه ابزاری بود در خدمت اهداف و سیاستهای دولت. از آنجا که اکثر آن دولتها توتالیتر بودند از رسانه در جهت آگاهی مردم استفاده چندانی برده نمیشد و بیشتر در خدمت اقتدار و تبلیغ قرار داشت. در دوره پساطالبانی اتفاقی که افتاد همین بیرون رفتن رسانه از سیطره انحصاری دولت بود و در پی آن البته آزادی بیان و برافتادن سانسور حداقل در انتقاد از عملکرد دولت بود. باید اقرار کرد که این اتفاق در نوع خودش در میان کشورهای منطقه بی سابقه است. بیرون از این دو حالت باید گفت که در خیلی از امور باهم مشترک بودهاند و در بعضی موارد نیز رسانههای پساطالبانی عملکرد منفی داشته و آسیبزا نیز بودهاند. به عنوان نمونه گروهی از مردم معتقدند که رسانههای آزاد به اخلاق عمومی جامعه آسیب زده و یا در جهت آموزش و ترویج فرهنگ شهروندی و ارزشهای مدنی و رشد فرهنگی کاری انجام ندادهاند و در جهت تولید داخلی برنامهها موفق نبوده.
*وظیفه رسانه ها در قبال بازنمایی صحیح احوالات گذشته، حال وآینده زندگی افغانها کدامند؟
مظفری: البته که اطلاعرسانی واقع بینانه و صحیح به مردم یکی از وظایف رسانه در هر کشوری است و این اطلاعرسانی ساحات بسیار گسترده ای هم دارد. مانند آموزشهای شهروندی معاصر و بازشناسی هویت ملی و فرهنگی. ولی مهمتر از همه نقش رسانه در ایجاد وحدت ملی است. این کاری بود که نه در رسانه ماقبل طالبانی اتفاق افتاد و نه در رسانههای پسا طالبانی.نه تنها اتفاق نیفتاد بلکه درست بر خلاف آن عمل شد.اطلاع رسانی که در مورد فاجعه تبسم رخ داد باعث شد که همه اقوام خود را زیر یک بیرق و نام ،یعنی افغانستانی ببینند و در برابر ظلم وتجاوز بایستند.
*آیا مدل رسانه های خصوصی وحزبی برای فرهنگ ما مناسب است؟
مظفری: باید اول روشن کرد که فرهنگ ما چه نوع فرهنگی است تا با مفروض گرفتن آن، بگوییم که مناسب است یا نه. با وجود اجمال بسیار در این سوال نمیتوانم پاسخ درستی بدهم ولی اینقدر بگویم که وجود رسانههای خصوصی و حزبی، امروزه در جهان امر پذیرفتهشده ای است مگر در رژیمهای بسیار انحصارگرا و توتالیتر؛ مانند کره شمالی و چین. فکر میکنم جامعه ما و فرهنگ ما با داشتن رسانههای خصوصی اگر هم مشکلی داشته باشد باید بر این مشکل فایق آید و آن را هضم کند. برای گریختن از توابع منفی آن هم ظرفیتسازی کند. آخر خود همین ظرفیتسازی هم به مدد داشتن رسانهها میسر است.
*رسانه های خصوصی چگونه می توانند در عین عمل به سیاست های درون سازمانی خود، وحدت ملی را در نظر داشته باشد؟
ابوطالب مظفری: صحبت سر همان ظرفیتسازی و فرهنگسازی است. شاید در شرایط کنونی کشور ما، مصالح حزبی و سازمانی و قومی بر منافع جمعی ترجیح داده شود اما اینگونه نیست که این دو حالت در اصل تناقض بنیادینی با هم داشته باشند و نتوانند باهم کنار بیایند. اصولا قانون شهروندی بر همین اساس تعریف میشود. یک شهروند خوب آن است که بتواند میان منافع شخصی خود و منافع جمعی ایجاد تعادل کند و در شرایطی بتواند به نفع مصالح عمومی از آزادیهای شخصی و منافع شخصی خودش بگذرد. من قبول دارم که این ظرفیتسازی فعلا در کشور ما وضعیت مطلوبی ندارد و از این رهگذر ما آسیبهای هم دیده و میبینیم ولی باید کم کم به آن مرحله رسید.
*افغانستان دارای پیشوند “جمهوری اسلامی” است.آیا رسانه ها رادیو و تلوزیون ما با این محوریت جلو می روند؟خروجی رسانه ها چه زمانی می توانند تلفیقی از ارزش های اسلامی با ارزش های دموکراتیک باشند؟
مظفری: به گمان من میان جمهوریت و اسلامیت نظام، نمیتواند تباین ذاتی باشد. اگر چنین باشد باید به قانونگذار خرده گرفت که چرا دچار این تناقض شده است نه به رسانهها. به هرحال در قانون اساسی این کشور هردو بخش به رسمیت شناخته شده. در حد قانونی میشود گفت که رسانهها، ملزم به رعایت این دو اصل هستند اما در مرحله عمل، روشن است که تخطیهای از یکی از دو سوی، احتمال دارد صورت بگیرد. اینجا است که رسانههای خصوصی مسألهساز میشوند. چون آنها با توجه به سلایق ایدئولوژیکشان میتوانند به یکی از دو سمت ماجرا در بغلتند و حق دیگری را چنانکه باید و شاید بجا نیاورند.
انتهای پیام

