شفقنا افغانستان-حبیبه سرابی از زنان موفق افغانستان در عرصه سیاسی به حساب می آید. وی سال ها والی بامیان بود و برای شرکت در پیکارهای انتخاباتی از سمتش کناره گیری کرد. سرابی به عنوان معاون دوم از سوی زلمی رسول کاندید ریاست جمهوری افغانستان معرفی شده است.
متن زیر گفتگوی حبیبه سرابی با روزنامه هشت صبح است که از نظر شما عزیزان می گذرد:
-لطفا خودتان را معرفی کنید.
حبیبه سرابی هستم. در کابینه انتقالی بهعنوان وزیر امور زنان کار کردم. از سال ۲۰۰۵ الی ۲۰۱۳ والی بامیان بودم و فعلا معاون دوم زلمی رسول، کاندیدای ریاستجمهوری ۱۳۹۲، هستم. متولد بغلان، اما اصالتا از محله سراب غزنیام. لیسانس فارسی را در سال ۱۳۶۰ از پوهنتون کابل دریافت کردم.
یک یا دو خاطره مهم را که در آن حقوق بشری شخص شما نقض شده و در زندگیتان تاثیرگذار بوده، تعریف کنید.
من تنها دختر خانواده بودم و ۴ برادر داشتم، ولی پدرم برادرانم را بیشتر دوست داشت و هنگامی که دیگران را لتوکوب میکرد، من را هم میزد، بدون اینکه گناهی را مرتکب شده باشم.
خاطره بعدی از آزارهای جنسیتی است. زمانی که به مکتب میرفتم، پسری من را اذیت کرد. بسیار عصبانی شدم و ناخودآگاه به صورتش سیلی زدم و او هم مرا به سیلی زد. با اینکه گناه و خطا را او مرتکب شده بود، به خود حق داد که مرا به سیلی بزند.
-سه دستآورد مهم این دوران (جدید) چه بوده است؟
وجود قانون اساسی، مخصوصا ماده ۲۲ قانون اساسی برای زنان که برابری جنسیتی را مطرح کرده است، یک دستآورد مهم محسوب میشود. همچنین ازدیاد شاگردان دختر در مکاتب و تدویر برنامههای دادخواهی زنان در قالب گروههای بزرگ و بهصورت جنبشی، هدفمند و همچنان حضور زنان در پارلمان و سیاست از جمله دستآوردهای خوب محسوب میشود.
-چه چیزی در دوران جدید اعتماد شما را جلب کرده و آن را بهعنوان یک نوآوری و ابتکار مثبت ارزیابی میکنید؟
تدویر کنفرانسهای متعدد درباره افغانستان در سطح بینالمللی، مانند کنفرانسهای بن یک و بن دو، برلین، استانبول، و توکیو و توجه سیاستمداران دنیا و فکر کردن آنان به افغانستان مهم است. حس داشتن هویت مستقل افغانستانی، در من شیرینی خاصی را ایجاد میکند، زیرا من نیز مانند هزاران افغان طعم تلخ مهاجرت را چشیدهام و بیهویتی را با گوشت و پوست لمس کردهام.
-مهمترین ترس امروز شما چیست؟
مهمترین ترس این است که افراطیگرایی دوباره در افغانستان حضور پیدا کند و مانع حضور زنان در اجتماع گردد. این برای من بهعنوان یک سیاستمدار و یک زن نگرانکننده است.
-سه چالش بزرگ (ساختاری، اجتماعی و فرهنگی) پیش روی افغانستان چیست؟
حکومتداری خوب یکی از مسایل بسیار مهم است، زیرا ناامنی، بیکاری، کشت مواد مخدر و فساد اداری از جمله چالشهای ناشی از نبود حکومتداری خوب و تطبیق قانون است.
