شفقنا افغانستان- روزنامه 8صبح در شماره امروز خود می نویسد: از اواخر زمامداری مجاهدین در افغانستان در کنار مهاجران افغان، گروهی به نام بیجاشدگان داخلی نیز در گوشه و کنار کشور پیدا شدند. جنگهای تنظیمی و میانگروهی در گوشه و کنار افغانستان باعث راه افتادن سیل آوارههای داخلی شد که از مناطق جنگی به نقاط امن پناه میبردند. این سیل بیجاشدگان در دوره سلطه طالبان هم دوام کرد و حتا پس از سقوط طالبان و شکلگیری حکومتی با حمایت جهانی باز هم بیجاشدههای داخلی همچنان از یک گوشه به گوشه دیگر کشور در حال فرار از جنگ و نابهسامانیاند.
هرات بهدلیل امنیت نسبی چی در زمان مجاهدین، چی در دوره طالبان و پس از طالبان پذیرای حجم گستردهای از این بیجاشدگان بود. پناهجویان داخلی در دو منطقه در شرق و غرب شهر هرات اسکان داده شدند و گاهگداری توسط نهادهای بینالمللی یا داخلی نیز کمک میشدند. بخشی از این گروه از بیجاشدگان کمکم خیمههایشان را تبدیل به چهار دیواریهای مداوم کردند. خصوصا در شرق شهر هرات در منطقهای به نام شیدایی کمپ موقت بیجاشدگان داخلی تبدیل به شهرک کاهگلی بیجاشدگان شد. در اواسط دهه هشتاد شمسی زمینهایی که بخشی از آن توسط همین بیجاشدگان داخلی تصرف شده بود و مربوط به دولت بود توسط شهرداری برای مردم توزیع شد.
تعدادی از مردم که زمینشان هنوز به تصرف کسی در نیامده بود رفتند و بر این زمین یا خانه ساختند یا هم حداقل چهاردیواری آن را استوار کردند. ولی عدهای دیگر که از شانس بد زمینشان زیر تصرف خانههای کاهگلی بیجاشدگان داخلی بود چشم انتظار روزی بودند که این بیجاشدگان دوباره به مسکن اصلیشان برگردند. با گذشت چند سال مشخص شد که این افراد دیگر هوای رفتن ندارند و چون امیر نصر سامانی، هرات برایشان ماوای دایمی شده است.
بنا تلاشها برای گرفتن زمینهایی که حالا مفهوم غصب بر آن اطلاق میشد شروع شد. بیجاشدگان اما در طول این سالها به چم و خم سیاست بهتر آگاه شده بودند و رابطههای محکمی با مرکز ایجاد کرده بودند. شهرداری حتا با حمایت پولیس در سالهای گذشته نتوانست این افراد را از جایشان تکان دهد. حتا گاه کار به زد و خورد فزیکی نیز میکشید. در بیشتر مواقع از مرکز فرمان عدم پرداختن به این مساله صادر میشد. حتا مهیا کردن شهرکی برای این افراد نیز مثمر نیفتاد و آنان نخواستند تا از جایشان تکان بخورند. حالا تنها بحث غصب زمین مردم توسط بیجاشدگان مطرح نبود. گزارشهایی از حضور مخالفان دولت خصوصا طالبان در میان این خانههای گلی و حمایت این جماعت بیجاشده از آنان نیز در رسانهها نشر شد.
پولیس و امنیت ملی بارها از این منطقه تروریست و واسکت انتحاری بیرون کرد و گویا این منطقه مرکز فعالیتهای تروریستی شده بود. با این حال باز هم کسی نتوانست بیجاشدگان را کوچکترین تکانی از جایشان بدهد. همین چند ماه پیش هرات به فرمان رییسجمهور غنی صاحب شهردار جدید شد. شهردار جدید که جوانی تحصیلکرده و با دانش است تلاش کرد تا برای زدودن زمزمههای مخالف از دهان مردم به ماسترپلان شهری هرات بپردازد. او طرح توسعه جادههای شهر هرات را دوباره روی دست گرفت و مهمترین سرک بازار هرات را بزرگتر ساخت در راستای همین تطبیق ماسترپلان شهردار هرات با حمایت پولیس دکانهای بیجاشدگان داخلی را که در اطراف شاهراه هرات بادغیس بهطور غیرقانونی ساخته بودند تخریب کرد. بیجاشدگان با اینکه سعی در جلوگیری از این عمل کردند، ولی زور نیروی امنیتی بیشتر بود و توانستند بخش عمدهای از این دکانها را تخریب کنند.
همانطور که گفته شد بیجاشدگان در طول این سالها به خوبی با چم و خم سیاست و معاملههای سیاسی آشنا شده بودند. آنان نخست تخریب یک مسجد را بهانه ساخته و دست به اغتشاش زدند و به دنبال آن سریعا این مساله را به مرکز کشور رساندند. حالا گزارشهایی مبنی بر احضار فرمانده امنیه هرات به مرکز و استنطاق از وی در این مورد بر شبکههای اجتماعی ورد زبان شده است. معلوم نیست که فرمانده امنیه از لابیگریهای بیجاشدگان سیاستمدار کمپ شیدایی هرات جان سالم به در میبرد و یا او را نیز کنار خواهند زد. ولی یک مساله قابل تامل است اینکه بلاخره این کشور با قانون اداره میشود یا با مصلحتهای قانونکش.
مسلما هیچ کس مخالف اسکان این بیجاشدگان داخلی نیست ولی در زمین دولتی و غصبی و با ساختوسازهای غیرقانونی در هر شکل آن باید مخالف بود. تا چند روز دیگر مشخص خواهد شد که مصلحتگرایی دولت پیروز میشود یا قانونگرایی شهردار و فرمانده امنیه هرات.
انتهای پیام

