شفقناافغانستان– تأمل و تفکر قبل از سخن گفتن، یکی از راههای کنترل زبان است. امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) در همین زمینه میفرمایند: «قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکِیمِ فِی قَلْبِهِ، دل احمق در دهان اوست، و دهان حکیم در قلب اوست.» ابن شعبه حرانى، حسن بن على تحف العقول، ص ۴۸۹.
یکی از نعمتهای بزرگی که حق تعالی نسبت به انسان ارزانی داشته تا به وسیله آن به بسیاری از اهداف خود در قالب عبادت، هدایت، تعلیم و تعلم، و… برسد و آیینه گویای باطن و شخصیت و شاکله وجودی هر کسی است، نعمت زبان و بیان است. منتها این نعمت الهی باید مدیریت شود تا در جهت خیر از آن بهره برده شود؛ زیرا همین عضو به ظاهر کوچک، در عین آنکه قابلیت دارد انسان را به اوج برساند، این توانایی را هم دارد آدمی را در دره هلاکت ساقط نماید که زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد.
مدیریت کنترل زبان
به گزارش شفقنا به نقل از رهروان ولایت راه مدیریت و کنترل زبان، آن است که انسان عجله در سخن گقتن نداشته باشد و هر چه که به ذهنش خطور کرد را نگوید، بلکه اول با چاشنی تأمل و تفکر آن را برانداز کند، اگر به صلاح بود، زبان به سخن بگشاید.
امام حسن عسکری (صلوات الله علیه) در همین زمینه یک جمله بسیار زیبا و کلیدی دارند: «قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِی فَمِهِ وَ فَمُ الْحَکِیمِ فِی قَلْبِهِ [۱] دل احمق در دهان اوست و دهان حکیم در قلب اوست.»
فرمایش حضرت که ناظر به موضوع زبان است، یک جمله کنایهای است؛ زیرا نه قلب کسی پشت زبانش است و نه زبان کسی پشت قلبش بلکه اشاره به این است که انسان های عاقل و فهیمده اول می اندیشند و بعد سخن می گویند ولی افراد احمق و نادان، اول سخن می گویند و بعد فکر می کنند که آیا صحیح بوده یا خیر؟ و این تفکر سودی به حالشان ندارد، چون مانند تیری است که از زه کمان خارج شده باشد و دیگر به کمان بر نمیگردد.
«نکتهای کان جست ناگه از زبان
همچو تیری دان که جَست آن از کمان.» [۲]
البته روشن است که کلام آن حضرت به عقل و حماقت اکتسابی اشاره دارد. کسی که ذاتاً احمق است در واقع نوعی بیماری دارد که، در صورت امکان باید به وسیله دیگران معالجه شود. ولی گاه انسانی که از جهت ظاهری سالم است، حماقت را با اراده خود فراهم می سازد. پرحرفی ناپسند، حرف دروغ و ناروا، فحش و ناسزا، کلام بی جا، سخن درباره آنچه علمی نسبت به آن وجود ندارد، حرفی که مایه رنجش خاطر کسی و دل شکستن شود، آبرویی را ببرد، فتنه ای را برانگیزد، دو نفر را با هم دشمن سازد، موجب اختلاف گردد از نشانههای کسی است که بدون فکر و تأمل سخن میگوید و درمان همه اینها تأمل کردن و دم فروبستن از سخن نسنجیده و بی فکر است.
«تأمل کنان در خطا و ثواب
به از ژاژخایان حاضر جواب.» [۳]
بنابراین لازم است تا قبل از سخن گفتن، با تأمل و تفکر و کاستن از سخنان بی ثمر، لغزشهای زبانی خود را کمتر کنیم و خویشتن را در زمره انسانهای حکیم داخل نماییم که «تا دهان بسته نشد دل باز نمیشود.» [۴]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینوشت:
[۱]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على تحف العقول، ص ۴۸۹، جامعه مدرسین، قم، ۱۴۰۴ / ۱۳۶۳ ق.
[۲]. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بازگفتن بازرگان با طوطی آنچه دید از طوطیان هندوستان، گنجور.
[۳]. سعدی، بوستان، باب هفتم در عالم تربیت، گنجور.
[۴]. حسن زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، ج۲، ص ۱۴۴، بوستان کتاب.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