-فکر میکنید جامعه افغانستان امروز اجازه خواهد داد دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و فقدان حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟
هرگز نه؛ زیرا آگاهی زنان زیاد شده است. حتا آگاهی زنان نسبت به ۳ سال قبل متفاوت است. زنان شبکههای خوبی ساختهاند. ایجاد شبکههای اجتماعی به نفع زنان و شبکهسازی بین خودشان گام مثبتی است که در جهت ظرفیتسازی برداشته شده است. جامعه جهانی هم این اجازه را نخواهد داد، زیرا آنها در افغانستان سرمایهگذاری کردند و خون فرزندان آنان در افغانستان بهدلیل پاسداری از آزادی ریخته شده است و شرم خواهد بود که آنان این موضوعات را نادیده بگیرند و چشمپوشی کنند. این اتفاق در صورتی ممکن است که حکومتی دیکتاتوری روی کار بیاید.
-یک خاطره که در آن حقوق بشری یکی از اعضا زن خانواده یا آشنایان شما نقض شده، تعریف کنید؟
اولین چیزی که در زندگی شخصی و خانوادگیام، در ذهنم تداعی میشود، نقض حقوق بشری مادرم است که به شدیدترین شکل مورد خشونت قرار گرفته بود و همین مساله مرا مقاوم و مبارز ساخته است.
-سه عامل بازدارنده در مقابل مشارکت زنان در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟
موضوع اول عرف و عنعنات ناپسند است که متاسفانه نقشی برتر از قانون و شریعت بازی میکند. باید به مردم آگاهی داده شود. موضوع دوم فقر است. در خانوادههای فقیر، زنان اولین قربانیهای خشونت هستند. سطح پایین تحصیلات زنان نیز از جمله این عوامل محسوب میشود. اگر زنان درس بخوانند تا صنف ده و یازده بیشتر نمیخوانند و به زنی کسی داده میشوند، ازدواج میکنند و اجازه رفتن به دانشگاه را ندارند تا ظرفیتهای خود را بلند ببرند.
-سه مطالبه عمده زنان بهطور کلی چیست؟
زنان باید از لحاظ اقتصادی خودکفا باشند و خودکفایی اقتصادی میتواند از لحاظ ارزشی برابری زن و مرد را در پی داشته باشد. سطح دانش زنان باید رشد کند و زنان بتوانند تحصیلات عالی خویش را ادامه دهند تا توانایی آنان رشد کرده و همردیف با مردان در اجتماع ظاهر شوند. در کنار این مسایل برنامههای آگاهیدهی همراه با تغییر در قوانین به نفع زنان نیز مهم است.
-منابع و مراکز قابل اتکا در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان چه کسانی هستند؟
شبکههای دادخواهی زنان در نهادهای جامعه مدنی در مجموع و مطبوعات نقش بسیار برجسته و مفید دارند. گرچه قانون پشتوانه خوبی برای زنان در تمام جوامع است، در افغانستان قانون به تنهایی نمیتواند تکیهگاه باشد. من بهعنوان والی بارها شاهد نقض حقوق زنان در دستگاههای عدلی و قضایی بودهام. گروههای پارلمانی مسوولیتپذیر را نیز میتوان جزء این دسته محسوب کرد، اما متاسفانه در افغانستان این گروهها نتوانستهاند بهشکل درست و مفید منسجم شوند و نقش اساسی خویش را ایفا کنند.
-در حوزه خصوصی یا عمومی یعنی فعالیتهای مدنی و حرفهای خود برای رفع موانع ذکر شده، منجمله تبعیض چه کردهاید و چه میکنید؟
در خانواده خویش بین دختر و پسر فرقی قایل نشدم و به همین دلیل دختر من رشد خوبی داشته است. همچنین کوشیدهام اعضای مرد خانواده را متوجه مسوولیتهایشان در قبال زنان و دختران بکنم. در حوزه فعالیتهای عمومی سعی کردهام که فیصله را به نفع زنان انجام دهم. بهعنوان مثال در بامیان از ازدواجهای اجباری و زودهنگام جلوگیری کردهام که در این مورد قصههای زیادی برای گفتن دارم. همچنین ایجاد شبکه دادخواهی جامعه مدنی در بامیان نیز از افتخارات من است که از جمله حامیان سرسخت و قوی آنان بودم و هستم.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
