شفقنا افغانستان-وضعیت حقوق بشر در کشور رو به وخامت گذاشته و چالشهای فراروی آن به دلیل بیثباتیها، آینده نامعلوم و از همه مهمتر روند روبهرشد افراط افزایش مییابد.
به نوشته روزنامه اطلاعات روز، بیش از 14 سال از تلاش حکومت افغانستان و جامعه جهانی برای نهادینه ساختن حقوق بشر در افغانستان میگذرد اما هنوز هم حقوق بشر یک مفهوم غریب است و همه روزه حقوق انسانی شهروندان به گونههای مختلف در سراسر کشور به شکل علنی صورت میگیرد.
حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق اقلیتها و در کل، حقوق بشر، اکنون به روندی ملول و مأیوسکننده در افغانستان تبدیل شده است.
بیش از 13 سال است که دولت افغانستان و جامعه جهانی برای تأمین ارزشهای حقوق بشری مبارزه میکنند اما هنوز هم وضعیت زنان و کودکان نسبت به 13 سال پیش هیچ تفاوتی نکرده است.
آنقدر که موارد خشونت و بدرفتاری با زنان و کودکان تکرار شده، دیگر اولویت حقوق بشر تبدیل به تراژدی حقوق بشر شده است.
سنگسار و دادگاههای صحرایی، گوش و گلو بریدنها، تجاوز به زنان و کودکان، خودسوزی، قطع انگشتان و دیگر شیوههای جنایت در برابر کودکان و زنان، به موضوع بحث حقوق بشر در افغانستان تبدیل شده است.
وقتی از حقوق بشر سخن میگوییم، پیش از این که ارزش، زندگی و رفتار حقوق بشری به ذهن ما خطور کند، موارد و شیوههای مختلف جنایت علیه زنان و کودکان در ذهن ما مجسم میشوند.
این امر نشان میدهد که هنوز حقوق بشر به مثابه یک ارزش و رفتار حقوق بشری در ذهن مردم افغانستان نهادینه نشده و تمام بگومگوها در جهان بیرونی و ذهنی مردم افغانستان، واکنشی میباشد.
متأسفانه هر روز شاهد موارد تازه خشونت و بدرفتاری با زنان و کودکان و انتشار گزارشهایی حاکی از بدترشدن اوضاع هستیم.
بدبختی اینجاست که این وضعیت به سمت منفی در حرکت است و هیچ روزنه امیدی به چشم نمیخورد.
وضعیت حقوق بشر در کشور رو به وخامت است و چالشهای فراروی آن به دلیل بیثباتیها، آینده نامعلوم و از همه مهمتر، روند روبهرشد افراطیت و دگماندیشی، روزبهروز افزایش مییابد.
همهروزه کودکان مظلوم و بیپناه خیابانی در شهرها و روستاهای افغانستان از سوی مردان مورد تجاوز جنسی و استثمار قرار میگیرند که نه رسانهای صدای نحیف آنها را میشنود و نه نهادهای حقوق بشری و نهادهای مدنی و فرهنگی یا مسئولان دولتی مظلومیت آنها را میبینند.
این امر عوامل گوناگونی دارد؛ باورهای کور قبیلهای، سنتهای جاهلانه، فرهنگ مردسالارانه، بینظمیها و وجود گروههای خودسر و قدرتمندان محلی، ضعف حاکمیت قانون، فقر و بیسوادی از جمله عوامل اصلی خشونت علیه زنان و کودکان در کشور میباشند.
در این میان، ضعف سیستمهای قضایی و برخورد سست نهادهای امنیتی و قضایی کشور با عاملان تجاوز و بدرفتاری، بیش از هر عامل دیگری در افزایش تجاوزهای جنسی به کودکان مؤثر است.
بیشتر موارد تجاوز و بدرفتاری با کودکان در شهرها و مناطقی اتفاق افتاده که دولت حاکمیت دارد و نهادهای قضایی در آن مناطق فعال میباشند.
لذا در افزایش این امر، سستی نهادهای قضایی برای محاکمه عاملان این جنایتها، به آنها جسارت داده است.
فرهنگ معافیت از مجازات، باعث شده که نقض حقوق بشر و بد رفتاری با زنان و کودکان به یک رویه عادی در رفتار بخشی از مردم افغانستان تبدیل شود و هیچگاه در رفتارهایشان به معیارهای حقوق بشری توجه نکنند.
بنابراین، میتوان گفت: مسئولان امنیتی و نهادهای قضایی در این راستا باید به صورت جدی اقدام کنند و سرسختانه در برابر مسببان این جنایتها ایستادگی کرده و در محاکمه آنها بر هر گونه تسامح و ملاحظات خط بطلان کشیده و قاطعانه و سرسختانه با آنها برخورد کنند، تا بیش از این، همهروزه شاهد گزارشهای تکاندهنده از تجاوز بر شأن انسانی و نقض حقوق بشر در کشور نباشیم.
انتهای پیام
